ساری

« تر » و « ترین »
آنچه که در یکساعت تنهایی و تامل بر کشکول بنده ای نهادند! (1)

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:امورات باطنی ا ز جمله اراده و قدرت و ... هیچ گاه سکون ندارند یعنی هیچگاه امر به توقف نمیکنند؛ در غیر اینصورت دیگر ماهیتا نه قدرت هستند و نه اراده و نه ... ! پس قدرت همیشه « قدرت تر » و اراده هم همیشه « اراده تر » هستند و هکذا ... !

ساری,گاه نوشته های محمود زارع

برای تنظیم و تنسیق امورات اجتماعی در سامان دادن به حکومت نمیتوان بدون قانون (که فقط در یک وجهش نقش کنترل کنندگی قدرت را دارند) حکومتی را برپایه عدل برپا داشت.

این مساله ربطی به فرد خوب یا انسان بد ندارد , نگوئید فلانی خوبست یا ... بلکه مساله این است که موضوع فرد نیست بلکه موضوع صفت است !

باید قدرت بر اساس قوانین دقیقی که احدی در هر سطحی از حکومت که باشد نتواند از آن عدول کند؛ تنظیم و اجرا شده و قدرت کنترل شود چرا که قدرت ذاتا و ماهیتا ایستاپذیر نیست یعنی قدرتی که قدرت تر نشود اصلا پایدار نمی ماند لذا باید مهار شود.


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً الآیة
ربّ العالمین، خداوند جهانیان، و دارنده همگان، بخشاینده مهربان، درین آیت بر رهیگان توبت عرضه میكند، و در عفو امید میدهد، و تشدیدها كه گفته است همه را درمان میسازد، هم بیگانه را از بیگانگى مى باز خواند، هم عاصى را از معصیت، و همه را بكرم خود امید میدهد:

قرآن کریم

بیگانه را میگوید: إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ اگر از كفر باز آیند، و اسلام بجان و دل درپذیرند، در گذشته با ایشان هیچ خطاب نكنم، فانّ الاسلام یهدم ما قبله، و

عاصى را میگوید: ثُمَ یَسْتَغْفِرِ اللَهَ یَجِدِ اللَهَ غَفُوراً
چندان دارد كه عذرى بر زبان آرد، و پشیمانى در دل آرد، پس بجاى هر بدى نیكى بنویسم: فَأُوْلئِكَ یُبَدِلُ اللَهُ سَیِئاتِهِمْ حَسَناتٍ. كریم است آن خداوندى كه پیوسته بندگان را با خود میخواند، و خود را بر ایشان عرضه میكند، و لطف مینماید، و عیب میپوشد،و عطا میباراند، و از بار میكاهد، و در برّ میفزاید. اینهمه بآن میكند تا مگر آزرم دارند، و اجابت كنند، و بهره ور شوند، و نیك خدایى وى دریابند، و از نیك خدایى وى آنست كه بنده را توفیق دهد، تا دریابد، و بنماید تا ببیند، و بر خواند تا بیاید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولویساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:[سلطان ولد] : - دم بدم , حضرت والدم ( مولانا جلال الدین ) وصیت میکرد که : ...پیش شیخ صلاح الدین , ذکر شمس الدین , مکنید! و پیش چلپی , حسام الدین ؛ ذکر شیخ صلاح الدین مکنید !
( افلاکی 4/ 83 )

شمس الدین تبریزی را زنی بود کیمیا نام , روزی از او خشم گرفت و بطرف باغهای مرام رفت ؛ حضرت مولانا جلال الدین بزنان مدرسه اشارت فرمود که :
- بروید و کیمیا خاتون را بیاورید که خاطر مولانا شمس الدین را به وی تعلق عظیم است !
( افلاکی 4 / 39 )

منکوحه ی مولانا شمس الدین , کیمیا خاتون زنی بود جمیله و عفیفه... روزی بی اجازت او , زنان , او را مصحوب جده ی سلطان ولد , برسم تفرج بباغش بردند , از ناگاه مولانا شمس الدین بخانه آمده مذکوره را طلب داشت ؛ گفتند :
- جده ی سلطان ولد , با خواتین , او را بتفرج بردند ! ...بغایت رنجش نمود . چون کیمیا خاتون بخانه آمد , فی الحال درد گردن گرفت همچون چوب خشک بی حرکت شد. فریاد کنان , بعد از سه روز , نقل کرد ( مرد ) ... چون هفتم او بگذشت , باز بسوی دمشق روانه شد...
 ( افلاکی 4/ 43 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وجه تسمیه حرف مفت
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:روزیکه تلگرافخانه در عهد ناصرالدین شاه در ایران افتتاح شد مردم باور نمیکردند که میشود از اینجا مثلا به ساری یا اصفهان یا شیراز با کسی مکالمه نمود برای آنکه مردم یقین کنند , مخبرالدوله با اجازه شاه یکی دو روز را به مردم اجازه دادند که مجانی با دوستان یا طرف خود که در شهرهای اصفهان یا شیراز یا ساری و نقاط دیگر بودند صحبت کنند , چیزی بپرسند و جواب بخواهند تا مردم یقین کنند که تلگراف شعبده بازی نیست .
مردم هم ازدحام کردند و سیل مخابرات بولایات روانه شد . اما روز سوم که مردم آمدند تلگرافخانه دیدند روی صفحه کاغذی نوشتند و بدر تلگرافخانه چسبانده اند که از امروز به بعد ( حرف مفت ) قبول نمیشود . و برای هر کلمه مثلا یک عباسی باید بدهند و این یک عباسی بعدها دهشاهی شد که تا چند سال قبل از انقلاب هم دهشاهی بود و تا سال 1340 کلمه ای یک ریال میگرفتند و مردم مجبور بودند مطالب خود را خیلی فشرده و موجز بنویسند.
مثلا سالی که قشون اجنبی ببملکت ما آمد یکی از مردم شهرهای خارج از کشور به برادر خود که در تهران سکونت داشت تلگرافی کرده باین مضمون ( که جزء تلگرافهای تاریخی است و متن مخابره این است : تهران خیابان فلاحت تیمچه کرامت اخوی هدایت ارس وارد اموال غارت ابوی مفقود جاده ها مسدود والده رحلت همشیره بی عصمت همگی سلامت قربانت عنایت )



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها