ساری

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ كَفَرُوا... الایة.

پیمان شکن

مرگ چهار قسم است:
مرگ اهانت و لعنت، و
مرگ حسرت و مصیبت، و
مرگ تحفة و كرامت، و
مرگ خلعت و مشاهدت.

مرگ لعنت مرگ كافران است، حسرت مرگ عاصیان است، و مرگ كرامت مرگ مؤمنان است، مرگ مشاهدت مرگ پیغمبران است.

مرگ لعنت را گفت: وَ لَوْ تَرى‏ إِذْ یَتَوَفَّى الَّذِینَ كَفَرُوا....جایى دیگر گفت: وَ لَوْ تَرى‏ إِذِ الظَّالِمُونَ فِی غَمَراتِ الْمَوْتِ.

یا سید، اگر بینى تو آن كافران را در آن سكرات مرگ، و آن زخم و ضرب فریشتگان عذاب كه از سیاست و هیبت و نهیب ایشان آسمان و زمین میلرزد، آن كافر در میان دود و آتش و بوى ناخوش گرفتار شده و ضربت ملك و قطیعت ملك بر دل آمده، اگر بنالد بر خود درد افزاید و اگر بزارد نداء لا بشرى آید، گرد نوایست بر رویش نشسته و آتش قطیعت در جان افتاده و دوزخ پر زفیر كرده و ملك از وى بیزار گشته، زینهار از قهر قطیعت، زینهار از داغ فرقت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ ما كانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ
پیروزی فقط نزد خداست
سیاق و مساق این آیت بیان شرف مصطفى (ص) است و اجلال قدر او و اظهار عزّ وى.
میگوید اى مهتر خافقین و اى سید ثقلین،
تا تو در اصلاب ایشان بودى، اسلاف ایشان را عذاب نكردیم و امروز كه در میان ایشانى، عذاب از ایشان برداشته ‏ایم، و فردا كه از میان ایشان بشوى و خادمان و چاكران تو در میان ایشان باشند و استغفار كنند عذاب نكنیم، تا جهانیان عزّ و جاه و حرمت و پایگاه تو بر درگاه ما بشناسند و بدانند كه تویى بر ما بنده عزیز،...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ الایة
توبه و آمرزش

آن مهجور مملكت، و مطرود درگاه عزّت، و زخم خورده عدل ازل، فرعون بى عون، چون خود را بر مقام عجز بدید، و در كار ملك خود وهن دید، و قبطیان زیادة تمكین از وى طلب میكردند تا بر موسى و قوم وى تطاول جویند و قهر كنند همى گفتند: أَ تَذَرُ مُوسى‏ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ؟!


آن مدبر را ننگ آمد كه قصور قدرت خود بایشان نماید یا بضعف و عجز خود معترف آید، همى زبان تهدید بگشاد كه: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ.

وى تدبیرى همى ساخت بباطل، و اللَّه تقدیرى همى كرد بباطن.
تدبیر وى این بود كه: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی، نساءهم
و تقدیر اللَّه این بود كه: فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیَمِّ

آوردند كه روزى جبرئیل آمد بر صورت مردى، و پرسید از وى كه :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى :
فقط خدا میتواند

قُلْ گوى یا محمد
أَ رَأَیْتَكُمْ چه بینى
إِنْ أَتاكُمْ اگر بشما آید
عَذابُ اللَهِ عذاب خداى
أَوْ أَتَتْكُمُ السَاعَةُ یا بشما آید رستاخیز
أَ غَیْرَ اللَهِ تَدْعُونَ جز از اللَه خدایى دیگر خواهید خواند؟
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ  تا خوانید اگر راست مىگویید.(40)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى : یَوْمَ یَجْمَعُ اللّهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ قَالُواْ لاَ عِلْمَ لَنَا إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ الْغُیُوبِ ﴿109﴾
[یاد كن] روزى را كه خدا پیامبران را گرد مى ‏آورد پس مى‏فرماید چه پاسخى به شما داده شد مى‏گویند ما را هیچ دانشى نیست تویى كه داناى رازهاى نهانى .

قرآن کریم.حجت و تنبیه

یَوْمَ یَجْمَعُ اللَهُ الرُسُلَ آن روز كه با هم آرد خداى فرستادگان خویش را،
فَیَقُولُ و گوید ایشان را :
ما ذا أُجِبْتُمْ شما را چه پاسخ كردند؟
قالُوا جواب دهند و گویند :
لا عِلْمَ لَنا ما را بجواب این دانش نیست.
إِنَكَ أَنْتَ تویى تو عَلَامُ الْغُیُوبِ كه داناى غیبهایى، آگاه از پوشیده ها و گذشته ها و نامده ها.(109)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یَا أَهْلَ الْكِتَابِ قَدْ جَاءكُمْ رَسُولُنَا یُبَیِّنُ لَكُمْ كَثِیرًا مِّمَّا كُنتُمْ تُخْفُونَ مِنَ الْكِتَابِ وَیَعْفُو عَن كَثِیرٍ قَدْ جَاءكُم مِّنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُّبِینٌ ﴿15﴾
اى اهل كتاب پیامبر ما به سوى شما آمده است كه بسیارى از چیزهایى از كتاب [آسمانى خود] را كه پوشیده مى ‏داشتید براى شما بیان مى‏ كند و از بسیارى [خطاهاى شما] درمى ‏گذرد قطعا براى شما از جانب خدا روشنایى و كتابى روشنگر آمده است (15)

قرآن کریم

النوبة الاولى
قوله تعالى:
یا أَهْلَ الْكِتابِ اى اهل كتاب،
قَدْ جاءَكُمْ آنك آمد بشما،
رَسُولُنا فرستاده ما،
یُبَیِنُ لَكُمْ پیدا میكند شما را،
كَثِیراً مِمَا كُنْتُمْ تُخْفُونَ فراوانى از آنچه شما مى پنهان داشتید،
مِنَ الْكِتابِ از كتاب،
وَ یَعْفُوا عَنْ كَثِیرٍ و مى فراگذارد و آسان كند فراوانى،
قَدْ جاءَكُمْ آمد بشما،
مِنَ اللَهِ از خدا،
نُورٌ روشنایى،
وَ كِتابٌ مُبِینٌ (15) و نامه پیدا.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ اذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَهِ عَلَیْكُمْ
رب العالمین جل جلاله و تقدست اسماؤه، و تعالت صفاته، و توالت آلاؤه و نعماؤه، درین آیت مؤمنان را مینوازد، و دو چیز با یاد ایشان میدهد:
یكى نعمت كه برایشان ریخت، دیگر پیمان كه با ایشان بست.

قرآن کریم

نعمت چیست؟ و پیمان چیست؟
نعمت دل گشادن است، و هدى دادن، و چراغ آشنایى در دل افروختن، و دل را خلعت معرفت پوشانیدن، و میان دل و میان دشمن از عظمت حصار ساختن.
میگوید ربّ العزة جلّ جلاله كه: یاد كنید این نعمت كه من بشما دادم. از من آزادى كنید، و شكر گوئید، تا مستوجب زیادت نعمت گردید: لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِیدَنَكُمْ،

دیگر میثاق است كه با یاد ایشان میدهد، میگوید: یاد دارید پیمان و عهد كه پذیرفتید، و امر و نهى كه برداشتید. دانید كه چه پذیرفته اید، و چه برداشته اید. بارى كه هفت آسمان و هفت زمین و كوه ها برنیارستند داشتن، شما دلیرى كردید، و برداشتید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... اگر كسى گوید بر تعنّت كه: آن پوست نو كه میآفریند عاصى نیست، چونست كه وى را عذاب میكنند؟
جواب وى آنست كه همان پوست سوخته مى نو كند، و باز آرد نه پوستى دیگر، چون قادر است كه آن پوست كه در خاك مى بریزد، پس همان نو میكند، و باز مى آفریند، قادر است كه آن پوست در آتش بسوزد، پس بقدرت همان نو كند، و بازآفریند. پس نه تبدّل در اصل آمد، كه تغیّر در حال آمد.

شرک

و بناء این قاعده بر آنست كه غیر بر دو معنى استعمال كنند:
بر معنى تضادّ و تنافى، و بر معنى تغیّر و تبدّل.
و معنى تضاد و تنافى آنست كه گویند: اللّیل غیر النهار و الذّكر غیر الأنثى.
و معنى تغیّر و تبدّل آنست كه ربّ العزّة گفت: یَوْمَ تُبَدَلُ الْأَرْضُ غَیْرَ الْأَرْضِ، و هى تلك الأرض بعینها، غیر انّها بدّلت جبالها و أنهارها و أشجارها.
و بعرف و عادت كسى را بینى تندرست، پس او را بینى نزار و ضعیف. چون از وى پرسى گوید: انا غیر الّذى عهدت، من نه آنم كه تو دیدى!
و او همانست، لكن حالش متغیّر گشت ....

تأویل این آیت آنست كه چون پوست كافر سوخته شود، و عذاب آن بچشد، هم از آن گوشت كافر كه عصیان در آن رفته باشد، پوستى دیگر بیرون آرد تا میسوزد. پس هر پوست كه سوزد از آن بود كه عصیان در آن رفته باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ ﴿190﴾
مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و در پى یكدیگر آمدن شب و روز براى خردمندان نشانه‏ هایى [قانع كننده] است (190)

قرآن
النوبة الاولى
قوله تعالى:
إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ در آفرینش آسمانها و زمین،
وَ اخْتِلافِ اللَیْلِ وَ النَهارِ و آمد و شد شب و روز،
لَآیاتٍ نشانهایى است،
لِأُولِی الْأَلْبابِ ﴿190﴾ خردمندان و زیركان را.

الَذِینَ یَذْكُرُونَ اللَهَ. ایشان كه یاد میكنند خداى را،
قِیاماً ایستادگان،
وَ قُعُوداً نشستگان،
وَعَلى جُنُوبِهِمْ و بر پهلوهاى خویش خفتگان،
وَ یَتَفَكَرُونَ و مى اندیشند،
فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ در آفرینش آسمان و زمین كه مینگرند در آن،
رَبَنا خداوند ما،
ما خَلَقْتَ هذا باطِلًا این بگزاف و باطل نیافریدى،
سُبْحانَكَ پاكى و بى عیبى ترا،
فَقِنا پس بازدار از ما،
عَذابَ النَارِ ( 191 )  عذاب آتش.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ ﴿133﴾
و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى كه پهنایش [به قدر] آسمانها و زمین است [و] براى پرهیزگاران آماده شده است بشتابید (133)
النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ سارِعُوا بر یكدیگر بشتابید،
إِلى مَغْفِرَةٍ بآمرزشى،
مِنْ رَبِكُمْ از خداوند شما،
وَ جَنَةٍ و بهشتى،
عَرْضُهَا السَماواتُ وَ الْأَرْضُ كه فراخى آن چند هفت آسمان و (هفت) زمین است.
أُعِدَتْ ساخته گشت،
لِلْمُتَقِینَ ( 133) مر پرهیزگاران را.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در ( بحارالانوار) از حضرت صادق (علیه السلام ) روایت نموده كه

مکافات عمل

مردى روباهى را گرفته بود و آتش نزدیك صورت او مى برد. آن روباه فریاد مى كشید و صدایى از او خارج مى شد.
آن مرد مى خندید. هرچه دوستانش او را از این عمل منع كردند نمى پذیرفت .
مدتى بعد او را به دلخواه خود رها كرد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

توكه بدخواه نداری!
تو كه كسی بدگویت نیست!
 تو كه دشمن نداری * كسی حسودیت را نمی كند* پس بدی!
 خوبی نداری! دوستی نمیدانی! شاید چیزی نداری كه به آن حسادت بورزند!
شاید شخصیتی ندار...! مردی...! و در یك كلام :....... شاید نامر... ؟!!!!
   عجب جبری؟!!!!!
بعضیها را مجبورم دوست داشته باشم . تعجب نكنید. فقط باور كنید . من اینجوریم دیگه . پیش خودم مجبورم دوستشان داشته باشم . اكثر آنهائی را كه از جهت میل و فكر و ... قبول ندارم ولی دوستشان دارم. این عدم مقبولیت است كه مرا مجبور میكند. وگرنه بطور ناب و بی اختیار و جبر دوستشان میداشتم.
ولی بعضیها هم آنقدر مخنث هستند كه آدمی نمیتواند موضعی در برابر دوستی { یعنی براساس معیار دوست داشتن یا (نداشتن ؟!) } اتخاذ كند. غلط بگم. اینكه نمیدانم آیا دوستشان دارم یا نه؟ یا اصلا میتوانم دوستشان داشته باشم یا نه؟ اینها دیگر عذاب دائمی منند!!!
غالب این مخنث های بشرح فوق مرا باشتباه و انحراف میاندازند. گناهانی ناخواسته و پشیمانیهای فراوان كه چرا در دلم گاهی سوءظن نسبت به این بندگان ( بندگانی كه خود شاید نمیدانند كه بنده خالقند ) پیدا میشود. نفسم میگوید . اسم ببر . چند تا همكار . چند تا فامیل و قوم و خویش . چند تا همسایه و.... ولی روحم میگوید . آلوده آنها نشو! من حرف نفسم را عمل نمیكنم . گرچه عمل به خواسته های نفس شیرین است!
راستی چرا بایستی بگونه ای زیست یا زندگی كرد كه موجب عذاب و گناه دیگران شد؟؟؟!!!! ساری , گاهنوشتهای محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها