تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر شریعت

چشم به راه

امیر المؤمنین على (ع)  گفت " احذروا نفار النعم فما كلّ شارد بمردود " و قال " اذا وصلت الیكم اطراف النعم فلا تنفروا اقصاها بقلّة الشكر "
معنى دیگر گفته اند: فَاسْتَبِقُوا الْخَیْراتِ بشتابید یا امّت محمّد بنیكیها و كردارهاى پسندیده، پیش از آنكه فائت شود بمرگ، و الیه اشار النبى (ص) رحم اللَه امرءا نظر لنفسه و مهّد لرمسه، ما دام رسنه مرخى، و حبله على غاربه ملقى، قبل أن ینفد اجله، فینقطع عمله.

قرآن کریم.سبیقت در خیر

إِلَى اللَهِ مَرْجِعُكُمْ جَمِیعاً فَیُنَبِئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فِیهِ تَخْتَلِفُونَ
بازگشت شما كه امّت محمّداید، و ایشان كه اهل كتاب پیشین و شرایع مختلفه بودند همه با خداى است، با وى گردید، و شما را خبر كند بآنچه در آن مختلف بودید و جدا جدا گوى.

وَ أَنِ احْكُمْ بَیْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَهُ
این " ان" معطوف است با سر سخن كه گفت: وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الْكِتابَ، یعنى: و أنزلنا الیك ان احكم و أن. نیز فرستادیم بتو فرمان كه حكم كن میان اهل كتاب بآنچه خداى فرو فرستاد، وَ لا تَتَبِعْ أَهْواءَهُمْ و بر پى بایست ایشان مرو در آن حكم كه از تو میخواهند. گفته اند: سبب نزول این آیت آن بود كه رؤساء جهودان با یكدیگر گفتند كه تا رویم و محمّد را در فتنه افكنیم و از آن دین كه بر آنست برگردانیم. آمدند و گفتند: یا محمّد تو دانى كه اگر ما اتّباع تو كنیم، مردمان همه اتّباع تو كنند، و پس رو تو باشند، اكنون بدان كه ما را خصمان اند و ترافع و تحاكم بر تو مى آریم. اگر تو ما را بر خصمان ما حكم كنى ما بتو ایمان آریم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ الْمَلائِكَةُ یَشْهَدُونَ میگوید: فریشتگان گواهى میدهند بنبوّت تو یا محمد، اگر جهودان گواهى نمیدهند باكى نیست، و گواهى فریشتگان بقیام معجزه شناسند، هر كه معجزه وى ظاهر گشت، فریشتگان بصدق وى گواهى دهند. وَ كَفى بِاللَهِ شَهِیداً یقول: فلا شاهد افضل من اللَه. بأنّه انزل علیك القرآن.

الهى

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا یعنى بمحمّد (ص) و القرآن: وَ صَدُوا النّاس عن الاسلام، قَدْ ضَلُوا ضَلالًا بَعِیداً اى طویلا.

إِنَ الَذِینَ كَفَرُوا یعنى الیهود، وَ ظَلَمُوا محمدا (ص) بكتمان نعته، میگوید: آن جهودان كه به محمد و قرآن كافر شدند، و به محمد ظلم كردند كه نعت و صفت وى بپوشیدند، لَمْ یَكُنِ اللَهُ لِیَغْفِرَ لَهُمْ خداى بر آن نیست كه ایشان را بیامرزد، كه در علم قدیم وى چنانست كه ایشان در كفر میرند. وَ لا لِیَهْدِیَهُمْ طَرِیقاً الى الهدى و الاسلام، و بآن نیست كه ایشان را باسلام راه نماید. بلى راه جهودى كه راه دوزخ است ایشان را نماید. خالِدِینَ فِیها أَبَداً وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَهِ یَسِیراً. اى عذابهم على اللَه هیّن.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله: فَبِظُلْمٍ مِنَ الَذِینَ هادُوا حَرَمْنا عَلَیْهِمْ طَیِباتٍ أُحِلَتْ لَهُمْ ارتكاب المحظورات یوجب تحریم المباحات.
اگر لطافتى و كرامتى بینى در بنده اى، از آنست كه ظاهر شریعت نگه داشت، و تعظیم آن بجان و دل خواست، تا لا جرم بروح مناجات و لطائف مواصلات رسید،
و اگر بعكس آن سیاستى و قهرى بینى، از آنست كه بچشم انكار در حرم شریعت نگریست، و در متابعت نفس امّاره محظورات دین بكار داشت.
آنی آن

آرى چنین بود كه هر كه ظاهر شریعت دست بدارد، جمال حقیقت از وى روى بپوشد.
هر كه امر و نهى پست دارد، چه عجب اگر ایمان و معرفت از دل وى رخت بردارد.

اگر نز بهر شرعستى در اندر بنددى گردون
و گر نز بهر دینستى كمر بگشایدى جوزا


قوله: لكِنِ الرَاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ مِنْهُمْ
راسخان در علم ایشانند كه انواع علوم ایشان را حاصل شده:
علم شریعت، علم طریقت، علم حقیقت.

علم شریعت آموختنى است،
علم طریقت معاملتى است،
علم حقیقت یافتنى است.

علم شریعت را گفت: فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِكْرِ.
علم طریقت را گفت: وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ.
علم حقیقت را گفت: وَ عَلَمْناهُ مِنْ لَدُنَا عِلْماً.

حوالت علم شریعت را با استاد كرد.
حوالت علم طریقت با پیر كرد.
حوالت علم حقیقت با خود كرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَهِ وَ رَسُولِهِ الآیة

قرآن کریم

ایمان دو قسم است: یكى از روى برهان، یكى از روى عیان.
برهانى از راه استدلال است، عیانى یافت روز وصال است.
برهانى استعمال دلائل عقول است، عیانى رسیدن بدرجات وصول است.

میگوید از روى اشارت:
اى شما كه ایمان برهانى بدست دارید! بكوشید تا بایمان عیانى رسید.

ایمان عیانى چیست؟
بچشم اجابت فرا مجیب نگرستن، بچشم انفراد فرا فرد نگرستن، بچشم حضور فرا حاضر نگرستن،
بدورى از خود نزدیكى حق را نزدیك بودن، و بغیبت از خود حضور وى را بكرم حاضر بودن.

وى جلّ جلاله نه از قاصدان دور است، نه از مریدان غائب:
میگوید عزّ جلاله: وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَهِ
از اوّل ورد تا آخر همه اشارت است ببزرگوارى منزلت مصطفى (ص) نزدیك حق جلّ جلاله، و خلعتى است از خلعتهاى كرامت كه اللَه تعالى بوى داد، كه واسطه از میان برداشت، و حكم وى با حكم خود برابر كرد، تا چنان كه رضا دادن بقضاء حق جلّ جلاله سبب یقین موحّدانست، رضا دادن بحكم رسول (ص) سبب ایمان مؤمنان است.

قرآن کریم
تا جهانیان بدانند كه طاعت داشت رسول طاعت داشت حق است، و نافرمانى رسول نافرمانى حق است، و قول رسول وحى حق است، و بیان رسول راه حق است، و فعل رسول حجّت حق است، و شریعت رسول ملّت حق است، و حكم رسول دین حق است، و متابعت رسول دوستى حق است.

چنان كه گفت: جلّ جلاله: فَاتَبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَهُ،

گفت: اى سیّد سادات، و اى مهمتر كائنات، و اى نقطه دائره حادثات، بندگانم را بگو: اگر خواهید كه اللَه شما را بدوستى خود راه دهد، و ببندگى بپسندد، بر پى ما روید كه رسول اوئیم، و كمر متابعت ما بر میان بندید، و حكم ما بى معارضت بجان و دل قبول كنید، تن فرا داده، و گردن نهاده، و خویشتن را در آن حكم بیفكنده، و هیچ حرجى و تنگى بخود راه نداده،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً
شرك بزبان شریعت آنست كه باعتقاد معبودى دیگر گیرى ، و بوحدانیّت اللَه اقرار ندهى ،
و بزبان طریقت شرك آنست كه در كاینات موجودى دیگر بجز اللَه بینى ، و با اسباب بمانى.

شرک

شیخ الاسلام انصارى گفت:
سبب ندیدن ,جهل است ؛ امّا با سبب بماندن شرك است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ مَنْ لَمْ یَسْتَطِعْ مِنْكُمْ طَوْلًا...
جلیل است و جبّار خداى جهانیان،
كریم و غفّار، نام دار، رهى دار، مهربان، واحد و احد در نام و نشان،
بكرم خویش نوازنده بندگان،
بفضل خویش سازنده كار ایشان،
پیدا كننده نور عنایت خویش بر دوستان، و آراینده دوستان خویش بلباس احسان.
یا کریم

خداوندى بخشاینده، و بر بخشودن پاینده، و هر كس را بر خویش نماینده،
هر كس را چنان كه سزاى اوست، و بقدر و اندازه و روش اوست،
و ازهر كس آن درخواهد كه در وسع و توان اوست.
...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ یُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ الآیة
تقدیر آیت آنست كه: و ان كان رجل او امرأة یورث. كلالة. هر وارث كه نه پدر باشد و نه فرزند او را كلاله گویند، و هر مورث كه از وى نه پدر ماند و نه فرزند او را كلاله گویند. پس كلاله نامى است هم وارث و هم مورث را. اگر گوئیم كه مورث است اشتقاق آن از كلّ نسبه است، و هو اذا لم یبق من قطب نسبه احد. و اگر گوئیم كه وارث است اشتقاق آن از اكلیل است، و هو الّذى یتكلّل بالرّأس، اى یحیط به، فكأنّ الكلالة تكلّلوا بالمیّت من جوانبه و حوالیه، و الولد خارج من ذلك و كذلك الوالد. و درین آیت كلاله میّت است مورث، و منصوبست بر حال.
قرآن

معنى آنست كه: اگر مردى یا زنى بمیرد كه از وى میراث برند در حال كلاله، كه ازو نه پدر ماند و نه فرزند وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ و او را برادرى بود یا خواهرى، یعنى از مادر. اجماع امّت آنست كه این برادر و خواهر هر دو از جهت مادراند، و دلیل برین قراءت سعد بن ابى وقاص است: و له اخ او أخت من امّ، فَلِكُلِ واحِدٍ مِنْهُمَا السُدُسُ هر یكى ازین برادر و خواهر هم مادر شش یك مال است. فَإِنْ كانُوا أَكْثَرَ مِنْ ذلِكَ فَهُمْ شُرَكاءُ فِی الثُلُثِ
اگر دو باشند این اولاد امّ، یا بیشتر از دو، چندان كه باشند نصیب ایشان سه یك باشد، قسمت كنند میان ایشان این سه یك، بسویّت، نرینه و مادینه یكسان و اگر با اولاد امّ پدر میّت باشد یا پدر پدر، یا فرزند میت، یا فرزند پسرش، پس ایشان را میراث نبود و بیوفتند.

مِنْ بَعْدِ وَصِیَةٍ یُوصى بِها أَوْ دَیْنٍ
قال على بن ابى طالب (ع) : انّكم تقرّون الوصیّة قبل الدّین و بدأ رسول اللَه بالدّین قبل الوصیّة . هر چند كه اللَه تعالى ابتدا بوصیت كرد آن گه دین گفت، امّا رسول خدا كه مبیّن احكام شریعت بود، و امین درگاه عزّت ابتدا بدین كرد در مال میّت، آن گه بوصیت. یعنى كه آیت اقتضاء جمع میكند نه اقتضاء ترتیب. و اجماع علما و فقها آنست كه در تركت نخست قضاء دین است، پس تنفیذ وصیّت، پس تقویم سهام و قسمت مواریث.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ ﴿193﴾
پروردگارا ما شنیدیم كه دعوتگرى به ایمان فرا مى‏ خواند كه به پروردگار خود ایمان آورید پس ایمان آوردیم پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بزداى و ما را در زمره نیكان بمیران (193)
قرآن

خداوندا! منادى سنّت بر سر وادى شریعت ما را خواند كه: وَأَنِیبُوا إِلى رَبِكُمْ.
خداوندا! بجان و دل شنیدیم آن منادى در آن وادى، و بازگشتیم و گردن نهادیم، چه بود كه یك بار خود خوانى، و این دل مرده زنده كنى؟ كه خود گفتى: دَعاكُمْ لِما یُحْیِیكُمْ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْ أَخْزَیْتَهُ وَمَا لِلظَّالِمِینَ مِنْ أَنصَارٍ 
پروردگارا هر كه را تو در آتش درآورى یقینا رسوایش كرده ‏اى و براى ستمكاران یاورانى نیست (آل عمران-192)

قرآن

خداوندا!
شرمسار و رسوا كردى كسى را كش بآتش عقوبت بسوختى ،
و ازین صعب تر كار آن كس كش براندى ،
و گفتى : أُولئِكَ الَذِینَ لَمْ یُرِدِ اللَهُ أَنْ یُطَهِرَ قُلُوبَهُمْ .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قصل 48 - بیان : (تفسیر الشریعة و الطریقة و الحقیقة ): 
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اعلم ان الشریعة و الطریقة و الحقیقة اسماء صادقة على حقیقة واحدة هى حقیقة الشرع المحمدى صلى الله علیه و آله باعتبارات مختلفة ، و لا فرق بینها الا باعتبار المقامات ، لانه عند التحقیق : الشرع كاللوزة على القشر و اللب و لب اللب . فالقشر كالشریعة ، و اللب كالطریقة ، و لب اللب كالحقیقة ، فهى باطن الباطن ، و اللوزة جامعة للكل . و یظهر ذلك فى مثل الصلاة ، فانها خدمة و قربة و وصلة ، فالخدمة مرتبة الشریعة ، و القربة مرتبة الطریقة ، و الوصلة مرتبة الحقیقة ، و اسم الصلاة جامع للكل . و من هنا قیل : الشریعة ان تعبده ، و الطریقة ان تحضره ، و الحقیقة ان تشهده . و قیل : ان الشریعة ان تقیم امره ، و الطریقة ان تقوم بامره ، و الحقیقة ان تقوم به . و هذا المعنى هو المذكور فى الحدیث ، فان الاقوال هى التى تجب اقامتها، والافعال هى الامر الذى یقام به الاقوال ، و الاحوال هى التى نتصف بها.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

بیان : بدان كه شریعت و طریقت و حقیقت نامهایى است كه بر حقیقت واحدى صادق است و آن حقیقت شرع محمدى صلى الله علیه و آله است كه به اعتبارات مختلف بر آن صدق مى شود و فرقى میان آن ها جز به اعتبار مقامات نیست . زیرا با نظر تحقیق به دست مى آید كه شرع مانند بادامى است كه شامل پوست و مغز و مغز مغز است . بنابراین پوست مثل شریعت و مغز مثل طریقت و مغز مغز مثل حقیقت است كه باطن باطن است ، و بادام شامل همه اینهاست .
این مطلب در مثال نماز روشن مى شود، زیرا نماز خدمت است و قربت است و وصلت . خدمت مرتبه شریعت است ، قربت (نزدیكى به خدا) مرتبه طریقت و وصلت مرتبه حقیقت مى باشد و عنوان نماز شامل همه این هاست . از همین رو است كه گفته اند: شریعت عبادت خداست ، طریقت حضور در برابر خداست و حقیقت شهود پروردگار متعال است . و گفته اند:
شریعت آن است كه فرمانش را بپا دارى ،
طریقت آن است كه به فرمانش برخیزى
و حقیقت آن است كه به خود او بپا باشى .
و این معنى همانى است كه در حدیث مذكور است ، چه اقوال همان است كه اقامه آن ها واجب است ، و حدیث مذكور است ، چه اقوال همان است كه اقامه آن ها واجب است ، و افعال آن امرى است كه اقوال بدان سبب بپا مى شود، و احوال آن است كه بدان گفته ها متصف گردى .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع: از حضرت رسول گرامی نقل شده : نماز رسمی , نماز نباشد !

زیرا که نمازکنان همه یکی نباشند .
یکی نماز میکند و دلی دارد که " به " است از جمله کائنات آن صفت فرشتگان مقرب دارد .

یکی نماز میکند و دلی دارد که بهائم از او " به " باشند که ( اولئک الانعام بل هم اضل سبحان الله )

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

چارپای را شبانه روزی سه (3) من کاه میدهند و دو (2) من جو که باری همچون کوه میکشد  و تو در شبانه روزی چندین نعمتهای گوناگون میخوری و کاهی نکشی .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نسخة دیگری از مقدمۀ اول
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در منازل روندگان کتابی جمع کنید و دیگر بیان کنید که رونده کیست، و راه چیست، و منزل چند است، و مقصد کدام است، تا ترا ذخیره و یادگاری باشد و ما را مونس و دستوری بود. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد. « انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رساله در بیان سخن اهل معرفت
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز ابن محمّد النسفی، که اهل منزل هشتم را اهل معرفت میگویند و اهل معرفت قومی بغایت بزرگ اند؛ چنان که صفت بزرگی ایشان است، نتوانستم کردن.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

ای درویش! اهل معرفت،که اهل منزل هشتم اند قومی اند، که سالهای بسیار در خدمت مشایخ ریاضات و مجاهدات کشیده اند و علم صورت و علم معنی حاصل کرده اند و گمان برده اند که بخدای رسیدند، و خدای را شناختند، آنگاه بعد از هفتاد سال دانستند که هیچ نمیدانند و هرچه میدانستند، معلوم ایشان گشت که همه خیال و پندار بود؛ خود را نادان و عاجز و بیچاره دیدند و بعجز و نادانی خود اقرار کردند و با خلق عالم بیکبار صلح کردند و خلق عالم را همچون خود عاجز و بیچاره دیدند و از اعراض و انکار آزاد گشتند، و راضی و تسلیم. و این را مقصد دانستند، یعنی دانستند که مقصد سالکان آن است، که بعد از دانائی که هیچ نمیدانند، چون بیقین دانستند که هیچ نمیدانند، بمقصود رسیدند و مقصود حاصل کردند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها