تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر جلال الدین محمد

چشم به راه

... یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
یوسفان از رشک زشتان مخفی اند
کـــز عــدو خــوبان در آتش میــزیند

یوسفان از مکــر اخوان در چهنـــد
کز حسد یوسف به گرگان میدهند

از حسد بر یوسف مصــری چه رفت
این حسد اندر کمین گرگیست زفت

لاجــــرم زین گـــرگ یعقــوب حلیـــم
داشت بر یوسف همیشه خوف و بیم

گرگ ظاهر گرد یوسف خود نگشت
این حسد در فعل از گرگان گذشت

رحم کرد این گرگ وز عذر لبق
آمـــده که انا ذهبنـــا نستبق

صد هزاران گرگ را این مکر نیست
عاقبت رسوا شود این گرگ بیست

زانک حشــر حاسدان روز گزند
بی گمان بر صورت گرگان کنند

حشر پر حرص خس مردارخوار
صورت خوکــی بود روز شمــار


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


تا که خورد !؟
گاهنوشتهای محمود زارع ؛ روزی فقهای حساد ( فقیهان حسود ! ) از سر انکار و عناد , از حضرت مولانا سوال کردند که :
   شراب حلال است یا حرام ؟
     و غرض ایشان , عرض پاک شمس الدین بوده , به کنایت جواب فرمود که :
     تا که خورد !؟ چه اگر مشکی شراب را در دریا ریزند , متغیر نشود و او را مکدر نگرداند و از آن آب وضو ساختن و خوردن , جایز باشد . اما حوضک کوچک را , قطره ای شراب بیگمان که نجس کند . و همچنان , هر چه در بحر نمکدان افتد , حکم نمک گیرد. و جواب صریح آنست که : اگر مولانا شمس الدین می نوشد , او را همه چیز مباح است که حکم دریا دارد . و اگر چون تو غر خواهری ( دشنامی خراسانی ! ) کند , نان جوینت هم حرام است . ( افلاکی 4 / 41 )


ادامه این مطلب را در اینجا بخوانید...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

متن بخش دیگری از مصاحبه ( وبلاگ گاه نوشتهای محمود زارع )  
س ) آقای زارع ! چرا قبلا اشاره کردی که نباید حقایق را گفت ؟!
ج ) بنده خدا چرا بفاصله کمتر از 5 دقیقه در نقل اینهمه ابژگونگی . ببین شما باید شان خویش را مشخص کنی . اگر مصاحبه گری . عینا نقل کن. ولی اگر تحلیلگری آن مقام دیگری است . تازه در تحلیگری هم باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همو نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.
بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل و قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل و قولها و بی توجهی سرهایی بر سر دار رفته باشد
اما اصل بحث شما . هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن بزرگ :
زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژ خوانی نخواند بر خلاف .
یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا چون ؛ از بریدن تیغ را نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگه ! 


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گاه نوشتهای محمود زارع ؛ شمس الدین , بیک روز از قیصریه به آقسرا رسیده در مسجدی مسافر شد. بعد از نماز خفتن , موذن مسجد به جد گرفت که : - از مزکت ( مسجد) بیرون آی , و بجایی مهمان شو! [شمس]گفت: - مرد غریبم , معذور دار, طمع چیزی ندارم. بگذار مرا تا بیاسایم! موذن از غایت بی ادبی و چشم بستگی , سفاهت عظیم کرده , بسی جفا نمود. [شمس] فرمود که : زبانت بیاماساد ! فی الحال , زبانش برآماسید . و مولانا شمس الدین بیرون آمد و بسوی قونیه روانه شد... ( افلاکی4 / 16)
...هیچ کس را معلوم نبود که او : - چه کس است ؟! - و از کجاست ؟!... روز پنجشنبه بیست و یکم ماه شوال...(سال 642 هجری / 1244 میلادی ) ...شمس الدین غیبت نمود. قرب ماهی , طلب او کردند , اثری پیدا نشد که : - چه شد؟ - و به کجا رفت؟! ... ( افلاکی3 / 13)

تا زمان خداوندگار(مولوی) هیچ آفریده را بر حال او ( شمس تبریزی) اطلاعی نبود, و الحاله ( اکنون ) ...هیچ کس را بر حقایق اسرار او وقوف نخواهد بود. پیوسته ... از خلق و شهرت , خود را پنهان داشتی . بطریقه و لباس تجار بود. به هر شهر که رفتی , در کاروانسراها نزول کردی , و کلید محکم بر در نهادی , و در اندرون بغیر حصیر , نبودی. گاهگاه , شلواربند (بند شلوار) بافتی و معیشت از آنجا فرمودی. (سپهسالار ص 123 )


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

web counterتعداد بازدید از این مطلب تاکنون
web counter
در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولوی ...

در ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... آن خطاط ؛ سه گونه خط نوشتی : یکی او خواندی , لاغیر ! یکی را , هم او خواندی , هم غیر ! یکی , نه او خواندی , نه غیر او ! آن « خط سوم » منم ! ... ( شمس تبریزی )

چون گفتنی باشد , و همه عالم , از ریش من , درآویزد , که مگر نکویم ... , اگر چه بعد از هزار سال باشد , این سخن , بدان کس برسد که من خواسته باشم ! ( ش , 78 )

آن وقت که با " عام " گویم سخن , آنرا گوش دار ! که آن , همه « اسرار » باشد ! هر که , « سخن عام » مرا رها کند که : - " این سخن , ظاهر است , سهل است ! " , از من , و سخن من , بر ( میوه ) نخورد ! هیچ نصیبش نباشد ! بیشتر اسرار , در آن " سخن عام " , گفته شود !

همه سخنم , به وجه « کبریا » می آید , همه , دعوی می نماید ( ش 302 )

عرصه سخن , بس تنگ است ! عرصه ی معنی فراخ است ! از سخن , پیش تر آ ! تا فراخی بینی و , عرصه بینی ( ش 256 )

هنوز ما را , " اهلیت گفت " , نیست ! کاشکی , " اهلیت شنودن " , بودی ! " تمام - گفتن " , می باید , و " تمام - شنودن " ! بر دل ها , مهر است , بر زبانها , مهر است , و بر گوشها مهر است ! ش167 منبع آبگینه ساری 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها