چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع: صنم ؛ روایتی از استاد محمدرضا اسحاقی موسیقی محلی

بخشی از متن روایت :

بالای تلار نشسته ای نار خوری نار
کوچک بچه ای و غم یار خوری
کوچک بچه ای و عقل بزرگان داری
نخورده شراب دو چشم مستان داری ( ای صنم جان )

عاشقم دیوانه ام از خود ندارم خانه ای
گه بکوه و دشت ناله ام گه بهر ویرانه ای
گفته این دل بسازم خانه ای
عاشقان کی خانه دارند دل مگر دیوانه ای (ای صنم جان)


دانلود در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

  تعداد بازدید از این مطلب :
دانلود دو اثر بسیار شنیدنی از استاد محمدرضا اسحاقی که مخاطبین زیادی از طریق ایمیل و کامنت و ... درخواست داشتند آنها را در استاد محمدرضا اسحاقیوبلاگ قرار دهیم بخصوص آن آهنگ مشهوری که در سریال پایتخت هم بخشهایی از آن پخش شد که مطلع آن « نازنین از عشق مردم ناز تا کی میکنی ... » میباشد .

ذیلا این دو اثر را برای دانلود دوستان محترم  قرار میدهیم که بخشهایی از متن آنها را هم آورده ایم.

البته دوستان میتوانند به بخش موسیقی محلی وبلاگ مراجعه نمایند چرا که ما هر از چند گاهی موسیقی محلی مناطق را حسب مورد در این بخش قرار داده و خواهیم داد.



بخشهای از متن این موسیقی:

اول عاشق گونه حمد خدا ره

دوم نام محمد (ص) مصطفی ره
بمونده آرزو این عاشق دل
بغل بزنه قبر امام رضا (ع) ره


اول بسم الله و دوم رحیمه
ز در رانده  شیطان رجیمه
سخن دیگری بر یادم آمد
محمد نور رب العالمینه


انار گل رنگ ته کجه بوردی
رفیق روز جنگ ته کجه بوردی (غریبه یار)
مه دل ته وسه هایته تنگ ته کجا بوردی
ته دل مثال سنگه ته کجه بوردی ( غریبه یار )
...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... خواب بودم ؛ ابلیس حیله گرانه برویایم آمد و
گفت : نظرت راجع به گیاهی گزیده چیست ؟!
گفتم : نیازی ندارم  !
گفت : شراب طلائی رنگ را چه میگویی ؟!
گفتم : نمی خواهم !
گفت : زیبا صنمی نیکو روی را چطور ؟!
گفتم : نمی خواهم ... !
گفت : وسلیه شادی و طربی ... ؟!
گفتم : نه نمی خواهم !
ناگاه متغیر شد و نهیبم زد که : « بر خیز تو تکه چوبی بیش نیستی » !!!

ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو