ساری

لا اله الا الله
مصطفى (ع) وقتى بزنى بگذشت و آن زن كودكى طفل در برداشت و نان مى پخت، و او را گفته بودند كه رسول خداست كه میگذرد.
فراز آمد و گفت یا رسول اللَه بما چنین رسید از تو كه خداى عالمیان بر بنده مهربان تر است از مادر بر فرزند؟!
مصطفى (ع) گفت: آرى چنین است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل دوم (در رضا)
شهدالله انه لا اله الا هو

قال اللّه سبحانه و تعالی:
« لکیلا تأسوا علی ما فاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم »  (تا بر آنچه از دست ‏شما رفته اندوهگین نشوید و به [سبب] آنچه به شما داده است‏ شادمانى نكنید) (حدید/23)

رضا خشنودی است، و آن ثمره محبت است و مقتضای عدم انکار است، چه در ظاهر و چه در باطن و چه در دل، و چه در قول و چه در فعل. و اهل ظاهر را مطلوب آن باشد که خدای تعالی از ایشان راضی باشد تا از خشم و عقاب او ایمن شوند، و اهل حقیقت را مطلوب این باشد که از خدای تعالی راضی باشند، و آنچنان باشد که ایشان را هیچ حالی از احوال مختلف مانند مرگ و زندگانی، و بقا و فنا، و رنج و راحت، و سعادت و شقاوت، و غنی و فقر مخالف طبع او نباشد و یکی را بر دیگری ترجیح ننهند، چه دانسته باشند که صدور همه از باری تعالی است، و محبت باری تعالی در طبایع ایشان راسخ شده باشد، پس بر ارادت و بر مراد او هیچ مزیدی نطلبند و هر چه پیش ایشان آید بدان راضی باشند.

از یکی از بزرگان این مرتبه باز گفته ‏اند که هفتاد سال عمر یافت که در مدّت عمر لم یقل لشی‏ء کان لیته لم یکن، و لا لشی‏ء لم یکن لیته کان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امّا توحید دیگر: توحید عارفان است، و حلیت صدّیقان.
سخن درین توحید نه كار آب و گل است، و نه جاى زبان و دل است.

توحید عارفان

موحّد ایدر بزبان چه گوید، كه حالش خود زبان است!
عبارت چون كند از آن توحید، كه عبارت از آن عین بهتان است!
این توحید نه از خلق است، كه آن از حق نشان است.
از آنست كه رستاخیز دل، و غارت جان است.
...
پیر طریقت گفت :
الهى!
عارف ترا بنور تو میداند. از شعاع وجود عبارت نمیتواند.
موحّد ترا بنور قرب میشناسد. در آتش مهر میسوزد. از ناز باز نمی پردازد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ اعْبُدُوا اللَهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً ...
ابتداء آیت ذكر توحید است ، و توحید اصل علوم است ، و سرّ معارف ، و مایه دین ، و بناء مسلمانى ، و حاجز میان دشمن و دوست.
توحید

هر طاعت كه با آن توحید نیست آن را ورجى و وزنى نیست، و سرانجام آن جز تاریكى و گرفتارى نیست، و هر معصیت كه با آن توحید است حاصل آن جز آشنایى و روشنایى نیست.

توحید آنست كه خداى را یكتا گویى، و او را یكتا باشى.
یكتا گفتن توحید مسلمانان است، یكتا بودن مایه توحید عارفان.

توحید مسلمانان دیو راند، گناه شوید، دل گشاید.
توحید عارفان علایق برد، خلائق شوید، و حقایق آرد.

توحید مسلمانان پند برگرفت، در بگشاد، بار داد.
توحید عارفان رسوم انسانیّت محو كرد، حجاب بشریّت بسوخت، تا نسیم انس دمید، و یادگار ازلى رسید، و دوست بدوست نگرید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ اعْبُدُوا اللَهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً الآیة
ابتداء آیت ذكر توحید است، و توحید اصل علوم است، و سرّ معارف، و مایه دین، و بناء مسلمانى، و حاجز میان دشمن و دوست.
الهى

هر طاعت كه با آن توحید نیست آن را ورجى و وزنى نیست، و سرانجام آن جز تاریكى و گرفتارى نیست، و هر معصیت كه با آن توحید است حاصل آن جز آشنایى و روشنایى نیست.

توحید آنست كه خداى را یكتا گویى، و او را یكتا باشى.
یكتا گفتن توحید مسلمانان است، یكتا بودن مایه توحید عارفان.

توحید مسلمانان دیو راند، گناه شوید، دل گشاید.
توحید عارفان علایق برد، خلائق شوید، و حقایق آرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الهى !
دانى بچه شادم ؟! بآنكه نه بخویشتن بتو افتادم. تو خواستى نه من خواستم ، دوست بر بالین دیدم چون از خواب برخاستم.
الهى

اتانی هواها قلب ان اعرف الهوی
فصادف قلبا فارغا فتمكّنا

موسى (ع) بطلب آتش میشد كه اصطنا یافت. او بى خبر بود كه آفتاب دولت برو تافت.
محمد (ص) در خواب بود كه مبشّر آمد كه: بیا تا مرا بینى. من خریدار توام. تو بى من چند نشینى؟!
نه موسى (ع) بگفتار طمع داشته بود، و نه محمد (ص) بدیدار. پس یافت درغفلت است جزین مپندار.
 
الهى!
بهاء عزّت تو جاى اشارت نگذاشت ،
جلال وحدانیّت تو راه اضافت برداشت ،
تا گم كرد رهى هر چه در دست داشت ،
و ناچیز گشت هر چه رهى پنداشت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئاً
شرك بزبان شریعت آنست كه باعتقاد معبودى دیگر گیرى ، و بوحدانیّت اللَه اقرار ندهى ،
و بزبان طریقت شرك آنست كه در كاینات موجودى دیگر بجز اللَه بینى ، و با اسباب بمانى.

شرک

شیخ الاسلام انصارى گفت:
سبب ندیدن ,جهل است ؛ امّا با سبب بماندن شرك است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: ما كانَ اللَهُ لِیَذَرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلى ما أَنْتُمْ عَلَیْهِ
قرآن

این كار چنین مبهم فرو نگذارند! و این قصه سربسته , روزى برگشایند! و این دامن فراهم كرده آخر بیفشانند! و این سر و پاى درهم كردگان صافیان و جافیان آخر بینى كه از هم باز كنند!
فَرِیقاً هَدى وَ فَرِیقاً حَقَ عَلَیْهِمُ الضَلالَةُ و هر كس را بمأوى و منزل خویش فرود آرند، فَرِیقٌ فِی الْجَنَةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَعِیرِ

یكى در حزب شیطان، كشته حرمان، و اندوه جاودان أُولئِكَ حِزْبُ الشَیْطانِ.
یكى نواخته رحمن، در زمره دوستان، بمهر ازل شادان، برو داغ وَ عِبادُ الرَحْمنِ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای سید ! حق به وجهی از همه روابط منزه است و میان عالم و حق رابطه نیست؛ این اعتبار را لا تعین خوانند.
نور وحدت خواجه حوراء
ای سید! هر که حق را به این وجه بشناسد، حق را به وجهی ممکن شناخته باشد.

ای سید! اول سالک را به اسم ظاهر متوجه باید شد و به یقین باید دانست که او پیداست به همه صورت و معانی، و هیچ صورتی و هیچ معنایی نیست که جز او بود. این معنا را مکرر نوشته ‏ام؛ به جهت تأکید باز می‏نویسم و مقصود این است که فکر وحدت را لازم خود باید داشت و خود را در این فکر گم می‏باید کرد. چون در این فکر استغراق حاصل شود، از اسم باطن نیز بهره مندی خواهد یافت.

ای سید! اگر سال‏ها به عبادت و طاعت و اذکار اشتغال نمایی و از وحدت غافل باشی، از وصل محرومی؛ اگر چه احوال و کیفیات غریبه روی نماید و انوار از واقعات جلوه گر گردد.

ای سید! حالی را که آن را وصل توهم کنی و ثمره آن حال علم وحدت نباشد، به حقیقت آن وصل نیست. آن چه ظاهر گشته مرتبه ‏ای است از مراتب ظهور، نه مقصود حقیقی که مطلق است و ظاهر در همه و عین همه، تا چیزی ظاهر شود و به وجهی از وجوه با شیئی از اشیاء مغایرت دارد آن منزل و مقصود نیست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم‏جان پر تشویش
اَلْحَمْدُلِلَّه که حقیقت از آفتاب روشن است و جمال وحدت از مرآت کثرت به همه حال در نظر!

ای سید ! از حقیقت تو به سوی تو راهی است. اگر به چشم همت مطالعه فرمایی، چنان دانم که از صورت به حقیقت رسی و بُعد موهوم از میانه برخیزد.
ای سید ! یکی از بُعد خبر دهد و آن را وجهی بود و دیگری از قریب نشان می‏دهد و آن را سببی باشد. حقیقت تو [که‏] به زبان این رساله با تو حرف می‏زند، بر وحدت اطلاع دهد که آن جا نه قرب است و نه بُعد؛ و چون آفتاب وحدت طلوع فرماید، بعد و قرب عین وحدت باشد.

ای سید ! هر فرقه با فرقه دیگر در نزاع و جدال است مگر اهل وحدت که ایشان با همه یکی ‏اند، اگر چه هیچ کدام با او یکی نیست.

ای سید! اهل وحدت از مذاهب مختلفه متضادّه و مشارب متنوعه متناقضه، مشرب خوب و لطیف، و روحانی و مذهب عام و شامل حال و وجدانی انتزاع نمایند. ایشان را جز این، مذهبی خاص و مشربی مخصوص نیز می‏باشد چنان چه در گفتگو آید و گفته شود که متکلم چنین گفت و حکیم چنین گفت و صوفی چنان.

ای سید ! وحدت باطن کثرت است و کثرت ظاهر وحدت و حقیقت در هر دو یکی است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم و بِهِ نَستَعِین، و لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ اءِلّا باللّهِ (اَلعَلِیِّ العَظِیم)

ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ

حمد بی‏ حد و شکر بی عد، سزای ذاتی که وحدتش منشأ احدیت و واحدیت شده، مراتب ازلیت و ابدیت گشت، و رابطه ظاهریت و باطنیت و واسطه اوّلیت و آخریت آمد، که حد فاصل اشارت بدوست، و برزخ جامع عبارت از اوست، و حقیقت محمدی خود اوست.

و ثنای بی نهایت قرین حضرتی که به تعیّن اول و تجلّی او که متضمّن شعور بود، به کمال (ذاتی) و اسمایی تفصیلاً و به تجلّی دوم که از حیثیت واحدیت بود، تعیین مرتبه الوهیت کرد، که شامل ظاهر وجود است که وجوبْ وصف خاص اوست، و شامل ظاهر علم است که امکان از لوازم اوست، و شامل حقیقت انسان است که برزخ است بین الوجوب و الامکان.

و صلوات نامیات بر مهتری که حقایق و ارواح و اجسامْ تفصیلِ حقیقت و روح و جسم اوست، و او به حقیقتْ روح و جسم همه اجمالاً ممتع، درود بر ال او و اولاد او باد که حاملان عرش شرع او بودند و ناقلان نقش اصل و فرع او، رضوان الله علیهم اجمعین.

اما بعد، طایفه دوستان که طالب علم توحید بودند و محب قدم تحقیق و تجرید، و از الفاظ ائمه این طایفه ایشان را برد الیقین حاصل نمی‏شود، و از کتب ایشان و فهم عبارت آن قاصر بودند، از این فقیر التماس کردند که رساله ‏ای که جامع کلیات علم توحید و مراتب وجودی باشد بساز، و از برای هر مرتبه دایره‏ ای بنمای، و به مفاتیح صور محسوساتْ درِ معانی و معقولات بگشای.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حق تعالی در قرآن کریم فرمود: ما خَلقُکُم و لا بَعثُکُم اءِلاّ کَنَفسٍ واحدةٍ ؛ (سوره لقمان آیه 28.)
خلقت و برانگیختن شما جز بمانند یک شخص واحد نیست.

کل شی هالک الا وجهه

و این همان نفس رحمان، عقل کلی صادر اول و کتاب تکوینی خداوند است که کلماتش را فنا و زوالی نیست.

قُل لَّو کانَ البَحرُ مِداداً لِّکَلِمَاتِ ربِّی لَنَفدَ البَحرُ قَبلَ أَن تَنفَذُ کَلِماتُ رَبِّی و لَو جِئنا بِمِثلِهِ مَدَداً
؛(سوره کهف (18) آیه 109.)

بگو اگر دریا مرکب نگارش کلمات پروردگارم شود، قبل از آنکه کلمات تمامی ‏یابند دریا به اتمام می‏رسد، گر چه دریایی مانند آن نیز آن را مدد کند.

اگر بخواهیم در اینگونه مشکلات و اسرار توضیح مبسوطی دهیم و رمز این گنجها را بگشاییم، باید کاغذها را از نوشته ها پر کنیم و در عین حال در نهایت، جز اندکی از مطالب فراوان را به نگارش نیاورده باشیم (مثنوی هفتاد من کاغذ شود) لیکن شاید آنچه ذکر کردیم، با همه ایجاز و گزیده ‏گویی ‏اش برای اهل تدبر برای ارائه تصویری صحیح از وحدت وجود کافی باشد، و اثبات نماید که این نظریه از انکار منکران فراتر بوده، بلکه به منزله یکی از ضروریات اولیه است.

(مقصود از ضروری اولی را در برخی نوشته هایمان بیان نمودیم که عبارت است از آنچه نفس تصورش مستلزم تصدیق به آن است و احتیاجی به دلیل و برهان ندارد، مانند اینکه عدد یک نصف عدد دو است).

پس در وحدت وجود به معنایی که ذکر نمودیم شک و اشکالی نیست، بلکه اشکال و امر معضل در وحدت موجود است، چرا که آنچه در بادی نظر معقول می‏آید وحدت وجود است با تعدد موجودی که از حدود و قیود و تعینات حاصل شده است. اما آنچه از سخنان عرفای بزرگ و مشایخ سلوک صوفیه و واصلان بر می‏ آید، وحدت وجود و وحدت موجود است و این سخنی بی‏ خطاست که از اکابر عرفا و استوانه های عرفان در قرون اولیه مانند جنید، شبلی، بایزید بسطامی، معروف کرخی و امثال آنان (تا به زمان حلاج و امثال او) رسیده، تا آنکه در قرون میانه اسلامی‏ با محی ‏الدین عربی و شاگردان او قونوی (شاگرد بی ‏واسطه او) و قیصری (شاگرد باواسطه او) به ظهور تام رسید و آن را فنی از فنون و علمی از رشته های علمی قرار دادند و تألیفات بزرگی مانند فتوحات مکیه و... و نیز متون مختصری مانند فصوص و نصوص که صدر الدین قونوی آن را شرح و تنقیح نموده از خود به جای گذاشتند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حال گوییم: وجود به دو نوع تقسیم می‏شود:

نفس واحد بشری

1. وجود ذهنی؛(مقصود از وجود ذهنی در اینجا به قرینه آنچه در متن می‏آید مفهوم وجود است، نه وجود ذهنی در اصطلاح فلسفه که خود نوعی خارجیت و تأصل دارد و اعتباری نیست)

2. وجود خارجی؛ وجود ذهنی، اعتبار صرف و مفهوم محض است؛ نظیر سایر مفاهیم ذهنی که از مصادیقی انتزاع شده و بدان به حمل شایع حمل می‏شود ( از آن نوع حملها که در آنها محمول بالضمیمه است نه خارج محمول).(از آنجا که مفهوم وجود معقول ثانی فلسفی است و در خارج منشأ انتزاع دارد نه ما بازاء، در نتیجه حمل آن بر اشیاء از آن سنخ حملهایی است که محمول من ضمیمه (خارج محمول) در آنها محمول است نه محمول بالضمیمه، مگر اینکه در این حمل موضوع را ماهیت بدانیم که در این صورت وجود نسبت به ماهیت محمول بالضمیمه است، اما نسبت به وجودات امکانی و ماهیات موجوده محمول من ضمیمه است.)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... در خبر آمده است که ؛ در روز قیامت بنده ای را می آورند و در برابر دادگاه الهی می ایستد .

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(امام واسطه خیر)

حضرت پروردگار امر میفرماید که او را به آتش دوزخ ببرند.
آن بنده عرض میکند که ای خدای من ! امر فرمودی مرا به آتش ببرند درصورتیکه من قاری قرآن بوده و قرآن خوانده ام !
خداوند میفرماید : عبدی ! من به تو نعمت دادم امّا سپاسش را بجا نیاوردی !
آن بنده عرض میکند ؛ بارلها فلان نعمت را بمن عطا فرمودی و من شکر آنرا بجای آوردم . همینطور دیگر نعمتهای خداوند و شکری را که انجام داده بود بر میشمارد .
حضرت رب العالمین میفرماید : اینها که بر شمردی را راست گفتی ؛ اما سپاس آن کسی را که نعمت را بوسیله او بدستت رسانیده ام , بجای نیاوردی . بدان که من خدا با خود پیمان بسته ام که شکر و سپاسگذاری هیچ بنده ای را در مقابل نعمتی نپذیرم مگر آنکه سپاس کسی را ادا کند که نعمت را بوسیله او به آن بنده ارزانی داشته ام . (*)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:در کتاب علل الشرایع مرحوم شیخ صدوق در جلد اول ص 55 یک روایتی است از حضرت امام رضا علیه السلام در باب توحید نقل کرد که محمدبن علی ماجیلو (رض) میگوید
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
محمدبن یحیی عطار از سهل بن زیاد , از محمدبن اسماعیل بن یزیع , از محمدبن زید نقل کرده که وی گفت :
از حضرت رضا علیه السلام راجع به توحید پرسیدم :
حضرت در جواب این سوال عبارات ذیل را بر من املاء (1) فرمود :
حمد و سپاس مختص ذاتی است که پدیدآورنده اشیاء است , با قدرت کامله و حکمت بالغه اش تمام موجودات را ابتداء و از هیچ , ابداع نمود نه از چیزی لاجرم آفرینشش ابداء (2) بوده نه اختراع (3) و نه بخاطر علتی , پس صحیح نیست به انشاء و خلقتش ابتداع (4) اطلاق نمود , آنچه را که خواست و به هر کیفیتی که دلخواهش بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه دهم ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...درباره تکلیف دیروز مطلبی دارند دوستان یا ...
برای یک چنین موضوعی یکروز کم بوده و اگر بدانیم البته خیلی زیاد هم بود! ... چند نکته ای را در این باره فقط اشاره نه تفصیل, کنم و بگذریم چون جزء بحث ما نبوده و فقط برای تامّل شما طرح کرده بودیم ...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

بیش از بیست و پنج ( 25 ) بار در قرآن کریم از این لفظ استفاده شده بانحاء مختلف ... شاید مهمترین آیه درباره آن بحثی که پیشنهاد کردیم همان آیه 60 سوره بنی اسرائیل یا اسراء میباشد ... دقیقا شجره ملعونه بخاندان مقابل و در عین حال معارض با خاندان پیامبر صل الله علیه و آله وسلم قرار دارند که در واقع غاصب خلافت آل رسول مکرم و وصی نخستین و اوصیاء وی بوده و هستند ...

البته آیات 19 و 22 اعراف و 24 و 25 ابراهیم و 35 بقره و 120 طه و 34 نور و ... هم قبلا عرض کرده بودم که میتوانید بدانها مراجعه و استفاده کنید ...

... آن ریشه که اشاره کردیم در جلسه قبل در عراق ( کوفه و نجف ) در واقع ریشه دواند و روئید ... آل ابراهیم و آل عمران که یک شاخه ای کوچکتر از آن شجر بوده از آل ابراهیم منفک یعنی در عراق جدا شد و همانطوریکه عرض کردیم بسمت فلسطین رفت که از طریق اسحاق (ع) تا رسید به حضرت عیسی علیه السلام و دیگر انشعابی نیافت و ختم شد در واقع این شاخه از آن شجر همان آل اسراییل بود که در سوره هود حدود آیات 70 ببعد میتوانید مراجعه و با استفاده از متون معتبر تفسیری و روایی و تاریخی موضوع را متوجه بشوید ...

اما شاخه ای دیگر رفت حجاز در آنجا حضرت اسماعیل و هاجر از دنیا رفتند و اثرشان در آنجا باقی ماند و از دل همین اثر مولا امیرالمومنین بدنیا آمد ... چنانکه میدانید این شاخه از طریق حضرت اسماعیل (ع) ادامه یافت که به حضرت ختمی مرتبت رسید و ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

توجیهی درباره سوره توحید
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:بنا به نقل مولف رنگارنگ در کتاب نفایس الفنون است که سبب تقدیم سوره مبارکه حمد بر سایر سوره های قرآن کریم این است که ؛ نسبت او با جمیع قرآن که غیر اوست مانند نسبت مجمل است با مفصًل .

بنابر آنکه هر چه در جمیع قرآن بتفصیل آمده , این سوره مشتمل است بر آن , به اجمال , چه تمامت آنچه در قرآن از " تحمید " , " تمجید " , " تسبیح " , " تقدیس " , " تهلیل " , " شک " , " ثناء " و " تکبیر " در کلمه ( حمد ) مندرج است !

ساری , گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:با نیکی به پدر و مادر مهر خداوند را جلب و از خشم و غضب وی دور باشیم
حضرت صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها می فرمایند:
خداوند نماز را به این خاطر « واجب فرمود» که شما را از خودپرستی و غرور دور کند....
وامربه معروف را جهت مصلحت امور مردم « واجب» قرار داده است
و مصون و محفوظ ماندن از خشم و غضب خدا در نیکی به پدر و مادر است
(بحار ج29ص 223)

طرح سوره مبارکه توحید بر روی تخم شترمرغ



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:وقتی در قرآن شریف تدبر میکنم ، و از طرفی در احوال اجتماعات نظر ؛ متوجه میشوم که دلیل تکرار و تاکید کلام حق بر نادانی و جهالت و بی ایمانی اکثریت مردم .چیست؟! کمتر میتوان ایمان خالصی را یافت که با شرک توام نباشد. سبحان الله!
                          سبحان الله عما یصفون الا عباد الله المخلصین
     بعنوان مصداق ، خود من از وقتی که این حدیث را خواندم ، بینی و بین الله ، بیشترین توجه را به عدم اتصاف به این صفت در خود داشته ام. حدیث قریب به این مضمون بود( نقل به مضمون) که : ... چنانچه کسی فردی را بخاطر ثروتش ( موقعیتش ) سلام بزرگتری نماید. دو سوم  دینش را همانجا بر سر آن سلام بر باد داده است ...
     خیلی از متدینین را میبینم که در برخورد با افراد ، بویژه در برخورد با مقامات مافوق ( البته مافوق کاغذی) - در بین کارمندان - و عامه مردم ، به افرادی که دارای قدرت و مکنت اند ، بنحوی خاص سلوک مینمایند، که حداقل آن این استکه بگوئیم: نوعی تملق و مداهنه گوئی را در رفتارشان دارند.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:شاید اگر نبود کلام الهی جز همین سوره و همین 4 آیه مختصر؛ برای اهل بینش و بصیرت کافی بود که کل پیام پیام الهی را دریابد و رهنمون شود .


 

قل هوالله احد............(1)
الله الصمد................ (2)
لم یلد و لم یولد.........(3)
ولم یکن له کفوااحد... (4)
  بنام خداوند بخشایشگر مهربان
بگو او خدای یگانه است...............(1)
خدای بی نیاز است....................(2)
نزائیده و زائیده نشده..................(3)
و هیچکس کفو و همتای او نیست.(4)

اسامی سوره توحید:
از سوره های کثیر الاسم بوده که قریب به 14 اسم برای آن ذکر شده است که عمده ترین و معروفترین آنها عبارتند از:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:شک نیست که اصل پرهیز و اجتناب یکی از اصول زندگی سالم بشر است . در زندگی سالم نفی و اثبات – سلب و ایجاب – ترک و فعل – اعراض و توجه توام انسانهاست . با نفی و سلب است که میتوان به اثبات و ایجاب رسید و با ترک و اعراض میتوان بفعل و توجه تحقق بخشید.
کلمه ی توحید ( لااله الا الله ) مجموعا نفی است و اثباتی بدون نفی ( ماسوا ) دم از توحید زدن ناممکن است اینست که عصیان و تسلیم – کفر و ایمان قرین یکدیگرند یعنی هر تسلیمی متضمن عصیانی و هر ایمانی مشتمل بر کفری و هر ایجاب و اثبات مستلزم یک سلب و نفیی است ( فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروه الوثقی ) : پس هر که از راه کفر و سرکشی برگردد براه ایمان و پرستش خدا گراید برشته محکم و استواری چنگ زده .
پرهیزها و نفی ها و سلبها و عصیانها و کفرها در حدود ( تضاد ) هاست پرهیز از ضدی برای عبور از ضد دیگر است , بریدن از یکی مقدمه پیوند با دیگریست. 



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: پراکنده نوشته هایم را در مورد موضوعات مختلف که بصورت کوتاه بوده جمع آوری نموده و در اینجا تحت عنوان " دقائق قلم " آورده ؛ باشد که مفید واقع شود. غالب این مطالب بصورت باصطلاح خودجوش و لحظاتی بود که پر بود از نوشتن برای من !
Mahmood.zare@Gmail.com
محمود زارع
مازندران . ساری . سوربن

دشمن نداری؟!!
توكه بدخواه نداری!
تو كه كسی بدگویت نیست!
 تو كه دشمن نداری * كسی حسودیت را نمی كند* پس بدی!
 خوبی نداری! دوستی نمیدانی! شاید چیزی نداری كه به آن حسادت بورزند!
شاید شخصیتی ندار...! مردی...! و در یك كلام :....... شاید نامر... ؟!!!!۷۹/۷/۴


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تعداد بازدید تاکنون:

 ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:شناخت خدا بالاترین معرفتهاست و باید خود را شناخت تا خدا را بشناسیم! علی ع چگونه خدا را شناخت؟ خدا را به :
الله

شناختم . در مقام آدمی . همانطوریست كه گفتم. ولی در مقام خداوندی مصمم میشوند كه .....بكنند. عزم و اراده و تصمیم آنها را برمیگرداند. پیمان می بندند كه ..... می گشاید. در پیمان . عقد و بستن وجود دارد . خدا این عقد را می گشاید و اراده های هر چند باصطلاح پولادین را می شكند!
 1- گردانیدن تصمیم ها( = یكی پیمان می بندد و تصمیم بر دوستی میگیرد و مدتی بعد میگرداند!)
 2- گشودن پیمانها (= لازمه گردانیدن تصمیم ها عهدشكنی است!)
 3- شكستن اراده ها( =..........................................)


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها