چشم به راه

شب یلدا


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شهر خالیست


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نیم قرن فرصت یا فترت ! ظهور دولتهای مستقل و محلی
(آل کیا,آل کرت,آل چوپان, آل مظفر و ... )

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:دولت آل کیا در منطقه گیلان که اینها هم دارای مذهب شیعه هستند و یکی از دولتهای محلی ثلاثه شیعی در این دوران.
این دولت هم دولت دوران فترت نیم قرنه است که 9 سال بعد از دولت مرعشیان در سال 769 بقدرت میرسند.
آل کیا هم از سادات هستند که نخستین شخص این دولت سید امیر کیایی میباشد که علیه حکومت محلی ناصروندان قیام میکند که این منطقه در بخش شرقی سپید رود بسمت  مرز مازندران هستند که بهمین سبب پس از عدم توفیق سید امیر فرزندانش پس از مرگ پدر بنزد مرعشیان مازندران ( سید قوام الدین مرعشی در ساری ) آمده و درخواست کمک برای برکناری ناصروندان و تشکیل دولت آل کیا میکنند.

سید قوام هم فرزندش سید کمال را که بنمایندگی از وی در آمل مستقر بود مامور بکمک به سادات آل کیا میکند که در پی این همکاری و حمایت  فردی بنام سیدعلی از فرزندان سید امیر ( در 766 ) در لاهیجان بحکومت میرسد و ناصروندان هم برکنار و حکومتشان جمع میگردد و بدینصورت یک دولت شیعی دیگر در منطقه شمال شکل میگیرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: در چند اثر قدیمی تر سالهای دور اسامی اکثر مشاهیر و بزرگان علم و ادب مشاهیر فرهنگ و ادب پارسیایران را بترتیب حروف الفبا و قرنی که متولد شده و می زیسته اند بانحاء مختلفی احصاء کرده بودند که ما در اینجا در چند پست بتفکیک حرف اول نام آنها جمع بندی و نقل میکنیم. اکثر یا در واقع تمامی این اشخاص در فاصله قرون سوم تا چهاردهم هجری میزیسته اند . ما قبل از قرن سوم و همچنین بعد از قرن چهاردهم یا اطلاعات کمی از اشخاص داریم و یا آنکه نیستند که بنویسیم... !

همیشه در این فکر بوده ام که چرا بعد از این مشاهیر ما نه در جهان و نه بخصوص در ایران دیگر ادیبان و بزرگانی همانند این مشاهیر دیگر نداریم!!... در ذهنم خلجان میکند که عادی ترین دلیل و یا بدیهی ترین سببی که بذهن من میرسد برمیگردد به عاملی بنام زمان و زمانه و هر آنچه که ره آورد این زمان است و بخصوص هجوم مدرنیته و جزئی نگر شدن انسانها و بسیار جزء جزء شدن علوم که به تخصص های جزئی تفکیک شده است. بشر در بعد از این دوره ؛ در بزرگی کوتوله شده اما در کوتولگی متخصص تر!... بگذریم که مراد ما صرفا احصاء اسامی مشاهیر فرهنگ و ادب و حکمت پارسی گو میباشد. شرح آثار و زندگی نامه آنان را بگذار تا وقتی دگر اگر مجالی اخذ کردیم!(محمود) 16 / تیر / 1395 - ساری


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: در چند اثر قدیمی تر سالهای دور اسامی اکثر مشاهیر و بزرگان علم و ادب مشاهیر فرهنگ و ادب پارسیایران را بترتیب حروف الفبا و قرنی که متولد شده و می زیسته اند بانحاء مختلفی احصاء کرده بودند که ما در اینجا در چند پست بتفکیک حرف اول نام آنها جمع بندی و نقل میکنیم. اکثر یا در واقع تمامی این اشخاص در فاصله قرون سوم تا چهاردهم هجری میزیسته اند . ما قبل از قرن سوم و همچنین بعد از قرن چهاردهم یا اطلاعات کمی از اشخاص داریم و یا آنکه نیستند که بنویسیم... !

همیشه در این فکر بوده ام که چرا بعد از این مشاهیر ما نه در جهان و نه بخصوص در ایران دیگر ادیبان و بزرگانی همانند این مشاهیر دیگر نداریم!!... در ذهنم خلجان میکند که عادی ترین دلیل و یا بدیهی ترین سببی که بذهن من میرسد برمیگردد به عاملی بنام زمان و زمانه و هر آنچه که ره آورد این زمان است و بخصوص هجوم مدرنیته و جزئی نگر شدن انسانها و بسیار جزء جزء شدن علوم که به تخصص های جزئی تفکیک شده است. بشر در بعد از این دوره ؛ در بزرگی کوتوله شده اما در کوتولگی متخصص تر!... بگذریم که مراد ما صرفا احصاء اسامی مشاهیر فرهنگ و ادب و حکمت پارسی گو میباشد. شرح آثار و زندگی نامه آنان را بگذار تا وقتی دگر اگر مجالی اخذ کردیم!(محمود)

« الف »
ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابو حفض سغدی ( قرن سوم ) . شاعر . بعضی ها اعتقاد داشتند که ابو حفص حکیم بن احوص سغدی اولین شاعر پارسی زبان است و ظاهرا شعری را که بهمین مناسبت باو نسبت میدهند این بود :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... گفته اند که روزی شاه شجاع بطریق اعتراض بجناب حافظ گفت :

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (شعر حافظ)

ابیات غزلیات شما یکنواخت نبوده بلکه از هر غزل چهار بیت در تعریف شراب است و دو بیت در صفات محبوب و متفرقات امثال این !

حافظ گفت : نظر حاکم درست است اما با این وجود , این شعر حافظ است که در همه آفاق اشتهار تمام دارد و پای نظم حریفان از دروازه شیراز بیرون نرفته است!

سخن حافظ در واقع کنایه ای بود بر نظر حاکم و بدینجهت شاه شجاع رنجیده خاطر گشته و قصد ایذاء حافظ نمود. این واقعه مصادف شده بود با غزل سروده ای از حافظ که یک بیت آن چنین بود :

گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگـــر از پس امـــروز بود فـــردایــی


حاکم متکبر که بدنبال بهانه ای بود تا حافظ را دچار دردسر نماید همین بیت حافظ را دستاویز کرد و با فقهای عصر قرار گذاشت که ؛ از آنجایی که حافظ « اگر » را در بیت آورده پس معلوم میشود که وی به قیامت و معاد اعتقادی ندارد و با همین بهانه از فقهاء در خصوص چنین مساله ای حکم شرعی فقهی برای حافظ خواست ! حتی نزدیکانی گفته اند که یحتمل فقهایی چند حکم بر اباحه گری حافظ خواهند داد و اینجا بود که حافظ مضطرب شد زیرا در اغلب اوقات فقهای درباری بنفع حاکم حکم کرده یا آنکه نوعی قشری نگری عجیبی را در خصوص افراد و اشخاص عارف مسلک بروز میدادند!

در آن هنگام زین الدین ابوبکر بغدادی که از فقیهان و مفتیان بود بعزم زیارت خانه خدا از خراسان بشیراز رسیده بود که از آنجا بمکه برود . خواجه شیراز فرصت را مغتنم شمرد و بنزد مولانا زین الدین رفت چرا که حیله شرعی را فقط یک فقیه میتواند در برابر فقیه دیگری بتراشد !


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند

طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند
زین قصه بگذرم که سخن می‌شود بلند

خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شعر حافظ

مسلمانان مرا وقتی دلی بود
که با وی گفتمی گر مشکلی بود

به گردابی چو می‌افتادم از غم
به تدبیرش امید ساحلی بود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حافظ

روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
منت خاک درت بر بصری نیست که نیست

ناظر روی تو صاحب نظرانند آری
سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حافظ

دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود

رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر ؛ نمی کنم !

حافظ


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تفاوت سه نگاه هست یا خیر ؟!!
موسی خطاب به خداوند در کوه طور : اَرَنی ( خود را به من نشان بده )
خداوند : لن ترانی ( هرگز مرا نخواهی دید )

لن ترانی
سعدی :
چو رسی به کوه سینا ارنی مگو و بگذر
که نیرزد این تمنا به جواب " لن ترانی "

حافظ :
چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر
 تو صدای دوست بشنو ، نه جواب " لن ترانی "


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:حضرت حافظ را علیرغم گسترش غزلیات ناب و لطیف و بی بدیلش هنوز در کشورش نیز نشناخته اند. چنانچه کمی اهل دقت و غور و تفحص باشی و از اهالی شعار و تظاهر و همچنین در بند کرنا و کرنش سیّاس های سیاست زده چند روی هزار پهلو و  اغلب بی ریشه در معارف نباشی ؛ بسهولت میتوانی به بعضی از زوایای عمیق آنهمه از لطیفه های لطف لسان الغیب ملت ما راه یابی . ما در اینجا در دو سه جلسه به بررسی بعضی از اشارات حضرت خواجه شیراز با بهره گیری از یکی دو منبع منجمله هفت شهر عشق میپردازیم تا بلکه دلهایی را دوباره معطوف به کنه و بخصوص لطف سخن لسان الغیب نمائیم ... 
ساری , گاهنوشته های محمود زارع (حافظ)

بحسن خلق توان کرد صید اهل نظر
بدام و دانه نگیرند مرغ دانا را


دام و دانه در ادبیات عرفانی از جهتی بمعنی زلف و خال است و خلاصه معنی بیت حافظ میتواند این باشد که :
دانشمند و عالم را به نیکویی سیرت و حسن خلق میتوان صید کرد نه بحسن صورت و ظاهر !

که عشق من ای خواجه بر خوی اوست
نه بر قد و بالای دلجوی اوست !


***
چو با حبیب نشینی و باده پیمایی
بیاد آر حریف باده پیما را


جایی دیدم که مدعی شده که در بعضی از نسخه ها « باد پیما » بدون " ها " نوشته و لذا « باد پیمودن » میشود که اشاره و کنایه ای است از افعال و اعمال بیهوده و بی منفعت دنیوی و اخروی ؛ و برای همین حالت هم بیت زیر را بعنوان شاهد , استشهاد آورده است.
***

عشقت رسد بفریاد گر خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی با چارده روایت

آنهائیکه با ادبیات حافظ آشنا هستند در ابتدای بررسی محتوایی اشعار وی سئوالات بسیاری را پیدا کرده که در پی طرح و بالطبع پاسخ آن به موارد خاصی تاکید بیشتری دارند از جمله بیت چند پهلوی مشهور که میگوید :
پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت
آفرین بر نظر پاک و خطاپوشش باد !

و یا یکی دیگر درخصوص همین بیت " ز بر خواند قرآن و ... " از جهت دیگری که ما در یکی دو سطر توضیحی کوتاه را در این باره بشرح زیر طرح میکنیم.

در این باره لابد شنیده اید که قرآن دارای هفت (7) " قاری " مشهور است که مسلمانان را بر آنها اعتماد بسیار است .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (گفتگو آیین درویشی نبود)

گفتگو آیین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم

به تلگرام ما بپیوندید


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

حافظ

آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (نظر پاک تواند رخ جانان دیدن)

دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد

آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم
این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(گل عزیزست)
.
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد

این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(خدا رزاق بود)
.
پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
مهرورزی تو با ما شهره آفاق بود

یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود

پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند
منظر چشم مرا ابروی جانان طاق بود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه
مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی چه

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب
این چنین با همه درساخته‌ای یعنی چه
شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای
قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی چه


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از یکی اندیشه کآید در درون  ساری , گاهنوشته های محمود زارع
صد جهان گردد بیک دم سرنگون
(مولوی)


پس

بیزارم از آن کهنه خدایی که تو داری
هر لحظه مرا تازه خدای دگرستی
(حافظ)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

یاری اندر کس نمی‌بینم یاران را چه شد   
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست   
خون چکید از شاخ گل باد بهاران را چه شد

کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی
حق شناسان را چه حال افتاد یاران را چه شد
لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست
تابش خورشید و سعی باد و باران را چه شد

شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند
کس به میدان در نمی‌آید سواران را چه شد

صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست
عندلیبان را چه پیش آمد هزاران را چه شد
زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت
کس ندارد ذوق مستی میگساران را چه شد

حافظ اسرار الهی کس نمی‌داندخموش
از که می‌پرسی که دور روزگاران را چه شد





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
دلی که غیب ‌نمای است و جامِ‌جم دارد
زِ خاتمی که دمی گُم شود چه غم دارد؟
به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاه ‌وَشی ده که مُحترم دارد

نَه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروَم که این قدم دارد
رسید موسمِ آن، کز طرب، چو نرگس مست
نهد به پایِ قدح هرکه شِش دِرَم دارد

زر از بهای مِی اکنون، چو گُل، دریغ مدار
که عقلِ کل به صدت عیب مُتَّهم دارد
ز سِرِ غیبْ کس آگاه نیست، قصه مخوان
کدام مَحرَمِ دل ره در این حرم دارد؟

دلم، که لاف تَجَرد زدی، کنون صد شغل
به بوی زلف تو، با باد صبحدم دارد
مراد دل ز که پرسم؟ که نیست دلداری
که جلوه‌ی نظر و شیوه‌ی کَرَم دارد

ز جَیْبِ خِرقِه‌ی حافظ چه طَرْفْ بتوان بست؟
که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد

"حافظ"



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:حکمت 46 نهج البلاغه امام علی علیه السلام : گناهى که تو را پشیمان کند بهتر از کار نیکى است که تو را به خود پسندى وا دارد.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود
تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته بود
رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی
جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود
جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست
و آتش چهره بدین کار برافروخته بود
گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم
که نهانش نظری با من دلسوخته بود
کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل
در پی اش مشعلی از چهره برافروخته بود
دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت
الله الله که تلف کرد و که اندوخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلب شناسی ز که آموخته بود



ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها