حكایت شده است كه مردى سقا در (بخارا) مدت سى سال آب مى برد در خانه شخص زرگرى . و در این مدت اصلا حركتى كه مشعر بر خیانت باشد بالنسبه به خانواده آن زرگر از آن سقا صادر نشده بود.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(خیانت به نامحرم)
اتفاقا روزى آن سقا بعد از خالى نمودن مشك آب خود را، بند دست زن زرگر را گرفته لمس نمود و او را بوسید و دواعى زنا و مقدماتش را كلا بجاى آورد بدون مجامعت . و از خانه بیرون آمد و رفت .

چون آن مرد زرگر شب به خانه آمد زنش از او سوال نمود از سرگذشت آن روز او كه : در بازار امروز بر تو چه گذشت ؟!

آن مرد از گفتن ابا نمود. بعد از اصرار زیاد گفت : امروز زنى دستش را بیرون آورد كه در دستبند كند كه از برایش ساخته بودم . چون نظرم به دستش افتاد دست او را لمس نمودم به شهوت و او را بوسه دادم و دواعى زنا را كلا بجاى آوردم غیر از مجامعت . پس زن صدا را به تكبیر بلند نمود و واقعه سقا را با خود به شوهر بیان نمود.

مرحوم ناشر الاسلام شوشترى داستانى از (لالى الاخبار) نقل كرده است كه به داستان فوق شبیه است و احتمالا همان است با كمى تغییر:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.