ساری

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:راویان شیرین گفتار اندر حكایات خویش آورده اند درویشی مفلسِ صوفی نما بر آبادی ای گذر كردندی و ساری,گاهنوشته های محمود زارعبه عمارتی جلیل و جمیل چونان ارك سپید رسیدندی .

چون بوی خوش خورش از دور شنیدی آه از نهاد برآوردی و نوای طبل و بالابان از بطن مبارك نواختن آغازیدی .

بانگ هوهو بلندتر كردی تا ارباب خانه بشنیدی  بیرون آمدی درویش بی نوا اندرون بردی سفره ای رنگین انداختی و درویش  بر آن خواندی .

درویش از اطعمه و اشربه ی مُلوّن تا حلق مبارك تناول كردندی و از میهمان نوازی صاحب البیت خوشنود شدندی و حسابی چترانداختی و چند صباحی تِلِپ شدندی .

درویش در فواصل صرف مائده های آسمانی و زمینی  مُخ خداوندِ خانه را تِلیت كردندی و به انواع نصایح فیض رساندی از مذمّت دنیا و مافیها و نكوهش نسوان و اولاد سخن ها راندی كه جملگی موجب غفلت از باری و دوری از رحمت عالی بودندی و اجتناب از آنها امر مُطاع مولا .

در آخر ارباب سرای راضی به ترك مال و بنون با درویش برای كسب زهد همراه شدی .

هنوز سواد آبادی نمایان بودی كه آهی جانسوز از نهاد درویش برآمدی و آخ و واخ بلند كردندی و دست بر دست و پای بر زمین كوبیدی صورت خراشیدی و موی نایابِ سر كندی و خاك بر آن افشاندی .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:پراکنده نوشته هایم را در مورد موضوعات مختلف که بصورت کوتاه بوده جمع آوری نموده و در اینجا تحت عنوان " دقائق قلم " آورده باشد که مفید واقع شود. غالب این مطالب بصورت باصطلاح خودجوش و لحظاتی بود که پر بود از نوشتن برای من !

اولین بار که خواستم در پرشین بلاگ یک بلاگ برای خود درست کنم و نامش را هم مازندران سبز زرد گذاشته بودم این مطلب زیر بوده است که نوشته بودم و بعنوان اولین مطلب ارسالی در وبلاگ قرار دادم که برای تجدید خاطره عینا مطلب مربوطه را در این بخش قرار میدهم . ( محمود زارع )

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

بنام خداوند جان و خرد

مازندران ! سبز زرد!!!

     سرزمین نیاکان من!

         هماره آباء و اجدادمان را در دامان سبزت

                            پروراندی به مهر!

                                 و اینک ، آرام و خاموش،

                                            در گاهواره آسایشت!

                                                   آرامیده اند به سکوت!!!

                                                          پهندشت پر مهر سبز !

                                                             همه عطایای خداوندیت را

                                                                            چه ساده و بزرگوار

                                                                                         بی هیچ خستی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... بایستی تا حدود زیادی جسارتهای خویش را و بی پروائیهای خود را كم كرد تا انشاء الله با لطف غفار رئوف . بطور كامل محو شوند.
     بی پروائی در غیبتها . ولو اینكه راست باشد و حق هم باشد ولی غیبت است . كنترل زبان آرزوی این ماه مبارك در این سال میباشدم!

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

     بقصد آگاهی - بقصد اطلاع رسانی - بقصد روشن كردن دیگران و برای موضعگیری درست بعدی  . به نیت واقعا تربیتی و آموزشی در اغلب اوقات غیبتهائی میشود.
ولی خوب كه نگاه كنیم اولا همانموقع ناراحتیم + اینكه بعدها متوجه میشویم كه نقشه شیطان است.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:

شب چارده غلامی ز مه تمام داری.........             
تو چه خواجه‌ی تمامی که چنین غلام داری
مگر از سیاه روزی تو مرا نجات بخشی..
که طلوع صبح روشن ز سواد شام داری
حشم کرشمه از پیش و سپاه غمزه از پس..
پس و پیش خویش بنگر که چه احتشام داری
اگر آن قیامتی را که شنیده‌ام بیاید...
نرسد بدین قیامت که تو در قیام داری
ز تو صاحب جراحت نرسد به هیچ راحت..
که علاوه بر ملاحت خط مشک فام داری
صنمت چرا نگویم، صمدت چرا نخوانم.
که تو منحصر به فردی و هزار نام داری
به درستی از مقامت کسی آگهی ندارد...
مگر آن شکسته قلبی که در آن مقام داری
سخنی به مرده بر گو که دوباره زنده گردد
تو که معجزات عیسی همه در کلام داری
نظری به حال من کن چو قدح به دست گیری
گذری به خاک جم کن چو به دست جام داری
چه عقوبت از جدایی بتر است عاشقان را
به کدام قدرت از ما سر انتقام داری.......


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:وقتی در قرآن شریف تدبر میکنم ، و از طرفی در احوال اجتماعات نظر ؛ متوجه میشوم که دلیل تکرار و تاکید کلام حق بر نادانی و جهالت و بی ایمانی اکثریت مردم .چیست؟! کمتر میتوان ایمان خالصی را یافت که با شرک توام نباشد. سبحان الله!
                          سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین
     بعنوان مصداق ، خود من از وقتی که این حدیث را خواندم ، بینی و بین الله ، بیشترین توجه را به عدم اتصاف به این صفت در خود داشته ام. حدیث قریب به این مضمون بود( نقل به مضمون) که : ... چنانچه کسی فردی را بخاطر ثروتش ( موقعیتش ) سلام بزرگتری نماید. دو سوم  دینش را همانجا بر سر آن سلام بر باد داده است ...
     خیلی از متدینین را میبینم که در برخورد با افراد ، بویژه در برخورد با مقامات مافوق ( البته مافوق کاغذی) - در بین کارمندان - و عامه مردم ، به افرادی که دارای قدرت و مکنت اند ، بنحوی خاص سلوک مینمایند، که حداقل آن این استکه بگوئیم: نوعی تملق و مداهنه گوئی را در رفتارشان دارند.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بهتره لال بشیم تا اینکه ...( شما رو بخدا اینو بخونید و نظر بدید)
    زمانی میرسد، گاهی ،لحظه ای که چیزی بذهن خطور میکند که این چیز شکل خاصی از آن در ذهن تجسم و یا حتی تجسد مییابد.
عمری با آن بودی، حتی در آن ، لحظه به لحظه در فکرش، ابزار زبانت بوده ، واژه بیانت و اصطلاح لسانت بود، فکر کردی خیلی میدانی، نه ، فکر نمیکردی خیلی میدانی، بلکه بطور طبیعی نیازی احساس نمیکردی که این و یا آن ، طور دیگری هم معنا دهد، یا عمق بیشتری هم داشته باشد. بقول معروف- البته چندان معروف هم نیست- علم مطلق درست بمانند جهل مطلق موجب سئوال نمیشود ( یصح سکوت علیها - نمیدانم درست نوشتم یا نه- ) فرقی نمیکند ، علم مطلق در آن طرف خط دایره که اول خط دایره است با جهل مطلق که در انتهای خط دایره هست، در یک نقطه با هم مماس میشوند.
درست مثل هم گوئیا اصلا یکی میشوند. ظاهرا فرقی ندارند که علم مطلق همان جهل مطلق هست؟!! زیرا در فلسفه دایره گونه که ظاهرا درست ترین فلسفه هاست ، نقطه و مکان آنها یکی است ( ولی توجه و تامل داشته باشید که جهت آنها متفاوت است !!!)
در بعضی ها هم که جهتش متفاوت نیست. دیگر خیلی دارد فلسفی میشود و یا شاید هم سفسطی - بالاخره - که البته بالابتدائه هست نه بالاخره ( چون همینجوری قلم خودش عادت کرده که برای انفصال انداختن یا تمام کردن موضوعی که همان شروع کردن موضوع جدید است ، کانال عوض کردن است ، این واژه { که فارسی را پاس نداشتیم } این کلمه یا اصطلاح را ، خودش ، ناکس بی اجازه مینویسد. بالاخره ، البته منظور بالاخره مطلب قبلی است و یا در واقع استارت مطلب جدید.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:زندگی ! خواب است و خیال!!!!
   تازه فهمیدم که ، یکی دیگر از دلایل خواب و خیال بودن زندگی دنیوی فی الواقع الکی بودن یا لهو و بازیچه بودن دنیا را و آن اینکه :
...همینکه آنهائیکه نمیترسند، موفق میشوند!!!...

خیال

واقعیت بیرونی ، قدرتهایش را از تصور ما میگیرند! اگر قوی فرضشان کنیم ، قوی اند و بالعکس!
این مطلبی را که عرض کردم جدی بگیرید و رویش فکر کنید . همانطوریکه میخواهیم ، میشود!
 محمود زارع ( ساری . سوربن )
http://www.mzare.ir


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

محمود زارع 91ساری,گاهنوشته های محمود زارع:شما چه میدانید و شاید خودم چه میدانم که با نوشته هایم ,آنهم در این حجم ,بدون اینکه بدانم یا بخواهم بدانم, دارم از احساس بیهودگی فرار میکنم .

میگویند نویسنده خوب
,زیاد نمی نویسد. البته این مقیاس همیشه درستی نیست . به نسبت تفاوتی که انسانها با هم دارند,هم کیفیت و هم کمیت و حجم کارشان متفاوت میتواند باشد. ولی پر بیراه هم نگفته اند .

 من جدای از اینکه احساس شبیه کسی که انگار مثل سگی هار و زخم خورده و کینه توز و خشمگین در کمین و تعقیب او هست و سریع می رود و می دود
,می نویسد , می خواند,حتی سریع زندگی میکند,لذا زود عمرش به پایان می رسد,یعنی سریع زندگی میکند و زود هم می میرد,می مانم . شاید بدون اینکه حتی بدانم دارم بهمان سرعت از بیهوده گی فرار میکنم . شاید بد نباشد ولی برایم راضی کننده نیست. چون آنوقت, این جور نوشتن ,صرفا از سر نیاز و ضرورت می باشد, نه از روی تعهد, چه میدانم .

 چه تعهدی دارم اینقدر ذهنم را متمرکز کنم تا حتی نوشته های خودم را هم بفهمم. راستی آیا می دانستید که من برای نوشته های خودم البته در بعضی مواقع
, نیز برای مطالعه نیاز به تامل و تعمق دارم و بعضی از اوقات ,اصلا بدون چند بار مرور کردن , نمیتوانم متوجه شوم که یعنی چه و چه نوشتم,فرقی نمیکند . گویا دارم چیزی را میخوانم که تا حالا نخوانده بودم .

 خوب راست هم هست دیگه . من تازه اگر هنر کرده باشم آنها را نوشته ام
,نخوانده ام یعنی نخوانده بودم که. پس پیشنهاد بدی نمی تواند باشد که اولین خواننده اثر خود ,نویسنده اثر باشد. اگر چنین چیزی نباشد معلوم میشود که نوشته مربوطه فاقد ارزش خواندن نزد نویسنده است . آنوقت چه انتظاری از دیگران داری که بعنوان مخاطب آنرا بخوانند و نظر هم بدهند< آنهم لابد با اشتهاء >

محمود زارع- ساری . سوربن


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عنوان کتاب: مجله خواندنی‌های 60 سال پیش ایران - شماره 07 ساری,گاهنوشته های محمود زارع
نویسنده: محمود زارع
فرمت: PDF
ارسال کننده: آبگینه ساری
زبان: فارسی
تعداد صفحات: 30
تاریخ درج: 19/12/1390
اهم مطالب این شماره : ( سه شنبه 22 مهر 1331 )
- ایران و دنیا در سه روز گذشته
- شایعات از لابلای روزنامه های داخلی و خارجی
- یک مسافر مرموز در تهران ؛ در وبلاگ ساری گاهنوشتهای محمود زارع
- مصدق تنهاست , روزنامه ها اطرافیان دکتر مصدق را بخودخواهی و عدم لیاقت متهم میکنند , آیا بحل مساله نفت امیدی هست ؟! مذاکرات نفت باز هم به نتیجه نخواهد رسید , انگلیسیها میگویند که مصدق میخواهد 20 میلیون لیره را بگیرد بعد بریش ما بخندد؛ خودداری آمریکا از پرداخت وام 25 میلیون دلاری بایران طی 3 سال
- معنی شرکت سران حزب توده در کنگره حزب کمونیست شوروی چیست ؟ چطور شد که مسکو فعالیت سران حزب توده را در شوروی تایید کرد ؟
- من بتنهایی از اقیانوس کبیر عبور کرده ام !
- مخالفت آیت الله کاشانی با طرح حجاب و اخراج بانوان از ادارات
- پیشنهاد بامزه آیت الله کاشانی درباره زنهائیکه در ادارات کار میکنند !


دانلود در ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

با +1 به مطلب امتیاز دهید

*   مزیت نسبی  : مزیت نسبی هر کشور نسبت به یک کالا وقتی حاصل میشود که آن کالا در مقایسه با کالای تولید شده کشورهای دیگر ؛ دارای هزینه تمام شده کمتر و قیمت ارزانتر باشد.

*   بهره وری  :  دانش و تکنولوژی استفاده بهینه از منابع نیروی انسانی ؛ مهارتها؛ ماشین آلات و اطلاعات بمنظور حصول به بهترین نتایج است.

*      داده یا نهاده :  عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدماتی که برای تولید یک کالا مورد استفاده قرار میگیرد.

*   ستاده یا ستانده :  ستاده در هر بخش اقتصادی عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدمات تولید شده که در سایر بخشها بعنوان مصارف واسطه و یا برای مصرف نهائی مورد استفاده قرار میگیرد.

*   خالص درآمد عوامل تولید از خارج : عبارتست از درآمدهای حاصل از کار و سرمایه اتباع کشور در خارج , منهای درآمد حاصل از کار و سرمایه اتباع سایر ممالک در کشور.

*   درآمد عوامل تولید : عبارتست از درآمد حاصل از کار , مالکیت و کارفرملئی که بترتیب بصورت مزد و حقوق , بهره , اجاره و سود به عوامل تولید تعلق میگیرد.

*   استهلاک سرمایه ثابت : ارزش یا هزینه جانشینی آن مقدار از دارائیهای ثابت است که در یک دوره حسابداری در نتیجه فرسودگی ضمن تولید, از مدافتادگی متعارف و خسارتهای اتفاقی از بین میرود.

*      امید زندگی : شماره سالهای زندگی که بطور متوسط هر فرد دارد.

*   قیمت تعادلی : قیمتی که در آن, مقدار تقاضای یک کالا کاملا برابر با مقدار عرضه آن است. معمولا به این قیمت؛ قیمت صاف کننده بازار نیز گفته میشود.

*   بار تکفل : در یک جامعه , کودکان زیر پانزده ( 15 ) سال و سالمندان بالای شصت و پنج ( 65 ) سال که جزء جمعیت فعال کشور محسوب نمیشوند, آنها را بار تکفل اقتصادی میگویند. مفروضا بار کفالت آنها بر دوش نیروههای فعال جامعه ( 65 – 15 سال ) میباشد.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

  • عنوان کتاب: حقیقت دینداری چیست
  • نویسنده: محمود زارع
  • فرمت: PDF
  • ارسال کننده: ساری گاهنوشتهای محمود زارع
  • زبان: فارسی
  • تعداد صفحات: 7
  • تاریخ درج: 12/10/1390
  • توضیحات:

    در راستای حل و کشف این معماها، اصل قضیه ای بنام این که : خلاصه من برای چه خلق شده ام و هدف از خلقتم چه بود ؟! مدتهای مدیدی این موضوع که : ما خلقناالجن و الانس الا لعیبدون ، ذهنم را بخود مشغول داشت و قانع نمیشدم که عبودیت که همان روح و گوهر گرانبهای دینداری است به همین اعمال معمولی مانند نماز و روزه و امثالهم که بیشتر در ظواهر مساله و احکام فقهی خلاصه میشد ، خلاصه شود. ما را خداوند خلق کرد که او را عبادت کنیم ؟!! اولین سوالی که بذهنم میرسید این بود که این چه نیازی است که خداوند " صمد " بعبودیت ما دارد؟! ...
    میخواهم بگویم که این اعمال مثلا ثواب ما در یک حسابی جداگانه از خود ما نگه داشته نمیشود . در واقع ما بانک خودمان هستیم و آن دفتر و یا آن صندوقچه و یا آن ترازو در خود ما ذخیره است و این همان نکته ظریفی است که در عین سادگی ، غالب ما از آن غافلیم و تصور میکنیم که این دفتر و صندوق و یا ترازو در بیرون از ما و در جایی قرار دارد و اعمال ما در آن ریخته و بایگانی شده و نگهداری و ثبت و ضبط میشود و روزی بخود ما عرضه میشود!
    بلی و اما در عین حال خیر ! ظرافت کار در جایگاهی است که ما تصور میکنیم یعنی مقر آن ترازو و مقر آن کتاب یا سفره یا صندوق ! و ظرافت موضوع همین است که محل و ممر و مقر و محمل این صندوقچه در خود ماست. این نحوه تصور خیلی تفاوت ایجاد میکند . یعنی اصولا در نوع و نحوه اعمال و کردار و حتی تصورات و ذهنیات ما اثر مستقیمی خواهد داشت .




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مشخصات: ساری گاهنوشتهای محمود زارع
مجله خواندنی های سال 1331 ( شماره 21 )

حجم فایل : 1.6 مگابایت
تعداد صفحات : 30 صفحه
فرمت : PDF
کپی رایت :
 وبلاگ ساری , گاهنوشتهای محمودزارع
http://mzare.mihanblog.com


لینک دانلود در گوگل سایت         Download  )

لینک دانلود در سایت ویکیو بوک    (  DOWNLOAD  )


اهم مطالب شماره 21 خواندنی ها سال 1331 :


ادامه مطلب .........


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

[http://www.aparat.com/v/1c866cbb2df9ad14941c2f7d1ee0b02744121]



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بخشی دیگر از مصاحبه با محمود زارع
شخصیتها : و بررسی نظریاتشان ( این جلسه مولوی ) 
قسمت اول
س ) در باره شخصیتها ! شما به کدامیک از شخصیتها بیشتر علاقمندید ؟!
ج ) واضحتر بفرمایید . چون از نظر من هر موجودی دارای شخصیتی است . بعلاوه علاقمندی هم باید تفسیر مشخصی بگیرد . یعنی چه نوع علاقه ای ؟ در چه زمینه ای و در چه سطح و عمقی ؟ تازه کدام نوع از شخصیتها ؟ شخصیتهای انسانی یا غیر آن ؟! و ...
س ) منظورم شخصیتهای انسانی اند ؟ یعنی از شخصیتهایی مانند فردوسی و سعدی و ...
ج) گرچه پاسخ مرا بروشنی نداده اید ولی من بر اساس فهمم از نظرشما توضیحی میدهم . بنظر من با توجه به همین درک خویش از مافی الضمیر (پرسش) شما ؛ میگویم که حافظ را دوست دارم ؛ خیلی ؛ اما مولوی برای من یه چیز دیگه است !
س ) همین ؟!   ج ) بله همین !
س ) چرا ؟!
ج) خوب واقعا فعلا حوصله ندارم بیشتر توضیح دهم . در این نوع از پرسش این پاسخ کوتاه کافیست و خیلی هم کافیست. البته بقول طلبه ها " اثبات شئی نفی ما اعداء نمیکند " . یعنی علاقمندی من به حافظ و بخصوص مولوی لزوما بمعنی عدم مهر من به شخصیتهایی مانند شیخ محمود شبستری که من با توجه به سنی که او در آن سن و سال گلشن رازش را در قریب به هزار بیت معرفت سروده بود ، در شگفتم و بسیار برایم محبوب است . یا نظامی که من واقعا یکزمانی دریافتم که بیهوده و یا از سر مسامحه بهش حکیم نگفته اند . و از این دست زیاد هستند حالا گرچه کمتر سعادت همنشینین با این عزیزان را داشته ام اما همین مقدار اندکی که از واسطه هایی با آنها مرتبط بوده ام ، عجائبی دیده ام که نمتوانم تحسینشان نکنم و دوستشان نداشته باشم . شاید از سر بختیاری خاص من بوده است و یا بنا به دلائل عدیده ای من حافظ و بیشتر مولوی بقولی سر راهم سبز شده اند و بخصوص مولوی زیاد جلوی من پیچیده است .
باور کنید که آنقدر به این بزرگ مرد علاقه داشتم و دارم که کتابهایش بخصوص دو کتاب مهمترش مانند دیوان کبیر و بخصوص مثنوی اش را با گرفتاری و داستانی تهیه کرده ام . زمانی پول نداشتم و حرص در کنار داشتن مثنوی مرا می گداخت .
شبی بعادت دوران مجردی که اکثرا تا دیروقتها با هم بودیم و ول و رها ؛ در خانه آقای .... بودم . بهش گفتم که مثنوی ات را برای مدتی بمن بده . گفت باشه اما حالا نه . بعدا بیا بگیر . هر چه اصرار کردم نداد . من آنچنان شوقی برم داشته بود که آن شب جمعه نمیتوانستم بدون مثنوی سر کنم . این ناقلا رفیق من هم کمی خسیس تشریف داشتند. و نم پس نمی دادند . منم موقع رفتن مثنوی را زیر اورکت ( آنموقع تازه جهاد اوایل انقلاب سالی یکی دو دست اورکت کره ای بما میدادند که گشاد و جادارد هم بود ) پنهان کرده و با سرقت مثنوی کار را آغاز کردم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها