چشم به راه

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ الایة
توبه و آمرزش

آن مهجور مملكت، و مطرود درگاه عزّت، و زخم خورده عدل ازل، فرعون بى عون، چون خود را بر مقام عجز بدید، و در كار ملك خود وهن دید، و قبطیان زیادة تمكین از وى طلب میكردند تا بر موسى و قوم وى تطاول جویند و قهر كنند همى گفتند: أَ تَذَرُ مُوسى‏ وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَكَ وَ آلِهَتَكَ؟!


آن مدبر را ننگ آمد كه قصور قدرت خود بایشان نماید یا بضعف و عجز خود معترف آید، همى زبان تهدید بگشاد كه: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی نِساءَهُمْ.

وى تدبیرى همى ساخت بباطل، و اللَّه تقدیرى همى كرد بباطن.
تدبیر وى این بود كه: سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیِی، نساءهم
و تقدیر اللَّه این بود كه: فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیَمِّ

آوردند كه روزى جبرئیل آمد بر صورت مردى، و پرسید از وى كه :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى و تقدّس: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا
اینت نداء كرامت، و اینت خطاب با لطافت.
اینت نظم بر آفرین، و بر دلها شیرین، آشنایى را سبب، و روشنایى را مدد.
ایمن كردن از دورى، و اجابت را دستورى.

قرآن کریم

میگوید: اى شما كه مؤمنانید، و رسالت را شنیدید، و گردن نهادید، و واسطه پسندیدید، اتَقُوا اللَهَ بترسید از خداى، بپرهیزید از خشم او، و بیندیشید ازو، كه همه ازو: قُلْ كُلٌ مِنْ عِنْدِ اللَهِ.

در عالم بمهربانى و بنده نوازى كه چنو امید عاصیان بدو، درمان بلاها ازو، فخر كردن نه مگر بنام او، و بر آسودن نه مگر بنشان او، رستگى و پیوستگى نه مگر بهدایت و رعایت او،
اینست كه گفت جلّ جلاله: وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ
وسیلت نزدیكیست، و نزدیكى سبب پیوستگى و رستگى است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

و گفته اند كه: چون ربّ العزّة رقم خلّت بر وى كشید، و این ندا در عالم داد كه:
وَ اتَخَذَ اللَهُ إِبْراهِیمَ خَلِیلًا،
فریشتگان آواز بر آوردند كه خداوندا! چه كرد ابراهیم كه با وى این كرامت كردى؟ و از جهانیان این تخصیص وى آمد؟
فرمان آمد كه: اى جبرئیل پرهاى طاؤسى فرو گشاى، و از ذروه سدره بقمّه آن كوه رو، و نام ما بسمع او رسان.
جبرئیل بیامد، و در پس آن كوه ایستاد، و خلیل را سیصد گله گوسفند بود، با هر گله سگى، و قلاده زرین در گردن وى.
جبرئیل آواز بر آورد كه: یا قدّوس!.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

خلیل از لذّت آن سماع بیهوش گشت، از پاى درآمد،
گفت: اى گوینده، یك بار دیگر باز گوى، و این گله گوسفند باین سگ و قلاده زرین ترا.
جبرئیل یك بار دیگر آواز برآورد كه: یا قدّوس!
خلیل در خاك تمرّغ میكرد، و چون مرغ نیم بسمل میگفت: یك بار دیگر باز گوى و این گله دیگر ترا،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:روزی جبرائیل بصورت شخصی نزد فرعون آمد و گفت سوالی دارم ؛ فرعون خواست که او بپرسد !
جبرئیل گفت : اگر بنده ای که خداوندی دارد منعم و بسیار و بی اندازه آن بنده را از این نعمات برخوردار کرده و مورد عنایت خویش قرار داد از جهات مختلف اعم از ملزومات و ملبوسات و اطعمه و اشربه و همچنین عزت و سلامتی و مکنت و دولت و حکومت ؛ حال آن بنده بعوض اینکه از این نعمات تشکر کند و از فرصتهای بدست آمده موجبات آسایش خلق را فراهم آرد و عدالت را برقرار سازد و ... - که هیچ نمیکند - تازه مدعی آقایی و مولایی و سزاواری است ؛ حال بنظر تو سزای این غلام قبلی و مدعی فعلی چیست و شما چه حکمی را درخصوص وی روا میدانید ؟!


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

فرعون گفت : بنظر من سزای او اینست که او را در دریا غرق کنند !
جبرئیل گفت : این حکم را بنویس !
فرعون بخط خودش  نوشت " بقول العباس الولید مصعب بن الریان " : جزاء العبد الخارج علی سیده ان یغرق فی البحر !
جبرئیل این نوشته را گرفت و رفت تا روزی که فرعون بعد از آن ماجرا در دریای نیل در حال غرق شدن بود این نوشته را بفرعون نشان داد و گفت ؛ این همان فتوایی است که تو خود داده ای !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

اصحاب مباهله پنج + یک (فخر جبرئیل بعضویت در اهل البیت)
فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ ﴿61﴾
پس هر كه در این [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خویشان نزدیك و شما خویشان نزدیك خود را فرا خوانیم سپس مباهله كنیم و لعنت‏ خدا را بر دروغگویان قرار دهیم (61)
مباهله

اى مهتر! این بیگانگان با نهاد خراب، و جهل بى اندازه، و عقل مدخول، ایشان را چه سیرى كند این آیت اعتبار و قیاس كه برایشان خواندى از راه اعجاز؟ این آیت مباهلة بر ایشان خوان، و پس بر ایشان قهر و سیاست ما گوش دار.

مصطفى (ص) گفت: آتش آمده بر هوا ایستاده اگر ایشان مباهلت كردندى در همه روى زمین از ایشان یكى نماندى.
و اصحاب مباهله پنج تن بودند
مصطفى (ص) و زهرا (ع) و مرتضى (ع) و حسن (ع) و حسین (ع)
آن ساعت كه بصحرا شدند رسول ایشان را با پناه خود گرفت، و گلیم بر ایشان پوشانید، و گفت :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَكَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّكَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿35﴾
چون زن عمران گفت پروردگارا آنچه در شكم خود دارم نذر تو كردم تا آزاد شده [از مشاغل دنیا و پرستشگر تو] باشد پس از من بپذیر كه تو خود شنواى دانایى (35)
خداست
قوله تعالى:
إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ گفت: زن عمران در دعاء خویش:
رَبِ خداوند من!
إِنِی نَذَرْتُ لَكَ من نذر كردم ترا
ما فِی بَطْنِی مُحَرَراً این كه در شكم من است، آزاد داشته بود از همه كار این جهانى.
فَتَقَبَلْ مِنِی فرا پذیر از من.
إِنَكَ أَنْتَ السَمِیعُ الْعَلِیمُ (35)كه تویى شنوا و دانا.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند :

جبرئیل به قدری در مورد زنان به من سفارش کرد که گمان بردم که طلاق دادن آنان سزاوار نیست مگر این که عمل زشتی (خلاف عفت همسرداری) از ایشان آشکار گردد.

مکارم الاخلاق طبرسی به نقل از رساله امام سجاد علیه السلام ، شرح نراقی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ دهم در بیان آن که عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر است
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتقین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه؛ و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که رساله ئی جمع کنید، و بیان کنید که عالم کبیر کدام است و عالم صغیر نسخه و نمودار از عالم کبیر، چون است، که چندین گاه است که ما میشنویم که هر چه در عالم کبیر هست در عالم صغیر هست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد « انه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».


در بیان عالم کبیر و عالم صغیر
بدان - اعزک اللّه فی الدارین- که خداوند تعالی چون موجودات را بیافرید، عالمش نام کرد، از جهت آن که موجودات علامت است بر وجود او و بر وجود علم و ارادت و قدرت او.

ای درویش! موجودات از وجهی علامت است، و از وجهی نامه است. ازین وجه که علامت است، عالمش نام کرد، و ازین وجه که نامه است، کتابش نام نهاد. آنگاه فرمود که هر که این کتاب را بخواند، مرا و علم، و ارادت، و قدرت مرا بشناسد. در آن وقت خوانندگان ملائکه بودند، و خوانندگان بغایت خرد بودند، و کتاب بغایت بزرگ بود. نظر خوانندگان بکنارهای کتاب و بتمامت اوراق او نمیتوانست رسید. از جهت عجز خوانندگان، بدید نسخه ئی ازین عالم باز گرفت و مختصری ازین کتاب باز نوشت و آن اوّل را عالم کبیر نام نهاد، و آن دوم را عالم صغیر نام کرد و آن اول را کتاب بزرگ نام نهاد، و آن دوم را کتاب خرد نام کرد. و هر چه دران کتاب بزرگ بود، درین کتاب خرد بنوشت بی زیادت و نقصان تا هر که این کتاب خرد را بخواند، آن بزرگ را خوانده باشد. آنگاه خلیفۀ خود را بخلافت باین عالم صغیر فرستاد، و خلیفۀ خدای عقل است. چون عقل درین عالم صغیر بخلافت بنشست، جملۀ ملائکۀ عالم صغیر عقل را سجده کردند، الا وهم که سجده نکرد و ابا کرد، همچنین چون آدم در عالم کبیر بخلافت بنشست، جمله ملائکه آدم را سجده کردند الا ابلیس که سجده نکرد و ابا کرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها