ساری , گاهنوشته های محمود زارع:خداوند تن آدمی را بر مثال مملکتی بنهاد و منشور پادشاهی این مملکت به " دل "  داد . پس سلطان این مملکت " دل " است و ساری , گاهنوشته های محمود زارعشهرستان آن " کالبد " و خزینه آن " معده " و سراپرده " سینه " و غلمان " رگ " ها و " پی " ها ؛ بعضی آشکار و بعضی نهان و یاران او دو " دست و پای " و دو " چشم و گوش " و دو " لب " و یک " زبان " و دو دست بر مثال دو غلام اند تا هر چه پادشاه بخواهد بیاورند و هرچه را که نخواهد دور کند و دو " پای " بر مثال دو " مرکب " اند تا پادشاه را بر میدارند و دو " چشم " بر مثال دو " نقیب " اند که در مملکت نظر میکنند و دو " گوش "  بر مثال دو شخصی که هر چه بشنوند بسمع پادشاه رسانند.

این پادشاه هیچ کاری نکند بشتاب و چون سخنی از این دو شخص شنود ساعتی تامًل کند , پس زبان را که ترجمان است فرمان دهد بجواب و زبان مستغنی نیست از معارف " لب " و معاونت او و لب از مساعدت " زبان " .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.