ساری

زبان و زنان


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سکوت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام جواد (ع):

                     انجام دهنده ظلم
                     كمـك دهنده ظلـم
                     و كسى كه راضى به ظلم باشد
                     هـر سه شـریك خـواهنـد بـود.

ظلم در کلام امام جواد (ع)

الْعامِلُ بِالظُّلْمِ، وَالْمُعینُ لَهُ، وَالرّاضى بِهِ شُرَكاءٌ


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همدیگر را نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع

بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل قولها و بی توجهی, سرهایی بر سر دار رفته باشد ...

... هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن مرد:
زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژ خوانـــی نخواند بر خلاف


یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا ؟! چون ؛ تیغ را از بریدن نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگر !
آخر بعضی جاها شاید حتی بزیان دوستان هم تمام بشود .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بازنده فقط ...؛ ... فقط " اصرار کننده بر گناهان " هستند !

ساری گاهنوشتهای محمود زارع

( لا صغیره مع الاصرار و لا کبیره مع الاستغفار ) نیست هیچ گناهی کوچک وقتی که اصرار بر انجام آن میشود و همچنین گناه کبیره نبوده آن گناهی که از آن توبه و استغفار شو !

بسیاری و در واقع درصد بالایی از گناهان از طریق زبان ( گفتاری و نوشتاری ) انجام میشود که اگر بر آن اصرار شود دیگر در حوزه گناهان کبیره وارد میشوند .

همین گناهان هستند که وارد حوزه اجتماعی شده و باعث گسست های گروهی و اجتماعی میشوند و بسیاری از آنان که میتوان آنها را تنها با واژه ای بنام " صلصال کالفخار " برچسب زد چون کاندیدای مورد نظرشان رای نیاورد و دست رد از مردم که صاحب این مملکت هستند , خورد ؛ راه خود را کج کرده و با نوک قلم آلوده خویش که کج تراشیده اند دارند با طرح مباحثی انحرافی در واقع دق دل خالی میکنند و برای تشفی خاطر خویش پشت بسیاری از افراد و واژه ها و مفاهیم هم سنگر گرفته اند که بنظر من آن افراد و جایگاهها باید برای در امان ماندن از تخریب برائت خویش را آشکارا اعلام نمایند تا بدیهای چنین قلمهای آلوده ای دامن آنان را نیالاید !

من اگر جای آنان بودم با توکل بر خدا تنها " سکوت " و صبر را مایه شخصیت خویش قرار میدادم و بس !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری(گاهنوشتهای محمود زارع): همیشه بزرگان حکمت و عقل و علم متذکر شده اند که نفع سکوت بسی بیشتر از منفعت گفتار است.
سکوت

ای بسا ممالکی که بر اثر گفتار دولتمردان آن به آشوب کشیده شود و سخنی ملتی را بسوزاند و انواع و اقسام فتنه ها بصرف گفتن بسیاری از چیزهایی که میتوان نگفت و نباید هم گفته شوند , ایجاد شود.
وضع آنموقع بدتر میشود که گوینده از چهره موجه ای هم برخوردار نباشد و باز آنکه جامعه هم دچار مشکلاتی باشد و در تب و التهاب باشد و بدتر از همه آنکه کسانی هی بگویند که واقعا استحقاق و قابلیت آنرا نداشته باشند که در آن مواضع سخنی بگویند و هزاران ماجرا در پس و پیش که همه از گفتن های بسیار و بخصوص گفتنهای نابجا و از سر سیری باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از بزرگی پرسیدند از بهترین عطایای خداوندی چیست ؟ گفت عقل
گفتند اگر عقل نباشد ؛ گفت ادب
گفتند اگر ادب نباشد گفت سکوت
گفتند اگر سکوت نباشد گفت رفیق صالحی داشته باشد که با وی مشورت کند
گفتند اگر این هم نباشد گفت مرگ تعجیلی که او را فورا اخذ کند !


ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در این میدان بود مرد سخنگوی
ز زخم حادثه سرگشته چون گوی
نباشد در دل صاحب امانی
ز خاموشی نکوتر میهمانی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (سکوت و خاموشی)

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:معمورترین و آبادترین دلهای دل خاموشان است و خرابترین دلها دل بسیار گویان است. پس مهر سکوت بر حقه دهان بنه و دل را از زیان کاری خالی دار که صمت و سکوت باطن دل نیکمردان را صاف و روشن کند و بیت المعمور گرداند و سخن بی حاجت و کلام بی موقع خلوتخانه دل را سیاه و تاریک کند.

در لسان مبارک اولیای دین در این باره سخنان متنوعی بیان شده است(1) ... ثامن الجج امام رضا(ع) هم کلامی منقولست که حضرتش فرمود: زبان خود را حفظ كن تا سرافراز باشی و زمینه سلطه شیطان را بر خود مهیا مكن كه ذلیل خواهی شد.(1)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گــــرد در و بــام دوســت پـــــرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بر بندند
الّا در دوست را که شب باز کنند


شب - ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... چند وقتست که سر بسوی آسمان نکردی و باغ سماوات را بتفرج دیده بصیرت بتماشا ننشستی ؟! ... چرا چنین توفیقی از تو سلب شده است ؟! ... چرا همانند چارپایان پوزه در خاک همی سائی و نای آن نداری که از جاذبه زمین بکنی و سودای سربالا پیدا کنی ؟! ... چه کرده ای با خود ؟!!

 « شب را با روز، مباحثه افتاد! روز سر کشید و گفت:
من از تو برترم! بهر زیارت احبابم، و عمارت اسبابم، نفقه ی زن و فرزندم، صدقه ی خویش و پیوندم، هنگام زراعتم، بازار بضاعتم، سفره ی من نور است، و ظلمت از من دور، خوان من، آسیاب است، قرص گرم من، آفتاب.
ای شب! تو رعیّتی، و من پادشاهم، تو ستاره ای، و من ماهم. ای شب! بلال حبشی کجا و سفیدرویان رومی کجا؟!

شب گفت: ای روز! بیش از این، دعوی کسی منما، تو را حریفان روز پرستیز، مرا سرمستان مکیده ی الستند، تو را غافلان دیر خبرند و مرا عاشقان اشک ریز؛ مشتری، تکمه ی کلاه من است، و مرّیخ، دربان من، ستاره ی زهره، با من است، و فلک، ایوان من.
ای روز! اگر تو را اشعه ی آفتاب، لباس شوشتری است، مرا نیز در بناگوش، دُرّ شاهوار مشتری است.
ای روز! اگر تو را به تفاخر بزرگواری میل است، مرا شهرت خطاب مستطاب «قم اللیل» است.
اصل جمله ی سعادت ها و رواج جمله ی عبادت ها در شب خیزی و اشک ریزی است.
شب خیزی کار مردان است، و اشک ریزی، شعار سالکان و خردمندان.»

روز گفت: ای شب! مرا صورتی چون ماه است، و تو را دلی سیاه. شب گفت: ای روز! اگر من سیاهم، باکی نیست؛ جامه ی کعبه سیاه است؛ حجرالاسود سیاه است؛ مداد العلماء افضل من دماء شهداء – که زینت ادباست – سیاه است؛ اطلس که زینت خطباست، سیاه است؛ سنگ محک که عزّت صرّافان است سیاه است؛ نرگس چشم که غارتگر سرمستان است، سیاه است؛ هلیله که دوای دردمندان است، سیاه است؛ زلف و ابرو که دل می رباید، سیاه است؛
ای روز! به خود آی، و بیش از این خود مستای. وای بر کسی که روز، سرمست سرور است، و سحر در خواب غرور! نمی داند که فردا از اصحاب قبور است، و عمر را به غفلت می گذراند! *

... کوچکتر که بودم سر بهوایی ام بیشتر بود ؛ در حیاط منزل بالای نپار ( نفار**) بچیدن ستاره های باغ سموات مشغول میشدم !

برای ستاره ها شناسنامه ای شفاهی ساخته بودم ؛ نام پرنورترینش را محمود گذاشته و هماره در هر شب خط سیرش را می پاییدم ... شب غم و تنهایی دوران کودکی ام شبی بود که ابرهای شوربختی در آسمان جولان میدادند و ستاره ام را گم میکردم و ... آنقدر مشتاق چشمکش میشدم که با حرکت موج وار دستهای کوچولو سعی میکردم تا این ابرهای فراق را کنار بزنم بلکه تا روی ماه ستاره محمود را می دیدم ! ...

گاه با برادرم بر سر مالکیت ستاره های منیر , دعوی جدی ام در میگرفت ...
استدلال در پی استدلال که ؛ ...
من بزرگترم ! ... اول من آنرا دیدم و هر که اول دید ... که امان از اول ها ... ؛ که ؛
عشق اول کی ز دل بیرون شود ؟!! ...

تو کوچکتری و ستاره ات هم همان کوچکتره ... !

اصلا می دونی چیه ؟! ... من اسممو , خدا تو قرآن آورده , تو که اسمت تو کتاب خدا نیست که ... ؟!
... و بهمین سبب بود که پرویز چالشی بزرگ پیدا کرده بود و بمحض آنکه آخوندی را پدر در منزل - در ماههای محرم و رمضان برای برگزاری مراسم حسینی و ... دعوت میکرد - از سوالهای مکرر پرویز همین بود که ؛ معنی اسمش چیه ؟! آیا اسمش توی کتاب خدا هست یا نیست ؟! ... من گاه از روی شیطنت یواشکی باو میگفتم : حالا نگران نباش ؛ اگر اسمت توی کتاب خدا نیست حتما توی کتاب شیطان اومد ...! ...

این ماجرای کتاب شیطان هم برای من خاطره ای دارد ! پدر هر وقت حرف یا کار بدی را از کسی می شنید یا می دید با ناراحتی و از روی تعجب میگفت : این حرف ( یا این کار ) توی کتاب شیطان هم نیست ! یعنی از بس ناشایست هست حتی در کتاب شیطان هم ثبت نیست و بفکر شیطان هم نمی رسید که چنین کاری بکند ! ... راستش من آنموقع های کودکی فکر میکردم که شیطان هم کتاب دارد !!! ... بعدها فهمیدم که شیطان کتاب ندارد ولی کتاب نانوشته ای البته دارد ... من بعدها که بنوشتن علاقمند شدم بارها قصد کرده ام که کتاب شیطان را بنویسم ! اما نمی دانم چرا تاکنون نشد ! ... طرحی از آنرا در ذهن دارم و ... و یادتان باشد که چنین طرحی را خودم در سالهای نوجوانی - شاید برای اولین بار - در ذهن داشتم ! این را اینجا مجددا یادآور شده و نوشتم بعدا پرویز مدعی نشود و کتابش را ننویسد! بیچاره طفلکی پرویز ... 

بار استدلال ( بلکه جدال ) با پرویز ( برادرم ) میکردم که مگه نمی دونی من زیباترم ... ! تو مگه نشنیدی دیروز , امّ لیلا , گفتش:
 اوه خدا ! این بچّه چقدر قشنگه ... میخواست فرشته بشه اشتباهی آدم شد !! ... و
خاله جان دعاهایی خواند و پف کرد دور سرم و ... باز با مامان دعوا کرد که چرا همش واسه من ؛ اسپند دود نمیکنه... ! اونطرفتر آبجی هم که از دست شیطنت های پرویز دل پری داشت به پرویز گفت : ... واسه تو کاه هم دود نمیکنند ... !
آره خاله گفتش اوندفعه که من مریض شدم واسه این بودش که مردم چشم زخم زدند ... گفتش دیگه منو با خودش نبره بحموم عمومی ... ! گفتش ... گفتش ... و داد پرویز در اومد ... مامان ! مامان ! ... محمود رو ببین ... !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از صفحه دوستان: حرف و حرف و حرف که تمام دردسرها از دهن هایی است که بیموقع باز میشوند !
معمولا کسانیکه نمیتوانند کاری بکنند , بیشتر حرف میزنند آنهم حرفهای دشمن کوب آتشین !
رگ گردن سرخ و متورم میکنند تا آنکه ناتوانی خویش در صحنه عمل را با حرفهای زیاد پوشش دهند ! ( نمونه ای از کسانیکه فقط بلدند حرف بزنند و شعار بدهند اما اهل عمل نیستند را در روایت زیر بخوانید ) :

گوش

میگویند روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش آمد ...
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!
یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت!
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند!!!
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت!
یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاله کرده بودند پیدا کند!
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است!
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد...!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (3-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و حكى انه كانت لرابعة البصریة سلة معلقة فى بیتها، فكلما ارادت الطعام ضربت بیدها لتلك السلة فوجدت فیها الطعام الذى شاءت .

و حكایت است كه : رابعه بصریه زنبیلى داشت كه در اتاقش آویزان بود، هرگاه طعام مى خواست با دست به آن زنبیل مى زد و هر غذائى كه مى خواست در آن مى یافت .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و قال الحسن (البصرى ): خرج سلمان الفارسى من المداین و معه ضیف ، فاذا بظباء فى الصحراء و طیور یطیرون فى السماء، فقال سلمان : لیاتینى ظباء و طیر منكن سمینان ، فقد جاءنى ضیف احب اكرامه . فجاء كلاهما، فقال الرجل : سبحان الله ، و قد سخرلكم الطیر فى الهواء! فقال : اتعجب من هذا؟ هل رایت عبدا اطاع الله فعصاه الله تعالى ؟!


و حسن بصرى گوید: سلمان فارسى به همراه میهمانى از مدائن خارج شد، ناگاه به آهوانى رسید كه در صحرا مى گشتند و پرندگانى در آسمان پرواز مى كردند، سلمان گفت : از میان شما چند آهو و چند پرنده چاق و چله نزد من آید كه مرا میهمانى رسیده و دوست دارم از او پذیرائى كنم . هر دو آمدند، آن مرد گفت : سبحان الله ! پرنده در آسمان مسخر شماست ؟ سلمان گفت : از این در شگفتى ؟ آیا دیده اى بنده اى از خدا اطاعت كند و خداى متعال از او نافرمانى نماید؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (2-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
( اقسام معرفت )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اذا تقرر ذلك ، فاعلم ان المعرفة على ضربین : معرفة حق ، و هى الایمان ، و ضدها النكرة . و معرفة تحقیق ، و هى القرب و الانبساط الذى ضدها البعد. و هذه معرفة اصفیاء الله و احبائه الذین یعبدونه على بساط فردانیته .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پس از بیان مطالب گذشته ، بدان كه معرفت دو گونه است :
1 - معرفت حق كه همان ایمان است و ضد آن عدم شناسایى است .
2 - معرفت تحقیق كه قرب و انبساط است و ضد آن بعد و دورى است . و این معرفت برگزیدگان و دوستان خداست كه او را بر بساط یگانگى او مى پرستند.

قیل : العارفون صم وبكم و عمى . و معناه ان من عرف الله حق معرفته قل كلامه و اسماعه و نظره فى غیره ذات الله سبحانه ، و فنى عن رویة الاعمال ، و صار متحیرا مع الاتصال و مفتقرا الیه فى جمیع الاحوال ، و منقطعا عن الحال الى ولى الحال ، قائما بالامور بحقایقها لا بالحسبان ، فانه راس الخسران و به زلت عن منازل الصدیقین اقدامهم .

و گفته شده : عارفان كر و لال و كورند. و معنایش این است كه آن كس كه خدا را آن گونه كه باید، شناخت ، سخن و شنیدن و نگاهش در غیر ذات خداى سبحان كاهش مى یابد، و از نظر به اعمال فانى میگردد، و در عین اتصال متحیر گشته و در تمام احوال به او نیازمند مى گردد، و از حال به سوى ولى حال دل بندد، و به حقایق امور قیام مى كند نه به پندار و خیال ، كه آن راس زیان است و بدان سبب قدمهاشان از منازل صدیقان مى لغزد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

               ساری,گاهنوشته های محمود زارع:پدر خودخواهی بسوزد . دمار از روزگارش درآید. آتش به حسد بیفتد. نخوت نابود باد و کبر شکسته شود.
خود پسندی بنویسید و معنی کنید و یا بخوانید که : ... خر پسندی...!!
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
 
نگفته ها را میتوان گفت ولی گفته ها را نمیتوان پس گرفت !
...
سطری از دفتر خطورات بابا محمود
www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:امیرالمومنین علی علیه السلام فرمود , کسی که زبانش را نگاهدارد خدای متعال عیوبش را می پوشاند .
پیامبر اکرم (ص) به امیرالمومنین میفرماید کسی که مردم از گزند زبانش بیمناک باشند اهل آتش است .
ابن مسعود از صحابی رسول اکرم مکرر میگفت : ( والذی لا اله الا هو ما علی الارض شیئی احق بطول السجن من اللسان ) یعنی بخدای یگانه در زمین چیزی به زندانی شدن از زبان سزاوارتر نیست !
پس ای عزیز یا نگوی یا کم گوی و یا حساب شده و مودبانه بگوی و بدان ادب هم این است که بدانی در چه جای چه گویی و این ادب گفتار میباشد ( هر حرف را در هر جایی نباید گفت .


.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سلام آقای محترم ! لطفا کمتر حرف بزن
در سکوت ؛ بخصوص سکوت تو ؛ منفعتهایی است بیشمار
برای سلامت خود و دیگران کمتر بگوی




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها