ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:میگویند امام فخر رازی متکلم و مفسر مشهور در ابتدای کار از دشمنان سرسخت ملاحده (باطنیان) بود و هر روز بر سر منبر از آنان بدگویی میکرد و تکفیرشان مینمود . شبی که از مدرسه بخانه میرفت در تنگنای کوچه یکی از فدائیان راه را بر وی گرفت و در یک دست کیسه پولی و در دست دیگر کاردی باو عرضه داشت و گفت اگر دست از سب و لعن ما برداری و راحت بنشینی این بدره زر از آن توست. اما اگر همچنان بیاوره گویی ادامه دهی جای این خنجر نیز سینه نرمت خواهد بود. فخر رازی وعده کرد که از تبلیغات مخالف صرفنظر کند و پول هم نگرفت.
چندی گذشت و صحابه دیدند که آقا دیگر ذکری از باطنیان نمیکند و لعنتی هم نمیفرستد . در خلوت از او سوال کردند گفت مرا با آنها دیگر کاری نیست زیرا از ایشان برهانی قاطع دیدم . در واقع هم وقتی درست فکر میکنید می بینید در دنیا برهانی که واقعا قاطع است و وراء چون و چرا قرار دارد همانست که آن فدایی تیز هوش بر همشهری مشهور خود عرضه داشت و بدون آنکه تمام براهین دیگر بی ارج و مایه هستند !



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.