چشم به راه

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: قُولُوا آمَنَا بِاللَهِ... الآیة... فرمان خداوند عالم است، خداوندى سازنده، نوازنده داننده دارنده، بخشنده پوشنده، دلگشاى، رهنماى، سر آراى، مهر افزاى، غالب فضل، ظاهر بذل، سابق مهر، دائم ستر، خداوند جهان، داناى آشكارا و نهان، دایم بثناى خود، قائم بسزاى خود، نه افزود و نه كاست، همه آن بود كه وى خواست، فرمان داد بمؤمنان فرمانى لازم و حكمى واجب وصیّتى بسزا، و به حق پیدا، بزبان كرم با خیر الامم، كه قُولُوا گوئید رهیكان من، بندگان من، و چون گوئید از من گوئید، و چون خوانید مرا خوانید، همه حدیث من كنید، عهد من در جان گیرید، ایمان بمن آرید، مهر من در دل دارید، سخن من گوئید، كه من نیز در ازل حدیث شما كردم، سخن شما گفتم، عطر دوستى شما سرشتم، رحمت خود را از بهر شما نبشتم.

شب

تو همه از مهر من آرى حدیث

من همه از عشق تو گویم سخن


قُولُوا آمَنَا بِاللَهِ اى پیغامبر كه سید سادات و سرور كائنات تویى، گزیده عالمیان و خاتم پیغامبران تویى، و اى امتى كه بهترین امّتان گذشته شما اید، ایمان آرید بهر چه پیغامبران گذشته گفتند و رسانیدند از نامه و پیغام ما، و امت ایشان خواندند و بدان گرویدند. تا هر شرفى و كرامتى كه بجملگى ایشان را بود تنها شما را بود.

این امت پیغام حق نیوشیدند و بحكم فرمان برفتند و گردن نهادند، و بهمه ایمان آوردند. رب العالمین ایمان ایشان بپسندید، و بر جهانیان جلوه كرد و گفت وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌ آمَنَ بِاللَهِ وَ مَلائِكَتِهِ آن گه همه را زیر علم مصطفى علیه السّلام در آورد و اتباع وى گردانید. مصطفى از آن خبر داد گفت: " آدم و من دونه تحت لوائى یوم القیمة " و امت وى را بر گذشتگان پیشى داد و گفت السَابِقُونَ السَابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَبُونَ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: قُولُوا آمَنَا بِاللَهِ الآیة... ابو هریرة گفت اهل كتاب بزبان عبرى توریة مى خواندند و تفسیر آن با مسلمانان میگفتند بزبان تازى، رسول گفت لا تصدقوهم و لا تكذبوهم و قولوا آمَنَا بِاللَهِ گفت ایشان راست گوى مدارید و دروغ زن مگیرید راه ایمان شما آنست كه گوئید آمَنَا بِاللَهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا ایمان داریم باللّه و بآنچه فرو فرستادند بما، یعنى قرآن، و بآنچه ابراهیم را دادند.
نیرنگ

از صحف و آن ده صحیفه بود بروایت ابو ذر از مصطفى، قال ابو ذر قلت یا نبى اللَه فما كانت صحف ابراهیم؟ فذكر كلاما ثم قال فیها على العاقل ما لم یكن مغلوبا على عقله ان تكون له ساعة یناجى فیها ربّه و ساعة یتفكر بها فى صنیع اللَه عز و جل، و ساعة یحاسب فیها نفسه فیما قدّم و اخّر، و ساعة یخلو فیها لحاجته من الحلال فى المطعم و المشرب.

وَ ما أُنْزِلَ إِلى إِبْراهِیمَ وَ إِسْماعِیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ و ایمان دادیم بآنچه فرو فرستادند اسماعیل و اسحاق و یعقوب و فرزندان وى را گفته اند اسباط در فرزندان یعقوب همچون قبائل است در فرزندان اسماعیل، و اسماعیل پدر تازیان بود، و اسحاق پدر عبرانیان، و اسماعیل بجود و سخا معروف بود، ازینجاست كه عرب همه با جود و سخا باشند. و اسحاق بزهد و عبادت معروف بود از اینجاست كه در اهل كتاب زهّاد و رهبان بسیار باشند، و فرزندان یعقوب را اسباط از آن گفتند كه بسیار بودند، و سبط در لغت عرب درختى پر شاخ باشد، یعنى كه ایشان را شاخه هاى بسیارست، چنانك عرب را قبائل بسیارست، و آنچه گفت ایشان را كتاب دادیم و در عداد كتاب داران آورد، پیغامبران ایشان را خواهد كه در اسباط چهار هزار پیغامبر بودند.
و روا باشد كه اسباط اینجا بر فرزندان صلب نهند از یعقوب، كه همه پیغامبران بودند و كتاب داران.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: إِذْ قالَ لَهُ رَبُهُ أَسْلِمْ... الآیة... چون خلیل در روش آمد از حضرت عزت فرمان آمد كه یا ابراهیم هر كه ما را خواهد جمله باید كه ما را بود، تا شطبه از مرادات بشرى و معارضات نفسى با تو مانده است از رنج كوشش بآسایش كشش نرسى، المكاتب عبد ما بقى علیه درهم :
فرمان خدا
ما را خواهى مراد ما باید خواست
یكباره ز پیش خویش بر باید خاست


خلیل گفت خداوندا ابراهیم را نه تدبیر مانده است نه اختیار، اینك آمدم بقدم افتقار، بر حالت انكسار، تا چى فرمایى!
أَسْلَمْتُ خود را بیوكندم و كار خود بتو سپردم، و بهمگى بتو باز گشتم.
فرمان در آمد كه یا ابرهیم دعوایى بس شگرف است، و هر دعوى را معنى باید و هر حقى را حقیقتى باید، اكنون امتحان را پاى دار!
او را امتحان كردند بغیر خویش و جزء خویش و كل خویش:
امتحان بغیر او آن بود كه مال داشت فراوان، گفته اند هفتصد هزار سر گوسپند داشت بهفت هزار گله با هر گله سگى كه قلاده هاى زرین در گردن داشت، او را فرمودند كه دل از همه بردار و در راه خدا خرج كن خلیل همه را در باخت، و هیچیز خود را نگذاشت.

در آثار بیارند كه فریشتگان گفتند بار خدایا! تا این ندا در عالم ملكوت داده كه وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا جانهاى ما در غرقاب است و زهره هاى ما آب گشت. ازین تخصیص، خلیل از كجا مستحق این كرامت گشت؟ ندا آمد كه جبریل پرهاى طاووسى خویش فروگشاى و از ذروه سدره بقمّه آن كوه رو، و خلیل را آزمونى كن. جبریل فرود آمد بصورت یكى از بنى آدم، بتقدیر و تیسیر الهى، آنجا در پس كوه بیستاد، و آواز بر آورد كه یا قدوس خلیل از لذت آن سماع بى هوش گشت، از پاى در آمد گفت یا عبد اللَه یك بار دیگر این نام باز گوى و این گله گوسپند ترا، جبریل یكبار دیگر آواز بر آورد كه یا قدوس! خلیل در خاك تمرغ میكرد چون مرغى نیم بسمل، و میگفت یك بار دیگر بازگوى و گله دیگر ترا.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: إِذْ قالَ لَهُ رَبُهُ یادگیر و یاد كن یا محمد آن گه كه اللَه ابراهیم را گفت
" اسلم " گردن نه و كار بمن سپار و خویشتن فرا من ده
قالَ جواب داد ابراهیم و گفت
أَسْلَمْتُ گردن نهادم و خویشتن فرا دادم و خود را بیوكندم
لِرَبِ الْعالَمِینَ خداوند جهانیان را.
ظالم ترین مردم

وَ وَصَى و اندرز كرد بِها بدین اسلام و باین سخن كه اسلمت،
إِبْراهِیمُ بَنِیهِ ابراهیم پسران خود را
وَ یَعْقُوبُ و یعقوب همچنین پسران خود را وصیت كرد
یا بَنِیَ گفت اى پسران من
إِنَ اللَهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِینَ اللَه برگزید شما را این دین
فَلا تَمُوتُنَ میمیرید
إِلَا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ مگر شما مسلمانان گردن نهادگان خویشتن فرمانرا او كندگان.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: رَبَنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ الآیة... تمامى دعاء ابراهیم و اسماعیل است بعد از بناء كعبه، گفتند خداوند ما! در میان این امت مسلمة از فرزندان ما و خاصّه از میان عرب سكان حرم تو، پیغامبرى فرست هم از نژاد ایشان، از فرزندان اسماعیل، یعنى محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم. اللَه تعالى دعاء ایشان اجابت كرد، و مصطفى را بخلق فرستاد و بریشان منت نهاد و گفت هُوَ الَذِی بَعَثَ فِی الْأُمِیِینَ رَسُولًا مِنْهُمْ او خداوندى است كه پیغامبرى امّتى فرستاد، نادبیر و ناخواننده بقویم عرب نادبیران و ناخوانندگان، تا بریشان خواند سخنان خداوند خویش و در ایشان آموزد قرآن و بیم و سنّت خویش.
الهی

و مصطفى بیان كرد كه ابراهیم بدعا او را خواست گفت " انا دعوة ابى ابراهیم و بشارة اخى عیسى، و رأت امّى فى منامها نورا اضاء لها اعناق الإبل ببصرى. یعنى بدعوة ابراهیم.

قول: رَبَنا وَ ابْعَثْ فِیهِمْ رَسُولًا الآیة... و كتاب درین آیت قرآن است، و حكمت فهم قرآن و مواعظ آن و بیان احكام حلال و حرام در آن، و هر سخن راست درست كه شنونده را از زشتى باز دارد و بر نیكى دارد آن را حكمت گویند، و گوینده آن حكیم. و این حكمت بر دل و زبان كسى رود كه خود را فا دنیا ندهد، و آلوده علائق نشود، چنانك مصطفى (ع) گفت : " من زهد فى الدّنیا اسكن اللَه الحكمة قلبه و انطق بها لسانه " و قال على بن ابى طالب (ع) " روّحوا هذه القلوب و اطلبوا لها طرایف الحكمة، فانّها تملّ كما تملّ الأبدان "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ... الآیة... این آن وقت بود كه ابراهیم كودك خود را اسماعیل و مادر وى را هاجر برد و بفرمان حق ایشان را در آن وادى بى زرع بنشاند، آنجا كه اكنون خانه كعبه است، پس ازیشان باز گشت تا آنجا كه خواست كه از دیدار چشم ایشان غائب گردد، خداى را عز و جل خواند و گفت رَبِ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً همانست كه در آن سورة دیگر گفت رَبَنا إِنِی أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِیَتِی بِوادٍ غَیْرِ ذِی زَرْعٍ عِنْدَ بَیْتِكَ الْمُحَرَمِ خداوند ما بنشاندم فرزند خود را بهامونى بى بر نزدیك خانه تو، خانه با آزرم با شكوه و بزرگ داشته، خداوندا تا نماز بپاى دارند، و آن خانه نماز را قبله گیرند.
توحید

آن گه ایشان را روزى فراوان خواست و همسایگان خواست كه وادى بى زرع و بى نبات بود، و بیابانى بى اهل و بى كسان بود، گفت فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَاسِ تَهْوِی إِلَیْهِمْ خداوندا دل قومى را از مردمان چنان كن كه مى شتابد باین خانه و بایشان وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَمَراتِ و ایشان را از میوه هاى آن جهان روزى كن.

خداى عز و جل دعاء وى اجابت كرد فما مسلم الّا و یحب الحجّ هیچ مسلمان نبود كه نه دوست دارد حج كردن و زیارت خانه، و در هیچ دیار چنان میوه كه آنجا برند به نیكویى و لطیفى و بسیارى نیست. قال اللَه تعالى یُجْبى إِلَیْهِ ثَمَراتُ كُلِ شَی ءٍ رِزْقاً مِنْ لَدُنَا و ابراهیم در آنچه خواست از روزى مؤمنانرا از دیگران جدا كرد و مستثنى، و گفت مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللَهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ از بهر آنك در باب هدایت فرزندان را بر عموم دعا كرده بود، و گفته كه: وَ مِنْ ذُرِیَتِی و او را از تعمیم با تخصیص آوردند و گفتند لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمِینَ پس چون این دعا كرد تخصیص نگه داشت، و مؤمنانرا از كافران جدا كرد، رب العالمین آن تخصیص وى با تعمیم برد و كافران را نیز در آورد، گفت وَ مَنْ كَفَرَ نعمت دنیا از كس دریغ نیست آشنا و بیگانه همه را از آن نصیب است، عرض حاضر یاكله البرّ و الفاجر كُلًا نُمِدُ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِكَ وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِكَ مَحْظُوراً پس در آخر آیت كافر از مؤمن باز برید بنواخت دنیا و عطاء آن جهانى گفت فَأُمَتِعُهُ قَلِیلًا ثُمَ أَضْطَرُهُ إِلى عَذابِ النَارِ او را بر خوردار كنم زمانى اندك كه این گیتى اند كست برسیدنى. و برسیدنى اندك بود و آمدنى نزدیك، و بعاقبت او را ناچاره بعذاب رسانیم، وَ بِئْسَ الْمَصِیرُ و بد جایگاهى كه دوزخ است، شدن گاه كافران.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِیمَ رَبُهُ بِكَلِماتٍ
روى عن الحسن (رض) قال ابتلاه اللَه بالكواكب و القمر و الشمس فاحسن القول فى ذلك، اذ علم ان ربّه دائم لا یزول، و ابتلاه بذبح الولد فصبر علیه و لم یقصّر. گفت بر آراستند كوكب تابان و آفتاب درخشان و خلیل را آزمونى كردند و ذلك لعلم المبتلى لا لجهل المبتلى یعنى كه تا با وى نمایند كه از و چه آید و در راه بندگى چون رود، خلیل خود سخت هنرى و روزبه و سعادتمند برخاسته بود، گفت هذا رَبِی قیل فیه اضمار یعنى یقولون هذا ربى میگویند این بیگانگان كه این خداى منست!
صدیقان

نیست كه این از زیرینان است و نشیب گرفتگان، و من زیرینان و نشیب گرفتگان را دوست ندارم، زهى خلیل! كه نكته سنّیت گفت از زیر جست و دانست كه خداوندى بر زبرست فوق عباده، باز كه نشیب گرفت از و برگشت، و گفت زیرینان را دوست ندارم، كه ایشان خدایى را نشایند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...إِنَ إِبْراهِیمَ كانَ أُمَةً قانِتاً لِلَهِ حَنِیفاً وَ لَمْ یَكُ مِنَ الْمُشْرِكِینَ اقتدا كنید بوى كه وى پیشروى بود خداپرست، یكتا گوى، فرمان بردار، پاك سیرت، و هرگز از جمله مشركان نبود.
روی و بوی دوست

قالَ وَ مِنْ ذُرِیَتِی ابراهیم گفت خداوندا و از فرزندان من همچنین پیش روان و امامان كن تا خلق بایشان اقتدا كنند، ندانست ابراهیم كه از پشت وى ناگرویدگان خواهند زاد، او را آگاه كردند و گفتند لا یَنالُ عَهْدِی الظَالِمِینَ شرف شایستگى پیشوایى در راه بردن بمن به بیگانگان نرسد، و ناگرویدگان را در نیابد یعنى از فرزندان تو هر كه ظالم بود امامى را شایسته نباشد. این عهد بمعنى نبوت است { اگر نبوت بود که خود حضرت ابراهیم نبی بود و دیگر چرا خداوند میفرماید که میخواهم ترا امام و پیشوا کنم ؟! پس امامت مقامی است دیگر و جدای از نبوت والا برای یک نبی وعده امامت دادن که همان نبوت باشد عقلا معنی نخواهد داشت " توضیح داخل آکلاد از مدیر این وبلاگ م.زارع بوده نه از متن تفسیر" } بقول سدى، و بقول عطا رحمت است و بقول مجاهد طاعت یعنى لیس لظالم ان یطاع فى ظلمه. و قال النبى فى قوله.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ قالُوا اتَخَذَ اللَهُ وَلَداً سُبْحانَهُ پاكست و بى عیب و منزه خداوند یگانه، یگانه در حلم یگانه در وفا یگانه در مهر، در آزار از رهى نبرد كه در حلم یگانه است، اگر رهى بدیگرى گراید وى نگراید كه در وفا یگانه است، اگر رهى عهد بشكند او نشكند كه در مهر یگانه است، یگانه در ذات یگانه در صفات، برى از علّات، مقدس از آفات، منزه از مداجات، ستوده بهر عبارات، زیبا در هر اشارات، خالق هنگام و ساعات، مقدّر احیان و اوقات، نه در صنع او خلل، نه در تقدیر او حیل، نه در وصف او مثل، مقدّرى لم یزل.
امام حسین و اختیار

قدیر عالم حىّ مرید

سمیع مبصر لبس الجلالا
تقدّس ان یكون له نظیر
تعالى ان یظنّ و ان یقالا

اى ذات كمالى كه ز تو كاسته نیست
جز از كف تو فیض كرم خاسته نیست


خداوندى بى شریك و بى انباز، پادشاهى بى نظیر و بى نیاز، نه وعد او كذب نه نام او مجاز، در منع ببسته و در جود او و از، گناه آمرز است و معیوب نواز، داناى بى علت تواناى بى حیلت، تنهاى بى قلت، گستراننده ملت، خارج از عدد، صانع بى كمد، قیوم تا ابد، قدوس از حسد، نامش لطیف و قیّوم و صمد، لم یلد و لم یولد و لم یكن له كفوا احد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى ، وَ قالُوا اتَخَذَ اللَهُ وَلَداً... الآیة... جهودان مدینه را میخواهد كه گفتند عزیز ابن اللَه و ترسایان نجران كه گفتند المسیح ابن اللَه، و مشركان عرب كه گفتند الملائكة بنات اللَه.
یا ایهاالعزیز

جاى دیگر گفت تَكادُ السَماواتُ یَتَفَطَرْنَ مِنْهُ نزدیك بید آسمانها كه بشكافید و پاره پاره درهم افتید كه ایشان خداى را فرزند گفتند و فریشتگان را فرزند وى خواندند، آنگه ایشان را جوابها داد و گفت فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ پرس ازیشان كه فریشتگان ما را دختران مى گویید و خداوند را دختران مى پسندید و خود را پسران؟ أَ لَكُمُ الذَكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى شما خود را پسر نهید و او را دختر؟ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِیزى اینست قسمتى كژ و ستمكارانه،

جاى دیگر گفت فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ چه رسید شما را؟
چیست این حكم كه میكند؟ أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُكُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً، وَ یَجْعَلُونَ لِلَهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما یَشْتَهُونَ، وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَذِینَ هُمْ عِبادُ الرَحْمنِ إِناثاً و در حكایت از جهودان و ترسایان گفت وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَهِ وَ قالَتِ النَصارى الْمَسِیحُ ابْنُ اللَهِ رب العالمین ایشان را جواب داد ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ آن چیزیست كه بزبان میگویند، یعنى كه در آنچه میگویند هیچ علم نیست ایشان را، و هیچ اصل ندارد كه اللَه از آن پاكست و منزه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ... الآیة... كار كار مخلصانست، و دولت دولت صادقان، و سیرت سیرت پاكان، و نقد آن نقد كه در دستارچه ایشان، امروز بر بساط خدمت با نور معرفت، فردا بر بساط صحبت با سرور وصلت، إِنَا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ میگوید پاكشان گردانیم و از كوره امتحان خالص بیرون آریم، تا حضرت را بشایند. كه حضرت پاك جز پاكان را بخود راه ندهد ان اللَه تعالى طیّب. لا یقبل الا الطیّب. بحضرت پاك جز عمل پاك و گفت پاك بكار نیاید، آن گه از آن عمل پاك چنان پاك باید شد كه نه در دنیا بازجویى آن را و نه در عقبى، تا بخداوند پاك رسى. وَ إِنَ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ.
خدای مهربان

سرّ این سخن آنست كه بو بكر زقاق گفت نقصان كلّ مخلص فى اخلاصه رؤیة اخلاصه، فاذا اراد اللَه ان یخلص اخلاصه اسقط عن اخلاصه رؤیة لاخلاصه، فیكون مخلصا لا مخلصا میگوید اخلاص تو آن گه خالص باشد كه از دیدن تو پاك باشد، و بدانى كه آن اخلاص نه در دست تست و نه بقوت و داشت تست، بل كه سریست ربانى و نهادى است سبحانى، كس را بر آن اطلاع نه و غیرى را بر آن راه نه. احدیت میگوید سر من سرّى استودعته قلب من احببت من عبادى گفت بنده را بر گزینم و بدوستى خود بپسندم، آن گه در سویداء دلش آن ودیعت خود بنهم، نه شیطان بدان راه برد تا تباه كند، نه هواء نفس آن را بیند تا بگرداند، نه فریشته بدان رسد تا بنویسد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: بَلى مَنْ أَسْلَمَ الآیة... بلى اقرارى است بجواب كه در آن جحد بود، چنانك رب العالمین گفت حكایت از قول دوزخیان و بجواب خطاب خطابى عذاب سازان أَ لَمْ یَأْتِكُمْ نَذِیرٌ؟ قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِیرٌ فَكَذَبْنا و نعم جواب استفهامى است كه در آن جحد نبود چنانك آتشیان بجواب خطاب بهشتیان گفتند فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُكُمْ حَقًا قالُوا نَعَمْ
و بلى در اصل بل بوده است و یا در افزودند تا با حرف نسق مشكل نشود، چون جهودان گفتند. در بهشت نشود مگر جهودان، و ترسایان گفتند در بهشت نشود مگر ترسایان، رب العالمین جواب داد كه نه آن و نه این هیچ دو در بهشت نشوند، بلى مؤمنان درشوند آن گه صفت مؤمن در گرفت.
عفو الهی

گفت: مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ هر كه روى خویش فرا داد، و كردار و دل خویش پاك داشت، و آهنگ خویش راست كرد.
مقاتل گفت اسلام بمعنى اخلاص است و وجه بمعنى عمل
اى من اخلص عمله میگوید در بهشت آن كس شود كه اخلاص در اعمال بجاى آورد و اخلاص بر سه قسم است:
اخلاص شهادت در اسلام، و
اخلاص خدمت در ایمان، و
اخلاص معرفت در حقیقت.

و قرآن بهر سه قسم اشارت میكند،
اخلاص شهادت را گفت أَلا لِلَهِ الدِینُ الْخالِصُ
و اخلاص خدمت را گفت وَ ما أُمِرُوا إِلَا لِیَعْبُدُوا اللَهَ مُخْلِصِینَ لهَُ الدِینَ
و اخلاص معرفت را گفت إِنَا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ.

و در اخلاص اعمال حكایتى بیارند از سفیان عیینه كه او را رفیقى بود و با وى برادرى گرفته بود، و آن رفیق را یسارى بود و نعمتى كه درویشان را بدان نواختى و صدقه ها دادى، و نیز متعبّد بود، از دنیا بیرون شد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا... الآیة.... هم نداست و هم گواهى، آنچه نداست نشان آشنایى، و گواهى آنست كه ایمان بنده عطائى.
صفات الهی

میگوید جلّ جلاله و تقدست اسماؤه و تعالت صفاته و توالت آلاؤه و نعماؤه و عظم كبریاؤه و علا شأنه و عزّ سلطانه، اى شما كه مؤمنانید و گرویدگانید، حق پذیرفتید و رسالت كه شنیدید بشناختید، بنشان كه دیدید باسزا آمدید و از ناسزا ببریدید، گردن نهادید و واسطه پسندیدید، دنیا گذاشتید و بعقبى باز گردیدید، و از عقبى در مولى گریختید.

آرى هر كس را میخواند تا خود كرا راه نماید، و ایشان را كه راه نماید تا خود كرا در روش آرد و بمقصد رساند، و ایشان را كه بمقصد رساند تا خود كرا قبول كند و بنوازد!

عالمى در بادیه مهر تو سر گردان شدند
تا كه یابد بر در كعبه قبولت پر و بال


آن گه فرمان داد كه: لا تَقُولُوا راعِنا الایة عین حكم است و بار تكلیف، رب العزّة چون خواست كه مؤمنانرا تكلیف كند بحكمى از احكام شرع، و رنج و كلفت آن بریشان نهد، نخست ایشان را بنداء كرامت بنواخت، و بایمان ایشان گواهى داد گفت یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا آن گه حكم و فرمان در آن پیوست، تا بنده بشاهد آن نواخت این بار تكلیف بر وى آسان شود، همین است سنت خداوند جل جلاله، هر جا كه بار تكلیف بر نهد راه تخفیف فرا پیش وى نهد، كه راه دشخوار و بار گران بهم نپسندد،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...ما ننسخ من آیة و ما ننسها هر دو خواننده اند، قراءة عامه " ما ننسخ "  بفتح نون و سین است، و قراءة شامى ما ننسخ بضم نون و كسر سین، و بر قراءة شامى انساخ را دو معنى است یكى بر ضد معنى نسخ و یكى موافق معنى نسخ.
استعین الله فی کل الامور

اما آنچه بر ضد آنست میگوید، هر چه ترا نسخت دهیم از آیتى از قرآن، و بتو فرستیم و ترا دهیم. و آنچه موافق معنى نسخ است میگوید در منسوخات آریم و آن را بگردانیم و بدل نهیم. همچنین " أَوْ نُنْسِها " او " ننسأها " هر دو خوانده اند بفتح نون و همز، قراءت مكّى وابو عمرو است و بضم نون و كسر سین قراءت باقى. و معنى هر دو بحقیقت یكسان است
ننسها معنى آنست كه فراموش كنیم، و ننساها معنى آنست كه با پس بریم، و آن باز پس بردن از حفظ است، پس هر دو یكى است در حقیقت و در آیت تقدیم و تأخیر است، تقدیره ما ننسخ من آیة نأت بخیر منها او مثلها میگوید هر چه منسوخ كنیم از آیتى و برگیریم بجاى آن دیگرى آریم از آن بهتر یعنى از آن سهلتر و آسانتر و مزد آن بیشتر،
چنانك عدّت زن شوى مرده از یك سال با چهار ماه و ده روز آورد.

یكى را از غازیان در جنگ دشمن با ده كس مصابرت فرمود پس تخفیف كرد با دو كس مصابرت فرمود، " أَوْ مِثْلِها" یا دیگرى آریم هم چنان در مصلحت و منفعت و مثوبت، چنانك تحویل قبله با كعبه و مانند آن، آن گه گفت أَوْ نُنْسِها یا خود فروگذاریم و آن را بدل ننهیم یعنى نأمرالمسلمین بتركها من غیر آیة تنزل ناسخة لها.

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَ اللَهَ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ نمیدانى آدمى كه خداوند عز و جل بر همه چیز از آوردن و بردن و امر و نهى و محو و اثبات و تبدیل و تغییر قادر است و توانا بر كمال.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى:
سبح لله

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدید و پیغام نیوشیدید
لا تَقُولُوا راعِنا مگویید رسول مرا راعنا
وَ قُولُوا انْظُرْنا و بجاى راعنا انظرنا گوئید،
وَ اسْمَعُوا و بنیوشید،
وَلِلْكافِرِینَ و ناگرویدگانراست
عَذابٌ أَلِیمٌ عذابى دردنماى.

ما یَوَدُ خوش مى نیاید و دوست مى ندارد
الَذِینَ كَفَرُوا ایشان كه كافر شدند
مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ از اهل توریة
وَ لَا الْمُشْرِكِینَ ونه مشركان نه گبران
أَنْ یُنَزَلَ عَلَیْكُمْ كه بر شما از آسمان پیغام آید
مِنْ خَیْرٍ ازین نیكویى و پیغام گزارى
مِنْ رَبِكُمْ از خداوند شما،
وَ اللَهُ یَخْتَصُ و اللَه میگزیند و شایسته میسازد و سزا میكند.
بِرَحْمَتِهِ بمهربانى خود،
مَنْ یَشاءُ آن را كه خواهد،
وَ اللَهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ و اللَه با فضل و نواخت بزرگوارست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...بعضى علما گفته اند علم سحر شناخت شر نیست كه كردار شر است و شناخت دیگر است و كردار دیگر. همچنانك شناخت كفر دیگر است و كافر شدن دیگر و شناخت زنا دیگر است و زنا كردن دیگر، هیچكس بشناخت كفر كافر نگردد تا عمل نكنند همچنین بشناخت سحر كافر نشود تا عمل نكند. و آنچه فریشتگان گفتند فَلا تَكْفُرْ معنى آنست كه میاموز كه چون آموختى بر خود ایمن نباشى كه عمل كنى. و پس بعمل كافر شوى، و تعلیم فریشتگان بمعنى اعلام است.

یعرف مجرمون بسیماهم

فقهاء از اینجا گفتند اگر كسى اقرار دهد كه من سحر نیك دانم و شناسم اما میدانم كه حرام است و باباحت آن معتقد نیستم و كس را نیاموختم، گفتند بر وى هیچ چیز نیست. پس اگر گوید من آموخته ام و مباح است آموختن آن و اعتقاد داشتن باباحت آن رواست، اگر چنین گوید كافر شود یستتاب فان تاب و الّا قتل و همچنین اگر گوید من آموخته ام و تعلیم آن بى كفر صورت نبندد بكفر خود اقرار دارد، یستتاب فان تاب و الّا قتل.

فَیَتَعَلَمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَا بِإِذْنِ اللَهِ
چیزى مى آموزند كه بآن میان مرد و زن جدایى او كنند و این جادوان نتوانند كه كس را گزند نمایند مگر بخواست اللَه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...یَوَدُ أَحَدُهُمْ ضمیر با گبران است، میگوید یكى ازین گبران دوست داردى كه او را هزار سال عمر بودى، و ذلك لأنّه لا یرجو بعثا بعد الموت فهو یحب طول الحیاة، و كذا الیهود لانهم عرفوا ما لهم فى الآخرة من الخزى لتضییع ما عندهم من العلم
محمد رسول الله

هر چند كه حرص برد رازى عمر در نهاد و سرشت آدمیست، و زینجا گفت مصطفى (ع) " یهرم ابن آدم و یشبّ منه اثنان الحرص على المال و الحرص على العمر"

اما مؤمن كه برستاخیز ایمان دارد و بدیدار خداى و نعیم جاودانه امید دارد امل دراز در پیش نگیرد، و همیشه مرگ را مستعد بود، ........

....
مَنْ كانَ عَدُوًا لِلَهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیكالَ فَإِنَ اللَهَ عَدُوٌ لِلْكافِرِینَ. دیگر باره درین آیت نام ایشان یاد كرد تشریف و تخصیص ایشان را، كه ایشان در میان ملائكة سران و سروران اند و بهینه فرشتگان چهاراند: جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و عزرائیل و بهینه این چهار جبریل است، ششصد پر دارد هر پرى هفتاد هزار ریشه، و علیه تهاویل الدّر و الیاقوت.

مصطفى (ع) او را دید بصورت خویش، و كان قد سدّ الافق.
در بعضى اخبار است كه مصطفى (ع) را غشى رسید آن گه كه او را بصورت خویش بدید، پس گفت : سبحان اللَه ما كنت ادرى ان شیئا من الخلق هكذا. و قال جبریل فكیف لو رأیت اسرافیل؟ انّ له لاثنى عشر جناحا جناح منها بالمشرق و جناح بالمغرب، و انّ العرش لعلى كاهله و انه لیتضاءل لعظمة اللَه عز و جل، حتى یعود مثل الرضع.
.............

جبرئیل نامى است عبرانى یا سریانى و معنى آن عبد اللَه است، جبر بنده است و ایل نام خداوند است عز و جل.
همچنین میكائیل و اسرافیل: میكا و اسراف نام بنده است، و ایل نام خدا یعنى بنده خداوند عز و جل.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَیِناتِ الآیة، چون موسى (ع) بر بساط انبساط پرورده شد، و خلعت كرامت یافت، و به نبوت و رسالت مخصوص گشت، وحى آمد بوى كه یا موسى تو آن باز سپیدى كه خلقى را بتو صید خواهیم كرد، پیغام ما به بنى اسرائیل رسان، و نعمت و منت ما در یاد ایشان ده رب العالمین آن فرستادن و رفتن وى بر جهانیان جلوه كرد و گفت وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَیِناتِ موسى گفت: خداوندا ایشان را چه گویم؟
رب اشرح لی

وهب منبه گفت در بعضى كتب خوانده ام كه پیغام حق آن بود كه یا بن عمران! قل لبنى آدم من كان شفیعكم الى اذ خلقتكم فاحسنت صوركم؟ و من كان شفیعكم الىّ اذ مننت علیكم بالاسلام.
.......


النوبة الاولى
قوله تعالى:
قُلْ رسول من گوى
إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَارُ الْآخِرَةُ اگر سراى پسین و پیروزى در آن شما راست
عِنْدَ اللَهِ نزدیك خداوند،
خالِصَةً مِنْ دُونِ النَاسِ خاصّه شما را از غیر دیگران،
فَتَمَنَوُا الْمَوْتَ پس مرگ خواهید بآرزوى
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر مى راست گوئید.

وَ لَنْ یَتَمَنَوْهُ و بآرزو نخواهند آن را،
أَبَداً هرگز
بِما قَدَمَتْ أَیْدِیهِمْ بآنچه میدانند كه پیش فرا فرستادند از كردید،
وَ اللَهُ عَلِیمٌ بِالظَالِمِینَ و اللَه داناست بآن ستمكاران بر خویشتن.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...و قال تعالى اللَهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ و معنى بغى حسد است تا در دلست آن را حسد گویند و چون ظاهر شود بغى گویند و این حسد آفتى عظیم است در راه مؤمنان، آن را كه حسد بیوكند هیچ عبادت و طاعت او را بر ندارند. الحسد یأكل الحسنات كما تاكل النار الحطب.
قد افلح من یزکی

ابلیس افتاده حسد بود لاجرم عبادت چندین هزار ساله او را از وهده لعنت بیرون نیاورد، و زلّت آدم كه از شهوت بود نه از حسد توبه وى لا جرم مقبول گشت، و كار وى آسان شد، انس مالك گفت مصطفى (ع) با یاران نشسته بود گفت: " یطّلع علیكم الآن رجل من اهل الجنّة " هم اكنون مردى از اهل بهشت درآید، مردى انصارى درآمد و نعلین در دست چپ داشت و آب از محاسن وى قطره قطره مى افتاد، از تجدید وضوء، آن روز گذشت، دیگر روز مصطفى (ع) هم چنان گفت و همان مرد در آمد هم بر آن صفت، سدیگر روز همین حال برین نسق برفت. عبد اللَه عمرو عاص گفت من بهانه گرفتم و بخانه آن مرد انصارى رفتم، و سه شب با وى بماندم، و در اعمال وى اندیشه میكردم، ندیدم از وى عمل بسیار، اما اندر میانه شب هر گه كه بیدار شدى ذكرى و تسبیحى بر زبان وى برفتى، و بوقت نماز بامداد برخاستى و وضویى تمام كردى. پس عبد اللَه گفت چون عبادت فراوان از وى ندیدم آنچه شنیده بودم از مصطفى (ع) با وى راندم و گفتم چه عمل دارى بیرون ازین كه موجب این ثواب است؟
قال لا اجد فى نفسى غلّا لاحد من المسلمین، و لا احسده على خیر اعطاه اللَه ایاه. قال له عبد اللَه هذا الذى بلغك و هى الّتى لا نطیق.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى:
الله نورالسموات والارض
وَ لَمَا جاءَهُمْ كِتابٌ و چون بایشان آمد نامه
مِنْ عِنْدِ اللَهِ از نزدیك خداوند
مُصَدِقٌ استوار گیر و گواه
لِما مَعَهُمْ توریة را كه با ایشانست
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ و ایشان جهودان از پیش ما
یَسْتَفْتِحُونَ مى نصرت خواستند برسول خدا
عَلَى الَذِینَ كَفَرُوا بر دشمنان خویش كه كافران بودند
فَلَمَا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا چون بایشان آمد آنچه شناختند
كَفَرُوا بِهِ بوى كافر شدند
فَلَعْنَةُ اللَهِ عَلَى الْكافِرِینَ پس اكنون لعنت خدا بر كافران.

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ببد چیزى خویشتن بفروختند
أَنْ یَكْفُرُوا كه كافر میشوند
بِما أَنْزَلَ اللَهُ بآنچه فرو فرستاده اللَه،
بَغْیاً حسد را
أَنْ یُنَزِلَ اللَهُ مِنْ فَضْلِهِ مى فرو فرستد از فضل خویش
عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ بر آن كه خواهد از رهیگان خویش
فَباؤُ بِغَضَبٍ خویشتن را بخشم خداى آوردند و بخشم وى باز گشتند
عَلى غَضَبٍ خشمى بر خشمى
وَ لِلْكافِرِینَ عَذابٌ مُهِینٌ و كافرانراست عذابى خوار كننده.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِناتِ و از پس ایشان عیسى فرستادیم، و او را دادیم نشانهاى روشن و معجزهاى آشكارا، چون مرغ از گل برآوردن، و باد در آن دمیدن، تا مرغى مى گشت بفرمان خدای عزّ و جل و هو الخفاش، و نابیناى مادر زاد روشن گردانیدن و علت پیسى بمسح دست ببردن، و زنده گردانیدن مرده.
محمد رسول الله

گفته اند چهار كس را از فرزندان آدم زنده كرد پس از مردگى ایشان:
سام بن نوح و عازر و ابن العجوز و ابنة العاشر.
..............

ابن كثیر هر جا كه قدس آید در قرآن بتخفیف خواند، گفته اند كه روح جبرئیل است و سمى به لأنه ینزل بما یحیى به و یستروح بعمله، قدس خداوند عز و جل است، اضافه الى نفسه لانه كان بتكوین اللَه عز و جل له روحا من غیر ولادة والد و والدة، و عیسى را هم باین معنى روح اللَه خوانند.

شعبى گفت عیسى بر جبرئیل رسید گفت السلام علیك یا روح القدس
جبرئیل گفت و علیك یا روح اللَه
مفسران گفتند این هر دو نام بیك معنى اند، و این اضافه بر سبیل تخصیص و تكریم است، و گفته اند تأیید عیسى به جبرئیل آن بود كه عیسى نیرو گرفت بجان پاك از دهن جبرئیل كه در مریم دمید، تا بآن نیرو گرفت و بى پدر از مادر در وجود آمد، و گفته اند كه جبرئیل در همه حال قرین وى بودى در سفر و در حضر و در آسمان.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: أَ وَ لا یَعْلَمُونَ أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ وَ ما یُعْلِنُونَ كلام خداوندیست معبود موحدان، پاسخ كننده خوانندگان، عالم بحال بندگان، داننده آشكار و نهان، باز خواننده بر گشتگان.

هو السمیع العلیم

یكى را بعبارت صریح باز خواند و پروردگارى خود بروى عرضه كند گوید وَ أَنِیبُوا إِلى رَبِكُمْ، یكى را باشارت عزیز خود بخواند و روى دل وى از اغیار بخود گرداند، و خداوندى و پادشاهى خود بروى عرضه كند و گوید: أَ وَ لا یَعْلَمُونَ أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ وَ ما یُعْلِنُونَ عارفان را اشارتى كفایت باشد، چون رب العالمین گفت من سرها دانم و بر نهانیها مطّلعم ایشان سرّ خویش از غبار اغیار بیفشاندند هیچ پراكندگى در دل خود راه ندادند، و چون گفت من آشكارا دانم، ایشان در معاملت ظاهر با خلق خداى صدق بجاى آوردند، از اینجاست كه اهل اشارت گفته اند: یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ امر بالمراقبة بین العبد و بین الحق وَ ما یُعْلِنُونَ امر بالصّدق فى المعاملة و المحاسبة مع الخلق.

و در بعضى كتب خدا است ان لم تعلموا این اراكم فالخلل فى ایمانكم، و ان علمتم انى أراكم فلم جعلتمونى اهون الناظرین الیكم؟ و نظیر این آیت آنست كه رب العزة گفت: یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُدُورُ اللَه نگریستن چشمها بخیانت میداند، و آنچه در دلها پنهان دارند میداند، و خیانت چشم نگرندگان بتفاوت است از آنك روندگان بتفاوت اند. خیانت چشم متعبدان آنست كه در شب تاریك چون وقت مناجات حق باشد در خواب شوند تا انس خلوت بریشان فوت شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... وَ قالُوا لَنْ تَمَسَنَا النَارُ إِلَا أَیَاماً مَعْدُودَةً. چونك جهودان را بیم دادند از آتش دوزخ، ایشان گفتند آتش بما نرسد مگر چند روز شمرده.
یعنى آن چهل روز كه گوساله پرستیدند كه خداى عز و جل سوگند یاد كرده است كه ایشان را عذاب كند، چون آن چهل روز عذاب كرد سوگند وى راست شد، از آن پس از دوزخ بیرون آئیم و قومى دیگر بجاى ما، و اشارت بمصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم و یاران كردند یعنى شما بجاى ما نشینید مصطفى گفت: " بل انتم خالدون فیها مخلّدون لا نخلفكم فیها ان شاء اللَه ابدا "

یدالله فوق ایدیهم

پس رب العالمین ایشان را دروغزن كرد، گفت: قُلْ أَتَخَذْتُمْ عِنْدَ اللَهِ عَهْداً یا محمد گوى ایشان را كه بآنچه مى گویید پیمانى دارید از حق جل جلاله؟

اگر دارید اللَه پیمان خود نشكند، پس ایشان را دیگر باره دروغ زن كرد گفت: أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَهِ ما لا تَعْلَمُونَ این ام در موضع بل است، یعنى شما بر خداى عز و جل چیزى مى گویید كه ندانید.

ابن عباس گفت روز قیامت كه ایشان را در دوزخ چهل سال عذاب كرده باشند هر روزى را از آن چهل روز سالى، خازنان دوزخ گویند " یا معشر الیهود أما انقضت الایام التی قلتم فى دارالدنیا؟ قالوا ما ندرى. قالت الخزّان فقد عذّبناكم مقدار اربعین سنة، یا معشر الاشقیاء، فبم تخرجون منها، قالوا كیف نخرج و انت خازن جهنم، فیقول لهم أ كنتم اتخذتم عند اللَه عهدا بل كذبتم و انتم فیها خالدون " آن گه ایشان را جواب داد " بَلى مَنْ كَسَبَ سَیِئَةً" این بلى بمعنى آرى است میگوید آرى آنچه ایشان میگویند كه نیست هست " مَنْ كَسَبَ سَیِئَةً ... "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً قتل نفس از دو گونه است یكى از روى صورت و یكى از روى معنى، او كه از روى صورت خود را كشد بعذابى رسد كه عذاب از آن صعبتر نیست
مهلت خداوندی
....
و آن كس كه خود را بشمشیر مجاهدت از روى معنى كشد بناز و نعیم باقى و بهشت جاویدى رسید. چنانك رب العزة گفت وَ أَمَا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِهِ وَ نَهَى النَفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَ الْجَنَةَ هِیَ الْمَأْوى .

قوم موسى را گفتند زنده را بكشید تا كشته زنده شود، اشارت باهل طریق است كه نفس زنده را بشمشیر مجاهدت بكشند بر وفق شریعت تا دل مرده بنور مشاهدت زنده شود، و او كه بنور مشاهدت و روح انس زنده شد بحیاة طیبه رسید آن حیاتى كه هرگز مرگى در آن نشود و فنا بآن راه نبرد، و زبان حال بنده اندرین حال میگوید:

گر من بمرم مرا مگویید كه مرد
گو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد


.....


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:5  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  •   

همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic