تبلیغات
ساری - مطالب ابر سلمان

ساری

ایران پس از حمله اعراب :
دوره عباسیان:
حمله اعراب
جهت لشکرکشی‌های مسلمان در درون شبه‌جزیره عربستان و تازش‌هایشان به ایران و روم
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:در دو قرن نخست این دوره تقریبا ایران بتمامه تحت سیطره عباسیان است یعنی تا پایان دوره محمد امین از خلفای عباسی . از قرن سوم ببعد با خیزشهایی چند از جانب ایرانیان که دوره حکومتهای متقارن مانند ظهور حکومتهای محلی در ایران مانند صفاریان و طاهریان و سامانیان و آل بویه و ... را داریم. از 350 ببعد دوره ترکان ایرانی با تشکیل دولت غزنویان و سلجوقیان و خوارزمشاهیان را شاهد هستیم . دوره بعد دوره حکومت ایلخانان مغول است که تا 735 ادامه داشت. در این زمان با انهدام حکومت عباسیان وارد دوره جدیدی در تاریخ ایران میشویم .

یک دوره فترت بعد داریم که حدود نیم قرن مابین دوره مغولان و تیموریان وجود دارد که سربداران و ... حضور دارند. از 780 آغاز دوره تیموریان در تاریخ ایران را شاهدیم که از تیمور لنگ شروع شده و با فرزندانشان ادامه می یابد. بعد از این دوره آق قویونلوها و قرقویونلوها را داریم . در ادامه دوره صفویان را در 907 یعنی اوایل قرن دهم داریم که تا حمله افاغنه در سال 1135 ادامه دارد که افاغنه مدت کوتاهی در ایران حضور داشتند. پس از آن با دولت افشاریه را داریم که با بیرون کردن افاغنه و تعقیب آنان حتی تا هندوستان در گسترش ایران نقش زیادی داشتند بخصوص نادرشاه افشار. بعد زندیه از شیراز حاکم ایران شدند .که کریم خان مشهورترین آنهاست.

در سال 1210 با انقراض زندیه دوره قاجاریه شروع میشود با آغامحمدخان بعد از دوسال از این تاریخ تا 1340 ه.ق مقارن با 1299 ه.ش قاجاریه ادامه داشت که بعدش دوره 50 ساله پهلوی را داریم که رضاخان تا 1320 ه.ش و بعد هم 30 سال پسرش محمدرضا تا سال 1357 حکومت کردند. بعد هم که در سال 1357 ه.ش با انقلاب حکومت پهلوی منقرض میگردد و این مدت که فعلا تاریخ آنچنان بحساب نمی آید و مورد بحث ما نیست. این خلاصه شمای کلی آنچه هست که باید بگوئیم  البته تا پایان قاجار و از دوره پهلوی ببعد را قرار شد برادر دیگری توضیحات کلی بدهند.

***
راز و ریشه تاریخی علاقه ویژه ایرانیان به مولا علی (ع) و خاندان مطهرش :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ ابْنَیْ آدَمَ بِالْحَقِ الایة
قصه دو برادر است از یك پدر، یكى صاحب دولت، بر بساط ولایت، در منزل قربت، نسیم مشاهدت یافته، و از یاد خود با یاد حق پرداخته، و آن دیگر برادر از بى دولتى در مغاك وحشت و مذلّت افتاده، و گرد بیگانگى بر رخسار تاریك وى نشسته، و نامش سر جریده اشقیا گشته.
الهى
چه توان كرد!
كار نه بآنست كه از كسى كسل آید، وز كسى عمل،
كار بآنست كه تا خود چه رفت در ازل!

مثال آن دو برادر از یك پدر، دو شاخ است از یك درخت،
یكى شیرین و یكى تلخ.
تلخ هم از آن آب خورد كه شیرین خورد، و تلخ را جرمى نبوده كه تلخ آمد. شیرین را هنرى نبوده كه شیرین آمد. آن بارادت آمد و این بمشیت. نه آن را علت بود نه این را وسیلت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْكُمْ أَیُهَا النَاسُ ... (*)
این خطاب مشركان و منافقان است.

قرآن کریم

میگوید: اگر اللَه خواهد مرگ بر شما گمارد، و همه را نیست گرداند، و باز قومى دیگر آرد از شما مطیع تر و بهتر، یعنى مسلمانان و امّت احمد. و همین كرد ربّ العالمین جلّ جلاله، كه در عهد رسول خدا جهان همه كفر و معصیت داشت، پس علم اسلام آشكارا گشت، و كفر با طىّ ادبار خود شد، و جهان همه از نور اسلام روشن گشت.
قال ابو هریرة: لمّا نزلت هذه الآیة ضرب رسول اللَه (ص) ظهر سلمان، فقال هم قوم هذا یعنى: عجم فارس.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... هر كه مرفوع درگاه ربوبیت است و مقبول شواهد الهیت، احدیت بنعت محبت او را در قباب عزّت بپروراند، او را از آن حال بحال میگرداند، و این مقام بآن مقام مى رساند تا در جذبه حق افتد و از آن پس كه رونده باشد ربوده گردد، آن گه هر چه در همه عمر خویش در حال روش رفته بود او را در حال كشتن باول قدم از آن در گذرانند كه جذبة من الحق نوازى عمل الثقلین. آرى چنانك خود بكس نماند كشش او بروش خلق هم نماند.
ریاست طلب

ارباب روش را گویند امر و نهى نگه دارید، و امر و نهى را گویند كه ارباب كشش را نگه دارید، كه ایشان آنند كه نسب آدم در عالم حقایق بایشان زنده است، و منهج صدق بثبات قدم ایشان معمور، در عالم حقایق ایشان را نزّاع القبائل خوانند، چنانك بلال از حبش و صهیب از روم و سلمان از پارس و اویس از قرن نیكو گفت آن جوانمرد كه گفت:

ازین مشتى ریاست جوى رعنا هیچ نگشاید
مسلمانى ز سلمان جوى و درد دین ز بو دردا


قدر شریعت مصطفى ایشان دانستند، و حق سنّت او ایشان شناختند، صفاء سرّ این چنین صدیقان بر هر خارى كه تابد عبهر دین شود، اگر بر مطیع تابد مقبول گردد و اگر بر عاصى تابد مغفور گردد، اگر بر فاسق تابد صاحب ولایت شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسول اکرم (ص) می فرماید :
448) المهدی منا اهل البیت، یصلحه الله فی لیله .
« مهدی از ما اهلبیت است، خداوند کار او را در یک شب فراهم می آورد .» [2]
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
449) یکون اختلاف عند موت خلیفه، فیخرج رجل من اهل المدینه هاربا الی مکه، فیاتیه ناس من اهل مکه فیخرجونه و هو کاره، فیبایعونه بین الرکن و المقام .

« به هنگام مرگ خلیفه ای اختلاف پدید می آید، مردی از اهل مدینه به مکه می شتابد، پس جمعی از اهل مکه گرد او جمع می شوند و او را دعوت به خروج می کنند، در حالیکه او خود اظهار تمایل نمی کند، پس در میان رکن و مقام با او بیعت می کنند.» [3]

450) طوبی لمن ادرك قائم اهل بیتی و هو مقتد به قبل قیامه، یتولی ولیه و ینبرا من عدوه، و یتولی الائمه الهادین من قبله اولئک رفقائی، و ذوو ودی و مودتی، و اکرم امنی علی یوم القیامه .
« خوشا به سعادت کسی که قائم اهلبیت مرا درك کند و پیش از قیام آن حضرت به او اقتدا کند، دوستان او را دوست بدارد و از دشمنان او بیزاری بجوید و امامان پیش از او را به امامت و پیشوائی بپذیرد. آنها دوستان من هستند که مورد بحث و علاقه من هستند وآنها تا روز قیامت نزد من گرامی ترین افراد امت هستند.» [4]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:فقلنا: یا امیرالمومنین ، این ذهب ذلك الملك ؟ فقال علیه السلام : كنت بالامس على جبل الظلمة فسالنى الملك فى زیارة هذا الملك فاذنت لها، فاستاذننى الملك الاخر فى هذا الیوم على ان یكافیه ، و قد اذنت له . فقلنا: یاامیرالمومنین ، و ما یزالون عن مواضعهم الا باذنك ؟ فقال علیه السلام : و الذى رفع السماء بغیر عمد ما اظن احدا منهم یزول عن موضعه بغیر اذنى بقدر نفس واحد الا احترق . فقلنا: یا امیرالمومنین ، الیس كنت معنا جالسا فى منزلك ، فاى وقت كنت فى قاف ؟ فقال لنا: غمضوا اعینكم ، فغمضنا، ثم قال : افتحوا، ففتحنا فاذا نحن قد بلغنا مدینة منزل (ج : فنزل) امیرالمومنین علیه السلام ، فقال علیه السلام : لقد بلغنا و لم یشعر احد منكم . فقلنا: یا امیرالمومنین ، ما هذا بعجب من وصى رسول الله صلى الله علیه و آله ، فقال : و الله انى املك من الملك لوعاینتموه لقلتم : انت انت ، و انا مخلوق من الخلایق آكل و اشرب .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
گفتیم : اى امیرمومنان ، آن فرشته كجا رفت ؟ فرمود: من دیشب بر كوه ظلمت قرار داشتم و فرشته آن از من درخواست زیارت این فرشته نمود، و من اجازه دادم ، حال این فرشته امروز از من اجازه خواست تا به بازدید او رود و من اجازه دادم . گفتیم : اى امیرمومنان ، اینان جاى خود را جز به اجازه شما ترك نمى كنند؟ فرمود: به خدایى كه آسمان را بدون پایه برافراشته گمان ندارم كه احدى از آنان بدون اجازه من به اندازه یك نفس زدن جاى خود را ترك كند جز این كه بسوزد. گفتیم : اى امیرمومنان ، مگر شما در منزلتان با ما نبودید؟ پس چه وقت در كوه قاف بودید؟ (كه به او اجازه دهید) فرمود: چشمهاى خود را ببندید، ما بستیم ، سپس فرمود: باز كنید، ما چشمان خود را باز كردیم دیدیم به مدینه به منزل آن حضرت رسیده ایم ، (ج : به شهرى رسیدیم و امیرمومنان علیه السلام فرود آمد....) فرمود: ما اینجا رسیدیم و حال آن كه هیچ كدام نفهمیدید. گفتیم : اى امیرمومنان ، این امر از جانشین رسول خدا صلى الله علیه و آله شگفت نیست ، فرمود: به خدا سوگند، من ملك و قدرتى در اختیار دارم كه اگر ببینید خواهید گفت : (خداى واقعى ) توئى تو، در حالى كه من نیز یكى از آفریدگانم كه مى خورم و مى آشامم .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (82): (حدیث غمامه )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! اخبار وارده از ائمه هادیه علیهم السلام در باب این كه عالم صفات و اسماء و افعال الهى جل جلاله خلفاء و اوصیاءاند بسیار است پاره اى از اول مبحث ولایت تا این مقام گذشت ، و برخى بعد از این ان شاء الله بیاید. و از جمله آن ها حدیث غمامه مشهور است كه فاضل مجلسى (ره ) آن را ترجمه به فارسى نموده است ، و رواه الصدوق ((بحار) ج 27، ص 33 - 40 به نقل از كتاب (محتضر) حسن بن سلیمان (ره )، و در پایان خبرگوید: (این خبرى غریب است كه دراصولى كه نزد ماست نیافتیم ، ولى آن را رد نمى كنیم و علم آن را به خود امامان علیهم السلام وامى گذاریم ). البته نسخه متن ، منقول از (بحار) نیست و با آن اختلافاتى دارد)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
 باسناده قال : حدثنا ابوعبدالله بن زكریا، عن ابن الجوهر الاسود، عن محمد بن عبدالله الصایغ ، عمن یرفعه الى سلمان الفارسى - رحمه الله - انه قال :
كنا جلوسا عند مولانا امیرالمومنین علیه السلام ذات یوم حین بویع عمر بن خطاب بالخلافة ، انا و ولده الحسن و الحسین علیهماالسلام و محمد بن الحنفیة و عمار بن یاسر و المقداد بن الاسود الكندى - رحمهم الله - فاذا التفت الیه الحسن علیه السلام و قال : یا امیر المومنین ، ان سلیمان بن داود علیهماالسلام قد نال ملكا (عظیما) لم ینله احد من الناس ، و اعطاه الله ملكا لم یعطه احدا من العالمین ، فهل ملكت یا اباه شیئا من ملك سلیمان ؟ فقال امیرالمومنین علیه السلام : و الذى فلق الحبة و برا النسمة لقد ملك ابوك ملكا لایملكه احد بعده و لا قبله . فقال له الحسن علیه السلام : انا نحب ان ننظر شیئا مما ملكه الله ایاك شیئا(كذا) من الملكوت ، لیزداد(لنزداد - ظ) فى الناس ایمانا مع ایمانهم . فقال علیه السلام : نعم ، حبا و كرامة .


...سلمان (ره ) مى گوید: در ایامى كه با عمر بن خطاب بیعت به خلافت انجام گرفت ، روزى من و دو فرزند على : حسن و حسین علیهما السلام و محمد بن حنفیه و عمار بن یاسر و مقداد بن اسود كندى - رحمهم الله - در خدمت امیرمومنان علیه السلام نشسته بودیم كه
حسن علیه السلام به آن حضرت عرضه داشت : اى امیرمومنان ، سلیمان بن داود علیهماالسلام به سلطنت بزرگى دست یافت كه هیچ یك از مردم بدان دست نیافت و خداوند سلطنتى به او عطا فرمود كه به احدى از عالمیان عطا نفرمود، پدر جان ! آیا شما به چیزى از ملك سلیمان دست یافته اید؟
امیرمومنان علیه السلام فرمود: سوگند به آن كه دانه را شكافت و جانداران را آفرید همانا پدر تو به سلطنتى دست یافته كه هیچ كس قبل و بعد از آن بدان دست نیافته و نخواهد یافت .
حسن علیه السلام گفت : ما دوست داریم به پاره اى از آن چه خداوند از ملكوت در اختیار شما نهاده بنگریم تا برایمانمان در میان مردم افزوده شود.
حضرت فرمود: خوب ، چقدر شما را دوست و گرامى مى دارم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (77): (احاطه علمى امامان علیهم السلام در اخبار) ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و فى بصائر الدرجات قال ابوعبدالله علیه السلام : ان لله علمین : علم یعلمه ملائكته و رسله فنحن نعلمه ، و ما خرج من العلم الذى لا یعلمه غیره فالینا خرج . (بصائر الدرجات ص 112 با اندكى تلخیص) و بمضمونه روایات فى ذلك الكتاب .

و در بصائر الدرجات است كه امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدا را دو علم است : علمى كه فرشتگان و رسولان الهى آن را مى دانند، ما هم آن را مى دانیم ، و اما علومى كه صادر شده و جز او كسى نمى داند، آن علم به سوى ما صادر شده است . و به همین مضمون روایات دیگرى در آن كتاب آمده است .

و فى الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام یقول : ان عیسى بن مریم علیه السلام اعطى حرفین كان یعمل بهما، و اعطى موسى علیه السلام اربعة احرف ، و اعطى ابراهیم علیه السلام ثمانیة احرف ، و اعطى نوح علیه السلام خمسة عشر حرفا، و اعطى آدم علیه السلام خمسة و عشرین حرفا، فان الله تعالى جمع ذلك كله لمحمد صلى الله علیه و آله . و ان اسم الله الاعظم ثلاثة و سبعون حرفا، اعطى محمدا صلى الله علیه و آله اثنین و سبعین حرفا و حجب عنه حرف واحد. (كافى ج 1، ص 230.)

و در كافى از امام صادق علیه السلام روایت است كه مى فرمود: به عیسى بن مریم علیه السلام دو حرف ( از اسم اعظم ) داده شد كه با آن ها كار مى كرد (و معجزه مى نمود)، و به موسى علیه السلام چهار، به ابراهیم علیه السلام هشت ، به نوح علیه السلام پانزده و به آدم علیه السلام بیست و پنج حرف داده شده بود، و خداى متعال تمام اینها را یكجا براى محمد صلى الله علیه و آله گرد آورد. همانا اسم اعظم هفتاد و سه حرف است كه هفتاد و دو حرف آن را به محمد صلى الله علیه و آله داده و تنها یك حرف از او مستور مانده است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (75): (حدیث امیرمومنان علیه السلام در معرفت حضرتش به نورانیت )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و فى بصایر الانوار قال امیرالمومنین علیه السلام لسلمان و ابى ذر - رضى الله عنهما - حین سالاه عن معرفته بالنورانیة ، قال علیه السلام : معرفتى بالنورانیة معرفة الله عز و جل ، و معرفة الله عز و جل بالنورانیة هو الدین الخاص ، فمن اقام ولایتى فقد اقام الصلاة ، و المومن الممتحن الذى لایرد علیه شى ء من امرنا الا شرح الله صدره لقبوله ، و لم یشك و لم یرتد ؛ و من قال : لم و كیف ؟ فقد كفر، فسلم الله امره ، و نحن امر الله .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در بصائر الانوار روایت كرده است كه امیرمومنان علیه السلام در پاسخ سلمان و ابى ذر رضى الله عنهما كه از حضرتش درباره معرفت او به نورانیت پرسیده بودند،
فرمود: معرفت من به نورانیت معرفت خداى بزرگ است ، و معرفت خداى بزرگ به نورانیت همان دین خالص است ، پس هر كه ولایت مرا بپا دارد نماز را بپا داشته است ، و مومن آزموده كسى است كه چیزى از امر ما بر او وارد نمى شود جز آن كه خداوند سینه او را براى پذیرش آن گشاده ساخته و هرگز به ارتداد و كفر نگراید، و هر كه چون و چرا كند تحقیقا كفر ورزیده است ، پس باید كه در برابر امر خدا تسلیم باشى ، و ما امر خداییم .

و اعلم انى عبدالله عز و جل ، و جعلنى خلیفته على عباده و بلاده ، و امینه على خلقه و فى ارضه . لا تجعلونا اربابا و قولوا فى فضلنا ما شئتم ، فانكم لاتبلغون كنه ما فینا و لا نهایته ، فان الله عز و جل قد اعطانا اكبر و اعظم مما یصفه واصفكم او یخطر على قلب احدكم او یعرفه العارفون . فاذا عرفتمونا هكذا فانتم المومنون . انا و محمد صلى الله علیه و آله نور واحد من نور الله عز و جل ، فامر الله تبارك و تعالى ذلك النور الى ینشق ، فقال للنصف ، كن محمدا، و صار محمدا، و قال للنصف الاخر: كن علیا، صار علیا، و صار محمد الناطق ، وصرت انا الصامت .

و بدان كه من بنده خداى بزرگ مى باشم كه مرا خلیفه خود بر بندگان و سرزمینهاى خود و امین خویش بر آفریدگان و در زمینش قرار داده است . ما را رب نپندارید و هر چه درفضل ما خواستید، بگویید كه به كنه و حقیقت و نهایت آن چه در ماست نخواهید رسید، زیرا خداى بزرگ ، بزرگتر و عظیم تر از آن چه را كه توصیف كننده شما وصف كند یا بر قلب یكى از شما خطور نماید یاعارفان بشناسند به ما عطا فرموده است . پس چون ما را بدین گونه شناختید آن گاه مومن خواهید بود. من و محمد صلى الله علیه واله یك نور بودیم ، پس خداى متعال به آن نور امر نمود كه دو قسمت شود، سپس به نیمى فرمود: محمد باش ، محمد شد؛ و به نیم دیگر فرمود: على باش ، على شد؛ محمد صلى الله علیه و آله ماموریت گفتن یافت و من ماموریت سكوت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (49): (علم ظاهر و علم باطن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه علم میراث انبیاء است پس بدان كه انبیاء علیهم السلام دو نوع علم ساری , گاهنوشته های محمود زارعمیراث گذاشته اند :
علم ظاهر و علم باطن .
اما علم ظاهر آن علم نافعى است كه صحابه از قول و فعل رسول الله صلى الله علیه و آله اخذ كرده اند، و تابعین و ائمه سلف تتبع آن نموده اند از علم كتاب و سنت ، و بدان عمل نموده اند.
و علم باطن ، معرفت آن معانى است كه بى واسطه جبرئیل علیه السلام از غیب الغیب در مقام او ادنى در حالت الى مع الله وقت (مرا با خدا وقتى است (كه هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلى در آن حال به من نرسد)) وظیفه بدرقه جان رسول الله صلى الله علیه و آله كردند، (كه ) فاوحى الى عبده ما اوحى ،( نجم ، 10: پس وحى كرد به بنده اش آن چه را وحى كرد.) و از ولایت نبوت جرعه اى از جام مالامال بر سنت كرام بر جان جگر سوختگان اهل طلب مى ریختند كه : ما صب الله فى صدرى شیئا الا و قد صببت فى صدر على علیه السلام .

و همچنان كه علم ظاهر را انواع بسیار است ، انواع علم باطن زیاده از آن است چون علم اسلام ، و علم ایمان ، و علم احسان ، الاحسان ان تعبدالله تعالى كانك تراه ، فانك و ان لم تره فانه یراك ،( جامع الصغیر ج 1، ص 122.) و علم ورع ، و علم ایقان ، و علم عیان ، و علم عین ، و علم توبه ، و علم زهد، وعلم تقوى ، و علم اخلاص ، و علم معرفت نفس ، و علم صفات و آفات نفس ، و علم معرفت دل ، و علم صفات و اطوار و احوال دل ، و علم تزكیه و تربیت نفس ، و علم تصفیه و پرورش دل ، و علم معرفت سر و خاصیت آن ، و علم معرفت روح ، و علم تربیت و تجلیت روح ، و علم معرفت خفى و فواید آن ، و علم فرق میان خاطر نفسانى و شیطانى ، و عقلى و دلى و ایمانى ، و ملكى و روحانى ، و شیخى و رحمانى ، و علم فرق میان اشاره و الهام و خطاب و نداى هاتف و وحى و كلام حق ، و علم تهذیب اخلاق ، و علم تبدیل صفات ، و علم تخلق به اخلاق حق ، و علم مشاهدات و انواع آن ، و علم مكاشفات و تفاوت آن ، و علم توحید و مقامات آن ، و علم اسامى و صفات حق ، و علم صفات افعال ، و علم معانى صفات ، و علم تجلى صفات ، و علم تجلى ذات ، و علم احوال ، و علم قرب و بعد، و علم فناء، و علم بقاء، و علم سكر، و علم صحو، و علم معرفت و انواع آن ، و علم فناء الفناء، و علم بقاء البقاء، و علم وصول ، و غیر آن از انواع علوم لدنى و غیبى كه تعداد آن اطنابى دارد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:برگی از دفتر خطورات بابا محمود بهار 82:بعضی چیزها را ممنوع کرده اند که بعضی چیزها را ساری , گاهنوشته های محمود زارعنفهمند!

مانع تراشان دو دسته اند :
1- دسته ای که سلامتت میخواهند.
2 - دسته ای که نه ترا بل تنها خود سلامت میخواهند.

آن ممنوع میکند تا تو سکته نکنی
و این برای آنکه خود سکته نزند.

آن مانع میشود که تو بتدریج ظرفیت پیدا کنی
و این ممنوع میکند که تا ظرفیت داشته ات را خالی کند
و ... !

پس سلمان و ابوذر در نسبت بین شان  در دید احمد مرسل صلوات الله علیه نباید و یا نمیتوانند هم اندازه بدانند که اگر آنچه را که او میداند و این نیز میدانست شاید کافر میگشت , در عین آنکه راستگوتر از این زیر آسمان کبود نیز حتی , از نظر پیامبر(ص) وجود نداشته باشد !

(محمود زارع.سوربن 82)
www.mzare.ir
( تنظیم برای وب فروغ زارع)

مطلب مرتبط:
... (خطورات) اثر یک قطره شعور در تمایز انسانها
طیّار بی پر و سیّار بی پا ...



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها