چشم به راه

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:دوستانی که دختر دم بخت دارند دیگه خیلی آنها را عادل بار نیاورند که بهتره کمی هم ادب بخرجشان بکنید ... شنیدم که مردی زنی گرفت از زنان امروزی قرن بیست و یکمی . این خانم خانه را جاروب نمیکرد . مادر بدبخت و پسر نگوبخت در خلوت باهم ساختند .
فردا که مادر مشغول جاروب کردن شد ؛ پسرش دوید که ای مادر جسارت میشود جاروب را بمن بدهید تا خانه از خس و خاشاگ و گرد
بروبم  !
مادر هم جاروب را بدست پسر نمیداد تا بلکه عروس خجالت بکشد و برخیزد و جاروب را بگیرد .
عروس در این مجادله وارد شد و گفت :
نزاع نکنید ! یکروز شما بروب و یکروز هم پسرت ...!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مردی بی نهایت بدشانس و بداقبال بود . در هر عروسی قدم مینهاد تبدیل به عزا میشد اتفاقا برای پسرعمویش خواستند عروسی کنند لذا از او خواهش کردند آنروز از ده خارج شود تا عروسی بدون حادثه ناگوار برگزار شود . او هم قبول کرد و رفت در بیرون ده در باغی نشست تا عروسی تمام شود. بعد از ظهر برخاست و از آن باغ دسته گلی را فراهم آورد و در نهر آبی که بخانه عروس و داماد جاری بود انداخت که شرکت کنندگان عروسی دسته گل را بگیرند و اظهار فرح و شادی کنند . غروب برگشت بخانه دید صدای عزاداری در آن خانه بلند است. جهت پرسید , گفتند نمیدانم کدام بی عاطفه دسته گلی را به آب انداخته , بچه ای از عروسی خانه آمده آن دسته گل را بگیرد در آب افتاده و غرق شده و عروسی به عزا تبدیل گشته است.



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو