چشم به راه

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گــــرد در و بــام دوســت پـــــرواز کنند
هر جا که دری بود به شب بر بندند
الّا در دوست را که شب باز کنند


شب - ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... چند وقتست که سر بسوی آسمان نکردی و باغ سماوات را بتفرج دیده بصیرت بتماشا ننشستی ؟! ... چرا چنین توفیقی از تو سلب شده است ؟! ... چرا همانند چارپایان پوزه در خاک همی سائی و نای آن نداری که از جاذبه زمین بکنی و سودای سربالا پیدا کنی ؟! ... چه کرده ای با خود ؟!!

 « شب را با روز، مباحثه افتاد! روز سر کشید و گفت:
من از تو برترم! بهر زیارت احبابم، و عمارت اسبابم، نفقه ی زن و فرزندم، صدقه ی خویش و پیوندم، هنگام زراعتم، بازار بضاعتم، سفره ی من نور است، و ظلمت از من دور، خوان من، آسیاب است، قرص گرم من، آفتاب.
ای شب! تو رعیّتی، و من پادشاهم، تو ستاره ای، و من ماهم. ای شب! بلال حبشی کجا و سفیدرویان رومی کجا؟!

شب گفت: ای روز! بیش از این، دعوی کسی منما، تو را حریفان روز پرستیز، مرا سرمستان مکیده ی الستند، تو را غافلان دیر خبرند و مرا عاشقان اشک ریز؛ مشتری، تکمه ی کلاه من است، و مرّیخ، دربان من، ستاره ی زهره، با من است، و فلک، ایوان من.
ای روز! اگر تو را اشعه ی آفتاب، لباس شوشتری است، مرا نیز در بناگوش، دُرّ شاهوار مشتری است.
ای روز! اگر تو را به تفاخر بزرگواری میل است، مرا شهرت خطاب مستطاب «قم اللیل» است.
اصل جمله ی سعادت ها و رواج جمله ی عبادت ها در شب خیزی و اشک ریزی است.
شب خیزی کار مردان است، و اشک ریزی، شعار سالکان و خردمندان.»

روز گفت: ای شب! مرا صورتی چون ماه است، و تو را دلی سیاه. شب گفت: ای روز! اگر من سیاهم، باکی نیست؛ جامه ی کعبه سیاه است؛ حجرالاسود سیاه است؛ مداد العلماء افضل من دماء شهداء – که زینت ادباست – سیاه است؛ اطلس که زینت خطباست، سیاه است؛ سنگ محک که عزّت صرّافان است سیاه است؛ نرگس چشم که غارتگر سرمستان است، سیاه است؛ هلیله که دوای دردمندان است، سیاه است؛ زلف و ابرو که دل می رباید، سیاه است؛
ای روز! به خود آی، و بیش از این خود مستای. وای بر کسی که روز، سرمست سرور است، و سحر در خواب غرور! نمی داند که فردا از اصحاب قبور است، و عمر را به غفلت می گذراند! *

... کوچکتر که بودم سر بهوایی ام بیشتر بود ؛ در حیاط منزل بالای نپار ( نفار**) بچیدن ستاره های باغ سموات مشغول میشدم !

برای ستاره ها شناسنامه ای شفاهی ساخته بودم ؛ نام پرنورترینش را محمود گذاشته و هماره در هر شب خط سیرش را می پاییدم ... شب غم و تنهایی دوران کودکی ام شبی بود که ابرهای شوربختی در آسمان جولان میدادند و ستاره ام را گم میکردم و ... آنقدر مشتاق چشمکش میشدم که با حرکت موج وار دستهای کوچولو سعی میکردم تا این ابرهای فراق را کنار بزنم بلکه تا روی ماه ستاره محمود را می دیدم ! ...

گاه با برادرم بر سر مالکیت ستاره های منیر , دعوی جدی ام در میگرفت ...
استدلال در پی استدلال که ؛ ...
من بزرگترم ! ... اول من آنرا دیدم و هر که اول دید ... که امان از اول ها ... ؛ که ؛
عشق اول کی ز دل بیرون شود ؟!! ...

تو کوچکتری و ستاره ات هم همان کوچکتره ... !

اصلا می دونی چیه ؟! ... من اسممو , خدا تو قرآن آورده , تو که اسمت تو کتاب خدا نیست که ... ؟!
... و بهمین سبب بود که پرویز چالشی بزرگ پیدا کرده بود و بمحض آنکه آخوندی را پدر در منزل - در ماههای محرم و رمضان برای برگزاری مراسم حسینی و ... دعوت میکرد - از سوالهای مکرر پرویز همین بود که ؛ معنی اسمش چیه ؟! آیا اسمش توی کتاب خدا هست یا نیست ؟! ... من گاه از روی شیطنت یواشکی باو میگفتم : حالا نگران نباش ؛ اگر اسمت توی کتاب خدا نیست حتما توی کتاب شیطان اومد ...! ...

این ماجرای کتاب شیطان هم برای من خاطره ای دارد ! پدر هر وقت حرف یا کار بدی را از کسی می شنید یا می دید با ناراحتی و از روی تعجب میگفت : این حرف ( یا این کار ) توی کتاب شیطان هم نیست ! یعنی از بس ناشایست هست حتی در کتاب شیطان هم ثبت نیست و بفکر شیطان هم نمی رسید که چنین کاری بکند ! ... راستش من آنموقع های کودکی فکر میکردم که شیطان هم کتاب دارد !!! ... بعدها فهمیدم که شیطان کتاب ندارد ولی کتاب نانوشته ای البته دارد ... من بعدها که بنوشتن علاقمند شدم بارها قصد کرده ام که کتاب شیطان را بنویسم ! اما نمی دانم چرا تاکنون نشد ! ... طرحی از آنرا در ذهن دارم و ... و یادتان باشد که چنین طرحی را خودم در سالهای نوجوانی - شاید برای اولین بار - در ذهن داشتم ! این را اینجا مجددا یادآور شده و نوشتم بعدا پرویز مدعی نشود و کتابش را ننویسد! بیچاره طفلکی پرویز ... 

بار استدلال ( بلکه جدال ) با پرویز ( برادرم ) میکردم که مگه نمی دونی من زیباترم ... ! تو مگه نشنیدی دیروز , امّ لیلا , گفتش:
 اوه خدا ! این بچّه چقدر قشنگه ... میخواست فرشته بشه اشتباهی آدم شد !! ... و
خاله جان دعاهایی خواند و پف کرد دور سرم و ... باز با مامان دعوا کرد که چرا همش واسه من ؛ اسپند دود نمیکنه... ! اونطرفتر آبجی هم که از دست شیطنت های پرویز دل پری داشت به پرویز گفت : ... واسه تو کاه هم دود نمیکنند ... !
آره خاله گفتش اوندفعه که من مریض شدم واسه این بودش که مردم چشم زخم زدند ... گفتش دیگه منو با خودش نبره بحموم عمومی ... ! گفتش ... گفتش ... و داد پرویز در اومد ... مامان ! مامان ! ... محمود رو ببین ... !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعینساری , گاهنوشته های محمود زارع
الحمدلله رب العالمین و الصلوة علی محمد و آله اجمعین
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:توضیح:پیشتر بخشها و سطوری از این رساله بسیار عالی در پستهای دیگری از تارنما نقل نمودیم ولی در این پست کل این رساله را قرار داده و دوستان خویش را بمطالعه و توجه و تامل در آن توصیه مینماییم. کلمه ای بی حکمت و حساب نیامده , متن بی بدیل و فوق العاده میباشد. ( فاطمه )


اما بعد، بدان که اول چیزی که بر سالک واجب است اعتقاد بر امامان و اوتاد [1] ایشان است و شناختن حکمتهای این راه تا نجات یابد.

اوّل خدای را باید شناخت، که اوست دهنده بی منبت و اگر همه بستانند او بدهد و چون او بدهد کسی نتواند بستاند، او را نگاهدار تا تو را نگاهدارد، عمر در پرستش او صرف کن که جواب از تو خواهد خواست و دلیل راه، علم را دان.

و سرمایه عمر توحید است و نماینده « صراط مستقیم » حق است و پیغمبران را زنده دان و نماز و روزه و زکوة و حج را فراموش مکن و صبور باش تا به مراد برسی و اعتقاد خوب را گنج بی زوال دان، منّت بدار و منّت منه.

بی منّت را به خود راه مده ، نان هر کس مخور و نان به هر کس بده.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشتهای محمود زارع:قبلا بخش نخست این رساله فوق العاده نازنین را منتشر کردیم (که قسمت اول این رساله در ساری , گاهنوشته های محمود زارعاینجاست ! ) ادامه آن که بخش پایانی بوده تحت عنوان " پند " در اینجا منتشر میکنیم.ثواب استفاده برای جوانمردترهاش قرائت فاتحه برای پدربزرگ ما مرحوم احمد آقای زارع ( فاطمه )

پند

خود را از همه ی عالم كمتر دان، خلق را به خیر خود امیدوار گردان، سخاوت را سست كردن وعده دان.

عافیت را عطا شمر، به چشم حقارت در هیچ كس منگر، دنیاپرست مباش كه دشمن خدا را پرستیده باشی، زاد آخرت بساز، در طاعت حریص باش ولی تكیه بر آن مكن.

زبان را به دشنام عادت مكن. در سخن « صواب اندیش» [40] باش. آزاد را به نیكوئی بنده كن، كسی را به افراط مَسِتای، تا نخوانندت مرو، مفروش آنچه نخرند، درگذار تا در گذرانند، آنچه ننهاده ای بر مدار، ناكرده را كرده مدان.

از گناه لاف مزن، از داده ی خدا بخور و بخوران و "بخشنده" خدای را دان. سخن از برای مال پایمال مكن، در سفر خوی خود را بهتر از حضر [41] دار.

دشمن اگرچه حقیر است ازو ایمن مباش. از دشمن « دوست روی » بترس، از نو كیسه وام مكن [42]، با ناشناخت سفر مكن، امانت نگاهدار، نمّام [43] را به خود راه مده. گمان مردم در حق خود فاسد مكن.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عافیت را عطا شمر، ساری,گاهنوشته های محمود زارع
به چشم حقارت در هیچ كس منگر،
دنیاپرست مباش كه دشمن خدا را پرستیده باشی،
زاد آخرت بساز، در طاعت حریص باش ولی تكیه بر آن مكن.

زبان را به دشنام عادت مكن.
در سخن « صواب اندیش» باش. آزاد را به نیكوئی بنده كن،
كسی را به افراط مَسِتای،
تا نخوانندت مرو، مفروش آنچه نخرند،
درگذار تا در گذرانند،
آنچه ننهاده ای بر مدار، ناكرده را كرده مدان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الهی؛ گفتی مکن و بر آن داشتی، و فرمودی بکن و بگذاشتی.
الهی؛ اگر ابلیس آدم را بد آموزی کرد گندم او را که روزی کرد ؟!.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

فریاد از « معرفت رسمی» و از «عبادت عادتی» و از «حکمت تجربتی» و از «حقیقت حکایتی».
آن چه تو را است ندانم که کراست و آن چه نصیب توست ندانم که کجاست.
روزی تو از روزی دیگران جداست، این همه جان بیهوده کندن، چراست.
برخیز و طهارت کن که اقامت نزدیک است و توبه کن که قیامت نزدیک است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة...
...معنى حدیث آنست كه خداوند بزرگوار كردگار نامبردار بآدم صفى وحى فرستاد، كه اى آدم منم خداوند جهان و جهانیان، آفریدگار همگان، پادشاه كامران، منم خداوند بكة، نشینندگان در آن همسایگان منند، و زوّار آن وفد من اند، و مهمانان من اند، و در پناه من اند، باهل آسمان و زمین آبادان دارم و بزرگ گردانم این بقعه، تا از هر سویى و هر قطرى جوك جوك مى آیند مویهاشان از هم بر كرده، و رویها گرد گرفته از رنج راه، تكبیر گویان و لبیك زنان، روى بدان صحراى مبارك نهاده، و بخون قربان زمین آن رنگین كرده،
مناجات موسی

اى آدم! هر كه این خانه را زیارت كند، و در آن مخلص بود، وى مهمان منست، و از كسان منست، و از نزدیكان بمن است. سزاى جلال من آنست كه وى را گرامى كنم، و با تحفه رحمت و عطاء مغفرت باز گردانم،

اى آدم! در فرزندان تو پیغامبریست نام وى ابراهیم، خلیل من و گزیده من، بدست وى بنیاد این خانه بر آرم، و عمارت فرمایم، و شرف آن پیدا كنم، و سقایه آن پدید آرم، و حرم آن را نشان كنم، و پرستش خود در آن وى را بیاموزم. پس از وى جهانیان را فرا عمارت آن دارم، و توقیر و تعظیم آن در دلشان نهم، تا نوبت به محمد عربى رسد، خاتم پیغامبران، و چراغ زمین و آسمان، مولد و منشأ وى گردانم، مهبط وحى منزل كرامت وى كنم، سقایة و نقابة و ولایت آن بدست وى مقرر كنم، وانگه مؤمنانرا از اطراف عالم عشق آن در دل نهم، تا سر و پاى برهنه، ضیاع و اسباب بگذاشته، جان بر كف دست نهاده، مویها از هم بر كرده، رویها گرد گرفته، همى روند و گرد آن خانه طواف میكنند، و از ما آمرزش میخواهند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ یَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿196﴾

و براى خدا حج و عمره را به پایان رسانید و اگر [به علت موانعى] بازداشته شدید آنچه از قربانى میسر است [قربانى كنید] و تا قربانى به قربانگاه نرسیده سر خود را متراشید و هر كس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به كفاره [آن باید] روزه‏اى بدارد یا صدقه‏ اى دهد یا قربانیى بكند و چون ایمنى یافتید پس هر كس از [اعمال] عمره به حج پرداخت [باید] آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] و آن كس كه [قربانى] نیافت [باید] در هنگام حج‏ سه روز روزه [بدارد] و چون برگشتید هفت [روز دیگر روزه بدارید] این ده [روز] تمام است این [حج تمتع] براى كسى است كه اهل مسجد الحرام [= مكه] نباشد و از خدا بترسید و بدانید كه خدا سخت ‏كیفر است (196)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَةِ... الآیة معاذ جبل و ثعلبة بن غنم هر دو از رسول خدا پرسیدند كه این ماه نو چونست كه مى افزاید و مى كاهد؟ و بر یك صفت نمى پاید؟
رب العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنَاسِ... گفت ایشان را جواب ده كه حكمت در زیادت و نقصان ماه نو آنست كه تا هنگامها و وقتها بر مردم روشن شود، و راه برند بمزد مزدوران، و عدت زنان، و مدت باروران، و محل دینها، و تحقیق شرطها، و نیز ماه رمضان، و فطر، و روزگار حج، و ترتیب آن باین روشن میشود و بر خلق آسان.

الله
.....

گفته اند كه هلال اول ماه است تا دو شب بگذرد و بقول بعضى سه شب و بقول بعضى هفت شب، پس قمر گویند تا آخر ماه.
وَ لَیْسَ الْبِرُ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها حمزه و كسایى و بو بكر و قالون البیوت بكسر با خوانند باقى قرا بضمّ با، فالكسر لمكان الیاء و الضم على الاصل
مفسران گفتند كه در جاهلیت عادت داشتند كه از حج باز آمد ندید از بام سراى خویش در سراى آمد ندید، نه از در سراى، و بآن تعظیم حج میخواستند و كراهیت داشتندى پشت بر گردانیدن، از آن رب العالمین ایشان را فرمود تا این سنت و عادت جاهلیت دست باز دارند، و ایشان را خبر كرد كه این نه نیكى و پارسایى است، اگر نیكى و پارسایى میخواهید بآن پس بیان كرد كه پارسایى و نیكى چیست، گفت وَ لكِنَ الْبِرَ مَنِ اتَقى ... پارسایى و نیكى آنست كه آزرم اللَه نگه دارید و از خشم او بپرهیزید، و قیل معناء و لكنّ البر برّ من اتّقى لكن پارسایى پارسایى آن كس است كه از خشم و عذاب خداى بپرهیزید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ... میگوید چون بندگان من مرا از تو پرسند، آن بندگانى كه بحلقه حرمت ما در آویختند. و در كوى ما گریختند، هر چه دون ماست گذاشتند، و خدمت ما برداشتند، با ما گرویدند و از اسباب ببریدند، عمامه بلا بر سر پیچیدند و مهر ما بجان و دل خریدند، عاشق در وجود آمدند و با عشق بیرون شدند.

و انا رب العالمین

با عشق روان شد از عدم مركب ما
روشن ز شراب وصل دائم شب ما
زان مى كه حرام نیست در مذهب ما
تا باز عدم خشك نیابى لب ما


این چنین بندگان، و این چنین دوستان چون مرا از تو پرسند، و نشان ما از تو طلبند، بدانك من بایشان نزدیكم ناخوانده و ناجسته، نزدیكم تا پیوسیده و نادریافته نزدیكم، باولیت خود، در صفت خود قیوم و قریبم، نه سزاى بنده را كه من بنعت خود نزدیكم !

این همانست كه كلیم خود را گفت موسى (ع)، آن شب دیجور در آن پایان طور نودى من شاطئ الوادى الایمن موسى را آواز دادند از كران وادى مبارك از سوى راست. بزرگوارا موسى ! كه از پس آمد كس بگوش سر خویش سخن حق نشنیده بود مگر موسى، خدا ندا داد او را كه یا موسى موسى بیقرار شد طاقتش برسید و صبرش برمید صبر با مهر كى برآید، جاوید دست مهر صبر رباید، موسى از سر سوز و وله و بى طاقتى گفت :
خواننده را شنوانیدى أین اطلبك؟ كجات جویم؟
ندا آمد كه اى موسى چنانك خواهى مى جوى، كه من با توام، نزدیك ترم بتو از جان تو در كالبد تو، و از رگ جان تو بتو، و ز سخن تو بدهن تو، الكلام كلامى، و النور نورى، و انا رب العالمین.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ ﴿186﴾
و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزدیكم و دعاى دعاكننده را به هنگامى كه مرا بخواند اجابت مى ‏كنم پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد كه راه یابند (186)

فانی قریب

قوله تعالى:
وَ إِذا سَأَلَكَ و چون پرسند ترا
عِبادِی عَنِی رهیكان من از من
فَإِنِی قَرِیبٌ من نزدیك ام،
أُجِیبُ پاسخ میكنم
دَعْوَةَ الدَاعِ خواندن خواننده را
اذا دعان هر گه كه مرا خواند،
فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی ایدون بادا كه پاسخ كنند رهیكان من چون ایشان را فرمایم،
وَلْیُؤْمِنُوا بِی و بمن بگروند چون ایشان را خوانم.
لَعَلَهُمْ یَرْشُدُونَ تا بر راستى و راه راست بمانند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...بدانك روزه ركنیست از اركان مسلمانى، و سببى ظاهر است اندر تقدیس طبیعت. و اندر شرایع انبیاء علیهم السلام روزه مشروع بودست از عهد آدم تا روزگار مصطفى.
و من الناس من یتخذ من دون الله اندادا
و بمقتضى خبر: روزه چهار یك ایمانست، كه مصطفى (ع) گفت : الصوم نصف الصبر و الصبر نصف
الایمان
و در روزه پنج چیز فریضه است و پنج چیز سنت:
اما فریضه اول آنست كه ماه رمضان طلب كند تا بداند كه بر بیست و نه روزست یا بر سى روز، و بر قول یك عدل اعتماد كند. اما بآخر رمضان كم از دو عدل نشاید كه گواهى دهند، و اگر بشهرى دیگر ماه نو دیده باشند كه بشازده فرسنگ دورتر باشد روزه برین قوم واجب نیاید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿183﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید روزه بر شما مقرر شده است همان گونه كه بر كسانى كه پیش از شما [بودند] مقرر شده بود باشد كه پرهیزگارى كنید (بقره /183)
الهی
قوله تعالى:
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
كُتِبَ عَلَیْكُمُ نبشته آمد بر شما
الصِیامُ روزه داشتن
كَما كُتِبَ همچنانك نبشته آمده بود
عَلَى الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ برایشان كه پیش از شما بودند
لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ تا مگر شما باز پرهیزیده آئید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:النوبة الاولى
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَالْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَالأُنثَى بِالأُنثَى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخِیهِ شَیْءٌ فَاتِّبَاعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَأَدَاء إِلَیْهِ بِإِحْسَانٍ ذَلِكَ تَخْفِیفٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَرَحْمَةٌ فَمَنِ اعْتَدَى بَعْدَ ذَلِكَ فَلَهُ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿بقره / 178﴾

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید در باره كشتگان بر شما [حق] قصاص مقرر شده آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن و هر كس كه از جانب برادر [دینى]اش [یعنى ولى مقتول] چیزى [از حق قصاص] به او گذشت ‏شود [باید از گذشت ولى مقتول] به طور پسندیده پیروى كند و با [رعایت] احسان [خونبها را] به او بپردازد این [حكم] تخفیف و رحمتى از پروردگار شماست پس هر كس بعد از آن از اندازه درگذرد وى را عذابى دردناك است (178)
الهی
قوله تعالى:
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند
كُتِبَ عَلَیْكُمُ بر شما نوشتند و واجب كردند
الْقِصاصُ بازگشتن بكشتن ناحق،
فِی الْقَتْلى در كشتگان مسلمانان بنا حق،
الْحُرُبِالْحُرِ آزاد بآزاد
وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ و بنده ببنده،
وَ الْأُنْثى بِالْأُنْثى وزن بزن
فَمَنْ عُفِیَ لَهُ هر كس كه وى را آسان فرا گذارند
مِنْ أَخِیهِ شَی ءٌ از كار برادر وى چیزى
فَاتِباعٌ وى را گویند تا بر پى دیت سپردن رود،
بِالْمَعْرُوفِ به نیكویى، و بزودى
وَ أَداءٌ إِلَیْهِ و كار گزاردن بوى
بِإِحْسانٍ به نیكویى، و زود گزارى،
ذلِكَ این پذیرفتن دین از قاتل و فرا گذاشت قصاص،
تَخْفِیفٌ مِنْ رَبِكُمْ سبك كردن كارى گران است از خداوند شما،
وَ رَحْمَةٌ و بخشودنى آشكارا،
فَمَنِ اعْتَدى هر كس كه از اندازه درگذارد و افزونى جوید و باز خون ناحق ریزد،
بَعْدَ ذلِكَ پس از آنك یكى ریخت و از ودیت ستدند،
فَلَهُ عَذابٌ أَلِیمٌ او راست عذابى دردنماى درد افزاى.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...النوبة الثانیة
قوله تعالى: لَیْسَ الْبِرَ أَنْ تُوَلُوا وُجُوهَكُمْ الآیة...
حمزه و حفص البرّ بنصب خوانند باقى قراء برفع، او كه برفع خواند الْبِرَ اسم لیس نهاد و أَنْ تُوَلُوا وُجُوهَكُمْ بجاى خبر نهاد، و او كه بنصب خواند أَنْ تُوَلُوا وُجُوهَكُمْ بجاى اسم نهاد و الْبِرَ بجاى خبر، تقدیره لیس تولیتكم وجوهكم البر كله، كقوله تعالى وَ ما كانَ قَوْلَهُمْ إِلَا أَنْ قالُوا...
عزیز

ابن عباس و مجاهد و ضحاك و عطا و سفیان گفتند این آیت بشأن مؤمنان آمد كه در بدایت اسلام پیش از هجرت و لزوم فرائض هر كس كه كلمه شهادت و توحید بگفتى و نماز كردى بهر سوى كه خواستى، اگر در آن حال از دنیا مى برفت مردمان از بهر وى مى گفتند وجبت له الجنّة بهشت او را واجب شد كه نیكى و پارسایى جمله بجاى آورد.

پس چون مصطفى علیه السلام هجرت كرد و آیات فرائض فرو آمد و قبله با كعبه گردانیدند، رب العالمین این آیت فرو فرستاد تا كسى را گمان نیفتد كه دین دارى و نیكى همه آنست كه نماز كنند، بل كه نماز خصلتى است از خصال برّ و بابى از ابواب آن.

گروهى دیگر گفتند از مفسران: كه سبب نزول این آیت آن بود كه جهودان در نماز كردن روى سوى مغرب میكردند، و ترسایان سوى مشرق، و هر گروهى ازیشان میگفتند كه نیكى و نیك مردى اینست كه ما برانیم، و بدان فرموده اند، پس خداى تعالى ایشان را دروغ زن گردانید گفت: نیكى نه آنست كه ایشان میگویند لكن آنست كه درین آیت بیان كردیم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...خداى از بندگان مى درخواهد، میگوید مرا سپاس دارى كنید، كه شما را بدین اسلام راه نمودم، و احكام اسلام از حلال و حرام و شبهات بیان كردم، چون مرا خداى خود میدانید و میپرستید و نعمت هم از من مى بینید، شكر از من كنید، كه شكر منعم لا محاله بر بندگان واجب است.
مسکین

آن گه بعضى محرمات یاد كرد و گفت: إِنَما حَرَمَ عَلَیْكُمُ الْمَیْتَةَ وَ الدَمَ آنچه اللَه ببست بر شما و حرام كرد مردار است، و خون، یعنى خون روان كه جاى دیگر تقلید كرد گفت أوَْ دَماً مَسْفُوحاً، و سنت مستثنى كرد از مردار ملخ و ماهى، وز خون جگر و سپرز.

مفسران گفتند از منسوخات این سورة یكى این آیت است كه سنت بعضى مردار و خون منسوخ كرد تا حلال گشت، و حكم تحریم از آن برخاست و ذلك فى قول النبى صلى اللَه علیه و آله و سلّم " اجلت لنا میتتان و دمان، فاما المیتتان الحوت و الجراد و امّا الدمان فالكبد و الطحال "
و خون مشك علما بران قیاس كرده اند، بیشتر بر آنند كه پاكست، و خانه خون گرفته، و خونابه گوشت هم چنان،
وَ لَحْمَ الْخِنْزِیرِ و حرام كرد گوشت خوك با جمله اجزا و ابعاض او، و خصّ اللحم لانّه المقصود بالاكل.
وَ ما أُهِلَ بِهِ لِغَیْرِ اللَهِ كافران بر كشتن جانور نام معبود خویش مى بردند بآواز كه مى برداشتند، رب العالمین گفت آن جانور كه بر گشتن آن نام معبودى جز از خداى برند هم حرام است چون مردار، و آن ذبح بكار نیست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولی
یَا أَیُّهَا النَّاسُ كُلُواْ مِمَّا فِی الأَرْضِ حَلاَلًا طَیِّبًا وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ ﴿168﴾
اى مردم از آنچه در زمین است ‏حلال و پاكیزه را بخورید و از گامهاى شیطان پیروى مكنید كه او دشمن آشكار شماست (بقره / 168)
خدای مهربان
قوله تعالى:
یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان
كُلُوا مِمَا فِی الْأَرْضِ میخورید از هر چه در زمین
حَلالًا طَیِباً آنچه حلال پاك است و خورنده را گشاده،
وَ لا تَتَبِعُوا خُطُواتِ الشَیْطانِ و بر پى گامهاى دیو مایستید
إِنَهُ لَكُمْ عَدُوٌ مُبِینٌ كه دیو شما را دشمنى است آشكارا.

إِنَما یَأْمُرُكُمْ شما را مى فرماید
بِالسُوءِ ببدى
وَ الْفَحْشاءِ و گزاف كارى
وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَهِ ما لا تَعْلَمُونَ و آنچه ور اللَه آن گوئید كه مى ندانید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى: وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَادًا یُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِیعًا وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ ﴿165﴾
و برخى از مردم در برابر خدا همانندهایى [براى او] برمى ‏گزینند و آنها را چون دوستى خدا دوست مى ‏دارند ولى كسانى كه ایمان آورده ‏اند به خدا محبت بیشترى دارند كسانى كه [با برگزیدن بتها به خود] ستم نموده‏ اند اگر مى‏ دانستند هنگامى كه عذاب را مشاهده كنند تمام نیرو[ها] از آن خداست و خدا سخت‏ كیفر است.
معبود

وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یَتَخِذُ از مردمان كس است كه مى گیرد
مِنْ دُونِ اللَهِ فرود ازخداى
أَنْداداً وى را هامتایان،
یُحِبُونَهُمْ مى دوست دارند ایشان را.
كَحُبِ اللَهِ چنانك اللَه را مى دوست باید داشت.
وَ الَذِینَ آمَنُوا و ایشان كه ایمان آوردند
أَشَدُ حُبًا لِلَهِ دوسترمى دارند اللَه را ازیشان بتان را،
وَ لَوْ یَرَى الَذِینَ ظَلَمُوا وانگه كه مى بینند ایشان كه برخویشتن ستم كردند
إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ آن گه كه عذاب دوزخ بینند،
أَنَ الْقُوَةَ لِلَهِ جَمِیعاً كه قوت و توان اللَه راست بهمگى،
وَ أَنَ اللَهَ شَدِیدُ الْعَذابِ و اللَه سخت عذاب است و سخت گیر.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...آیت دیگر فرو گشادن بادهاست و گردانیدن آن از هر سوى، چنانك گفت عز و علا وَ تَصْرِیفِ الرِیاحِ بلفظ جمع قراءت مدنى و شامى و بصرى و عاصم است و بلفظ واحد قراءت باقى. و جمع اشارت بباد رحمت است كه راحت خلق را فرو گشاید، چنانك گفت وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ یُرْسِلَ الرِیاحَ مُبَشِراتٍ و قال تعالى: وَ أَرْسَلْنَا الرِیاحَ لَواقِحَ. و بلفظ واحد اشارت بباد عذابست، كه عقوبت قومى را فرو گشایند چنانك جاى دیگر گفت وَ فِی عادٍ إِذْ أَرْسَلْنا عَلَیْهِمُ الرِیحَ الْعَقِیمَ. جاى دیگر گفت فَأُهْلِكُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عاتِیَةٍ.

شهید

.....  و مصطفى (ع) هر گه كه باد برآمدى گفتى: اللهم اجعلها ریاحا و لا تجعلها ریحا ........

و امیر المؤمنین على گفت علیه السّلام , بادها چهاراند :
شمال و جنوب و صبا و دبور،
گفتا و حدّ شمال از حد قطب است تا بمغرب آفتاب در روز استواء، یعنى آن روز كه با شب یكسان باشد،
 و حد دبور ازین مغرب است كه گفتم تا بمطلع سهیل،
و حد جنوب از مطلع سهیل است تا بمشرق استواء،
و حدّ صبا ازین مشرق است تا بحد قطب.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى: وَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ ﴿163﴾ و معبود شما معبود یگانه‏ اى است كه جز او هیچ معبودى نیست [و اوست] بخشایشگر مهربان.
عاشق

وَ إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ خداى شما خدائیست یكتا یگانه،
لا إِلهَ إِلَا هُوَ نیست خدا جز او
الرَحْمنُ الرَحِیمُ فراخ بخشایش مهربان،

إِنَ فِی خَلْقِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ در آفرینش آسمانها و زمین
وَ اخْتِلافِ اللَیْلِ وَ النَهارِ و در شد آمد شب و روز،
وَ الْفُلْكِ الَتِی تَجْرِی فِی الْبَحْرِ و كشتى كه میرود در دریا
بِما یَنْفَعُ النَاسَ بآنچه مردمان را بكار آید و ایشان را در جهان ایشان سود دارد
وَ ما أَنْزَلَ اللَهُ مِنَ السَماءِ مِنْ ماءٍ و در آنچه اللَه مى فرو فرستد از آسمان از آب،
فَأَحْیا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها تا زنده میگرداند بآن آب زمین را پس از مردگى آن،
وَ بَثَ فِیها مِنْ كُلِ دَابَةٍ و در آنچه بپراكند در زمین از هر جنبنده كه هست،
وَ تَصْرِیفِ الرِیاحِ و در گردانیدن بادها از هر سوى،
وَ السَحابِ الْمُسَخَرِ بَیْنَ السَماءِ وَ الْأَرْضِ و در میغ بداشته و روانیده میان آسمان و زمین،
لَآیاتٍ نشانهاست روشن پیدا، در آنچه گفتیم
لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ آن گروهى را كه خرد دارند در یابند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى: إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِ أَن یَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَیْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِیمٌ ﴿158﴾ در حقیقت صفا و مروه از شعایر خداست [كه یادآور اوست] پس هر كه خانه [خدا] را حج كند یا عمره گزارد بر او گناهى نیست كه میان آن دو سعى به جاى آورد و هر كه افزون بر فریضه كار نیكى كند خدا حق شناس و داناست.
صبغه لله

إِنَ الصَفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَهِ صفا و مروه از نشانهاى ملت اللَه است،
 فَمَنْ حَجَ الْبَیْتَ هر كه قصد و آهنگ خانه كند
أَوِ اعْتَمَرَ یا بزیارت خانه شود،
فَلا جُناحَ عَلَیْهِ برو تنگى نیست،
أَنْ یَطَوَفَ بِهِما كه طواف كند میان آن هر دو،
وَ مَنْ تَطَوَعَ خَیْراً و هر كه از طوع و خواست دل خویش كارى كند
فَإِنَ اللَهَ شاكِرٌ عَلِیمٌ اللَه سپاس دارست و پاداش ده بكردار خلق، دانا


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ لَنَبْلُوَنَكُمْ الآیة... النون فیه للتأكید، و اللام جواب قسم محذوف على تقدیر و اللَه لنبلونّكم اى لنعاملنّكم معاملة المختبر، گفت با شما آن معاملت كنیم كه كسى كه آزمایش كند بِشَی ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ على تقدیر،
قرآن

شافعى گفت این خوف بیم دشمن است در غزا، و این گرسنگى روزه ماه رمضان است و این كاست از مال زكاة صامت، و این كاست از تن آزاد كردن بردگان، و این كاست از میوه صدقه خرما و انگور و گفته اند كه جوع آن قحط است كه اهل مكه را هفت سال رسیده بود. وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ آن بود كه مال و نعمت از دست ایشان بشد. وَ الْأَنْفُسِ بیمارى و پیرى و مرگ است. وَ الثَمَراتِ مرگ فرزندان كه فرزند را ثمره دل خوانند ذلك فى قوله صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " اذا مات ولد العبد قال اللَه لملائكته أ قبضتم ولد عبدى؟ فیقولون نعم. فیقول أ قبضتم ثمرة فؤاده؟ فیقولون نعم فیقول ما ذا قال عبدى؟ فیقولون حمدك و استرجع فیقول ابنوا لعبدى بیتا فى الجنة و سمّوه بیت الحمد.

و ابتلاء ایشان باین چند چیز از بهر آن بود كه تا چون پسینیان شنوند زودتر به پذیرفتن دین و اتباع صحابه درآیند، كه گویند اگر نه این دین حق بودى و حجت آن روشن ایشان برین بلاها و مصیبتها با این دین صبر نكردندى، پس آن ایشان را چون برهانى باشد، بدین حق در آیند و اتباع صحابه كنند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...لِكُلٍ وِجْهَةٌ... قال بعضهم الاشارة فیه انّ كلّ قوم اشتغلوا عنّا بشی ء حال بینهم و بیننا، فكونوا انتم ایّها المؤمنون لنا و بنا از روى اشارت میگوید هر قومى از ما روى بر تافتند و بدون ما با غیرى الف گرفتند، و فرود از ما خود را دلارامى ساختند، و بدوستى پسندیدند. شما كه جوانمردان طریقت اید، و دعوى دوستى ما كرده اید، دیده خود فرو گیرید از هر چه دون ماست، ور همه فردوس برین باشد تا در متابعت سنت و سیرت مصطفى راست باشید، و حق اقتدا بآن مهتر عالم بتمامى بگذارید، كه سیرت وى مهتر انبیا آن بود كه چشم عزیز خود از همه كائنات فرو گرفت، و جز كنف احدیت خود را پناهى ندید و تكیه گاهى نپسندید.
فاذکرونی اذکرکم

مردى كه بر راه عشق جان فرساید
آن به كه بدون یار خود نگراید
عاشق بره عشق چنان مى باید
كز دوزخ و از بهشت یادش ناید


هر كه درین متابعت درست آید شمع دوستى حق در راه وى بر افروزند، تا هرگز از جاده دوستى نیفتد، و الیه الاشارة بقوله فَاتَبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَهُ و هر روشى كه بر جاده دوستى مستقیم گشت از آن سویها كه قبله مترسّمان است ایمن شد، یكى شوریده از سر حال خویش گوید:

گر نباشد قبله عالم مرا
قبله من كوى معشوق است و بس
این جهان با آن جهان و هر چه هست
عاشقان را روى معشوق است و بس


حسین منصور قدس اللَه روحه اشارتى كرد بآن قبله هاى مترسمان، و گفت سلّم المریدون الى كلّ ما یریدونه مریدان را بمرادهاى ایشان در رسانیدند، و هر كس را با معشوق خود بنشاندند. و حقیقت این كار آنست كه همه خلایق دعوى دوستى حق كردند و هیچ كس نبود كه نخواست كه بدرگاه او كسى باشد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: قَدْ نَرى تَقَلُبَ وَجْهِكَ فِی السَماءِ.... الآیة اعلمه انه بمرأى من الحق لیكون متأدّبا بادب الحق، فلمّا استعمل الادب و لم یسأل ما تمنّاه قبله، و لم یزد على النظر الى السماء، اعطاه افضل ما یعطى السائلین چون خداوند كریم باشد و بنده عزیز بنده را بر شرط ادب دارد و راه عمل بوى نماید، و توفیق دهد، آن گه وى را بآن عمل پاداش دهد، و در آن حرمت داشت بستاید گوید " فَنِعْمَ أَجْرُ الْعامِلِینَ" " نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَهُ أَوَابٌ" همچنین مصطفى را خبر داد كه تو بر دیدار مایى، و در مشاهده عزت مایى، نگر تا حرمت حضرت بشناسى و بادب سؤال كنى، لا جرم چون در دل وى حدیث قبله بود بحكم ادب اظهار آن نكرد و آن آرزو در دل میداشت تا از حضرت عزت خطاب آمد فَلَنُوَلِیَنَكَ قِبْلَةً تَرْضاها آن آرزوى دل تو بدانستیم، و حسن ادب در ترك سؤال از تو بپسندیدیم، و آنچه رضاء تو در آنست از كار قبله ترا كرامت كردیم، اى محمد هر چه در عالم بندگانند همه در طلب رضاء مااند و ما در طلب رضاء تو، همه در جست و جوى مااند و ما خواننده تو، همه در آرزوى نواخت مااند و ما نوازنده تو وَ لَسَوْفَ یُعْطِیكَ رَبُكَ فَتَرْضى كعبه اكنون قبله نفس خوددان و ما را قبله جان.
فاذکرونی اذکرکم

چون از حضرت احدیت آن نواختها روان گشت و آن كرامتها در پیوست زبان حال بحكم اشتیاق گفت:

یك ره كه دلت بمهر ما یا زانست
هجرانت كشیدن اى نگار آسانست


بو بكر شبلى گفت قدس اللَه روحه: قبله سه اند قبله عام و قبله خاص و قبله خاص الخاص، اما قبله عام كعبه است در میان جهان، و قبله خاص عرش است بر آسمان، مستوى بر آن خداى جهان، و قبله خاص الخاص دل مریدان و جان عارفان فهم ینظرون بنور قلوبهم الى ربهم بنور دل خویش مى نگرند بخداوند خویش.

گفتم كجات جویم اى ماه دلستان
گفتا قرارگاه منت جان دوستان


گفته اند مصطفى در بدایت وحى و آغاز رسالت چون دعا كردى بزبان گفتى. بعبارت صریح، و در حال آن دعاء وى باجابت مقرون بودى، چنانك رب العالمین حكایت كرد از روز بدر كه مصطفى علیه السلام لشكر اسلام را مدد میخواست فقال تعالى إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَكُمْ فَاسْتَجابَ لَكُمْ. پس حال وى بجایى رسید كه از حضرت عزت باشارت ملیح وى، و بى عبارت صریح وى، باجابت پیوستى چنانك درین آیت گفت قَدْ نَرى تَقَلُبَ وَجْهِكَ فِی السَماءِ... پس چنان شد كه بى اشارت و بى عبارت باندیشه مجرد اجابت آمدى. چنانك بخاطر وى فراز آمد كه چه بودى اگر این گناهكاران امتم را بیامرزیدندى ! این آیت آمد بر وفق این اندیشه كه رَبَنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِینا أَوْ أَخْطَأْنا پس كار بدان رسید كه نه اشارت بایست نه اندیشه دل، چنانك وقتى بر دل وى گران آمد نشستن یاران در حجره وى، رب العالمین آیت فرستاد و گفت فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَةً وَسَطاً خداوند حكیم پادشاه علیم، كه حدوث كائنات بقدرت و ایجاد اوست، وجود حادثات بعزت و اظهار اوست، قوام زمین و سماوات، بداشت اوست، محدثات را بیافرید، و از محدثات جانوران را برگزید و از جانوران آدمیان را برگزید، و از آدمیان مؤمنان را برگزید، و از مؤمنان پیغامبران را برگزید، و از پیغامبران مصطفى را برگزید و امت وى را بر امتهاى پیشینه برگزید.
خدا
............
این شرفها و كرامتها كه رب العزة امت احمد را داد نه از آنست كه ایشان را سابقه طاعتى است یا حق خدمتى، كه ازیشان خود آن خدمت نیاید كه اللَه را بشاید، و نه نیز خداوندى و پادشاهى اللَه را از طاعت ایشان پیوندى در مى یابد، هر نواخت كه كرد بفضل خود كرد، هر چه داد بكرم خود داد، هر چه ساخت برحمت و مهربانى خود ساخت، كه او خداوندى است به بنده نوازى معروف، و بمهربانى موصوف اینست كه گفت تعالى و تقدس در آخر آیت، ورد إِنَ اللَهَ بِالنَاسِ لَرَؤُفٌ رَحِیمٌ اللَه بر بندگان بزرگ بخشایش است و همیشه مهربان،

بخشایش خلق گاه گاه است و بخشایش حق جاودان، و نشان بخشایش و مهربانى حق آنست كه بنده را توانایى معصیت ندهد و فرا سر گناهش نگذارد، تا بنده مستوجب عقوبت نگردد. و این در باب رحمت بلیغ تر است از غفران معصیت، یا پس بنده را فرا معصیت گذارد و آثار ذلّت در ظاهر وى بگذارد، تا خلق از وى نفرت گیرند آن گه سابقه رحمت در حكمت ازلیت در رسد، و او را دست گیرد.

و درین معنى حكایت آرند از ایوب سختیانى كه گفت در همسایه من مردى شریر بود آثار زلت و معصیت بر ظاهر وى پیدا، و من از وى بغایت نفور بودم، تا بعاقبت از دنیا بیرون شد.
گفتا چون جنازه وى برداشتند من بگوشه باز شدم، نمیخواستم كه بروى نماز كنم، پس مردى دیگر آن شریر را بخواب دید بر حالتى نیكو و بر هیئتى پسندیده، پرسید كه اللَه با توجه كرد؟
گفت برحمت خود بیامرزید، و از من آن ناهمواریها در گذشت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:5  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  •   

همه پیوندها