شعری از بابا محمود با عنوان " دردانه زهراء , حسین "
خدا با شفاعت حسین (ع) می پذیرد



با تو چه كرده ام خدا , كه نگاهم نمی كنی
حتی دمی نظر به گریه و آهم نمی كنی

می دانیم مرا كه شدم تیره روز عشق تو
دیگر چرا نظر به شب  سیاهم نمی كنی

گم كرده راه , محمود بوَد , غمخوار وی توئی
از بهر چه دست هدایت , براهم نمی كنی

گفتی که ماوآ , در جان دلشکستگان , کنی
دل بشكسته ام  کنون , لیک باز نگاهم نمی كنی

من خلقی ام که خویش بتبارک الله ستوده ای 
گویا کنون حساب به یك پر كاهم نمی كنی

گر شاهد آورم , دل شکسته ام , كه من عاشق توام
دانم بصدق, باور بشهادتِ گواهم , نمی كنی

محمود عاقبت بگریه گفت , بگو من چه كرده ام
گفتا بی معرفت, شفیع چرا دُردانه زهرایم نمیکنی


دردانه زهراء , حسین ...
سروده ای ناقابل  از محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.