ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: نمیدانم که چرا نمیتوانم دیگران را ( با عرض معذرت از محترمین و مخاطبین ) خ ر کنم ؟!
بویژه آنهائیکه دوست
دارند خ ر شوند!

ساری گاهنوشتهای محمود زارع

یعنی چرا نمیخواهم توفیقاتم را اینگونه پی گیرم ؟!

درست بمانند مبارزی که قبل از مبارزه حریفش را مسلح میکند تا حتی الامکان در شرایط برابر بجنگد.
آیا این ابلهی! نیست که من بر خلاف خواسته ام داشته ام ؟!
همیشه حرف آخر را یک موجود دیگر برخلاف طبعم ، برای من با زبان من یعنی زبان خودش زد.
بارها اتفاق افتاد که خواستم بگویم : فلان شده ، فلان میکنم،
ولی آخرین جمله ام این بود:... آقای خوب ، کاری از من ساخته نیست. کارگر , دیگری است !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.