ساری

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... افعال منتسب بخدا را باید منسلخ از زمان بدانی تا متوجه شوی که افعال خدا چگونه اند ! هر فعلی که بغیر خدا نسبت داده شود معطوف به حداقل 3 زمان بترتیب گذشته و حال و آینده است . ولی فعل منتسب بخدا اینگونه نیست که بزمان معطوف باشد ! ...

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

حضور را نمیتوانی حصول کنی و حتی توصیف و نیز درک ! باید رسید تا حاصل کرد ...
در آیه فوق شاهد و شهود یکی است . برحسب ظاهر باید دو تا باشند . شما مرا می بینی من میشوم مشهود و شما هم شاهد من ! ولی گاه من خودم خودم را می بینم ... یعنی خودم شاهد خودم هستم ؛ پس مشهود هم خودم هستم ! اگر چنین امکانی بی واسطه برای بشر ممکن باشد که نیست باید آئینه ای در مقابل بگذاری ... اما خدا میفرماید : شهد الله انه لا اله الا هو ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه ای از نتیجه جلسه اردیبهشت 93
 بسم الله الرحمن الرحیم ساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:تشکر میکنیم از جناب فرجی گرامی بخصوص با آیاتی را که برای قرائت انتخاب کردند ... الآن بیادم آمد که شیخ اشراق گفت: طوری کلام حق را بخوانید که تو گویی بر تو نازل شد ! حالا دقیق در خاطرم نیست که سخن شیخ شهاب هست یا ملا صدرا که گفتند طوری قرآن بخوانید که کانه بر شما نازل شد ! و یا شایدم هر دوی این بزرگواران چنین حرفی را زده باشند فرقی نمیکند اما اس و اساس کار یک مصاحب و قاری قرآن کریم باید هم همینگونه باشد ...

... دوستان متوجه باشیم : مرز بین توحید و شرک و کفر بسیار ظریف و باریک است ! لغزشگاههاست
صراط مستقیم باریک است و تیز ؛ بپًا تا نلغزی و نلغزیم ...

... بحث محوری جلسه قبل یعنی آخرین قسمت جلسه قبل این بود که آیا ؛ میشه گفت آیا الآن معلوم هست این آدم کیه یا اینکه سرانجام معلوم میشود این آدم کیه ؟!

... اینجا اینطور با مس
اله برخورد کنید که ؛ در واقع تحول وجودی است نه یک تحول ماهیتی ... یعنی لحظه ها و یا همین لحظه ات که در آن هستی و هستیم ؛ متفاوت از لحظه دیگریست که در آن بودیم و یا خواهیم رفت ...

... حالا بر گردید یعنی ذهنیت خویش را ببرید سر همان مبحث خودهای انسانی ...

... خود ؛ در واقع از یک جهت دو تاست . یکی خود ثابت که این خود ماناست و غیرمیرا و میماند و بایست بگم که همین خودست که پاداش یا جزا می بیند ...

ولی یک خود از نوع دوم داریم که هر لحظه در تغییر و تغیّر است که بدان بگویید خود متغیّر ! یعنی همانی که چند لحظه قبل عرض کردیم یعنی همان خودی که قبل از شنیدن این سخن و جمله من , آنرا داشتی ؛ با این خودی که بعد از شنیدن داری ؛ فرق میکند ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری(گاهنوشتهای محمود زارع):اگر برای رضای خدا کاری میکنیم , باندازه ذره ای انتظار از این و آن , معنی ندارد !
اگر چنین شد , تو دیگه برای نفس خودت تلاش میکنی و مراسم میگیری و پشت بلندگو میروی و مینویسی و .... حتی ارتباط برقرار میکنی ...
خدا بهانه تشفی نفس دنی خودمان قرار ندهیم , دیگه سر خدا را که نمیتوان کلاه گذاشت ... !

محمود زارع ( بهار 90 )
www.mzare.ir

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:امام علی علیه السلام فرمود :

كسى كه خود را رهبر مردم قرار داد
،باید ؛
پیش از آن كه به تعلیم دیگران پردازد ، خود را بسازد ، و پیش از آن كه به گفتار تربیت كند ، با كردار تعلیم دهد ، زیرا آن كس كه خود را تعلیم دهد و ادب كند سزاوار تر به تعظیم است از آن كه دیگرى را تعلیم دهد و ادب بیاموز
د.


وَ قَالَ [علیه السلام] مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْیَبْدَأْ بِتَعْلِیمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِیمِ غَیْرِهِ وَ لْیَكُنْ تَأْدِیبُهُ بِسِیرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِیبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ .

نهج البلاغه حكمت 73



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:حکایت آن سگ تازی را شنیده اید که از او پرسیدند چرا روباه را نگرفتی؟ گفت من برای نان صاحب خود می دویدم اما او برای جان خویش می دوید !
نزاع سرمایه داری و سوسیالیزم در دنیای امروز مبتنی بر این اصل ساده است . تا وقتی نان صاحب سگ با نان و جان خود سگ یکی نشود البته کار دنیا دست روباها خواهد بود که برای جان خود می دوند ! و بر سگها مباهات میکنند که به گردشان هم نخواهند رسید . اما روزی که سگ صاحب نان خود شد و جانش متعلق بخودش گردید مطمئن باشید اگر از روباه تندتر نرود از او عقب نخواهد افتاد .( هفت شهر عشق اویسی)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها