تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر شحنه

چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع: در كتاب ( زینت المجالس ) حكایت مى كند از محمد مهلبى - كه عاقبت به درجه وزارت رسید - مى گوید كه :

مکافات عمل

نوبتى با جمعى در زورقى نشسته از بصره متوجه بغداد شدیم . شخصى در آن كشتى بود كه با مردم مزاحم بسیار مى كرد. اهل كشتى از روى ظرافت زنجیرى بر پاى او بستند. بعد از اینكه خواستند پیاده شوند هر چه تفحص نمودند، كلید قفلى كه به زنجیر بسته بودند پیدا نشد و قفل سازى هم كه بتواند قفل را باز كند حاضر نبود. بالاخره موقع پیاده شدن از زورق بعضى از سكنه كشتى رفتند به شهر آهنگرى را آوردند كه قفل را باز كند. آهنگر گفت : من این قید را بى حكم شحنه نگشایم .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از نوف بکایی نقل است که گفت : شبی امیر مومنان(ع) را دیدم که از بستر بیرون آمده و به ستاره ها مینگرد.
مرا فرمود: ای نوف خفته ای یا بیداری؟
عرض کردم بیدارم ای امیرمومنان!
فرمود:ای نوف خوشا بحال پرهیزگاران دنیا که به عقبی نظر دارند.
اینان کسانی هستند که زمین را فرش خود و خاکش را بستر خود و آبش را بوی خوش خود و قرآن را شعار خویش و دعا را دثار خویش نهاده اند.
و دنیا را چونان مسیح (ع) به قرض الحسنه داده اند.
ای نوف ؛ داوود پیامبر به همین ساعت از شبی برخاست و گفت :
در چنین ساعتی بنده هر دعایی که کند مستجاب افتد , الا آن کسی که مامور باج و (مامور) تعقیب (پلیس) و شحنه باشد یا به آلات لهو مشغول !  
                                     کشکول شیخ بهایی ص 307 از انتشارات ارسطو چاپ چهارم 1363 



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها