ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:دوستانی که دختر دم بخت دارند دیگه خیلی آنها را عادل بار نیاورند که بهتره کمی هم ادب بخرجشان بکنید ... شنیدم که مردی زنی گرفت از زنان امروزی قرن بیست و یکمی . این خانم خانه را جاروب نمیکرد . مادر بدبخت و پسر نگوبخت در خلوت باهم ساختند .
فردا که مادر مشغول جاروب کردن شد ؛ پسرش دوید که ای مادر جسارت میشود جاروب را بمن بدهید تا خانه از خس و خاشاگ و گرد
بروبم  !
مادر هم جاروب را بدست پسر نمیداد تا بلکه عروس خجالت بکشد و برخیزد و جاروب را بگیرد .
عروس در این مجادله وارد شد و گفت :
نزاع نکنید ! یکروز شما بروب و یکروز هم پسرت ...!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.