ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:وقتى به حضرت علىّ علیه السّلام خبر رسید كه ارتش معاویه بر شهر مرزى أنبار تاخته، و فرماندار وى در امام علی (ع)آنجا به نام حسّان بن حسّان را به شهادت رسانده، و آنچه در شهر بوده به یغما برده است، وى خشمگین از كوفه بیرون آمد، و آنچنان آشفته بود كه بخود توجّه نداشت بگونه ‏اى كه لباسش بزمین كشیده می‏شد، و مردم نیز در پى آن بزرگوار روان شدند ، و شتابان می‏رفت تا به محلّ « نخیله » (كه میدان بسیج و سان لشكر كوفه بود) رسید، در آنجا بر مكان مرتفعى از زمین، ایستاد، و این سخنرانى پر سوز و گداز را ایراد نمود: ابتدا در كمال فروتنى به ستایش پروردگار و درود بر پیغمبر خدا صلى اللَّه علیه و آله لب گشود :

و آنگاه فرمود: همانا جهاد (نبرد با مخالفین دین)، درى از درهاى بهشت می‏باشد (كه خداوند آن را بر روى دوستان مخصوص خود گشوده، و جهاد پوشش پرهیزكارى، و زره رخنه ناپذیر خدا، و سپر محكم قادر متعال است‏). كسى كه از روى كوته ‏فكرى آن را ترك نماید و مایل به آن نباشد، خداوند لباس خوارى و فرومایگى بر او بپوشاند، و وی را در گرداب بلا فرونشاند، و خوار گردانیده شود به حقارت و بی اعتبارى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.