محمود زارعساری,گاهنوشته های محمود زارع:مدتی است که کار با قلم را بطور جدی شروع کرده ام( این نوشته برمیگردد به اوایل سال ۷۹) ولی گاهی خنده ام میگیرد  . همیشه این مشکل عقب افتادگی را در اثر احتمالا تربیت نامناسب اجتماعی داشته ام. الآن که شرائط کتابت در جامعه بر اختصار و اقتصاد است و ملت حوصله مطالعه ندارند( البته بجز عده ای که مطالب جنجالی ژورنالیستی روزنامه ای را دوست دارند ) و کمتر توجهی به این امر میشود. گویا من تازه راه افتاده ام . الآن دنیا. دنیای دقت و سرعت و اختصار میباشد.دهها و بلکه صدها کتاب در یک قطعه کوچک مغناطیسی بنام دیسکهای رایانه ای و ... خلاصه و ضبط میشود. درست کاری را که میبایست چندین دهه قبل بآن اهتمام میداشتیم.الآن اهتمام ورزیدن ، شاید نوعی کار نابخردانه تلقی شود ولی ... یاد مثالی افتادم که دوستی برایم میگفت : میل به خریدن یک خودروی پیکان را در قبل از انقلاب داشتم. حدود سی هزار تومان(۳۰۰۰۰) وجه نیاز بود! - احتمالا یکی از دلایل ارزانی پیکان در آنموقع این بود که شاید این بود که اینجا و آنجا سهمی از قیمت آن نداشتند؟!- . لذا با تلاش حدودیکساله توانستم که این


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.