قسمت دوم :
بی اطلاعی شکار و شکارچی  

    سازمان جاسوسی ایالات متحده آمریکا غالبا بدون آنکه آدمهای هدف از جریان برنامه ریزی روی آنها مطلع باشند دست به اقداماتی میزنند . این افراد یا گروههای هدف غالبا از آنهائیکه از کشورشان بدلائل مختلف فرار کرده و یا حتی مهاجرت نموده اند ؛ انتخاب میشوند. منباب نمونه در ماه مارس 1957 آنها بمنظور توسعه پایگاه اطلاعاتی خود تصمیم گرفتند از گروهی بدون آنکه خود آن گروه اطلاع داشته باشند کمک بگیرند. بهمین منظور آنها با چند تن از جامعه شناسان دانشگاه راجرز ( ریچارد استیفنسون و جی شولمان ) طی قراردادی که منعقد نموده بودند خواستند که درباره جامعه نظام کمونیستی در آستانه انقلاب تحقیق نمایند.این دو نفر بدوا کارشان را با مصاحبه با 70 تن از مجارستانی های مقیم کورنل نیویورک آغاز کردند . شولمان نیز برای گفتگو با کمونیستهای سرخورده که آنها نیز از کشورشان فرار کرده بودند به اروپا رفت از دیدگاه عملیاتی آنها اشخاصی بودند که سازمان سیا واقعا بایشان نیاز داشت اما اکثر آنها بعنوان سوسیالیست احتمالا در صورتی که از موضوع اطلاع می داشتند ، حاضر به همکاری و در میان گذاشتن تجارب و اطلاعات خود نمی شدند. این روش هنوز هم شایع است یعنی برنامه ریزی روی نیروهای سرخورده و مهاجر و غالبا فراری به آمریکا و بویژه آنکه بی آنکه آنها بدانند مورد استفاده قرار میگیرند بطوریکه از تک تک این مهاجرین اگر بپرسند قطعا هر گونه همکاری با سازمان سیا را انکار خواهند کرد.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.