تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر خوف

چشم به راه

وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَوْلُهُ الآیة...
این در شأن مردى آمد از قریش، ازین منافقى، نیكوسخنى، بد فعلى، كه منظرى شیرین داشت و سخنى نرم و زبانى خوش اما كافر دل بود، و سوگند خوار و سخت خصومت و بد سیرت. آمد بر مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم و سوگند یاد كرد كه من ترا دوست دارم و بر دین توام. و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم او را بدین بنواخت و نزدیك خود كرد، و سخنش خوش آمد. گویند كه اخنس بن شریق بود و گویند كه ثعلبه بود.
الله

وَ یُشْهِدُ اللَهَ عَلى ما فِی قَلْبِهِ و آن گه خداى را مر گواه گرفتى كه آنچه میگویم راست است و دروغ بود و یُشْهِدُ اللَهَ خوانده اند بفتح یا و رفع هاء اللَه و معنى آنست كه خداى گواه است پنهان بد او در دل او.
وَ هُوَ أَلَدُ الْخِصامِ قال شدید القسوة فى معصیة اللَه، جدل بالباطل، عالم اللسان، جاهل للعلم، یتكلم بالحكمة و یعمل بالخطیئة. قال النبى : " انّ ابغض الرجال الى اللَه الالدّ الخصم "

وَ إِذا تَوَلَى سَعى فِی الْأَرْضِ الآیة...
دو معنى گفته اند این را، یكى آنست كه چون بر گردد از تو این منافق در زمین تباه كارى كند، كه جایى بگذشت و كشت زارى را دید، و آتش در آن زد، و چهار پاى را بكشت.
معنى دیگر آنست كه این منافق چون والى شود و او را ولایتى و عملى بود بیداد كند و فساد جوید تا اللَه تعالى بشومى وى باران باز گیرد، تا چهار پایان نیست شوند و كشت زار خشك گردد و تباه شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

باب چهارم در ذکر احوالی که مقارن سلوک حادث شود تا آنگاه وصول به مقصد باشد.

مومن محب خدا

و این مشتمل بر شش فصل است:

فصل اول - در ارادت
فصل دوم - در شــوق
فصل سوّم - در محبّـت
فصل چهارم - در معرفت
فصل پنجـــم - در یقیــــن
فصل ششـم - در سکــون‏


فصل اول (در ارادت)

قال اللّه تعالی سبحانه:
« وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِینَ یَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِیِّ یُرِیدُونَ وَجْهَهُ» (و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى‏ خوانند [و] خشنودى او را مى‏ خواهند شكیبایى پیشه كن) (کهف/28)

 ارادت، خواستن است، و آن مشروط به سه چیز باشد:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

باب سوّم در سیر و سلوک در طلب کمال و بیان احوال سالک.

هو

و آن مشتمل بر شش فصل است :

فصل  اول -       در خلوت
فصل دویم -      در تفکّر
فصل  سیّم -    در خوف
فصل چهارم -   در رجاء
فصل  پنجم -   در صبــر
فصل  ششم - در شکر


فصل اول (در خلوت)

قال اللّه تعالی : وَذَرِ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَهُمْ لَعِبًا وَلَهْوًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا ( و كسانى را كه دین خود را به بازى و سرگرمى گرفتند و زندگى دنیا آنان را فریفته است رها كن ) (انعام / 70 ).

در علوم حقیقی مقرر شده است که هر ذات که مستعد قبول فیض الهی باشد با وجود استعداد و عدم موانع از حصول آن فیض محروم نتواند بود،
و طلب فیض از کسی ممکن باشد که او را دو چیز معلوم بود:

یکــی آنکه وجود آن فیض به یقین و بی‏شک تجویز داند،
و دیگر آنکه داند که وجود آن فیض در هر ذات که باشد مقتضی کمال آن ذات بود،
و این هر دو علم مقارن استعداد قبول آن فیض باشد در همه احوال.

و چون این مقدمه معلوم شد و تقدیر داده آمد، گوئیم :
طالب کمال را بعد از حصول استعداد، رفع موانع واجب باشد، و معظم موانع مشاغل مجازی باشد که نفس را به التفات به ما سوی اللّه مشغول دارند و از اقبال کلّی بر وصول به مقصد حقیقی باز دارند و شواغل حواس ظاهره و باطنه باشند، یا دیگر قوای حیوانی یا افکار مجازی
.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها