تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر خواجه عبدالله انصاری

چشم به راه

النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى:

باطن خوب

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً و شما آنید كه یكى را بكشتید،
فَادَارَأْتُمْ فِیها و در آن كشته پیكار در گرفتید،
وَ اللَهُ مُخْرِجٌ و اللَه بیرون آرنده است و آشكارا كننده
ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ آنچه شما پنهان میدارید كه كشنده وى كیست.
فَقُلْنا اضْرِبُوه گفتیم بزنید این كشته را
بِبَعْضِها بچیزى از گوشت آن گاو،
كَذلِك چنین كه دیدید
یُحْیِ اللَهُ الْمَوْتى مردگان را زنده كند،
وَ یُرِیكُمْ آیاتِه و مى نماید شما را نشانهاى توانایى و نیك خدایى خویش
لَعَلَكُمْ تَعْقِلُون تا در یابید شما.
ثُمَ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ پس سخت گشت دلهاى شما،
مِنْ بَعْدِ ذلِكَ پس آن نشانهاى مهربانى و نیك خدایى كه از من دیدید،
فَهِیَ كَالْحِجارَةِ تا گویى كه آن دلها از سختى چون سنگ است
أَوْ أَشَدُ قَسْوَةً بل كه سخت تر از سنگ
وَ إِنَ مِنَ الْحِجارَةِ و از سنگها سنگ است
لَما یَتَفَجَرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ كه از آن جویها میرود،
وَ إِنَ مِنْها لَما یَشَقَقُ از آن سنگ است كه مى شكافد،
فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ و آب از آن بیرون میآید،
وَ إِنَ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَهِ و از آن هست كه از بالا بهامون مى افتد از ترس خداوند،
وَ مَا اللَهُ بِغافِلٍ عَمَا تَعْمَلُونَ و خدا از كرد شما ناآگاه نیست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى. وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
مفسران گفتند مردى در بنى اسرائیل درویش بود و عمّه زاده توانگر داشت بمیراث عمه زاده خود شتافت، بشب رفت و وى را بكشت، و بسبطى دیگر بود و در خانه ایشان بیوكند، بامداد آن سبط كشته بیگانه دیدند بر در خویش، و سبط این كشته مرد خویش را نیافتند، جستند و بر در بیگانگان یافتند كشته، خصومت در گرفتند اینان گفتند كه مرد خویش بر در شما كشته مى یابیم، و ایشان گفتند كه كشته خویش بدر سراى ما آوردید و بر ما آلودید، دست بسلاح زدند، و روى بجنگ آوردند، آخر گفتند كه وحى پیوسته است و پیغامبر بجاى، بروى رویم، بر موسى آمدند و قصه بر وى عرضه كردند.

شادم بتو ارچه سوگوارم داری

موسى گفت: إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً اللَه میفرماید شما را كه گاوى ماده بكشید.
جواب دادند ایشان أَ تَتَخِذُنا هُزُواً از جواب این خصومت در گاو چیست؟ ما را مى افسوس گیرى از جفا كارى كه بودند و غلیظ طبعى. چون حكمت در آن فرمان ندانستند اضافت سخریت با پیغامبر كردند، تا پیغامبر گفت.
أَعُوذُ بِاللَهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ این سخریت كار جاهلانست و من فریاد خواهم بخداى كه كار جاهلان كنم.
مفسران گفتند این آن گه بود كه هنوز در مصر بودند دریا ناگذاشته، و غرق فرعون و كسان او نادیده، پس ازین قصه ها رفت كه شرح آن بجاى خویش كردیم.

قالُوا ادْعُ لَنا رَبَكَ وهب منبه گفت: در بنى اسرائیل جوانى بود مادر داشت و آن مادر را نوازنده بود بر دل و گوش، و بر وى بارّ و مهربان و كسب وى آن بود كه هر روز پشته هیزم بیاوردى و ببازار بفروختى، ثلثى از بهاى آن هیزم بصدقه میدادى، و ثلثى خود بكار مى بردى، و ثلثى بمادر میدادى چون شب در آمدى آن جوان شب را بسه قسم نهادى یك قسم نماز را و یك قسم خواب را و یك قسم بر بالین مادر بنشستى و تسبیح و تكبیر و تهلیل وى را تلقین میكردى، كه مادر از قیام شب عاجز بود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...و در قرآن ذكر رحمت فراوان است و جمله آن بده (10) معنى باز گردد:
یكى بمعنى اسلام است چنانك رب العالمین گفت وَ رَحْمَتُ رَبِكَ خَیْرٌ مِمَا یَجْمَعُونَ و قُلْ بِفَضْلِ اللَهِ وَ بِرَحْمَتِهِ درین دو آیت اسلام را رحمت خواند از بهر آنك بنده باسلام برحمت خداى میرسد هم در دنیا هم در عقبى.

دل

دیگر
رحمت است بمعنى رزق چنانك گفت ما یَفْتَحِ اللَهُ لِلنَاسِ مِنْ رَحْمَةٍ، و نام رحمن جل جلاله ازینجاست یعنى كه روزى دهنده جهانیانست، برّهم و فاجرهم. لا یمنع كافرا لكفره و لا عاصیا لعصیانه.
سوم رحمت است بمعنى شفقت كقوله تعالى وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَةً وَ رَحْمَةً
چهارم بمعنى لطف كقوله تعالى فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَهِ لِنْتَ لَهُمْ
پنجم رحمت بمعنى عفو و مغفرت كقوله تعالى كَتَبَ رَبُكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَحْمَةَ
ششم رحمت است بمعنى بهشت و ذلك فى قوله وَ أَمَا الَذِینَ ابْیَضَتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَتِ اللَهِ.
هفتم رحمت گفت و مراد بآن رسول خدا است و ذلك فى قوله وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ
هشتم رحمت است بمعنى باران و هو فى قوله هُوَ الَذِی یُرْسِلُ الرِیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ.
نهم رحمت است بمعنى قرآن و هو قوله شِفاءٌ لِما فِی الصُدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ.
دهم رحمت است بمعنى نعمت چنانك درین آیت گفت فَلَوْ لا فَضْلُ اللَهِ عَلَیْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ اى فلو لا نعمة ربكم لصرتم من المغبونین الذین خسروا الرحمة و استوجبوا العذاب.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ ظَلَلْنا عَلَیْكُمُ الْغَمامَ الآیة اشارت بلطف و كرم خداوندیست، و مهربانى او بر بندگان چنانستى كه رب العالمین میفرماید كه
اى بیچاره فرزند آدم چرا نه وا من دوستى كنى كه سزاوار دوستى منم؟
چرا نه وا من بازار كنى كه جواد و مفضل منم؟
چرا وا من معاملت درنگیرى كه بخشنده فراخ بخش منم؟

خدا از دلها آگاهست

نه رحمت ما تنگ است نه نعمت از كس دریغ، یكى درنگر تا وا بنى اسرائیل چه كردم و چند نعمت بر ایشان ریختم، و چون نواخت خود بریشان نهادم در آن بیابان تیه پس از آن كه پیچیدند و نافرمانى كردند، ایشان را ضایع فرو نگذاشتم، میغ را فرمان دادم تا بر سر ایشان سایه افكند، باد را فرمودم تا مرغ بریان در دست ایشان نهاد، ابر را فرمودم تا ترنجبین و انگبین بایشان فرو بارید، عمود نور را فرمودم تا در شبى كه مهتاب نبود ایشان را روشنایى میداد، كودك كه از مادر در وجود آمدى در آن بیابان تیه با دستى جامه كه وى را در بایست بود در وجود آمدى، چنانك كودك مى بالیدى جامه با وى میبالیدى، نه كهن شدى آن جامه بر وى نه شوخ گرفتى، در حال زندگى زینت وى بودى و در حال مردگى كفن وى بودى، چه نعمت است كه من بریشان نریختم! چه نواخت است كه من بریشان ننهادم! ایشان خود قدر ما ندانستند و شكر نعمت ما نگزاردند.

اى بیچاره ترا هیچكس نخواند چنانك ما خوانیم، چون كه بیایى هیچكس ترا چنان نخرد چنان كه ما خریم، چون كه خود را بفروشى دیگران بى عیب خرند و ما با عیب خریم، دیگران با وفا خوانند و ما با جفا خوانیم، اگر به پیرانه سر باز آیى همه مملكت را بحرمت بیارائیم، و اگر بعنفوان شباب حدیث ما گویى فردا برستاخیز ترا در پناه خود گیریم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قول تعالى: وَ ظَلَلْنا عَلَیْكُمُ الْغَمامَ و سایه كردیم بر شما میغ وَ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمُ فرو فرستادیم بر شما از میغ الْمَنَ وَ السَلْوى ترنجبین و مرغ سلوى: كُلُوا مِنْ طَیِباتِ ما رَزَقْناكُمْ میخورید از پاكیها و خوشیها از آنچه شما را روزى كردیم بى رنج بردن و بى جستن وَ ما ظَلَمُونا و ستم نه بر ما كردند وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ لكن ستم بر خویشتن كردند.

مومنین ایمان بیاورید

وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا و گفتیم ایشان را كه در روید هذِهِ الْقَرْیَةَ درین شهر بیت المقدس فَكُلُوا مِنْها میخورید از آن حَیْثُ شِئْتُمْ هر جا كه خواهید رَغَداً آسان و فراخ، وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَداً و چون در روید پشت خم داده در روید، وَ قُولُوا حِطَةٌ و مى گویید حطّه حطّه فرو نه از ما گناهان نَغْفِرْ لَكُمْ خَطایاكُمْ تا بیامرزیم شما را گناهان شما وَ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ و ما نیكو كاران را به نیكویى بیفزائیم.

فَبَدَلَ الَذِینَ ظَلَمُوا بدل كردند آن ستمكاران آن سخن كه ایشان را فرمودیم قَوْلًا غَیْرَ الَذِی قِیلَ لَهُمْ بسخنى جز زانك ایشان را گفتند فَأَنْزَلْنا عَلَى الَذِینَ ظَلَمُوا فرو فرستادیم بر ایشان كه بر خود ستم كردند رِجْزاً مِنَ السَماءِ عذابى از آسمان بِما كانُوا یَفْسُقُونَ بآنچه از فرمان بیرون شدند.

وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ موسى آب خواست قوم خویش را در تیه فَقُلْنَا گفتیم او را اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ عصاى خود بر سنك زن فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ پس از آن بیرون گشاد اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً دوازده چشمه، قَدْ عَلِمَ كُلُ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ مردمان همه میدانستند هر سبطى آبشخور ایشان كُلُوا وَ اشْرَبُوا ایشان را گفتند میخورید و مى آشامید مِنْ رِزْقِ اللَهِ از آنچه روزى داد اللَه شما را بى رنج و بى جستن، وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ و بگزاف و تباهكارى و خود كامى در زمین مروید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: وَ إِذْ نَجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ؛ كریم است و مهربان، لطیف است و نگاهبان، خداوند جهان و جهانیان، فریاد رس نومیدان، ذخیره منقطعان، چاره بیچارگان، نوازنده رنجوران، رهاننده بندوران، در نگر بحال پیغمبران و رسولان كه هر یكى را ازیشان رنجى دیگر بود و اندوهى دیگر، منت نهاد بریشان و جهانیان را گفت باز برنده اندوهان و رهاننده ایشان منم.
دل خوش

آنك نوح پیغمبر در دست قوم خویش گرفتار شده و درمانده، و شخص عزیز وى نشانه زخم ایشان شده. رب العالمین گفت وَ نَجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ آخر او را از دست ایشان رهانیدیم، و اندوهان وى را پایان پدید كردیم.

و در حق لوط پیغامبر گفت وَ نَجَیْناهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَتِی كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ.
و در حق ایوب پیغامبر گفت فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍ
و در حق یونس گفت وَ نَجَیْناهُ مِنَ الْغَمِ او را از غم برهانیدیم و از ظلمتها بیرون آوردیم و درد وى را مرهم پدید كردیم.

در حق موسى و بنى اسرائیل همین میگوید، و منت مى نهد وَ إِذْ نَجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ در عذاب و رنج فرعون بودند كارهاى دشوار و بار گران بریشان مى نهاد و فرزندان ایشان را میكشت، آخر آن محنت ایشان را پایان پدید كردیم، و آن رنج ازیشان برداشتیم، و آن غمّ و آن همّ از دل ایشان برگرفتیم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مفسران گفتند كه پرستندگان گوساله پس از آن پشیمان شدند و بدانستند كه از راه حق دور افتاده اند، و الیه الاشارة بقوله وَ لَمَا سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ وَ رَأَوْا أَنَهُمْ قَدْ ضَلُوا آن گه كه پشیمان شدند و بدانستند كه حق گم كردند قالُوا لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنا رَبُنا گفتند اگر خداوند ما بر شما نبخشاید و ما را نیامرزد ناچاره از زیان كارانیم.
لاف

و موسى ایشان را میگفت إِنَكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ شما بر خویشتن ستم كردید كه عبادت گوساله كردید.
گفتند یا موسى اكنون حیلت چیست؟
موسى گفت: فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ البارئ الخالق و البریّة المخلوقون یقال برأ اللَه الخلق و یبرأ منهم برأ میگوید كه راه شما آنست كه توبه كنید از معصیت، بطاعت بازگردید و از كرده پشیمان شوید، و از آفریدگار عذرى بازخواهید.

گفتند یا موسى بمجرد عذر كار ما راست شود یا نه؟
موسى گفت نه كه شما مرتدّ گشتید بدانك گوساله را معبود گرفتید و حكم مرتد قتل است: فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ معنى نه آنست كه خود را بدست خویش بكشید بل كه میگوید یكدیگر بكشید هذا كقوله تعالى وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ اى لا یقتل بعضكم بعضا، و كقوله ثُمَ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ اى نظراءكم فى الدین.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... موسى بفرمان خداوند عز و علا از مصر بیرون شد و با وى ششصد هزار مرد جنگى و بیست هزار بود كه سنّ ایشان كم از شصت و بیش از بیست بود، چون بیرون آمدند راه نبردند متحیر فرو ماندند، تا ایشان را بقبر یوسف نشان دادند در جوف نیل، و صندوق مرمر كه یوسف در آن نهاده بود بیرون بیاوردند تا با خود بشام برند، چنانك یوسف از برادران در خواسته بود، و آن نشان پیر زنى داد چنانك در خبر است، تا این نكردند راه بریشان گشاده نشد پس فرعون بدانست كه ایشان از مصر بیرون شدند ندا فرمود تا چون خروه بانك كند جمله قبطیان ساخته باشند تا از پى ایشان بروند.
فقط خدا

و رب العزة تقدیر چنان كرد كه آن شب هیچ خروه ببانك نیامد، تا بوقت اسفار. پس فرعون و قبطیان بیرون آمدند لشكرى انبوه و جمعى عظیم. گفته اند كه هزار هزار و هفتصد هزار بودند و از جمله هفتاد هزار اسب هام گون هام رنگ هم بالا بودند، و هامان در مقدمه ایشان، تا به موسى و بنى اسرائیل نزدیك شدند. پس لشكر موسى چون بكناره دریا رسیدند، در پیش دریا دیدند و از پس دشمنان، فریاد برآوردند كه یا موسى أوذینا من قبل ان تأتینا و من بعد ما جئتنا، هذا البحر اما منا، و العدو خلفنا فما الحیلة؟

یا موسى پیش از آمدن تو ما بدست ایشان رنجه و شكسته و كوفته بودیم و پس از آمدن تو هم چنان، خود این رنج و عذاب ما روزى بسر نیاید و از ما باز نشود اینك دریا در پیش و دشمن از پس؟ موسى گفت " عَسى رَبُكُمْ أَنْ یُهْلِكَ عَدُوَكُمْ وَ یَسْتَخْلِفَكُمْ فِی الْأَرْضِ " چه دانید، باشد كه خداوند شما آن دارنده و پروراننده شما دشمن شما را هلاك گرداند، و شما را بجاى ایشان بنشاند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:........وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَ بِالْباطِلِ نگر تا حق و باطل در هم نیامیزى، راست و دروغ پسندیده و ناپسندیده در هم نكنى، نگویم باطل را مشناس بباید شناخت تا از آن بپرهیزى و حق بباید شناخت تا بر پى آن باشى مصطفى گفت " اللّهم ارنا الحق حقا و ارزقنا اجتبائه و ارنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه"
الله

ارباب حقائق گفته اند در معنى وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَ بِالْباطِلِ حظ نفس و غذاء دل در هم میامیزید كه با یكدیگر در نسازند، خداوند دل بحق حق مبسوط است و بنده نفس بحظ نفس مربوط است، پس بیكدیگر كى رسند؟ دنیا خسیس است و عقبى نفیس با یكدیگر چون بسازند؟

دوستى خالق سعادت ازلى و ابدى است و دوستى مخلوق وبال نقدى در یك دل چون بهم آیند ؟!
" ما جَعَلَ اللَهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ " خویشتن پرستى و خداپرستى یكدیگر را ضداند در یك نهاد چگونه مجتمع شوند؟

مهر خود و یار مهربانت نرسد
این خواه گر آن كه این و آنت نرسد


وَ اسْتَعِینُوا بِالصَبْرِ وَ الصَلاةِ
فرمان آمد یا سیّد امت خویش را بگوى كه در كارها صبر كنید تا بمراد رسید كه" الصبر مفتاح الفرج" هر كه صبر مردان ندارد تا گرد میدان مردان نگردد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... و بدانك ذكر حق در قرآن فراوان است و معانى آن جمله بر یازده وجه گفته اند:
یكى از آن معانى اللَه است جل جلاله و ذلك فى قوله تعالى وَ لَوِ اتَبَعَ الْحَقُ أَهْواءَهُمْ و فى قوله تعالى وَ تَواصَوْا بِالْحَقِ، اى باللّه انه واحد جلّ جلاله.
نیرنگ

دوم حق بمعنى قرآن است، چنانك اللَه گفت حَتَى جاءَهُمُ الْحَقُ وَ رَسُولٌ مُبِینٌ و قال تعالى فَلَمَا جاءَهُمُ الْحَقُ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَ هذا لَسِحْرٌ مُبِینٌ، و قال تعالى بَلْ كَذَبُوا بِالْحَقِ لَمَا جاءَهُمْ، فَلَمَا جاءَهُمُ الْحَقُ مِنْ عِنْدِنا.

سوم حقّ است بمعنى اسلام چنانك گفت وَ قُلْ جاءَ الْحَقُ وَ زَهَقَ الْباطِلُ و

چهارم حق است بمعنى عدل چنانك گفت افْتَحْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِ اى بالعدل، و قال تعالى یَوْمَئِذٍ یُوَفِیهِمُ اللَهُ دِینَهُمُ الْحَقَ یعنى حسابهم العدل، وَ یَعْلَمُونَ أَنَ اللَهَ هُوَ الْحَقُ الْمُبِینُ اى العدل البیّن.

پنجم حق است بمعنى توحید چنانك گفت بَلْ جاءَ بِالْحَقِ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلِینَ، جاى دیگر گفت أَمْ یَقُولُونَ بِهِ جِنَةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِ


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...پیر طریقت گفت  " الهى تو دوستان را بخصمان مى نمایى، درویشان را بغم و اندوهان میدهى، بیمار كنى و خود بیمارستان كنى، درمانده كنى و خود درمان كنى، از خاك آدم كنى و با وى چندان احسان كنى، سعادتش بر سر دیوان كنى و بفردوس او را مهمان كنى، مجلسش روضه رضوان كنى، ناخوردن گندم با وى پیمان كنى، و خوردن آن در علم غیب پنهان كنى، آن گه او را بزندان كنى، و سالها گریان كنى، جبّارى تو كار جباران كنى، خداوندى كار خداوندان كنى، تو عتاب و جنگ همه با دوستان كنى
افراطی گمراه

پیر طریقت را پرسیدند كه در آدم چگویى در دنیا تمامتر بود یا در بهشت؟
گفت " در دنیا تمامتر بود از بهر آنك در بهشت در تهمت خود بود و در دنیا در تهمت عشق " آن گه گفت " نگر تا ظن نبرى كه از خوارى آدم بود كه او را از بهشت بیرون كردند، نبود كه آن از علو همت آدم بود، متقاضى عشق بدر سینه آدم آمد كه یا آدم جمال معنى كشف كردند و تو به نعمت دار السلام بماندى آدم جمالى دید بى نهایت، كه جمال هشت بهشت در جنب آن ناچیز بود همت بزرگ وى دامن وى گرفت كه اگر هرگز عشق خواهى باخت بر این درگه باید باخت.

گر لا بد جان بعشق باید پرورد
بارى غم عشق چون تویى باید خورد


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...فَتَلَقَى آدَمُ مِنْ رَبِهِ كَلِماتٍ تلقّى و تلقّن یكى است، روى انّ النبى كان یتلقى الوحى من جبریل اى یأخذه و یتقبله. فَتَلَقَى آدَمُ میگوید فرا گرفت آدم از تلقین اللَه سخنانى.
.....  علما را اختلافست كه آن سخنان چه بود؟ عكرمه و سعید جبیر و حسن گفتند: رَبَنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا تا آخر آیت بود، و این موافق قرآن است و بحال آدم لایق.
دلیل شیعه

عبد اللَه مسعود گفت " ان احب الكلام الى اللَه ما قال ابونا حین اقترف الخطیئة سبحانك اللّهم و بحمدك تبارك اسمك و تعالى جدّك، لا اله الّا انت ظلمت نفسى، فاغفر لى انّه لا یغفر الذّنوب الّا أنت"
اینست كلمات كه از حق گرفت یقول ابن مسعود.

اما قول ابن عباس آنست كه كلمات آن بود كه آدم گفت"  یا ربّ الم تخلقنى بیدك؟ قال بلى، قال الم تنفخ فىّ من روحك؟ قال بلى، قال الم تسبق رحمتك لى غضبك؟ قال بلى، قال الم تسكنى جنّتك قال؟ بلى، قال فلم اخرجتنى منها؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...روى انّ اللَه عزّ و جلّ قال یا آدم لو غفرت لك فى الجنّة لغفرت لرجل واحد فكیف یتبیّن كرمى و رحمتى، اخرج الى الدنیا و ائت بالعصاة من ذریتك حتى اغفر لك معهم لیتبیّن كرمى و جودى و رحمتى.
دولت قرآن

أَبى وَ اسْتَكْبَرَ میگوید نافرمانى كرد ابلیس و بر آدم برترى جست كه او را سجود نكرد و گفت انا خیر منه ابو العالیة گفت لمّا ركب نوح السفینة اذا هو بابلیس على كوثلها و هى مؤخّر السفینة. فقال له ویحك قد غرق الناس من اجلك قال فما تأمرنى قال تب قال سل ربّك هل لى من توبة قال فقیل له انّ توبته ان یسجد لقبر آدم، فقال تركته حیّا و اسجد له میّتا؟ و قال النبی صلّى اللَه علیه و آله و سلّم اذا قرأ ابن آدم السّجدة فسجد اعتزل الشیطان یبكى یقول یا ویله أمر ابن آدم بالسجود فسجد فله الجنّة، و امرت بالسجود فعصیت فلى النّار وَ كانَ مِنَ الْكافِرِینَ


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
گناه بر بساط قرب و بعد

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذْ قالَ رَبُكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً عالمى بود آرمیده درهیچ دل آتش عشقى نه، در هیچ سینه تهمت سودایى نه، دریاى رحمت بجوش آمده خزائن طاعات پر بر آمده، غبار هیچ فترت بر ناصیه طاعت مطیعان نانشسته، و علم لاف دعوى وَ نَحْنُ نُسَبِحُ بِحَمْدِكَ بعیوق رسانیده، هر چه در عالم جوهرى بود كى آن لطافتى داشت بخود در طمعى افتاده، عرش مجید بعظمت خود مینگرست و میگفت مگر رقم این حدیث بما فرو كشند، كرسى در سعت خود مینگریست كه مگر این خطبه بنام ما كنند، هشت بهشت بجمال خود نظر میكرد كه مگر این ولایت بما دهند، طمع همگنان از خاك بریده، و هر یك در تهمتى افتاده، و هر كس در سودایى مانده.

ناگاه از حضرت عزت و جلال این خبر در عالم فریشتگان دادند كه إِنِی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً این نه مشاورت بود با فریشتگان كه این تمهید قواعد عزت و عظمت آدم بود، و نه استعانت بود كه نشر بساط توقیر آدم بود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبه الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذْ قالَ رَبُكَ لِلْمَلائِكَةِ نیوش تا گوئیم اى محمد آن گه كه گفت خداوند تو فریشتگان را، إِنِی جاعِلٌ من كردگار و آفریدگارم فِی الْأَرْضِ اندر زمین خَلِیفَةً از پس شما در رسیده قالُوا گفتند أَ تَجْعَلُ فِیها مى خواهى آفرید در زمین مَنْ یُفْسِدُ فِیها كسى را كه در آن تباهكارى كند، وَ یَسْفِكُ الدِماءَ و خونها ریزد، وَ نَحْنُ نُسَبِحُ بِحَمْدِكَ و ما بستایش تو ترا مى ستائیم وَ نُقَدِسُ لَكَ و بآفرینهاى نیكو ترا یاد میكنیم.
شرم حصار دین

قالَ خداوند گفت فریشتگان را إِنِی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ من آن دانم كه شما ندانید.

وَ عَلَمَ آدَمَ آن گه در آدم آموخت الْأَسْماءَ كُلَها نامهاى همه چیز، ثُمَ عَرَضَهُمْ آن گه نمود آن چیزها همه عَلَى الْمَلائِكَةِ فرا فریشتگان. فَقالَ گفت ایشان را أَنْبِئُونِی خبر كنید مرا بِأَسْماءِ هؤُلاءِ بنامهاى آن چیزها كه چیست إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر مى راست گوئید كه بخلافت شما سزاوارتراید از وى، قالُوا فرشتگان گفتند سُبْحانَكَ پاكى و بی عیبى ترا لا عِلْمَ لَنا ما را دانش نیست إِلَا ما عَلَمْتَنا مگر آنچه تو آموختى ما را إِنَكَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ تویى دانا راست دانش راست كار.

قالَ یا آدَمُ اللَه گفت أَنْبِئْهُمْ خبر گوى فرشتگان را بِأَسْمائِهِمْ از نامهاى ایشان فَلَمَا أَنْبَأَهُمْ چون آدم فریشتگان را خبر كرد بِأَسْمائِهِمْ آن نامهاى ایشان قالَ گفت اللَه فریشتگان را، أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ نگفتم شما را إِنِی أَعْلَمُ كه من دانم غَیْبَ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ نهانها و پوشیده ها در آسمان و زمین، وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ و میدانم آنچه مى نمائید و پیدا میكنید وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ و آنچه نهان میداشتید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... پس اینكلمه نه نام نه صفت اشارتست فرا هست." الّذى"  كنایتست از هست تا شنونده آشنا گردد و جوینده بینا و خواهنده دانا، و گفته اند هُوَ اشارتست به ذات، الَذِی اشارت به صفت، خَلَقَ اشارت به فعل. خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً میگوید بیافرید هر چه در زمینست از كوه و دریا و هر چه در آنست از جواهر و معادن و چشمها و جویها و نبات و حیوان صامت و ناطق و پرنده و زنده و چرنده و گرما و سرما و نور و ظلمت و سكون و حركت. این همه نعمت براى شما آفریدم و شما خود شمردن آن طاقت ندارید چنانك فرمود وَ إِنْ تَعُدُوا نِعْمَةَ اللَهِ لا تُحْصُوها، و این جمله نعمت و شما را از بهر دو چیز آفریدم یكى آنكه تا به نعمت من دنیا بسر میبرید و روزگار میرانید و منفعت میگیرید. دیگر آنكه منعم را بآن میشناسید و از مصنوعات به وحدانیت صانع دلیل میگیرید.
شرم

و گفته اند این آیت ردّ است بر قدریان كه على الاطلاق بى تقیید گفت خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً و كفر و فساد و معاصى در تحت آن شود لا محالة، و نه چنانست كه قدرى گفت آن در اجسام مخصوص است و افعال و اعراض از آن بیرونست كه در آیت تغییر و تخصیص نیست، و مقتضى لفظ اطلاق جز عموم و استغراق نیست بعضى متكلمان گفتند خَلَقَ لَكُمْ دلیلست كه حظر نیست و هر چه در دنیاست هر كسرا مباح است! جواب آنست كه این لام نه لام تملیك است و نه اضافت تخصیص بكله اضافت بیان و تعریفست، فكانّه یعرفنا انه خلقها لاجل منافعنا و موقع حاجاتنا، بعضها لانتفاع و بعضها لاعتبار. فكیف كه حظر و منع درین آیت نیست در نصوص اخبار و سنن هست، كه بعد ازین آیة نصوص اخبار و آثار بیان كرد و تفصیل داد بعضى حرام كرد و بعضى حلال و گشاده.

و سنت را رسد كه بر كتاب حكم كند كقوله تعالى وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِكْرَ لِتُبَیِنَ لِلنَاسِ ما نُزِلَ إِلَیْهِمْ و لیس هذا موضع شرحه. قومى گفتند این خطاب با مؤمنانست و بحكم این آیت هر چه كافرانند در زمین و مال ایشان فى مسلمانانست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى إِنَ اللَهَ لا یَسْتَحْیِی اللَه تعالى شرم نكند أَنْ یَضْرِبَ كه زند مَثَلًا ما مثلى هر چه بود بَعُوضَةً به پشه فَما فَوْقَها یا چیزى كه فزون از آن بود فَأَمَا الَذِینَ آمَنُوا اما ایشان كه گرویدگانند فَیَعْلَمُونَ میدانند أَنَهُ الْحَقُ كه آن مثل راست است و نیكو و بر عیار حكمت مِنْ رَبِهِمْ از خداوند ایشان. وَ أَمَا الَذِینَ كَفَرُوا و اما ایشان كه كافرانند فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَهُ چه خواست اللَه؟ بِهذا مَثَلًا باین مثل كه زد یُضِلُ بِهِ كَثِیراً بآن مثل كه میزند فراوانى را بى راه میكند از رسیدن بمعنى حكمت آن وَ یَهْدِی بِهِ كَثِیراً و فراوانى را بآن راه مینماید.
ان الله بصیر بالعباد

وَ ما یُضِلُ بِهِ
و بى راه نكند بآن إِلَا الْفاسِقِینَ مگر ایشان را كه از فرمانبردارى بیرون شده اند.
الَذِینَ یَنْقُضُونَ ایشان كه مى شكنند عَهْدَ اللَهِ پیمان خدا كه و ریشان گرفت، مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ از پس محكم بستن پیمان او وَ یَقْطَعُونَ و مى برند ما أَمَرَ اللَهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ آنچه اللَه فرمود كه آن را به پیوندند وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ و در زمین تباهى میكنند أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ایشانند كه زیان كارانند.

كَیْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَهِ چونست كه كافر میمانید بخداى. وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً و شما نطفه هاى مرده بودید فَأَحْیاكُمْ پس شما را مردمان زنده كرد، ثُمَ یُمِیتُكُمْ آن گه بمیراند شما را ثُمَ یُحْیِیكُمْ پس زنده میگرداند شما را ثُمَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ آن گه شما را فا او خواهند گردانید.

هُوَ الَذِی او آن خداوندست خَلَقَ لَكُمْ كه بیافرید شما را ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً هر چه در زمین چیز است همه، ثُمَ اسْتَوى إِلَى السَماءِ آن گه آهنگ بالا كرد فَسَوَاهُنَ راست كرد و راغ آن آسمانها را سَبْعَ سَماواتٍ هر هفت آسمان وَ هُوَ بِكُلِ شَی ءٍ عَلِیمٌ، و او خداوند بهر چیز داناست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:..قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَهِ. یكى بمعنى قول چنانك بهشتیان را میگوید وَ آخِرُ دَعْواهُم یكى بمعنى سؤال چنان كه گفت ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ. یكى بمعنى ندا چنان كه گفت یَوْمَ یَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ یكى بمعنى استعانت كقوله وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ و نظیر الآیة قوله تعالى قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُ. الایة.
الهی

سؤال كنند كه قرآن را مثل نیست چه معنى را گفت فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ؟
جواب آنست كه سورتى مثل قرآن بیارید بزعم شما كه مى گویید این قرآن را مثل است كه دروغ است و اساطیر الاولین.
جوابى دیگر گفته اند یعنى كه سورتى مثل قرآن بیارید در بیان و اعجاز، نه در حرف و كلمات كه از آنجا كه حروفست كلام عرب بیكدیگر ماند و او را مثل است.

و از هامسانى در حروف عربیّت هامسانى در بیان و نظم و اعجاز نیاید، و هذا قرع باب عظیم فى اثبات الصّفات للَه عزّ و جلّ و لیس هذا موضع شرحه.

و گفته اند مِنْ مِثْلِهِ اشارت ها با عبد است یعنى با محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم میگوید سورتى از مردى كه مثل محمد باشد بیارید اگر چنانست كه شما مى گویید كه محمد این سخن از بر خویش نهاده و ساخته است پس وى بشرى همچون شماست یكى را مثل او بیارید كه در صدق و امانت چون او بود، وانگه نویسنده و دبیر نباشد تا سورتى چنان بیارد. گفته اند كه در این سخن تنبیه است كه مثل محمد بیاوردن خود در طوق بشر نیست، قالوا و هذا امر تعجیز لانه علم عجز العباد عنه و لكنّه اراهم ذلك فى انفسهم. و برین قول من تبعیض راست و بر قول اول ابتدا را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان، اعْبُدُوا رَبَكُمُ خداوند خویش را پرستید و او را بندگى كنید، الَذِی خَلَقَكُمْ آن خداوند كه شما را او آفرید وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ و ایشان را كه پیش از شما بودند لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ تا مگر از خشم و عذاب او پرهیزیده اید.
قرآن

الَذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ. آن خداوند كه شما را این زمین كرد فِراشاً بساطى باز گسترده، وَالسَماءَ بِناءً، و آسمان كارى برداشته، وَ أَنْزَلَ مِنَ السَماءِ ماءً، و فرو فرستاد از آسمان آبى، فَأَخْرَجَ بِهِ تا بیرون آورد به آن آب مِنَ الثَمَراتِ از میوه هاى گوناگون رِزْقاً لَكُمْ شما را روزى ساخته انداخته بهنگام، فَلا تَجْعَلُوا لِلَهِ أَنْداداً خداى را پس همتایان مگویید وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ كه میدانید كه آسمان و زمین او آفرید و او ساخت روزى وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ و اگر شما در شور دل و گمان میباشید، مِمَا نَزَلْنا از آنچه فرو فرستادیم، عَلى عَبْدِنا بر رهى و بنده خویش از پیغام، فَأْتُوا بیارید بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ یك سورة هم چون قرآن، وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ وانگه پس این معبودان كه دارید ایشان را خدا میخوانید مِنْ دُونِ اللَهِ فرود از خدا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر این كه از شما خواستند توانید و در توان نمودن راست گوئید.

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا ار پس نكنید كه نتوانید، وَ لَنْ تَفْعَلُوا و خود نتوانید، فَاتَقُوا النَارَ، پس از آتش بپرهیزید، الَتِی وَقُودُهَا النَاسُ وَ الْحِجارَةُ آن آتش كه هیزم آن مردم است و سنگ، أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ بساختند آن آتش ناگرویدگان را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... و در خبرست كه جهودان از رسول (ص) پرسیدند كه این رعد چیست؟ فقال مُلْكِ من الملائكة موكّل بالسّحاب معه مخاریق یسوق بها السحاب حیث یشاء اللَه گفت فریشته ایست بر میغ موكّل، آن را میراند بمخراق نور و هو شبه السّوط. تا آنجا راند كه فرمانست، و مخراق آن برق است كه مى درخشد.
سبح لله ما فی السموات و الارض

گفتند یا محمد (ص) آن آواز چیست كه میشنویم؟ گفت كه بانگ آن فریشته است كه بر میغ مى زند. چنانك شبان بانگ بر گوسپند زند.

آورده اند از رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلّم كه گفت در مدینه آواز رعد آمد آوازى بلند و دراز بر كشید، گفتا جبریل را پرسیدم كه چه میگویند؟ جبریل گفت من از میغ پرسیدم كه كجات فرموده اند كه باران ریزى؟ میغ گفت زمینى در حضرموت آن را بیمیم خوانند فرموده اند مرا كه آنجا باران ریزم. شهر حوشب ...... رسول گفت هر كه كه بانك رعد شنود خداى را یاد كنند كه ذاكران را از آن گزند نرسد. و گفتى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم هر گه كه آواز رعد شنیدى: " اللّهم لا تقتلنا بغضبك، و لا تهلكنا بعذابك، و عافنا قبل ذلك."


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا پیش از آنك معنى آیت گوئیم بدانك این آیت اشارت بدو گروه است از آن قوم كه رسول را دیدند: یك گروه از ایشان اهل صدق و وفاق اند، و دیگر گروه اهل شك و نفاق، و ما وصف و سیرت هر دو گروه بگوئیم آن گه بمعنى آیت باز آئیم ان شاء اللَه.
خدا

اما گروه اول كه اهل صدق و وفاق اند صحابه رسول اند، خیار خلق و مصابیح هدى، اعلام دین و صیارفه حق، سادات دنیا و شفعاء آخرت رسول خداى را بپذیرفتند و باخلاص دل وى را گواهى دادند و بر تصدیق یقین وى را پیشوا گزیدند و بتعظیم و مهر بوى پى بردند و بر سنّت وى خداى را پرستیدند. ایشانند كه اللَه گفت ایشان را كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَةٍ جَعَلْناكُمْ أُمَةً وَسَطاً شما اید امّت گزیده پسندیده.
.....

امّا گروه دوم اهل شك و نفاق بر سه فرقه اند:
از بهر آنكه نفاق بر سه رتبت است نفاق مهین و كهین و میانه.
مهین آنست كه در دل شك و نفاق بود و ریب چنانك گفت فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ و بغض مصطفى در دل گیرد و دشمنان وى را دوست دارد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ الَذِینَ آمَنُوا و مؤمنانرا مى فرهیبند یعنى میگویند با مؤمنان كه انّا معكم و على دینكم.
اللَه گفت وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَا أَنْفُسَهُمْ و فرهیب نمى سازند مگر با خویشتن یعنى اذا كانوا غدا على الصّراط حیث یصیرون فى ظلمة، و یطلبون من المؤمنین النّور، فیقولون انظرونا نقتبس من نوركم فقد كنّا معكم، فتردّ علیهم الملائكة المؤمنون ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورا بما خدعتم فى دار الدّنیا المؤمنین.
الهی

و ما یخدعون و ما یخادعون هر دو خوانده اند بالف قرائت حجازى و بو عمرو ست، و بى الف قراءة باقى. و آن كس كه بالف خواند گوید اصل این یخدعون است لكن در معرض یخادعون افتاد كه در پیش است.

وَ ما یَشْعُرُونَ و نمیدانند كه آن فرهیب است كه در آنند و جز با خویشتن نمیكنند و گفته اند منافقان از بهر آن نفاق میكردند با مسلمانان و خود را بریشان مى آراستند تا اسرار مسلمانان بدانند و با كافران یكى شوند در بد خواست مسلمانان، اللَه تعالى وبال آن بایشان در رسانید و مؤمنانرا خبر داد در ضمیر ایشان تا نعمت دنیا و صحبت مؤمنان بریشان منغّص شد، و در عقبى با عذاب جاوید بماندند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مصطفى (ع) گفت دلها چهار است یكى برهنه یعنى از علایق در ان دل مانند چراغى افروخته، این دل مؤمن است از كفر و معاصى پاك و نور حق اندر وى تابان.
دیگر دلى است پوشیده گرد وى غلافى در آورده تا ایمان و توحید در آن نشود، این دل كافر است.

از رحمت خدا نومید مشو

سدیگر دلى سرنگون اول در آن بود معرفت عاریتى پس از معرفت خالى شد و نكرت بجاى معرفت نشست، این دل منافق است.
چهارم كه درو هم ایمانست و هم نفاق، مثل ایمان در وى مثل سبزى است كه آب خوش آن را مدد میدهد تا مى بالد و افزونى میگیرد و مثل نفاق در وى مثل جراحت است كه خونابه آن را مدد میدهد و زان مى افزاید هر كدام كه مدد وى غالب تر جانب وى قوى تر و بوى پاینده تر.

معروف كرخى این دعا بسیار كردى " اللّهمّ قلوبنا بیدك لم تملّكنا منها شیئا، فاذ قد فعلت بها ذلك فكن انت ولیّها و اهدها الى سواء السّبیل."


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ و برستاخیز و احوال غیبى چنان بى گمان باشند كه حارثه آن گه كه مصطفى پرسید از وى كه:كیف اصبحت یا برگحارثه؟ قال اصبحت مؤمنا باللّه حقّا و كانّى باهل الجنّة یتزاورون و كانّى باهل النار یتعاوون كأنّى انظر الى عرش ربّى بارزا مصطفى (ص) او را گفت عرفت فالزم. هذا عامر بن عبد القیس یقول لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا.

أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِهِمْ. اینت پیروزى بزرگوار و مدح بسزا، اینت دولت بى نهایت و كرامت بى غایت، در فراست بریشان گشاده و نظر عنایت بدل ایشان روان داشته، و چراغ هدى در دل ایشان افروخته تا آنچه دیگران را غیب است ایشان را آشكارا، و آنچه دیگران را خبر است ایشان را عیان، ....

پیرى را پرسیدند كه این فراسة چیست؟ جواب داد كه ارواح تتقلّب بالملكوت فتشرف على معانى الغیوب، فتنطق عن اسرار الحق نطق مشاهدة لا نطق ظن و حسبان. و فی معناه انشدوا.
...
و انفسهم تحت الوجود قتیل حمهما اللَه، روزى فرا جنید گفت كه مردمان را سخن گوى و ایشان را پند ده كه ترا وقت است كه سخن گویى جنید گفت خود را باین مثابت نمیدانستم و استحقاق آن در خود نمیدیدم آخر شبى مصطفى را بخواب دیدم و كان لیلة جمعة فقال لى تكلّم على النّاس مصطفى وى را گفت كه سخن گوى مردمان را جنید گفت من همان شب برخاستم پیش از صبح و بدر سراى سرى رفتم فدققت علیه الباب فقال السرى لم تصدّقنا حتّى قیل لك. روز دیگر بجامع بنشست و خبر در شهر افتاد كه جنید سخن میگوید. غلامى نصرانى بیامد متنكّروا گفت یا شیخ ما معنى قول رسول اللَه اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ینظر بنور اللَه؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:5  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  •   

همه پیوندها