ساری

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:شاید حکایت سگ تازی را شنیده باشید که ازو پرسیدند که چرا روباه را نگرفتی ؟!سعدی
گفت : من برای نان صاحبم میدوم و او برای جان خود !
تا وقتی نان صاحب سگ با نان و جان خود سگ یکی نشود البته کار و بار همیشه در دست روباهها خواهد بود
که برای جان خویش میدوند و بر سگها مباهات میکنند و سگها هم بگردشان هم نخواهند رسید!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ لا تَحْسَبَنَ الَذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ الآیة:
یا حیاة الرّوح مالى لیس لى علمى بحالى
تلك روحى منك ملئى، و سوادى منك خالى

شعر

الهى زندگى ما با یاد تست، و شادى همه با یافت تست، و جان آنست كه در شناخت تست!

پیر طریقت گفت: زندگان سه كس اند:
یكى زنده بجان، یكى زنده بعلم، یكى زنده بحق.
او كه بجان زنده است زنده بقوت است و بباد!
او كه بعلم زنده است زنده بمهر است و بیاد!
او كه بحق زنده است زندگانى خود بدو شاد!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خداوندا!
درماندم نه از تو، و لكن درماندم در تو!
اگر هیچ غائب باشم گویى كجایى؟ و چون با درگاه آئیم، در را بنگشایى!

خداوندا

خداوندا!
چون نومیدى در ظاهر اسلام حرمان است، و امید در عین حقیقت بى شك نقصان است،
میان این و آن رهى را با تو چه درمان است؟
چون شكیبایى در شریعت از پسندیدگى نشان است، و ناشكیبایى در حقیقت عین فرمان است،
میان این و آن رهى را با تو چه برهان است؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ
حكایت كنند از جوانمردى كه هر گه كه این آیت برخواندى گفتى:
آه از مرگ نفس! آه از مرگ دل! آه آه از مرگ جان!
اگر درین بمانم مرا چه توان؟ و درد را چه درمان؟
چون حال اینست و كار چنین، بى كسا كه منم، بى سر و سامان،

قرآن , مرگ
خداوندا!
هم تو مگر سامان كنى، راهم بخود آسان كنى
درد مرا درمان كنى، زان مرهم احسان تو!


او كه نفسش میرد از دنیا درماند،
او كه دلش میرد از عقبى درماند،
او كه جانش میرد از مولى درماند،

او كه نفسش مرد از اهل و ولد جدا ماند،
او كه دلش مرد از انس و طرب باز ماند،
او كه جانش مرد از خداى صمد درماند.

پس دلهاى عزیزان و صادقان كه از نهیب این سخن و سیاست این حال خون گشت، كه آیا در ازل براى ما چه رفته؟ و در ابد كار ما چون آمده؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود

هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود
هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود

از دماغ من سرگشته خیال دهنت
به جفای فلک و غصه دوران نرود


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:...آن گه در سیاق آیت ذكر همسایگان كرد، و مراعات حقوق ایشان فرمود، گفت: وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَاحِبِ بِالْجَنْبِ
همسایگان قرانی

و همسایگان بسیاراند، و حقوق ایشان بر اندازه قرب ایشان:
همسایه سراى است ،
و همسایه نفس ،
و همسایه دل ،
و همسایه جان.
و همسایه سراى آدمیست، و همسایه نفس فریشته است، و همسایه دل سكینه معرفت، و همسایه جان حق جلّ جلاله.
همسایه سراى را گفت: وَ الْجارِ ذِی الْقُرْبى ،
و همسایه نفس را گفت: وَ إِنَ عَلَیْكُمْ لَحافِظِینَ،
و همسایه دل را گفت: أَنْزَلَ السَكِینَةَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ،
و همسایه جان را گفت: و هو معكم اینما كنتم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَیْكُمُ الْقِصَاصُ فِی الْقَتْلَى ...
مزدور و عارف

یا نداء كالبد است، و اىّ نداء دل، و ها نداء جان،
میگوید اى همگى بنده اگر طمع دارى كه قدم در كوى دوستى نهى، نخست دل از جان بردار،
و معلومى كه دارى از احوال و اعمال همه در باز، كه در شرع دوستى جان بقصاص از تو بستانند، و معلوم بدیت، و هنوز چیزى درباید.
اینست شریعت دوستى، اگر مرد كارى در آى و اگر نه از خویشتن دوستى و تردامنى كارى نرود.

از پى مردانگى پاینده ذات آمد چنار
و ز پى تر دامنى اندك حیاة آمد سمن
جان فشان و راه كوب و راد زى و مرد باش
تا شوى باقى چو دامن بر فشانى زین دمن


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(در دل شب)

در دل شب خبر از عالم جانم کردند
خبری آمد و از بی‌خبرانم کردند

گوش دادند و در آن گوش سروش افکندند
دیده دادند و سر دیده روانم کردند


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (3-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و حكى انه كانت لرابعة البصریة سلة معلقة فى بیتها، فكلما ارادت الطعام ضربت بیدها لتلك السلة فوجدت فیها الطعام الذى شاءت .

و حكایت است كه : رابعه بصریه زنبیلى داشت كه در اتاقش آویزان بود، هرگاه طعام مى خواست با دست به آن زنبیل مى زد و هر غذائى كه مى خواست در آن مى یافت .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و قال الحسن (البصرى ): خرج سلمان الفارسى من المداین و معه ضیف ، فاذا بظباء فى الصحراء و طیور یطیرون فى السماء، فقال سلمان : لیاتینى ظباء و طیر منكن سمینان ، فقد جاءنى ضیف احب اكرامه . فجاء كلاهما، فقال الرجل : سبحان الله ، و قد سخرلكم الطیر فى الهواء! فقال : اتعجب من هذا؟ هل رایت عبدا اطاع الله فعصاه الله تعالى ؟!


و حسن بصرى گوید: سلمان فارسى به همراه میهمانى از مدائن خارج شد، ناگاه به آهوانى رسید كه در صحرا مى گشتند و پرندگانى در آسمان پرواز مى كردند، سلمان گفت : از میان شما چند آهو و چند پرنده چاق و چله نزد من آید كه مرا میهمانى رسیده و دوست دارم از او پذیرائى كنم . هر دو آمدند، آن مرد گفت : سبحان الله ! پرنده در آسمان مسخر شماست ؟ سلمان گفت : از این در شگفتى ؟ آیا دیده اى بنده اى از خدا اطاعت كند و خداى متعال از او نافرمانى نماید؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (2-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
( اقسام معرفت )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اذا تقرر ذلك ، فاعلم ان المعرفة على ضربین : معرفة حق ، و هى الایمان ، و ضدها النكرة . و معرفة تحقیق ، و هى القرب و الانبساط الذى ضدها البعد. و هذه معرفة اصفیاء الله و احبائه الذین یعبدونه على بساط فردانیته .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پس از بیان مطالب گذشته ، بدان كه معرفت دو گونه است :
1 - معرفت حق كه همان ایمان است و ضد آن عدم شناسایى است .
2 - معرفت تحقیق كه قرب و انبساط است و ضد آن بعد و دورى است . و این معرفت برگزیدگان و دوستان خداست كه او را بر بساط یگانگى او مى پرستند.

قیل : العارفون صم وبكم و عمى . و معناه ان من عرف الله حق معرفته قل كلامه و اسماعه و نظره فى غیره ذات الله سبحانه ، و فنى عن رویة الاعمال ، و صار متحیرا مع الاتصال و مفتقرا الیه فى جمیع الاحوال ، و منقطعا عن الحال الى ولى الحال ، قائما بالامور بحقایقها لا بالحسبان ، فانه راس الخسران و به زلت عن منازل الصدیقین اقدامهم .

و گفته شده : عارفان كر و لال و كورند. و معنایش این است كه آن كس كه خدا را آن گونه كه باید، شناخت ، سخن و شنیدن و نگاهش در غیر ذات خداى سبحان كاهش مى یابد، و از نظر به اعمال فانى میگردد، و در عین اتصال متحیر گشته و در تمام احوال به او نیازمند مى گردد، و از حال به سوى ولى حال دل بندد، و به حقایق امور قیام مى كند نه به پندار و خیال ، كه آن راس زیان است و بدان سبب قدمهاشان از منازل صدیقان مى لغزد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (1-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:چون دانستى كه مقصود اصلى از ایجاد انسان علم به معرفت اسماء و صفات و افعال الهى است ، پس چاره اى از ذكر رسوم معرفت و بعضى از امور كه موجب تشویق طالب است نمى باشد.

اى عزیز! بدان كه : لا شى ء فى خزانة الله سبحانه اعلى و اعظم و اعز من المعرفة حتى قیل فى تعریفها: هى حیاة القلب بالمحیى ، كما قال الله تعالى : او من كان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس كم مثله - (انعام ، 122.) الایة ، و كقوله تعالى : لنجیینه حیوة طیبة ، (نحل ، 97.) یعنى به تحقیق معرفته . و قال تعالى فى وصف قلب الكافر: اموات غیر احیاء و ما یشعرون .( نحل ، 21.) و لذا قیل : علیكم بالقلوب فاصفوها، فانها مواضع نظره و مواطن سره . .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

...چیزى در خزانه خداى سبحان برتر و بزرگتر و گران تر از معرفت نیست ، تا آن جا كه در تعریف آن گفته اند: معرفت ، حیات دل توسط احیا كننده است ، چنان كه خداى متعال فرموده : آیا كسى كه مرده بود پس او را زنده ساخته و براى او نورى قرار دادیم كه با آن در میان مردم راه مى رود مانند كسى است كه ... و نیز مانند آیه : همانا او را به حیاتى پاكیزه حیات بخشیم یعنى به تحقق معرفت او. و خداى متعال در وصف كافر فرموده : مردگانى هستند غیر مستعد براى حیات و نمى دانند كه .... از این رو گفته اند: به دلها بپردازید و آن ها را صاف و صیقلى كنید كه دلها محل نظر و جایگاه راز اویند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (56): (معرفت نفس و مراتب آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه آدمى بسیار منازل طى نموده تا به پایه انسانیت رسیده ، پسساری,گاهنوشته های محمود زارع بدان كه درسیر اجناس بالاثار نه در سیر اشخاص بالارواح ، على ما قالت التناسخیه . (تناسخیه گروهى هستند كه معتقدند ارواح پس از مرگ از شخصى به شخص دیگر منتقل مى شود و آن چه انسان از راحتى و آسایش یا رنج و مشقت در این دنیا مى بیند جزاى اعمالى است كه با بدن قبلى انجام داده است) و مقصود از این سیر آن است كه خود را باز بیند و به دیدار خود رسد كه هیچ عذاب اشد از مفارقت و نادیدن هویت خویش نیست . شما مى دانید كه اگر كسى فرزند خود را نمى بیند چگونه متالم است ، پس اگر كسى خود را گم كرده باشد و نیابد حال او چگونه باشد؟ این همه كد و تعب در مراتب هستى براى همین ارتكاب شده تا چهره خویش دیده شود، و این قصه در غیر پایه انسانیت به حصول نتواند رسید. كوى خودشناسى اینجاست ، اگر اینجا به خود رسید رسید، و اگر نرسید به حرمان جاوید موصوف گشت . و اگر چه قبل از انسانیت همچنین از خود محروم بوده لیكن در سیر بود به سوى انسانیت . آن جا محل خودشناسى است ، امیدوار بود، و اگر لذت وصل نداشت لذت امید داشت . بعد از آن كه در حد انسانیت درآمد و آن كار بهم نرسید و انسانیت باطل شد به موت ، آن هنگام الم فقد و الم یاس بهم منضم مى شود، و كس نبیند كه چه بر او مى رود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:...فهمیدم که ماههای قمری ( و حتی شمسی و ... ) را باید همانند آدمیزاده و ... ؛ جاندار ؛ با آنها برخورد کرد در این صورت موضوع متفاوت میشود و بهتر هم هست ...
این رفتار  با بسیاری از پدیده های دیگر نیز همینگونه معنا دارد. باید واقعا فهمید که :
ما سمیعیم و بصیریم و هشیم ؛
با شما نامحرمان ما خاموشیم !


ساری , گاهنوشته های محمود زارع

توجه
: اشتباده نکنیم و مراتب را حفظ کنیم ...این فقط منطقی شخصی است نه اجتماعی !
خط قرمز برای آدمهای نامحرم است . محرمها قانون دیگری دارند !
چنین خطابی را نباید و نمیتوان بهر کس و هر جایی گفت و بکار گرفت . منطقی شخصی شخصی است و اما ... !
محمود زارع.(بهار90)
www.mzare.ir




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


محمود زارعاز آنجور حرف ها
هیچ کاری بی دلیل نیست . پیش داوری در کارها انسان را غالبا به بیراهه میبرد. با مطالعه این داستان کوتاه چه نتایجی را خواهید گرفت ؟! من مهمترین و ارزشمندترین نتایجی که گرفتم عبارت بودند از :
1- پیشداوری نکنم.
2- کار بخصوص کارهایی بزرگ که به جان و آبروی مردم وابسته هست را بدست کاردان بدهیم.
3- در برسی وقایع آن کمترین عواملی که ممکن است باعث واقعه شود را نیز در ذهن نادیده نگیریم.
4- راستی شما اگر قاضی بودید چه حکمی برای این نظافتچی صادر میکردید که عادلانه هم باشد ؟!                                              
  محمود زارع
www.mzare.ir
نوشته شده در ۲ آذر ۱۳۸۸ 


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:حکایت آن سگ تازی را شنیده اید که از او پرسیدند چرا روباه را نگرفتی؟ گفت من برای نان صاحب خود می دویدم اما او برای جان خویش می دوید !
نزاع سرمایه داری و سوسیالیزم در دنیای امروز مبتنی بر این اصل ساده است . تا وقتی نان صاحب سگ با نان و جان خود سگ یکی نشود البته کار دنیا دست روباها خواهد بود که برای جان خود می دوند ! و بر سگها مباهات میکنند که به گردشان هم نخواهند رسید . اما روزی که سگ صاحب نان خود شد و جانش متعلق بخودش گردید مطمئن باشید اگر از روباه تندتر نرود از او عقب نخواهد افتاد .( هفت شهر عشق اویسی)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها