ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:روزى حضرت عیسى (علیه السلام ) با سه نفر از اصحاب خود از شهر بیرون آمده به صحرا رفتند. چون قدرى از شهر دور شدند خشتى طلا دیدند كه در میان راه افتاده بود.

مکافات عمل

عیسى به اصحاب فرمود: این چیزى است كه هلاك كرده است
یکی از اصحاب عرض كرد: در مزاج خود بیمارى مى فهمم اگر مرخص مى فرمایید، برگردم .
حضرت او را رخصت داد. پس برگشت و آمد كه خشت را بر دارد. یكى دیگر از اصحاب نیز اذن طلبید و برگشت . رفیق سوم نیز رخصت طلبید و مراجعت نمود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.