چشم به راه

شعر حافظ

مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گردابی چو می‌افتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مردى و زنى روزى غذا تناول مى كردند، و در سفره ایشان مرغ بریانى بود. پس سائلى به در خانه آمد. صاحب خانه به او بانگ زد و او را محروم ساخته ، از در خانه خود بیرونش كرد اتفاقا كه آن مرد مسكین شد و به واسطه عدم قدرت ، بر نفقه زوجه اش قادر نبود؛ او را طلاق گفت . آن زن به مرد دیگر شوهر كرد.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)
پس از مدتى مدید روزى آن زن با شوهر ثانى خود مشغول به خوردن طعام شدند، و مرغ بریان كرده نزد ایشان در سفره بود كه ناگاه سائلى به در خانه آمد و چیزى خواست .

آن مرد گفت به زوجه خود كه : این مرغ را به سائل بده .
پس آن زن چون طعام را برد كه به مسائل بدهد، بدید كه آن سائل همان مرد اولى اوست !
بدون تكلم مرغ را به سائل داده برگشت ولى گریان بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو