تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر سوره حمد

چشم به راه

سوره حمد مكی یا مدنی است؟
علامه جوادی آملیجواب:
مكّی یا مدنی بودن سوره مباركه حمد، مورد اختلاف است؛ بیشتر مفسران برآنند كه در مكّه نازل شده است (١).
برخی نیز آن را مدنی می‌دانند (٢) و بعضی نیز قائلند كه خدای سبحان برای تشریف این سوره و تاكید بر اهمیّت آن، دوبار (یك بار در مكّه و بار دیگر در مدینه) آن را فرو فرستاده است.(٣)

اختلاف درباره مكّی یا مدنی بودن سوره حمد ثمره تفسیری ندارد؛ زیرا مشتمل بر آیه‌ای نیست كه معنایش به اختلاف نزول، مختلف و متفاوت شود، لیكن برای مكّی بودن آن، دلایل چندی بیان داشته‌اند:

1 ـ خدای سبحان در سوره مباركه حِجْر به پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می‌فرماید: "ولقد اتیناك سبعاً من المثانی والقران العظیم"(٤).


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... رحمن است كه قاصدان را توفیق مجاهدت داد، رحیم است كه واجدانرا تحقیق مشاهدت داد. آن حال مرید است و این صفت مراد. الهیمرید بچراغ توفیق رفت به مشاهده رسید، مراد بشمع تحقیق رفت بمعاینه رسید. مشاهده برخاستن عوائق است میان بنده و میان حق، و معاینه هام دیدارى است. چنانك بنده یك چشم زخم غائب نشود بچشم اجابت فرا محبت مى نگرد، بچشم حضور فرا حاضر مى نگرد، و بچشم انفراد فرا فرد مى نگرد، بدورى از خود نزدیكى وى را نزدیك شود و بگم شدن از خود آشكارایى وى را آشنا گردد، بغیبت از خود حضور وى را بكرم حاضر بود، كه او نه از قاصدان دور است نه از طالبان گم، نه از مریدان غایب.

رحمتی کن بر دل خلق  و برون آى از حجاب
تا شود كوته بینان ز هفتاد و دو ملت داورى


مالک یوم الدینِ: اشارت است بدوام ملك احدیت و بقاء جبروت الهیت.
یعنى كه هر ملكى را روزى مملكت بآخر رسد و زوال پذیرد و ملكش بسر آید و حالش بگردد، و ملك اللَه بر دوام است امروز و فردا، كه هرگز بسر نیاید و زوال نپذیرد. در هر دو عالم هیچ چیز و هیچكس از ملك و سلطان وى بیرون نیست و كس را چون ملك وى ملك نیست. امروز ربّ العالمین و فردا مالك یوم الدّین، و كس را نبود از خلقان چنین.

عجبا كار رهى چون میداند؟ كه در كونین ملك و ملك اللَه راست بى شریك و بى انباز و بى حاجت و بى نیاز، پس اختیار رهى از كجاست؟
آن را كه ملك نیست حكم نیست، و آن را كه حكم نیست اختیار نیست، و ربّك یخلق ما یشاء و یختار ما كان لهم الخیرة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ الباء بهاء اللَه، و السین سناء اللَه، و المیم ملك اللَه، از روى اشارت بر مذاق خداوندان معرفت باء بسم اللَه اشارت دارد ببهاء احدیت، سین بسناء صمدیت، میم بملك آلهیّت. بهاء او قیمومى، و سناء او دیمومى، و ملك او سرمدى. بهاء او قدیم و سناء او كریم و ملك او عظیم. بهاء او باجلال، و سناء او با جمال، و ملك او بى زوال. بهاء او دل ربا، و سناء او مهر فزا، و ملك او بى فنا.
الهی

اى پیش رو از هر چه بخوبیست جلالت
زهره بنشاط آید چون یافت سماعت
اى دور شده آفت نقصان ز كمالت
خورشید بر شك آید چون دید جمالت


الباء برّه باولیائه، و السّین سرّه مع اصفیائه و المیم منّه على اهل ولائه. باء برّ او بر بندگان او، سین سرّ او با دوستان او، میم منّت او بر مشتاقان او. اگر نه برّ او بودى رهى را چه جاى تعبیه سرّ او بودى، و رنه منّت او بودى رهى را چه جاى وصل او بودى، رهى را بر درگاه جلال چه محل بودى. و رنه مهر ازل بودى رهى آشنا لم یزل چون بودى؟

آب و گل را زهره مهر تو كى بودى اگر
مهر ذات تست الهى دوستان را اعتقاد
هم بلطف خود نكردى در ازل شان اختیار
یاد وصف تست یا رب غمگنان را غمگسار


ما طابت الدنیا الّا باسمه و ما طابت العقبى الّا بعفوه و ما طابت الجنة الا برؤیته. در دنیا اگر نه پیغام و نام اللَه بودى رهى را چه جاى منزل بودى، در عقبى اگر نه عفو و كرمش بودى كار رهى مشكل بودى، در بهشت اگر نه دیدار دل افروز بودى شادى درویش بچه بودى؟ یكى از پیران طریقت گفت الهى بنشان تو بینندگانیم، بشناخت تو زندگانیم، بنام تو آبادانیم، بیاد تو شادانیم، بیافت تو نازانیم، مست مهر از جام تو مائیم،صید عشق در دام تو مائیم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مفسّران از اینجا تفسیر صراط مستقیم كردند: یكى گفت قرآن است یكى گفت اسلام است یكى فرومایگانگفت سنّة و جماعة است. وجه دیگر آنست كه راههاى بخدا بسیارند بعضى راست تر و نزدیكتر و بعضى دورتر، از اینجاست كه قومى مؤمنان پیشتر به بهشت شوند، و قومى بسالها ازیشان دیرتر شوند، چنانك در خبر است. و همچنین راه سابقان خلافى نیست كه بحق نزدیكتر است از راه مقتصدان و راه مقتصدان نزدیكتر از راه ظالمان هر چند كه هر سه قوم رستگارند بحكم خبر اما راه ایشان بر تفاوت است، مؤمنان از خدا آن را میخواهند كه راست تر است و بخداى نزدیكتر و آن راه انبیا و صدیقان و شهیدان است چنان كه بعضى مفسران تفسیر كرده اند.

و در" علیهم"  سه قراءة مشهورست بصرى و نافع و عاصم بكسرها و ضمّ میم. در درج موصول بواو و در وقف بسكون میم. و " على " در لغت عرب چند معنى دارد: در وى معنى الزام است چنانك گویند لى علیك كذا اى وجب علیك و لزمك و معنى تمكن چنان كه گویند: فلان على رأس امره، و معنى فى كقوله تعالى عَلى مُلْكِ سُلَیْمانَ و بمعنى عند كقوله " وَ لَهُمْ عَلَیَ ذَنْبٌ " و بمعین من كقوله " إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَاسِ ".

غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ غیر تفسیر الّذین است یعنى آن نواختگان كه جز از مغضوب علیهم اند، و جز از ضالین. سهل تسترى گفت " و غیر المغضوب علیهم بالبدعة، و لا الضّالین غیر السنّة " نه راه مبتدعان كه خشم است از تو بر ایشان بآوردن بدعت و گم شدن از راه سنّت. تفسیر مصطفى بروایت عدى حاتم آنست كه المغضوب علیهم جهودان اند، و لا الضّالین ترسایان. و هر چند كه اللَه بر فراوان كس بخشم است اما بر جهودان دو خشم است و بر دیگران یكى كه گفت " فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ " یكى خشم وریشان از بهر تكذیب ایشان عیسى را و دیگر خشم بتكذیب ایشان محمّد را از بهر این بود كه المغضوب علیهم جهودان نهاد خاصّة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...الرَحْمنِ الرَحِیمِ دو نام اند از رحمت و تأكید را بدو لفظ مختلف بر هم داشت چنانك ندمان و ندیم و لهفان و لهیف و سلمان و سلیم. و مثله قوله تعالى یَعْلَمُ سِرَهُمْ وَ نَجْواهُمْ.
امیر المؤمنین على(ع) گفت: " الرحمن الرحیم ینفى بهما القنوط عن خلقه فله الحمد"

قرآن

اگر كسى گوید چون در ابتداء سورة در آیت تسمیت الرحمن الرحیم گفت چه فایده را و چه حكمت را اینجا باز گفت و مكرّر گردانید؟ جواب آنست كه در ابتدا بیان قصد تبرّك است، یعنى كه ابتدا بذكر اللَه كنید و بنام وى تبرّك گیرید كه وى بر شما مهربان است و بخشاینده، و در بیان مدح و ثنا است بر اللَه جلّ جلاله و اظهار رأفت و رحمت از پس ترهیب و تهویل كه در ذكر عالمین اشارت كرد. و نیز از پیش رفته است كه الحمد للَه یعنى انّما وجب الحمد للَه لانه الرحمن الرحیم.

مالِكِ یَوْمِ الدِینِ رسول خدا صلوات اللَه علیه مالك بالف خوانده است بروایت انس بن مالك و ملك بى الف خوانده بروایت بو هریره مالك بالف قراءة عاصم و كسایى و یعقوب است و بى الف قراءة باقى. مالك از ملك است و ملك از ملك. " یقال هذا ملك عظیم الملك و هذا مالك صحیح الملك " و معنى این آیت بر قراءة مالك بر سه وجه است:

یكى آنست كه یملك فى یوم الدین الاحكام و الجزاء وحده میگوید بروز رستخیز پادشاه اوست، داورى دار، و كار برگزار، و پاداش دهنده، وجه دیگر آنست كه یملك یوم الدین بما فیه من القضاء و الحساب. مالك روز رستخیز و هر چه در آن از قضا و حساب اوست همه در تحت ملك و ملك او، همه در توان و فرمان او.
وجه سوم آنست كه مالك احداث یوم الدین و القادر على تكوینه دون غیره. اللَه است كه بآفرینش روز رستخیز توانا است و پدید كردن آن و قدرت نمودن در آن.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:در کتاب نفایس الفنونست که :
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(سبب تقدم سوره مبارکه حمد)

سبب تقدم سوره مبارکه حمد بر سایر سور اینست که , نسبت او با جمیع قرآن , که غیر اوست , همچو نسبت مجمل است با مفصل ! بنا بر آن هر چه در جمیع قرآن بتفصیل آمده , این سوره مشتمل است بر آن اجمال .

چه تمامت آنچه در قرآنست از تحمید و تمجید و تسبیح و تقدیس و تهلیل و شکر و ثناء و تکبیر در کلمه « حمد » مندرج است .

و تمامت آنچه در قرآنست از بیان ارزاق و انعام و احسان و تربیت بندگان و اکرام و امهال ایشان در کلمه « رحمن » است .

و تمامت آنچه در قرآنست از سعت رحمت و تجاوز از معصیت و عفو گناهان و رحمت بر بندگان در « رحیم » مندرج است .

و همه آنچه در قرآن آمده است از ثبات قدرت و عظمت و بقاء و سرمدیه حق و تنزیه او از شرکاء و اضداد و انداد در کلمه « مالک » مندرجست .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها