ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:روزی حجاج بن یوسف ثقفی تنها در کوفه میگذشت مردی را دید باو گفت راجع بامیر و حاکم خود چه سکه زمان حجاجرای داری ؟
آن مرد گفت منظورت حجاج است ؟
حجاج گفت آری !
مرد گفت میگویند او از قوم ثمود است و از وجود
او شر میبارد لعن خداوند و تمام فرشتگان و مردم بر او باد.
حجاج گفت آیا او را می شناسی ؟
مرد گفت نمیشناسم !
 حجاج گفت من حاکم اینجا حجاج هستم .
آن مرد تا حجاج را شناخت لرزه بر اندامش افتاد گفت؛ ای امیر آیا مرا می شناسی؟
حجاج گفت نه !
مرد گفت من از طایفه
بنی عامر هستم و در سال که 365 روز است من سه روز دیوانه میشوم و امروز یکی از آن سه روز است که سختترین روزهای جنون منست .
حجاج از این سخن خنده اش گرفت و از جسارتش درگذشت !
www.mzare.ir


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.