تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر زینب

چشم به راه

شما زنان باید دائماً زینب را در پیش چشم داشته باشید.
او سرور، رهبر و اسوه‌ی زندگی شماست و اوست که حق را به شما می‌آموزد.
کسی که به شما می‌گوید اسلام، گوشه‌گیری و فرار است، حرف نادرست می‌زند.

امام موسی صدر و زینب (س)

اسلام راستین، در زینب مجسم می‌شود:
زینب را در دارالاماره ببینید، در برابر یزید ببینید، در جنگ ببینید. این است زن مؤمن، این است زن مسلمان.

باب ایمان در برابر شما مفتوح است. هر کدام از شما می‌تواند زنی مؤمن و صالح باشد.
اما چگونه می‌توانیم مؤمن شویم؟…
اکنون ما در ۲۴ ساعت چه می‌کنیم؟
آیا برنامه‌ی روزانه‌ی خود را ملاحظه کرده‌اید؟
چگونه آن را سپری می‌کنیم؟
چند ساعت را صرف شکممان و خودمان می‌کنیم؟
چند ساعت را در راه تقویت ایمانمان صرف می‌کنیم؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

چون مه یکشبه داغ تو دو تا کرد مرا
عاقبت عشق تو انگشت نما کرد مرا
بی غمی بر دل من درد دل آزاری بود
غم عشق تو بنازم که دوا کرد مرا

عاقبت حسرت آن کیسوی مشک افشانت
دربدر یکسره چون باد صبا کرد مرا
زندگی در نظرم تنگتر از زندان کرد
آنکه از دام تو ای دوست رها کرد مرا

ای دلاور که بر نی سواره می آیی
ماه زینب که بین هفده ستاره می آیی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
ای ساربان آهسته رو کآرام جانم می‌رود
وآن دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود
من مانده‌ام مهجور از او بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور از او در استخوانم می‌رود
گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود
محمل بدار ای ساروان تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان گویی روانم می‌رود
او می‌رود دامن کشان من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم می‌رود
برگشت یار سرکشم بگذاشت عیش ناخوشم
چون مجمری پرآتشم کز سر دخانم می‌رود
با آن همه بیداد او وین عهد بی‌بنیاد او
در سینه دارم یاد او یا بر زبانم می‌رود
بازآی و بر چشمم نشین ای دلستان نازنین
کآشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می‌رود
شب تا سحر می‌نغنوم و اندرز کس می‌نشنوم
وین ره نه قاصد می‌روم کز کف عنانم می‌رود
گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل
وین نیز نتوانم که دل با کاروانم می‌رود
صبر از وصال یار من برگشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من هم کار از آنم می‌رود
در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می‌رود
سعدی فغان از دست ما لایق نبود ای بی‌وفا
طاقت نمیارم جفا کار از فغانم می‌رود



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

[]



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها