گفت باده دُرد آلودتان مجنون کند
صـاف اگر باشد ندانم چــون کند ؟!


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:در لیله القدری , در پرتو نور ماهی , مشاهده نمودم که طیّار بی پر و سیّار بی پای رفتن و غل و زنجیر شده در زمان و مکانم ...
متقاضی شده بودم زمانی که زمان را بر من بپیچان و کشیدگی آنرا باز ستان و ثابت بل بنقطه ای بدل کن ... !
خطاب آمد همه امکان را در برابرت نهاده ایم و هیچ گاه بی هیچ امکانی برای هر بظاهر غیرممکنی راه بر تو نبسته ایم ...
گوش هش دارید این نفخات را
در پذیـــریــد این چنیــن اوقـات را
نفخـــه ی آمد شــما را دیــد و رفت
هر که را میخواست جان بخشید و رفت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.