تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر طمع

چشم به راه

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... مدتی قبل در ارتباط با یک کار اقتصادی مقادیر متنابعی پول بشرکت ما رسید که تا قبل از ورود این خدای بسیاری از انسانها , اوضاع عادی بوده و رفاقتها بجا و همه ادعای دوستی و برادری میکردند .
بمحض آنکه این شاخص یا فاکتور و یا بهتر بگویم - همان خدای بسیاری از آدمیان که نمیدانم از کدام کتاب منقول از حضرت امیر میکنند که بعد از من مشکل گشا پول است و بس - وارد ماجرا شد ؛ طمع , آز , حرص , و بسیاری از صفات زشت  رذیله و مذموم انسانی که در شرائط عادی و در عدم حضور آن این آقایان و خانمها همانند معلمین اخلاق داد سخن از ارزشها میدادند و در نکوهش بدیها و خصلت های بد موعظه ها میکردند , نیز آرام آرام و گاها تندو سریع وارد ماجرا شد و الآن همان ادعاهای دوستی تبدیل به دشمنی آنهم در ناجوانمردانه ترین شکل خود بدل شده است .
خدا را گواه میگیرم که خود این پول بماهو پول خواص و خاصیتهایی دارد که نمیتوان از آن گذشت ,


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام علی (ع ):
علی (ع)
1. تفکر کردن ، عبادت است.
2. ناامیدی (از مردم) ، آزادگی است.
3. خودنمایی ( ریا ) شرک ( به خدا) است.
4. خودپسندی ، تباهی است.
5. طمع ، زیان آور است.
6. پیروزی با دور اندیشی است.
7. خواهشهای نفسانی آفت اند.
8. پاکدامنی ، پارسایی است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

به چاه افكندن و به چاه افتادنساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)
در روزنامه اى دیدم نوشته بود: شخصى از طهران قصد كرد كه با عیالش به اصفهان برود و لكن چون شخصى ثروتمند با غیرتى بود، از براى آنكه مبادا چشم نامحرمى به عیالش بیفتد، ماشین سوارى به تنهایى كرایه كرد و از طهران به طرف اصفهان حركت نمود.

راننده ماشین فكر كرد كه : این مرد و زن از ثروتمندان مهم طهران مى باشند و فعلا اختیار آنها در دست من است . بهتر آن كه ماشین را در یكى از این دره هاى كوه ببرم و چون نصف شب است و كسى نیست ، آنها را برهنه كنم و جان خود را از این گرفتارى شوفرى و دربدرى بیابانها نجات دهم .

پس از تصمیم به عمل ، ماشین را در دره كوهى برد و كاردى كه داشت به روى بیچارگان برآمد. و هر چه آنها الحاح مى كردند، به دل سنگ آن مرد اثر نمى كرد. لكن در آخر به آنها گفت :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (54): (همت بلند و عزم بر سلوك )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! قدم در نه كه آدمى صنیع خداست و قوتى در او هست كه روى به هر چه آورد و سست نشود از پیش برد. از این جاست كه بزرگان گفته اند:
اگر گویى كه بتوانم قدم درنه كه بتوانى
و گر گویى كه نتوانم برو بنشین كه نتوانى

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

اى عزیز!
اسیر لذت تن گشته اى و گرنه ترا
چه عیشهاست كه در ملك تن مهیا نیست

و تا به بلا و مصایب او را امتحان ننمایند و خالص نگردانند به آن لذات روحانیه نمى رسد. ان الذهب لیجرب بالنار، و ان العبد الصالح لیجرب بالبلاء. و الحكمة فى امتحان الله تعالى عباده الصالحین اظهار ما فى ضمایرهم من صدق الدعوى و كذبه .
و فى مصباح الشریعة : و المدعى یطالب بالبینة لا محالة و هو مفلس ، فیفتضح . و الصادق لا یقال (له ): لم .( مصباح الشریعة باب 94: دعوى)

....طلا با آتش آزموده مى شود و بنده صالح با بلاء. حكمت آزمایش خداى متعال بندگان صالح خود را، اظهار صدق و كذاب ادعایى است كه در باطن دارند. و در مصباح الشریعة فرموده است : و مدعى ناگزیر از وى دلیل خواهند و چون از داشتن دلیل تهیدست است رسوا خواهد شد، ولى به راستگو نمى گویند دلیلت چیست ؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از امیر مومنان (ع) : هلاکت خرد , بیشتر زیر برق طمع پدید آید.
چهار چیز از صفات نادان است :
اینکه بر کسی خشمناک شود که خشنودش نساخته است.
و با کسی همنشینی کند که او را بخود نزدیک نمیکند.
نزد کسی که بی نیازش نمیکند , اظهار فقر کند
و پیرامون چیزی که وی را نرسد , سخن گوید.

                                     کشکول شیخ بهایی ص 307 از انتشارات ارسطو چاپ چهارم 1363 



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خفت طمع : در ساری ,گاهنوشتهای محمود زارع آمده است که روزی شبلی رحمه الله علیه در مسجدی رفت تا دو رکعت نماز بگذارد و زمانی نیز برآساید. در مسجد کودکان مکتب خانه بودند که اتفاق نان خوردن آنان بود . دو کودک بنزدیک شبلی نشسته بودند که یکی پسر منعمی بود و دیگری پسر درویشی و دو زنبیل نهاده بودند در زنبیل پسر منعم نان و حلوا بود و در زنبیل پسر درویش نان تهی ؛ پسر منعم نان و حلوا میخورد و پسر مفلس از وی طلب حلوا میکرد پسر منعم گفت اگر ترا حلوا بدهم سگ من میشوی ؟ گفت آری ! گفت بانک کن ! آن بیچاره بانگ سگ همی کرد و پسر منعم حلوا بوی میداد چند مرتبه چنین کرد و شیخ شبلی در ایشان نظاره میکرد و میگریست . مریدان گفتند ای شیخ تو را چه رسید که گریان شدی ؟ گفت نگاه کنید که طمع و بی قناعتی بمردم چه میکند ؟ چه می شد اگر آن کودک بنان خشک تهی خویش قناعت میکرد و طمع حلوای آن کودک نمیکرد و خود را بمانند سگی در نمی آورد!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گاهی...

     بنوشته ساری ( گاهنوشتهای محمود زارع) گاهی قصد یك كاری را داری ولی نتیجه جالبی بدست می آید . فی المثل من حدود یكساعت قبل قصد داشتم یك جمله كوتاه و در عین حال نغز پیدا كرده در پشت دفترچه خودساخته راهنمای تلفن خود بنویسم ! این باعث شد كه مروری بر حدود 300 حدیث از حضرت علی ع و چند مطلب دیگر داشته باشم. از ابتداء نمی دانستم كه چنین نتیجه ای حاصل میشود و حتی هدفم نیز چنین نبود پس بشر واقعا نسبت به وقایع آینده تا حدود زیادی جاهل است !

  ایمان ناب بی طمع

     چه بنویسم و چه ننویسم . اكثر مردم ( در عمل ) هیچ چیز را باور ندارند. نه خدا و نه قیامت و نه بهشت و نه جهنم . اگر خدا خود را در فطرت آدمی نمی نهاد . اصلا یادی از او نیز نمی بود.

     پیامبران چقدر رنج كشیده اند كه باین درك رسیده بودند كه مردم به شریعت آنها وقعی نمی نهند . آن عده ای كه در عمل - شاید - ایمان دارند . بیشتر از دو زاویه است: یا میترسند و خیلی بزدلند و یا طمع بهشت و حور و غلمان دارند . راستی اگر انبیاء عظام الهی این دو حقیقت را كتمان یا پنهان میكردند. یعنی بهشت و جهنم را . جزا و پاداش را . آیا واقعا رهروی باقی میماند . كسانی كه نهشوق بهشت دارند و نه ترسی از جهنم و خدا بدلیل اینكه شایسته و سزاوار پرستش است . می پرستیدند ! اینها دیگر چه هستند و كه ؟ آیا قابل ستایش نیستند؟ چندنفرند؟! همیشه گفته ام منتظرالقائم . حجت حق امام زمان عج تنها در صورتی میتواند ظهور نماید كه تنها و تنها 313 نفر از اینگونه آدمها را این دنیا بسازد!!!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها