لطیفه

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:جوحی را وقتی که خردسال بود پرسیدند که خواهی که پدرت بمیرد تا میراث از او ببری؟
گفت لا والله میخواهم که او را بکشند تا چنانکه میراث او میبرم , خونبها نیز بستانم !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.