ساری , گاهنوشته های محمود زارع:توضیحا بعرض میرسد که عین متن آیات اشاره شده بوسیله خانم فاطمه زارع استخراج و برای جلوگیری از اشتباهات املایی در پاورقی درج میگردد.
 همچنین بخشهایی را فرصت کردم خودم نوشتم یعنی تایپ کردم اما هم دستم عادت ندارد زیاد و هم گردنم درد میگیرد و عیب و ایرادها خلاصه باعث شد که چون اهل حرف هستم و عمل را ندارم , برای راحتی کار و خلاص کردن خود , بخشهایی را طبق معمول همینجوری برای فاطمه , فقط حرف زدم و این طفلک هم با موبایلش ضبط کرد و دارد پیاد میکند روی سیستم و تایپ و تنظیم تا تعهدی را که بدوستان کرده بودم انجام دهیم .
ضمنا برای آنکه متن بیش از این مطول نشود مطالبی دیگر هم هست که آنها را جداگانه - حسب تعهد دوستی بزرگوار - بعد از تایپ و تنظیم اگر خدا بخواهد در مجالی دیگر در وبلاگ منتشر میگردد !


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

  یک بزرگوار درباره روئیت خدا نظر نوشتند که آیا در قیامت میتوانیم خداوند را با همین چشم ببینیم ؟! ... میگوییم باز خودتان میدانید ولی ما هم همانند شما می اندیشیم که , خداوند را نمیتوان با همین چشم سر دید ! آنجا در قرآن کریم داریم در باب گفتگوی شیرین حضرت کلیم با خداوند داریم که : رب ارنی انظرو الیک ...

 اگر بظاهر کلام اکتفاء کنید در واقع نگاهی معقولانه باین امر نیست که البته اشعریون معتقدند که میتوان با همین چشم سر خداوند را دید البته بعضی از آنها میگویند در قیامت میشود دید و بعضی از فرقه های برادران اهل تسنن حتی من دیدم که در متونی از آنان یا منتسب به آنان تشبیهاتی کرده اند که گویا خداوند را میشود با همین چشم دید در مواقع خاصی که بحثش زیاده ... شاید هم بعضی از آنها بخواهند بگویند که این روایات و نقل قولها هم تاول باید بشوند که البته شاید اما در بعضی متون دقیقا سبک و سیاق بنحوی است که کلام مستقم هست و خدا را سوار بر استری نقل کرده اند و اشکال و جوانبی هم برای آن منظور داشته اند که بعید میدانم منظور تاوبل داری را داشته بودند !

علی کل حال تقاضای روئیت خدا از عاقل پذیرفته نیست . چون امر محاله ؛ در آنجا هم در قرآن کریم خداوند  بنحو صریح در جواب حضرت موسی میفرماید : لن ترانی !  نفرمود لاترانی و یا امثالهم چرا که از واژه ( لن ) استفاده شده که بقول ادیبان این واژه برای بیان نفی تا ابد در بادی امر قرار میگیرد یعنی ؛ نفی ابد میکنه ! و نمیشود خداوند را بدینصورت که شما گفتید روئیت کرد ! البته یک لکن ی در ادامه آیه دارد که اینجا شاید بهمین خاطر باشد که بعضی را باشتباه و یحتمل به طمع انداخته که توجیه و تفسیرهای آنچنانی را داشته باشند, خلاصه همین لکن و اگر و مگر برای نفوسی هم ابتهاج آور است و هم راه باز میکند که حرفهایی بزنند و بعضا توهماتی بکنند  ؛ زیرا ؛


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.