چشم به راه

گرگ و شبان

شنیدستم یکی چوپان نادان
بخفتی وقت گشت گوسفندان

در آن همسایگی، گرگی سیه کار
شدی همواره زان خفتن، خبردار


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شبانه گویی های شبانه
خدایا ! بر ما مپسند تا، عزّت بندگی تو را، به ذلّت رایگان، به هر ناروا عزیز شدگان زمانه، نفروشیم !

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ای نامدارترین! ماندنی ترین حادثه روزگارم، اولین نمازی بود كه باشوق و همراهی مادر، به تمام قامت در آستان کبریائیت به خاك افتاده بودم، آنروز پدر گفت : دیگر بزرگ شده ای، باید نماز بخوانی، تازه فهمیده بودیم كه از دامن مادر جدا شده ایم و باید پناه ببریم به رب النّاس؛ ملك النّاس، اله النّاس، من شرّ الوسواس الخنّاس..... و الان عمری است كه در آرزوی یادت گم ام، آنسان كه طفلی رها شده از دامن مادر!  پس خدایا !  با نمازحفظ مان فرما، و نمازمان را حفظ فرما !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها