چشم به راه

این 10 صفت حال خیلی ها را بهم میریزد نظر شما چیست؟
هزل رذل

(ناز) عاشق (بذل) ممسک (زهد) فاسق (هزل) رذل

عشوی معشوق بدشکل و نظربازی کور
صوت لحن بی اصولان بحث علم ابلهان
میهمانی ها بتقلید و گدایی ها بزور


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بنام حق و بنام خالق و بنام آفریننده و بنام یحیی و بنام یمیت. بنام آنکه ایجاد میکند و خلق و نوآفرینی و اعظم هنرمندان هستی آفرین.
عشق

نوآفرینی, خلق و ابتکار ,ایجاد و تقلید نکردن,ترجمه نکردن و عشق ورزیدن؛عشق ورزیدن خلق میکند؛ می آفریند ؛ خدا خودش اول عاشق بود ؛اگر نبود خلق نمیکرد.

هستی بر عشق استوار است. عشق است و بود و خواهد بود. باید دست بر آستان عشق بلند کرد. بی عشق بی هستی ؛بی عشق بی خلق ؛ بی عشق بی آفرینش؛

آیا ما هم عاشقیم؟! وقتی عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می آورد.آنروزها با خواندن این کویریات عاشق تنهای کویر؛شریعتی همخون و همدر عزیز خود عشق میکردم. او هم احتمالا با خواندن آن از یک عاشق دیگری؛خود عشق میکرد و می نوشت و می نوشید.

گاهی ترجمه نیز خلق است. گاه نقل نیز انتخاب است و انتخاب خود هنر بزرگ خلق کردن است . خلق گزینشها. گاه غذایت را پخته اند. همه چیز آماده است . ابتکار و آفرینش و خلق تو تنها انتخاب است. انتخابی احسن و عشقی .

خدا میداند تمامی محرکها؛زیر سر عشق است و بر محور عشق و عاشقان بی گناهند! البته جای خود دارد که :


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آن گه خطاب با مواجهت گردانید و منّت بر آن مهتر عالم نهاد و گفت " نزّل علیك الكتاب بالحق "

محمد (ص)
اى مهتر!
ترا چه زیان گر بادیه غیبت روز كى چند نصیب خلق را در پیش كعبه وصالت نهادم؟!
تو آن بین كه یك ساعت ترا از فراموش كردگان نكردم ،
نه پیغام و نامه از تو باز گرفتم .
عاشق را همه تسلى در نامه دوست بود ،
غریب را همه راحت از نامه خویش بگشاید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِ أَرِنِی كَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتى ...
این آیه بزبان كشف بر ذوق ارباب حقائق رمزى دیگر دارد و بیانى دیگر.
گفتند ابراهیم مشتاق كلام حق بود و سوخته خطاب او، سوزش بغایت رسیده و سپاه صبرش بهزیمت شده، و آتش مهر زبانه زده،
الله تحی الموتی

گفت خداوندا بنماى مرا، تا مرده چون زنده كنى؟
گفت یا ابراهیم أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ ایمان نیاورده كه من مرده زنده كنم؟
گفت آرى و لكن دلم از آرزوى شنیدن كلام تو و سوز عشق خطاب تو زیر زبر شده بود، خواستم تا گویى أَ وَ لَمْ تُؤْمِنْ مقصود همین بود كه گفتى و در دلم آرام آمد.
آرام من پیغام تو
وین پاى من در دلم تو


حكایت كنند كه یكى در كار سرپوشیده ( زنی ) بود و میخواست تا با وى سخن گوید نمى گفت و امتناعى مى نمود و آن كار افتاده سخت درمانده و گرفتار وى بود و در آرزوى سخن گفتن با وى دانست كه ایشان را بجواهر میلى باشد
رفت و هر چه داشت بیك دانه جوهر پر قیمت بداد و بیاورد و برابر وى سنگى بر آن نهاد تا بشكند
آن معشوقه طاقت نداشت كه بر شكستن آن صبر كند گفت اى بیچاره چه میكنى ؟!
گفت بآن میكنم تا تو گویى چه میكنى !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو