تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر خلیفه

چشم به راه

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:بذهنم رسید كه چون در اكثر آیات قرآن كریم با جهت گیری در ۲ محور  ( ۱- سماوات ۲- ارض ) مسائل تبیین میگردد. لذا محور كرات عالم ,همان ارض یا زمین است. محور یعنی مركز و اصل نه از جهت جغرافیائی. بلكه از جهت ارزشی. چرا؟! باید بدلیل وجود انسان در این كره خاكی باشد. چرا؟ چون انسان خلیفه خدا در زمین است.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

آیا در كرات دیگر خداوند خلیفه دارد؟!..
انسان اشرف مخلوقات است. به تصریح قران کریم . چرا اشرف مخلوقات است؟ چون خداوند فرموده و اینطور خواسته ! فتبارك الله احسن الخالقین... این تبریك بخود بعد از خلقت آدمی بوده است!

...
۱- آیا حیات انسانی ( مشابه حیات انسانی) در كرات دیگر هست؟
فعلا میتوان گفت نه چون هنوز كشف نشده است. فكر نكنم خبری هم بطور وضوح در آیات باشد. یعنی قرآن تصریح ندارد و یا ما نمی فهمیم.

۲- اینكه زمین به تنهائی در برابر آسمانها ( ارض در برابر سماوات ) قرار میگیرد. نیز بهمین خاطر باید باشد!

۳- چرا زمین جایگاه انسان شد؟!
آیا خداوند مصلحتی دیده كه كرات دیگر را مهبط آدمیان قرار نداده است؟! تفاوتهای زمین با دیگر كرات چیست؟ آیا بدلیل اینكه شرائط زیستی تنها در كره ارض برای انسان مهیا گردید یا از قبل بوده . انسان به این كره هبوط كرد! خداوند میتوانست جای دیگری را مهبط آدمیان قرار دهد . ولی زمین را طوری خلق كرد كه بهترینها برای انسان شد و هست البته اگر بگذارند!

۴- فلسفه وجود كرات دیگر . چیست؟! شمرده شود!
مثل خورشید كه حیات زمین و خیلی از كرات دیگر بدان وابسته است.

۵- بالاخره تنها چیزی كه به آدمی در حین سیر در آفاق آسمانها و فضا دست میدهد . بهت و حیرت و تسلیم در برابر عظمت خالق میباشد. الحمدلله رب العالمین

جهان غیب چگونه است؟ در حالی كه جهان شهود اینگونه بهت آور است؟! آیا این عظمتها برای ارائه توانائیهای خداوند در منظر بشری مبنی بر اینكه خداوند وقتی از غیب خبر میدهد . بشر دلایل كافی برای پذیرش آن داشته باشد!! عالم غیبی كه قطعا از عالم شهود, حیرت زاتر است،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... مهر زنان واجب است از چیزهایى باشد كه مرد مسلمان آن را در تملّك دارد؛ خواه موجود یا قرض یا منفعت باشد. مقدار آن هم مربوط به زن و شوهر است كه بر آن تراضى داشته باشند. زیاد باشد یا اندك ، در صورتى كه كمى آن ، آن را از مالیت ساقط نكند؛ مانند یك دانه گندم . بله مستحب است كه در كثرت ، از پانصد درهم تجاوز نكند.

     عمر بن خطاب تصمیم گرفت كه از زیاده روى در مهرها جلوگیرى به عمل آورد تا امر ازدواج - كه تكثیر نسل بر پایه آن استوار است - تسهیل شود و جوانان از ارتكاب حرام مصون گردند؛ چون پیغمبر اكرم - صلّى اللّه علیه وآله - فرموده بود: ((هر كس ازدواج كند، یك سوم دین خود را نگاه داشته است )).

زنان وهابی در عربستان

به همین منظور، عمر خطاب روزى در منبر ایستاد وگفت :
به من خبر نرسد كه مهر زنى از میزان مهر زنان پیغمبر بالاتر رفته باشد؛ چون در غیر این صورت ، زیادى را بر مى گردانم .

زنى برخاست و گفت : چنین حقى را خدا به تو نداده است . خداوند مى فرماید:
((اگر خواستید زنى را رها كرده و به جاى او زنى دیگر بگیرید و مال بسیارى را مهر او كرده اید، البته نباید چیزى از مهر او باز گیرید. آیا به وسیله تهمت زدن به زن ، مهر او را مى گیرید؟ و این گناهى بزرگ و زشتى این كار، آشكار است و چگونه مهر آنان را خواهید گرفت در صورتى كه هر كس به حقّ رسیده (مرد به لذت و آسایش و زن به نفقه و مهر خود) در همچنین زنان ، مهر را در مقابل عقد زوجیّت و عهد محكم حقّ از شما گرفته اند))([1]) .

با شنیدن این آیه و سخن آن زن ، عمر از حكم خود برگشت و گفت : آیا تعجّب نمى كنید از پیشوایى كه اشتباه كرد و زنى كه راه صواب پیمود، و مبارزه كرد با پیشواى شما و بر او پیروز شد؟!([2]) .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نزول آیه ولایت در شآن حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام *
« انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون »  سوره مائده آیه 55
ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول او و آن مومنانی هستند که نماز بپا داشته و بفقیران در حال رکوع زکوه میدهند.
این آیه مبارکه باتفاق جمهور مفسرین و محدثین , در شآن علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شده است , از قبیل :

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

 1- امام فخر رازی در صفحه 431 جلد سیم تفسیر کبیر
 2 - امام ابواسحق ثعلبی در تفسیر کشف البیان
 3 - زمخشری در جلد اول کشاف
 4 - طبری در جلد شش تفسیر طبری
 5 - قاضی بیضاوی در جلد اول انوارالتنزیل
 6 - سیوطی در جلد دوم درالمنثور
 7 - امام نسائی در صحیح خود
 8 - ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه جلد سیم
 9 - سلیمان بلخی در ینابیع الموده
 10 - ابن صباغ مالکی در فصول المهمه .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری , گاهنوشته های محمود زارع:در خانه شخصی گربه ای بود بسیار دزد که هر چند او را براه دور میبرد و رها میکرد , هنوز صاحب ساری , گاهنوشته های محمود زارعخانه بخانه نرسیده بود آن گربه آمده بود !
ناچار دست و پای او را بست و او را در رودی انداخت !! از قضا آب گربه را بقصر خلیفه رسانید ! خلیفه گفت تا گربه را گرفتند و فهمید که این گربه در خانه ای بوده است و صاحب خانه او را بچنین وضعی گرفتار نمود !
خلیفه به خط خود نوشت که : " وای بر حال آن صاحب خانه که این گربه را بار دیگر آزار دهد " این نوشته را دستور داد بر گردن گربه بستند و رهایش نمودند !
صاحبخانه با همسرش نشسته بود و چای میخوردند و داستان خلاصی از دست گربه را با آب و تاب شرح میکرد ! یکدفعه دیدند گربه می آید اما با کاغذی که بر گردن آویخته بود !
مرد خانه آنرا گرفت و خواند و از جای برخاست و بزن خود گفت : قباله خانه و کلید خانه را به آقا گربه بده و ما خود از این خانه بیرون میرویم !
زن تعجب کرد و گفت چرا ؟!
مرد گفت : اول که این گربه فرمانی نداشت , ما حریفش نبودیم , حال که دستخط خلیفه دارد , این خانه یا جای ماست یا جای اوwww.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ دهم در بیان آن که عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر است
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتقین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه؛ و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که رساله ئی جمع کنید، و بیان کنید که عالم کبیر کدام است و عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر، چون است، که چندین گاه است که ما میشنویم که هر چه در عالم کبیر هست در عالم صغیر هست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».


در بیان عالم کبیر و عالم صغیر
بدان - اعزک اللّه فی الدارین- که خداوند تعالی چون موجودات را بیافرید، عالمش نام کرد، از جهت آن که موجودات علامت است بر وجود او و بر وجود علم و ارادت و قدرت او.

ای درویش! موجودات از وجهی علامت است، و از وجهی نامه است. ازین وجه که علامت است، عالمش نام کرد، و ازین وجه که نامه است، کتابش نام نهاد. آنگاه فرمود که هر که این کتاب را بخواند، مرا و علم، و ارادت، و قدرت مرا بشناسد. در آن وقت خوانندگان ملائکه بودند، و خوانندگان بغایت خرد بودند، و کتاب بغایت بزرگ بود. نظر خوانندگان بکنارهای کتاب و بتمامت اوراق او نمیتوانست رسید. از جهت عجز خوانندگان، بدید نسخه ئی ازین عالم باز گرفت و مختصری ازین کتاب باز نوشت و آن اوّل را عالم کبیر نام نهاد، و آن دوم را عالم صغیر نام کرد و آن اول را کتاب بزرگ نام نهاد، و آن دوم را کتاب خرد نام کرد. و هر چه دران کتاب بزرگ بود، درین کتاب خرد بنوشت بی زیادت و نقصان تا هر که این کتاب خرد را بخواند، آن بزرگ را خوانده باشد. آنگاه خلیفۀ خود را بخلافت باین عالم صغیر فرستاد، و خلیفۀ خدای عقل است. چون عقل درین عالم صغیر بخلافت بنشست، جملۀ ملائکۀ عالم صغیر عقل را سجده کردند، الا وهم که سجده نکرد و ابا کرد، همچنین چون آدم در عالم کبیر بخلافت بنشست، جمله ملائکه آدم را سجده کردند الا ابلیس که سجده نکرد و ابا کرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:


این چار خلیفه را که میدانی نغز      

گویم سخنی با تو زانصاف ملغز

با دام خلافت از پی گردش دهر

افکند سه پوست تا برون آمد مغز !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:باید مخاطب خویش را آن نفس های سلیم و پاکی دانست که هنوز گرد و غبار غرض و مرض و کینه و حسادت روی آنرا نپوشانده است. مخاطب کسانیند که عاقبت و آخرت خویش را ببازی نمیگیرند...پس بشنوید :
[]



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اعرابی را پیش خلیفه بردند. او را دید بر تخت نشسته، دیگران در زیرایستاده، گفت: السلام‌علیك یا الله. گفت: من الله نیستم. گفت‌:یا جبرئیل. گفت: من جبرئیل نیستم. گفت: الله نیستی، جبرئیل نیستی، پس چرا بر آن بالا رفته تنها نشسته‌ای؟ تو نیز به زیرآی و در میان مردمان بنشین.عبید زاکانی



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها