كشته شدن حسود در دام خودش
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)
مرد عربى بر معتصم عباسى (هشتمین خلیفه ناحق عباسى ) وارد شد. معتصم او را اكرام و احترام نمود و چون مرد با كفایتى بود، او را ندیم و وزیر خود قرار داد. یكى از وزراء به او حسد برده روزى او را دعوت نمود و غذایى كه سیر و پیاز در او ریخته بودند به او بخورانید؛ باشد كه خلیفه از بوى دهان او بدش بیاید و او نزد خود براند. و از طرفى هم آمد پیش خلیفه و گفت : این مرد عرب مى گوید: خلیفه دهانش بوى بدى مى دهد، و من از او متنفرم .

معتصم مرد عرب را طلب نمود در حالى كه دستمالى جلوى دهان داشت - كه مبادا خلیفه از بوى سیر و پیاز دهانش بدش بیاید - وارد شد. خلیفه گمان كرد كه حرف وزیر درست است . نامه اى به یكى از عمالش نوشت كه به رسیدن نامه به دست تو گردن آورنده نامه را بزن . نامه را به آن مرد عرب داد و گفت : برو فلان شهر و به فلانى بده .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.