چشم به راه

النوبة الثالثة
قوله تعالى: إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ

یا ربّ

ربّ نام خداوند است، نور نام نور پیغام و مهر و پیوند است، پروردگار جهانیان، و دارنده خلقان، و دیّان مهربان، پاكست و بى‏همتا، و داور چون و چرا، و ناآلوده بهیچ ناسزا، پیداست خود را بدرستى، پیداست خود را بهستى، پیداست دل را بدوستى، یگانه بسنده، و بداشت هر كس رسنده، و با راست داشت دلها تاونده، هر چیزى را خداونده، و هر هستى را بدارنده، و هر فرا رسیدنى را پروراننده.

اول رب گفت نصیب عامه خلق را، پس اللَّه گفت نصیب عارفان و صدیقان را.
رب است آرام دهنده دل نیكمردان، اللَّه است غارت كننده جان عارفان.
رب است دهنده نعمت بخواهندگان، اللَّه است او كننده مهر بدل دوستان.
رب است كه نعمت دیدار بر مؤمنان ریزد، اللَّه است كه عارفان را با دیدار چراغ مهر افروزد.

پیر طریقت گفت:
مهر و دیدار هر دو بر هم رسیدند.
مهر دیدار را گفت: تو چون نورى كه عالم افروزى.
دیدار مهر را گفت: تو چون آتشى كه عالم سوزى.
دیدار گفت: من چون جلوه كردم غمان از دل بركنم.
مهر گفت: من بارى غارت كنم دلى كه برو رخت افكنم.
دیدار گفت: من تحفه ممتحنانم.
مهر گفت: من شورنده جهانم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
زمین طیب و خبیث

قوله تعالى: إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ خداوند شما اللَّه است الَّذِی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ او كه بیافرید آسمانها و زمینها را فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ در شش روز ثُمَّ اسْتَوى‏ عَلَى الْعَرْشِ پس مستوى شد بر عرش یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ در میكشد شب تاریك را در سر روز روشن یَطْلُبُهُ حَثِیثاً تا آن را مى‏جوید بشتاب وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ و آفتاب و ماه و ستارگان مُسَخَّراتٍ نرم كرده و روان بِأَمْرِهِ بفرمان خداى أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ آگاه باشید كه او راست آفریده و فرمان در آفریده تَبارَكَ اللَّهُ برتر و بزرگوارتر، پاك‏تر و با بابركت ‏تر كسى اللَّه است رَبُّ الْعالَمِینَ (54) خداوند جهانیان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تقریر دیگر رسالۀ چهاردهم در بیان لوح محفوظ و کتاب خدای و دوات و قلم
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین ساری,گاهنوشته های محمود زارعالطاهرین!

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بیان لوح محفوظ و کتاب خدا، و دوات و قلم رسالهئی جمع کنید، درخواست ایشان را اجابت کردم، و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد. «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان عالم جبروت
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که عالم جبروت هم لوح محفوظ، و هم کتاب خدای، و هم دوات است از جهت آن که عالم جبروت دو روی دارد، یکی روی در خدا دارد، و یکی روی در ملک و ملکوت دارد؛ و آن روی که در خدای دارد، لوح محفوظ میگویند، و کتاب خدای میخوانند، از جهت آن که هر چیز که بود وهست و خواهد بود، جمله بیکبار در عالم جبروت نوشته است. « و لا رطب و لا یابس الا فی کتاب مبین». پس عالم جبروت لوح محفوظ و کتاب خدای باشد و این روی را که در ملک و ملکوت دارد دوات میگویند، از جهت آن که مفردات و مرکّبات عالم جمله از عالم جبروت پیدا آمدند، و ظاهر و مفصّل گشتند؛ تادر عالم جبروت بودند، جمله پوشیده و مجمل بودند. پس عالم جبروت دوات باشد. چون لوح محفوظ و کتاب خدای ودوات رادانستی، اکنون بدان که جوهر اوّل قلم خدای است، از جهت آن که بجوهر اوّل خطاب آمد که «
ازین دوات بنویس!» در یک طرفة العین بنوشت تا مفردات عالم موجود گشتند، و از عالم قوّت بعالم فعل آمدند و از عالم اجمال بعالم تفصیل رسیدند. و مفردات عالم عقول و نفوس و طبایع و افلاک و انجم و عناصراند. چون مفردات بنوشت قلم خشک گشت. « فرغ الرّب من الخلق و الخلق و الرزق و الاجل.» قلم مفردات خشک شد، امّا مفردات دایم در کتابت اند و مرکّبات مینویسند. « ن و القلم و ما یسطرون» : « ن» عالم جبروت است و قلم جوهر اوّل است و « مایسطرون» مفردات عالم اند.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَكَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِ أُمَةٍ بِشَهِیدٍ

خدا

بدان كه در عالم قیامت و میدان رستاخیز و مجمع سیاست و هیبت، بندگان خداى را كارهاى عظیم در پیش است، و مقامهاى مختلف :
اوّل مقام دهشت و حیرت.
دوم مقام سؤال و اظهار حجّت، و درخواست شهادت و بیّنت.
سیوم مقام حساب و مناقشت.
چهارم مقام تمیز و مفاصلت.

مقام اوّل را گفت: یَوْمَ یَقُومُ النَاسُ لِرَبِ الْعالَمِینَ.
دوم را گفت: فَكَیْفَ إِذاجِئْنا مِنْ كُلِ أُمَةٍ بِشَهِیدٍ
سیوم را گفت: وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ.
چهارم را گفت: فَرِیقٌ فِی الْجَنَةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَعِیرِ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع: یعنی چه آدمی باید شان سقایی داشته باشد ؟
 آب مهم است و مایه حیات . و تازه بنظر میرسد که آب متکای عرش خداست . حتی در کلام شریف الهی هم داریم که : و کان عرشه علی الماء .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

عرش حضرت روی آب قرار دارد . یعنی تمام خلقت عالم وجود را میتوان همان آب نامید .
اگر خداوند همین یک کار را میکرد و یعنی با خلق آب عالم را میساخت ... لذا تکیه او بر عرش را میتوان تسلط تامه اش بر کل خلقت دانست .
البته این مطلبی راز آلود است . بیشتر عرفای متقدم ما از این ادبیات استفاده میکردند . آنها آب را مخلوقی بسیط ، یعنی غیر مرکب می دانستند ، و نیز امری واحد میتواند باشد بهمین جهت  شاید بدرستی این مخلوق ساده بسیط واحد لطیف نمادی بود از اصل هستی و می بینید که تمثیلی بی نهایت ظریف و زیباست .
بی اندازه بیرنگ است و اصلا آب رنگی ندارد و خودش منبع و ماخذی برای نوع رنگ ، اگر بتوان رنگی فرض کرد ، میباشد . میتوان گفت فلان چیز برنگ آب است اما خود آب رنگی ندارد و برنگ خودش است ! ...


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

پیامبر اکرم (ص) فرمود :بنده ای که مطیع پدر و مادر و پروردگارش باشد ، روز قیامت در بالاترین جایگاه است.
کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۶۷
احترام به پدر و مادر

رسول خدا (ص) فرمود :کسی که به نیت پدر و مادرش حج انجام دهد یا بدهکاری آنها را بپردازد خداوند او را در روز قیامت با نیکان برمی انگیزد.
کنزالاعمال جلد ۱۶ صفحه ۴۶۸


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

لِكُلٍ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِیها...
قبله

قبله هاى خلق پنج است:
یكى عرش،
دوم كـرسى،
سوم بیت المعمور،
چهارم بیت المقدس
پنجم  كعبــه

عرش قبله حاملان است،
كرسى قبله كروبیان است،
بیت المعمور قبله روحانیانست،
بیت المقدس قبله پیغامبران است،
كعبه قبله مؤمنانست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پیامبر اکرم (صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله):
تَزَوَّجُوا وَلا تُطَلِّقُوا فَإنَّ الطَّلاقَ یَهْتَزُّ مِنْهُ الْعَرْشُ.
ازدواج كنید و به طلاق روی نیاورید، زیرا طلاق عرش الهی را به لرزه درمی‌آورد.

وسائل الشیعه، ج 22، ص 9


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (85): ( انسان كامل مظهر اسماء و صفات الهى است )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! مجموع اسماء الله و صفات الله مركز و مقام ظهور آن ها وجود انسان كامل است ، همچنان كه روح تا در وجود خود به بدن تعلق نگیرد هیچ اعمال از او در وجود و ظهور نیاید، و بعد از تعلق ، همه خواص از او در وجود و ظهور آید، پس همچنین جمله اسماء و صفات الهى چون در عالم غیب الغیوب بالقوه اند هیچ اثرى از آن ها به وجود نیاید، پس چون تعلق به وجود انسانى یابند هر صفت به قدر توجه خاطر، خواص او به وجود آید.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
اى عزیز! هر چند كه همه ذرات موجودات به قبضه قدرت الله تعالى است اما هر ظهورى را مركزى مى باید، و مركز جمله ظهورات دل انسان كامل است كه جمله صفات حضرت (الهى ) را ظهور به واسطه دل انسان كامل است ، و لذا ورد فى الحدیث : قلب المومن مرآة الله ، (جامع الصغیر ج 2، ص 184.) و: المومن مراة المومن ، (جامع الصغیر ج 2، ص 184.) و: المومن اسم من اسماء الله . (در شمار اسماء حسنى) فالانسان الكامل مرآة الله .
دل مومن آینه خداست و مومن آینه مومن است و مومن نامى از نامهاى خداست . پس انسان كامل آینه خداست .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:قال فى البحار بیان : قوله علیه السلام منها ظلمة لعل المراد من مطلق الحجب لا من الحجب المتقدمة ، كما یدل علیه و قوله علیه السلام غلظ كل حجاب الى آخر.( بحار الانوار ج 58، ص 40.)

در بحار در توضیح آن گوید: این كه فرموده : از آن است ظلمت شاید مراد مطلق حجابها است نه حجابهاى متقدم ، چنان كه قول حضرت : ضخامت هر حجابى .... بر آن دلالت دارد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
قال فى شرح الصحیفة بعد ذكر هذه الروایة و بعض ما تقدم : و قد عرج بعضهم على تاویله بالعلایق النفسانیة التى كل واحد منها حجاب یمنع من الاطلاع على مشاهدة اسرار الملكوت .( در شرح صحیفه سید علیخان (ره ) ص 78، حدیث فوق را در شرح دعاى سوم آورده ولى این جمله را در آن پیدا نكردم)

در شرح صحیفه پس از ذكر این روایت و بعضى از مطالب گذشته گوید: برخى از تاویل آن به علایق نفسانى كه هر كدام حجابى است كه مانع از مشاهده اسرار ملكوت مى باشد، بر رفته اند.

و فى الخصال و المعانى عن سفیان الثورى ، عن جعفر بن محمد الصادق ، عن ابیه ، عن جده ، عن على علیه السلام قال : ان الله تبارك و تعالى خلق نور محمد صلى الله علیه و آله قبل ان خلق السموات و الارض و العرش و الكرسى و اللوح و القلم و الجنة و النار، و قبل ان خلق آدم و نوحا و ابراهیم (و اسماعیل ) و اسحاق و یعقوب - الى قوله - و هدیناهم الى صراط المستقیم ،( انعام ، 84 - 87.) و قبل ان خلق الانبیاء كلهم باربعة مائه الف و اربع و عشرین الف سنة ، و خلق عز و جل معه صلى الله علیه و آله اثنى عشر حجابا: حجاب القدرة و حجاب العظمة و حجاب المنة و حجاب الرحمة و حجاب السعادة و حجاب الكرامة و حجاب المنزلة و حجاب الهدایة و حجاب النبوة و حجاب الرفعة و حجاب الهیبة و حجاب الشفاعة .

و در خصال و معانى الاخبار از سفیان ثورى ، از امام صادق ، از پدرش ، از جدش ، از على علیه السلام روایت كرده است كه فرمود: خداى متعال نور محمد صلى الله علیه و آله را آفرید چهار صد و بیست و چهار هزار سال پیش از آن كه آسمانها و زمین و عرش و كرسى و لوح و قلم و بهشت و دوزخ و آدم و نوح و ابراهیم و (اسماعیل ) و اسحاق و یعقوب را كه درباره آنان فرموده آنان را به راه راست هدایت كردیم و نیز همه انبیاء (ع ) را بیافرید، و با آن حضرت صلى الله علیه و آله دوازده حجاب آفرید: حجاب قدرت ، حجاب عظمت ، حجاب منت ، حجاب رحمت ، حجاب سعادت ، حجاب كرامت ، حجاب منزلت ، حجاب هدایت ، حجاب نبوت ، حجاب رفعت ، حجاب هیبت و حجاب شفاعت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:در عین الحیاة از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به سند معتبر منقول است كه :
ساری , گاهنوشته های محمود زارعایمان ده پایه دارد مانند نردبانى كه بر او بالا روند، و سلمان در پایه دهم است ، و ابوذر در پایه نهم ، و مقداد در پایه هشتم و از این حدیث نیز معنى لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان معلوم مى گردد.

اى عزیز! موسى علیه السلام با وجود رسالت و مرتبه اولوالعزمى كه داشت متحمل جرعه اى از علوم خضر علیه السلام نشد.
و در عین الحیاة در ترجمه این فقره : یا اباذر، اذا دخل النور القلب انقى (در عین الحیاة : انفسخ و در امالى طوسى : انفتح) و استوسع . قلت : فما علامة ذلك بابى انت وامى یا رسول الله ؟ قال : الانابة الى دار الخلود، و التجافى عن دار الغرور، و الاستعداد للموت .

اى اباذر، هرگاه نور وارد قلب شود دل پاكیزه و گشاده گردد.
گفتم : پدر و مادرم فدایت اى رسول خدا، علامت آن چیست ؟
فرمود: میل به سراى جاوید، و دل كندن از سراى فریب ، و آمادگى براى مردن .

گفته است : ایمان بعضى مانند پیاله اى است كه گنجایش اندكى از علوم و معارف دارد. اگر زیاده از قدر حوصله اش (بر آن ) بریزند از سر بدر رود. و از بسیارى عبادات و كمالات ، وسعت زیاده مى شود و استعداد قبول معارف بیشتر مى شود تا آن كه به منزله دریائى مى شود كه هرچند نهرهاى حقایق بر او ریزند مطلقا او را از جا بدر نمى آورد. آن انوار معنوى است به سبب آن كه این گشاده مى شود..( عین الحیاة ص 367، در آن چنین است : آن انوار معنوى سبب گشادگى مى شود این گشادگى سبب ادراك قبول مى گردد.....)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:برای همه پیش می آید و برای محمود نیز هم که گهگاهی ذهن درگیر موضوعاتی میشود که ضرورتا از قبل خواسته شده هم نمیباشد و این واردات ورودات به ذهن و ضمیر را گاهی میتوان " خطورات " هم نامید ! نکته های زیر از جمله همین موارد است که اخیرا بمن متوجه شده و یا بلعکس من متوجه آنها شده ام ! و یک نکته از آن :
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
 یک درجه , یک قطره , یک اپسیلون ... حتی ذره ای شعور و حکمت , تفاوتی بین آدمها ایجاد میکند از فرش تا عرش ...
این است حکمت کلام دردانه هستی که : ... برتر از عبادت عابد و زاهد است ... !
محمود زارع
سوربن.بهار 82
www.mzare.ir
تایپ و تنظیم و تهیه گرافیک و نشر در وبلاگ:فاطمه و فروغ

مطلب مرتبط:
... برگی از دفتر خطورات پدر (مانع تراشی ها ی خوب و بد) .



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تقریر دیگر رسالۀ هفدهم در بیان احادیث اوایل
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین ساری,گاهنوشته های محمود زارعالطاهرین!
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در احادیث اوایل رسالهئی جمع کنید و بیان کنید که مراد ازین احادیث یک جوهر است یا مراد از هر حدیثی جوهری جداگانه است. در حدیث آمده است که « اوّل ما خلق اللّه العقل»، ودیگر آمده است که « اوّل ما خلق اللّه القلم»، ودیگر آمده است که « اوّل ما خلق اللّه روحی»، و دیگر آمده است که « اوّل ما خلق اللّه نوری»؛ و مانند این آمده است. و دیگر میباید که بیان کنید که ملک چیست و شیطان چیست و ابلیس چیست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان جوهر اوّل
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که اوّل چیزی که خدای تعالی بیافرید جوهری بود « اوّل ما خلق اللّه الجوهر». و ازین جهت آن جوهر را جوهر اوّل میگویند و نام آن جوهر اوّل عقل است. « اوّل ما خلق اللّه العقل». وهم ازین جهت آن عقل را عقل اوّل میخوانند و این عقل اوّل را باضافات و اعتبارات باسامی مختلفه ذکر کرده اند، باعتباری جوهر و باعتباری عقل و باعتباری روح و باعتباری نور و باعتباری قلم و باعتباری ملک مقرّب. و باعتباری عرش عظیم و باعتباری آدم و مانند این بسیار گفته اند؛ و این جمله راست است و اسامی جوهر اوّل است و آن عزیز از سر همین نظر فرماید:


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در قرآن کریم بعضی چیزها به عظمت یاد کرده شده است
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:یکموقع امثال من و تو میگوئیم فلان موضوع , مساله ای عظیم است و اما یک موقع هم آن عظیم الاعظم مطلق میفرماید که ... " عظیم است " ! حالا تعدادی از آنها را در دفترچه مختص شبهای ماه رمضان یادداشت داشتم ولی شاید موارد دیگری هم باشد که به عظمت یاد شده باشد که از خوانندگان قرآن دوست تقاضا دارم اگر بمورد یا مواردی در قرآن کریم برخوردند که بنوعی مستقیم یا بخصوص غیرمستقیم با واژه عظیم و عظمت یاد شده است برای اضافه کردن بما اطلاع دهند !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رساله اضافی در بیان ولایت و نبوّت و ملک و وحی و الهام و خواب راست

بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در ولایت و نبوّت و ملک و وحی و الهام و خواب راست رساله ئ ی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوندتعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد: « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر ».


در بیان مقدمات
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که در رسالۀ اوّل گفته شد که روح آدمی را از عالم علوی باین عالم سفلی بطلب کمال فرستاده اند و کمال بی آلت حاصل نمیتوانست کرد؛ آلتی ازین عالم سفلی بروح دادند، و این آلت قالب است. پس آدمی مرکّب آمد از روح و قالب.

چون این مقدّمات معلوم کردی، اکنون بدان که آدمی بواسطۀ قالب بتدبیر دنیا و بواسطۀ روح بتحصیل آخرت محتاج شد. و باین دو سبب بمنذر و هادی محتاج گشت، و منذر و هادی میبایست که هم از نوع آدمی باشد تا استفاده میسّر شود و کمال حاصل گردد. چنین میدانم که تمام فهم نکردی روشنتر ازین بگویم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ بیست و دوم در بیان بهشت و دوزخ
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بهشت و دوزخ رساله ئی جمع کنید و بیان کنید که حقیقت بهشت و دوزخ چیست و حقیقت خوشی و ناخوشی چیست؛ و بیان کنید که بهشت و دوزخ چند است و کدام بهشت بود که آدم و حوّا در آن بهشت بودند و کدام درخت بود که چون بآن درخت نزدیک شدند از آن بهشت بیرون آمدند. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر ».
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
ای درویش! پیش ازین آدم و حوّائی بوده است، و قصّۀ ایشان معروف است؛ و حالیا بنقد در ما آدمی و حوّائی هست. و بعد ازین بهشتی و دوزخی هست اوّل آنچه در ماست درین رساله بیان کنیم آنگاه آنچه بیرون ماست در رساله ئی دیگر تقریر کنیم « و ما توفیقی الا باللّه علیه توکّلت و الیه انیب ».

در بیان بهشت و دوزخ حالی و در بیان آدم و حوّای حالی
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که حقیقت بهشت موافقت است و حقیقت دوزخ مخالفت است و حقیقت خوشی یافتن مراد است و حقیقت ناخوشی نایافتن مراد است و اگر کسی دیگر بعبارتی دیگر گفته باشد، یا بگوید معنی این همین باشد که ما گفتیم. چون حقیقت بهشت و دوزخ را دانستی اکنون بدان که بهشت و دوزخ درهای بسیار دارند، جمله اقوال و افعال پسندیده، و اخلاق حمیده درهای بهشت اند؛ و جملۀ اقوال وافعال ناپسندیده، و اخلاق ذمیمه درهای دوزخ اند از جهت آن که هر رنج و ناخوشی که بآدمی میرسد از اقوال و افعال ناپسندیده، و اخلاق ذمیمه میرسد و هر راحت و خوشی که بآدمی میرسد از اقوال و افعال پسندیده و اخلاق حمیده میرسد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ بیستم سخن اهل وحدت در بیان عالم
بسم اللّه الرحمن الرحیم ساری گاهنوشتهای محمود زارع
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که بیان کنید که اهل وحدت بیان عالم چون میکنند و بنزدیک ایشان عالم علوی و عالم سفلی کدام است، و آسمان اوّل و آسمان هفتم کدام است درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد: «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان آنکه عقل وعلم مخصوص باد می باشد
بدان که- اعزّک اللّه فی الدارین- که ابوتراب نسفی، که یکی از اهل وحدت است، چنین میگوید که عقل و علم جز در آدمی نیست، و غرض ابوتراب ازین سخن آن است که نفی سخن علما و حکما میکند، از جهت آن که علما و حکما میگویند که افلاک و انجم عقل و علم و ارادت و قدرت دارند، یعنی هر فلکی عقلی دارد، نه فلک است و نه عقل دایم در اکتساب علوم و اقتباس انواراند، و حرکات ایشان باختیار است. و علما میگویند که ملائکه علم دارند، امّا علم ایشان زیادت نمیشود. هر یک آنچه میدانند دانش ذاتی ایشان است. و ابوتراب این هر دو سخن را قبول نمیکند، و نفی این هر دو سخن میکند و میگوید که افلاک و انجم و ملائکه عقل و علم ندارند، عقل و علم مخصوص است بآدمی. افلاک و انجم و ملائکه دایم در کاراند، هر یک عملی دارند و بعمل خود مشغول اند؛ امّا نتوانند که آن عمل نکنند و نتوانند که بغیر آن عمل عملی کنند؛ پس آن عمل بیعلم و ارادت ایشان ازیشان در وجود میآید، و افلاک و انجم و ملائکه در عمل خود مجبوراند. افلاک و انجم و ملائکه مظهر عمل اند و آدمیان مظهر علم اند.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری گاهنوشتهای محمود زارع
رسالۀ هژدهم در بیان وحی و الهام و خواب دیدن
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین! امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در وحی و الهام و خواب دیدن رساله ئی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد: « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان روح انسانی
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که هر وقت که آدمی اندرون خود را پاک کند، و آیینۀ دل را صافی گرداند بملائکۀ سماوی نزدیک گردد، از جهت آن که ملائکۀ سماوی جمله پاک و صافی اند و علم و طهارت دارند.

ای درویش! روح انسانی از جنس ملائکۀ سماوی است و جوهری پاک و صافی است، امّا بواسطۀ بدن آلوده گشته است، و تیره شده است. چون ترک لذّات و شهوات بدنی کند، و علم و طهارت حاصل کند، و بیرون و اندرون خود را پاک گرداند، و آیینۀ دل را صافی کند، باز پاک و صافی شود. چون پاک و صافی گشت، روح او را با ملائکه سماوی نسبت پیدا آید. چون مناسبت پیدا آمد، همچون دو آیینۀ صافی باشند که در مقابلۀ یکدیگر بدارند. هرچه در آن باشد، درین پیدا آید، و هر چه درین بود، در آن ظاهر شود و این ملاقات در بیداری باشد و در خواب هم بود در خواب بسیار کس را باشد، امّا در بیداری اندک بود. و این ملاقات در بیداری سبب وجد و وارد و الهام و خاطر ملکی بود، و در خواب سبب خواب راست باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ دهم در بیان آن که عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر است
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتقین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه؛ و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که رساله ئی جمع کنید، و بیان کنید که عالم کبیر کدام است و عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر، چون است، که چندین گاه است که ما میشنویم که هر چه در عالم کبیر هست در عالم صغیر هست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».


در بیان عالم کبیر و عالم صغیر
بدان - اعزک اللّه فی الدارین- که خداوند تعالی چون موجودات را بیافرید، عالمش نام کرد، از جهت آن که موجودات علامت است بر وجود او و بر وجود علم و ارادت و قدرت او.

ای درویش! موجودات از وجهی علامت است، و از وجهی نامه است. ازین وجه که علامت است، عالمش نام کرد، و ازین وجه که نامه است، کتابش نام نهاد. آنگاه فرمود که هر که این کتاب را بخواند، مرا و علم، و ارادت، و قدرت مرا بشناسد. در آن وقت خوانندگان ملائکه بودند، و خوانندگان بغایت خرد بودند، و کتاب بغایت بزرگ بود. نظر خوانندگان بکنارهای کتاب و بتمامت اوراق او نمیتوانست رسید. از جهت عجز خوانندگان، بدید نسخه ئی ازین عالم باز گرفت و مختصری ازین کتاب باز نوشت و آن اوّل را عالم کبیر نام نهاد، و آن دوم را عالم صغیر نام کرد و آن اول را کتاب بزرگ نام نهاد، و آن دوم را کتاب خرد نام کرد. و هر چه دران کتاب بزرگ بود، درین کتاب خرد بنوشت بی زیادت و نقصان تا هر که این کتاب خرد را بخواند، آن بزرگ را خوانده باشد. آنگاه خلیفۀ خود را بخلافت باین عالم صغیر فرستاد، و خلیفۀ خدای عقل است. چون عقل درین عالم صغیر بخلافت بنشست، جملۀ ملائکۀ عالم صغیر عقل را سجده کردند، الا وهم که سجده نکرد و ابا کرد، همچنین چون آدم در عالم کبیر بخلافت بنشست، جمله ملائکه آدم را سجده کردند الا ابلیس که سجده نکرد و ابا کرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها