در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولوی
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:[سلطان ولد] : - دم بدم , حضرت والدم ( مولانا جلال الدین ) وصیت میکرد که : ...پیش شیخ ساری , گاهنوشته های محمود زارعصلاح الدین , ذکر شمس الدین , مکنید! و پیش چلپی , حسام الدین ؛ ذکر شیخ صلاح الدین مکنید !
( افلاکی 4/ 83 )

شمس الدین تبریزی را زنی بود کیمیا نام , روزی از او خشم گرفت و بطرف باغهای مرام رفت ؛ حضرت مولانا جلال الدین بزنان مدرسه اشارت فرمود که : - بروید و کیمیا خاتون را بیاورید که خاطر مولانا شمس الدین را به وی تعلق عظیم است !
( افلاکی 4 / 39 )

منکوحه ی مولانا شمس الدین , کیمیا خاتون زنی بود جمیله و عفیفه... روزی بی اجازت او , زنان , او را مصحوب جده ی سلطان ولد , برسم تفرج بباغش بردند , از ناگاه مولانا شمس الدین بخانه آمده مذکوره را طلب داشت ؛ گفتند : - جده ی سلطان ولد , با خواتین , او را بتفرج بردند ! ...بغایت رنجش نمود . چون کیمیا خاتون بخانه آمد , فی الحال درد گردن گرفت همچون چوب خشک بی حرکت شد. فریاد کنان , بعد از سه روز , نقل کرد ( مرد ) ... چون هفتم او بگذشت , باز بسوی دمشق روانه شد...
( افلاکی 4/ 43 )

روزی جنازه ی جوانی را ...می بردند, اهل عزا و مردم , نوحه ها میکردند...از ناگاه ...شمس الدین مقابل افتاد و فرمود که : - این نامراد پرحسرت را کجا می برند, تا ما را ببرند که سالها در این حسرت خون جگر می خورم , و آن دست نمی دهد !...
( افلاکی 4 / 45 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.