چشم به راه

النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ
اسم جلیل، جلاله كبریاؤه، كبریاؤه سناؤه، و مجده عزه، و كونه ذاته، ازله ابده، و قدمه سرمده.
عظیم فى ملكوته، ملیك فى جبروته، مهیمن صمدى الذات، متوحد سرمدى الصفات:
ملیك فى السماء به افتخارى
عزیز القدر لیس له خفاء


چشم

نام خداوندى كه بهیچ چیز و هیچ كس نماند، بهیچ كار بهیچ وقت در نماند.
دشمن پرور است و دوست نواز، عیب پوش است و كارساز.
یاد او آئین زبان، و دیدار او زندگى جان، و دریافت او سرور جاودان.
پادشاه است بى سپاه، و استوار است بى گواه، از نهان آگاه، و مضطر را پناه.

خداوندى كه بعلم نزدیك است، و از وهم دور،
جوینده او كشته با جانست، و یافت او رستاخیز بى صور،
پس نه جوینده مغبون است و نه مزدور معذور.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ لَا الشَهْرَ الْحَرامَ وَ لَا الْهَدْیَ وَ لَا الْقَلائِدَ
ماه حرام چهارند: ذو القعده، و ذو الحجه و محرم و رجب.
معنى آنست كه درین ماههاى حرام قتل و قتال حلال مدارید.

غدیر خم

جاى دیگر ازین گشاده تر گفت: یَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فِیهِ قُلْ قِتالٌ فِیهِ كَبِیرٌ.
ابن زید گفت: این بدان آمد كه كافران در ماه حرام تغییر و تبدیل میكردند، چنان كه رب العزة گفت: یُحِلُونَهُ عاماً وَ یُحَرِمُونَهُ عاماً، و قصه آنست كه: بو ثمامة جنادة بن عوف بن امیه از بنى كنانه هر سال در سوق عكاظ بایستادى، و گفتى: الا انى قد احللت المحرم و حرمت صفر، احللت كذا و حرمت كذا. آنچه خواستى حلال كردى، و آنچه خواستى حرام كردى، و عرب آن از وى میگرفتند، و میپذیرفتند، تا رب العالمین آیت فرستاد كه: إِنَمَا النَسِی ءُ زِیادَةٌ فِی الْكُفْرِ الآیة.

وَ لَا الْهَدْیَ
هدى و هدى آن بدنه است كه بمنى برند. آن را بدنه نام كردند بدانت آن را و سمن آن را.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سورة المائدة- مدنیة
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَوْفُواْ بِالْعُقُودِ أُحِلَّتْ لَكُم بَهِیمَةُ الأَنْعَامِ إِلاَّ مَا یُتْلَى عَلَیْكُمْ غَیْرَ مُحِلِّی الصَّیْدِ وَأَنتُمْ حُرُمٌ إِنَّ اللّهَ یَحْكُمُ مَا یُرِیدُ ﴿1﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید به قراردادها[ى خود] وفا كنید براى شما [گوشت] چارپایان حلال گردیده جز آنچه [حكمش] بر شما خوانده مى ‏شود در حالى كه نباید شكار را در حال احرام حلال بشمرید خدا هر چه بخواهد فرمان مى ‏دهد (1)
تعاون.وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى
النوبة الاولى
قوله تعالى:
بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
أَوْفُوا بِالْعُقُودِ تمام بسپارید و نگه دارید پیمانها كه بندید با خدایى عز و جل و با خلق.
أُحِلَتْ لَكُمْ حلال كرده آمد شما را و گشاده،
بَهِیمَةُ الْأَنْعامِ چهارپایان بسته زبان،
إِلَا ما یُتْلى عَلَیْكُمْ مگر آنچه بر شما خوانند
غَیْرَ مُحِلِی الصَیْدِ نه چنان كه حلال دارنده باشید صید را،
وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ آن گه محرم باشید،
إِنَ اللَهَ یَحْكُمُ ما یُرِیدُ (1) اللَه آن بندد و آن گشاید كه خواهد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

روشهاى تفسیرى اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) را ذكر فرمایید؟علامه جوادی آملی
جواب: ‏
1) اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) چون ظاهر قرآن را حجّت مى‌دانستند، آنچه را كه از لغت، جمله، قراین، ‏سیاق و فرهنگ محاوره به دست مى‌آید و ظاهر آیهٔ و یا سورهٔ نامیده مى‌شود، حجّت مى‌دانستند، و به ‏ظاهر قرآن استدلال كرده و آیهٔ را تفسیر مى‌كردند، و این طریق كه آنها طى كرده و امضاء نموده‌اند، یك راه ‏عمومى است كه دیگران نیز مى‌توانند طى نمایند.‏ ‏

2) نوع دوم از منهج تفسیرى ائمه (علیهم‌السّلام) مربوط به تعیین حدود احكام و شرایع الهى است، و ‏این نوع مختص به ائمه (علیهم‌السّلام) بوده و دیگران از آن بى‌نصیب هستند، و در این طریق آنها مطلقهاى ‏قرآنى را مقیّد كرده، و تخصیصات مربوط به عمومات را ذكر مى‌نمایند، و شرایط و یا موانعى را بیان مى‌دارند.‏

این نوع از تفسیر، از ظاهر و لفظ عبارات قرآنى و از سیاق آیات، جملات و كلمات به دست نمى‌آید. مانند ‏قید و یا شرطى كه براى نماز صبح، ظهر و یا عصر ذكر مى‌شود، مثل اینكه نماز صبح دو ركعت باشد و بلند ‏خوانده شود.

بسیارى از امورى كه شرایط، موانع، حدود، قیود و تخصیصات را بیان مى‌دارد، و مبهم‌ها را معین ‏مى‌كند، از این قبیل است، و آن بخشى از تفسیر اهل‌بیت (علیهم‌السّلام) كه عهده‌دار این امور است، ‏مختص به ائمه (علیهم‌السّلام) بوده و از راه وحى به دست مى‌آید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:درباره رویا و تفسیر و تعبیر خواب این روایت را منسوب به حضرت امام جعفر صادق علیه السلام ساری , گاهنوشته های محمود زارع (خواب و تعبیر رویا)دانسته اند که فرمود:

خوابی که در روز ببینند , تاویل آن در چند روز و خوابی را که بشب ببینند تاویل آن دورتر بطوریکه از شش ماه تا یکسال و حتی بیست سال بود.چنانکه خواب حضرت یوسف علیه السلام بعد از بیست سال تاویل شد و باشد که خواب تا چهل سال نیز تاویلش طول بکشد.
زیرا خواب پیغمبر صلی الله علیه و آله درباره شهادت امام حسین علیه السلام چنین بود. حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله بخواب دید که یکی خون او بخورد !
این خواب بعد از چهل سال تاویلش ظهور یافت .یعنی درباره امام حسین علیه السلام بعد از 40 سال از آن خواب در کربلا بشهادت رسید.

جابر میگوید دلیل است که خواب شب قوی تر از خواب روز بود و خوابی که در اول شب ببینند درست نباشد زیرا سببش تفکر و اندیشه بود. خوابی که نیمه شب ببیند درست نباشد زیرا که اصغاث و احلام بود که دیو بمردم نماید. بهتر و درست تر خوابها آنست که سحرگاه بینند بوقت صبح یا بعد از صبح زیرا که خواب سحرگاه فرشته مقرب از لوح محفوظ بمردم نماید. پس بدان سبب تاویلش درست تر و راست بود که ابن سیرین معبّر نابغه گوید که در اول شب خواب بینند حکم تاویلش به چهل سال تمام گردد.




ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

َیا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿102﴾
اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید از خدا آن گونه كه حق پرواكردن از اوست پروا كنید و زینهار جز مسلمان نمیرید (102)
قرآن
النوبة الاولى
قوله تعالى:
یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند،
اتَقُوا اللَهَ بپرهیزید از خشم و عذاب خداى،
حَقَ تُقاتِهِ بسزا پرهیزیدن از وى،
وَ لا تَمُوتُنَ و نمیرید شما،
إِلَا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (102) مگر شما گردن نهادگان و مسلمانان.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ
و هر كه جز اسلام دینى (دیگر) جوید هرگز از وى پذیرفته نشود و وى در آخرت از زیانكاران است (آل عمران - 85)
دین فقط اسلام
قوله تعالى:
وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً و هر كه جز از اسلام دینى جوید،
فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ به نپذیرند از وى،
وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ ( 85 ) و وى در آن جهان از زیان كارانست.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه پنجم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... بهتر است یک نمونه دیگر هم از اینکه بیشتر متوجه بشویم چگونه معانی آیات میتوانند ظاهری و هم باطنی باشند را مطرح کنیم .
توجه بفرمایید که مثلا در سوره مبارک حج آیه ای داریم که در آن آمده است :
« ثم لیغضوا تفثهم »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

معنی ظاهر آیه 29 سوره حج آنست که « سپس باید آلودگی خود را بزدائید »
اما در معنای باطنی آن مطمئن شدید دیگر که سخنی دیگر مورد نظر میتواند باشد که حالا لازم نیست خیلی دور هم از معنای ظاهری آن باشد ... ولی بجای اینکه خودمان با اطلاع اندک خویش نظراتی غیر وارد را احیانا بگوئیم بهتره ببینیم که خود مفسرین و مبینین منصوب و ماذون الهی در این باره چه فرمودند ؟!...

... نقل نخست از ذریح محاربی است که مرحوم شیخ صدوق و مرحوم کلینی طی روایتی از عبدالله بن سنان آنرا نقل نموده که گفت از امام صادق (ع) درباره این آیه یعنی همان ثم لیغضوا تفثهم و مراد آن سوال و پرسش کردم که در پاسخم امام (ع) فرمود :
" مراد از این آیه دیدار امام است "
 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت سه چیز مهلك است:
یكى بخل مطاع یعنى كه تو بفرمان وى كار كنى و با وى خلاف نكنى،
دیگر هواى باطل كه از پى آن فرا شوى،
سدیگر عجب مرد بخویشتن.
صدقه

یحیى زكریا بر ابلیس رسید، گفت اى ابلیس تو كرا دوستر دارى و كرا دشمن تر؟
گفت پارساى بخیل را دوستر دارم كه عمل او ببخل باطل گردد،
و فاسق سخى را دشمن تر دارم كه سخاوت او را از دست من برهاند و جان ببرد .

و بزبان اشارت گویند بخل توانگران بمنع نعمت است و بخل درویشان بمنع همت.

وَ اللَهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا و اللَه شما را وعده میدهد آمرزش از خود و افزونى پاداش صدقه بر سر، بیامرزد بفضل خود، و پاداش صدقه دهد در دنیا،كه هم در مال بیفزاید و هم در روزى، همانست كه جاى دیگر گفت وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَی ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَازِقِینَ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿245﴾
كیست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نیكویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست كه [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مى‏ آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید (245)
کونوا مع الصادقین
قوله تعالى:
مَنْ ذَا الَذِی یُقْرِضُ اللَهَ كیست آنك خداى را وامى دهد؟
قَرْضاً حَسَناً وامى نیكو
فَیُضاعِفَهُ لَهُ تا وى را آن وام توى بر توى كند
أَضْعافاً كَثِیرَةً تویهاى فراوان
وَ اللَهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ و اللَه میگیرد روزى، بر كس كس تنگ مى كند، و میگشاید روزى، بر كس كس فراخ میكند،
وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ و با وى خواهند گردانید شما را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ الآیة...
بزبان اشارت محافظت اندر نماز آنست كه چون بنده بحضرت نماز در آید، بهیبت درآید، و چون بیرون شود بتعظیم بیرون شود، و تا در نماز باشد به نعت ادب بود، تن بر ظاهر خدمت داشته و دل در حقائق وصلت بسته، و سر با روح مناجات آرام گرفته، المصلى یناجى ربه.
ان الله بصیر بالعباد

بو بكر شبلى رحمة اللَه گفت اگر مرا مخیر كنند میان آنك در نماز شوم یا در بهشت شوم، آن بهشت براین نماز اختیار نكنم، كه آن بهشت اگر چند ناز و نعمت است، این نماز راز ولى نعمت است، آن نزهت گاه آب و گل است و این تماشاگاه جان و دل است، آن مرغ بریان است در روضه رضوان، و ابن روح و ریحان در بستان جانان.

تماشا را یكى بخرام در بستان آن جانان ببین در زیر پاى خویش جان افشان آن جانان مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم از هیچ مقام آن نشان نداد كه از نماز داد بآنچه گفت: " جعلت قرّة عینى فى الصلاة " روشنایى چشم من از میان نواختها و نیكوئیها مشغولى بوى است و راز دارى با وى.

اینك دل من تو در میانش بنگر
تا هست بجز تو هیچ مقصود دگر؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ اى واظبوا على الصّلوات المكتوبة بمواقیتها، و حدودها و جمیع ما یجب فیها من حقوقها
میگوید: بپاى دارید نمازهاى فریضه، و حقوق و حدود آن بشناسید، و بوقت خویش بجاى ارید. و آن پنج نماز است به پنج وقت، .....
و اوقات این نماز پنچ گانه مختلف است و بیان آن هم در قرآن است و هم در سنت قال اللَه تعالى: فَسُبْحانَ اللَهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِیًا وَ حِینَ تُظْهِرُونَ حین تمسون وقت نماز شام و خفتن است و حین تصبحون وقت نماز بامداد، و عَشِیًا نماز دیگر و حِینَ تُظْهِرُونَ نماز پیشین.
نیرنگ در قرآن
جاى دیگر گفت فسبّح بحمد ربك قبل طلوع الشمس. وقت نماز بامداد است، و قبل غروبها، نماز دیگر، و من آناء اللیل نماز شام و خفتن و اطراف النهار نماز پیشین. این بیان اوقات نمازست از كتاب خداى عز و جل
اما از جهت سنت آنست كه ابن عباس روایت كرد از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم قال " امّنى جبرئیل عند باب البیت، فصلّى بى الظهر حین زالت الشمس و الفى ء مثل الشراك، و صلى بى العصر، حین كان كل شى ء بقدر ظلّه، و صلى المغرب حین افطر الصائم، و صلّى العشاء حین غاب الشفق، و صلى الصبح، حین حرم الطعام والشراب على الصائم، و صلى الظهر فى الیوم الثانى، حین كان كل شی ء بقدر ظلّه، وقت العصر بالامس، و صلى العصر حین صار ظل كل شی ء مثله، و صلى المغرب للوقت الاول، لم یؤخرها عنه، و صلى العشاء حین ذهب ثلث اللیل، و صلى الصبح حین اسفر، ثم التفت الى فقال یا محمد: هذا وقت الانبیاء قبلك و الوقت ما بین هذا الوقتین

معنى محافظت بپاى داشتن این نمازهاست باین وقتهاى معین و حقوق آن بتمامى بجاى آوردن. مصطفى گفت: كسى كه در نماز تأخیر افكند و حقوق آن بجاى نیارد او را منافق نام كرد،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ الآیة...
اصل جناح از جنوح است، معنى جنوح میل است. جنح اى مال و جنح نام پاره ایست از شب، و هر جا كه لا جُناحَ گفت معنى آنست كه بر آن كس از نام كژى چیزى نیست و بر وى بزه مندى نیست.
قرآن

مفسران گفتند این آیت بدان آمد كه چون مصطفى تهدید داد و بترسانید ایشان را كه طلاق بسیار گویند و زن بسیار خواهند، بآنچه گفت : " ان اللَه یبغض كل مطلاق ذواق " و گفت " ابغض الحلال الى اللَه الطلاق " و گفت " ما بال قوم یلعبون بحدود اللَه یقولون طلقتك راجعتك " مسلمانان چون این تهدید شنیدند، گمان بردند كه هر آن كس كه زن خود را طلاق دهد بزه كار شود و تنگیى عظیم بر دل ایشان آمد.

بدین معنى رب العالمین گفت: لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ نه چنانست كه شما گمان مى برید كه بهر حال كه طلاق دهید، بزه كار شوید، نیست بر شما تنگیى و بزه كاره اى، چون ایشان را طلاق دهید بوقت حاجت و بر وجه مندوب. و باشد كه خود فراق به بود از امساك، چون سازگارى و مهربانى نبود، و ذلك فى قوله فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ پس گفت: ما لَمْ تَمَسُوهُنَ معنى آنست كه تا آن گه كه زن را نپاسیده باشید ما لم تماسوهن " تا آن وقت كه با آن زن هام پوست نبوده باشید "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ كَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿233﴾
شیر مادر

و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند [این حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را تكمیل كند و خوراك و پوشاك آنان [=مادران] به طور شایسته بر عهده پدر است هیچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى‏شود هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند و هیچ پدرى [نیز] نباید به خاطر فرزندش [ضرر ببیند] و مانند همین [احكام] بر عهده وارث [نیز] هست پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضایت و صوابدید یكدیگر كودك را [زودتر] از شیر بازگیرند گناهى بر آن دو نیست و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید بر شما گناهى نیست به شرط آنكه چیزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفته ‏اید به طور شایسته بپردازید و از خدا پروا كنید و بدانید كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست
(233)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: الطَلاقُ مَرَتانِ الآیة...
حكم طلاق در روزگار جاهلیت و در ابتداء اسلام پیش از نزول این آیت آن بود كه هر آن كس كه زن خویش را طلاق دادى اگر یكى و بیشتر، طلاق را حصرى و حدى نبود، و مرد را حق رجعت بود در روزگار عدّة، .... و در آن حال این آیت آمد و حدّ طلاق پیدا شد و به باز آمد.
آه

گفتند یا رسول اللَه الطَلاقُ مَرَتانِ و این الثالثة؟ این دو طلاق است كه گفت ذكر سیم كجاست؟ گفت: فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ این تسریح نام سدیگر طلاق است. و نامهاى طلاق در قرآن سه است: طلاق و فراق و سراح " طلقوهن و فارقوهن و سرحوهن "
 
معنى آیت آنست كه طلاق كه بوى رجعت توان كرد دو است، بعد از آن دو طلاق امساك است با خود گرفتن بلفظ مراجعت، أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ یا گسیل كردن بآنك فرو گذارد تا عدت بسر آید و بینونت حاصل شود، پس چون عدت بسر آمد و بینونت حاصل شد و خواهد كه وى را با خود گیرد بلفظ مراجعت كار بر نیاید. كه نكاح تازه باید كرد. اما اگر این دو طلاق گفت و پیش از آنك عدّت بسر آید یا نه كه بعد از آنك عدت بسر آید و نكاح تازه كند وى را طلاق سوّم دهد بینونت كبرى حاصل شود. و تا آن زن بنكاح بشوهرى دیگر نرسد بهیچ وجه وى را با خود نتواند گرفت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
لِّلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَآؤُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿226﴾
براى كسانى كه به ترك همخوابگى با زنان خود سوگند مى‏خورند [=ایلاء] چهار ماه انتظار [و مهلت] است پس اگر [به آشتى] بازآمدند خداوند آمرزنده مهربان است (226)
حضرت داوود
قوله تعالى:
لِلَذِینَ یُؤْلُونَ ایشانراست كه سوگند خورند
مِنْ نِسائِهِمْ از زنان خویش دور بودن را و باز ایستادن را از رسیدن بایشان،
تَرَبصُُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ درنگ چهار ماه
فَإِنْ فاؤُ اگر باز آیند
فَإِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ اللَه آمرزگارست و بخشاینده.

وَ إِنْ عَزَمُوا الطَلاقَ و اگر عزم كنند طلاق دادن را
فَإِنَ اللَهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ خداى شنوا است سوگند را و داناست عزیمت را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن الدحداح گفت یا رسول اللَه! زنان را در حال حیض نزدیكى كنیم و پاسیم یا نه؟ كه بگذاریم ایشان را در وقت حیض و نپاسیم؟ آیت آمد وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً، فَاعْتَزِلُوا النِساءَ فِی الْمَحِیضِ
هوای نفس

حیض و محیض یكى است، همچون كیل و مكیل و عیش و معیش. و معنى حیض رفتن خون است، یعنى آن دم معروف سیاه رنگ، بحرانى كه از قعر رحم برآمد، كمینه آن یك شبانروزست و مهینه پانزده شبانروز، و غالب آن شش یا هفت روز است، و هر چه نه از قعر رحم بیامد و نه سیاه رنگ بود آن را دم استحاضه گویند. و احكام حیض در آن نرود.
....
فاطمة بنت ابى حبیش گفت یا رسول اللَه من زنى مستحاضه ام نماز بگذارم در حال استحاضه یا نه؟ رسول خدا گفت دم حیض دم سیاه است معروف كه در آن نماز نگذارند، چون آن باشد نماز مگذار، و اما چون دم استحاضه باشد وضو كن و نماز كن، كه آن رگى است كه روان میشود، و نماز منافى آن نیست ابن عباس گفت آن رگ در ادنى الرحم است نه در قعر رحم، و حكم مستحاضه آنست كه خویشتن را بشوید و استوار به بندد، و هر نماز فریضه را بعد از دخول وقت وضو كند، و بعد از وضو البته در نماز تأخیر نكند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ الآیة...
شراب اهل غفلت را و سر انجام وصفت اینست كه گفتیم، بار خداى را عز و جل بر روى زمین بندگانى اند كه آشامنده شراب معرفت اند، و مست از جام محبت. هر چند كه از حقیقت آن شراب در دنیا جز بویى نه، و از حقیقت آن مستى جز نمایشى نه، زانك دنیا زندان است، زندان چند بر تابد؟
هجرت

امروز چندانست، باش تا فردا كه مجمع روح و ریحان بود، و معركه وصال جانان، و رهى در حق نگران.

امید وصال تو مرا عمر بیفزود
خود وصل چه چیزست چو امید چنین است


شوریده بكلبه خمار شد، در مى داشت بوى داد. گفت: باین یك درم مرا شراب ده! خمار گفت: مرا شراب نماند. آن شوریده گفت: من خود مردى شوریده ام، طاقت حقیقت شراب ندارم! قطره بنماى تا از آن بویى بمن رسد، بینى كه از آن چند مستى كنم! و چه شور انگیزم! سبحان اللَه! این چه برقیست كه از ازل تابید، دو گیتى بسوخت. و هیچ نپائید؟
یكى را شراب حیرت از كاس هیبت داد، مست حیرت شد گفت :


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:النوبة الاولى
یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَیَسْأَلُونَكَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ یُبیِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآیَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿219﴾
درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرك و سودهایى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى‏پرسند چه چیزى انفاق كنند بگو مازاد [بر نیازمندى خود] را این گونه خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند باشد كه بیندیشید (219)
امید وصال
قوله تعالى:
یَسْئَلُونَكَ ترا مى پرسند
عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ از مى و قمار
قُلْ بگوى
فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ در مى و قمار بزه بزرگ است
وَ مَنافِعُ لِلنَاسِ و مردمان را در آن منفعتهاست،
وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما اما بزه مندى آن مهتر است از منفعت آن،
وَ یَسْئَلُونَكَ و ترا مى پرسند
ما ذا یُنْفِقُونَ كه چند نفقه كنیم
قُلِ الْعَفْوَ بگوى آنچه بسر آید از شما و ازیشان كه داشت ایشان واجب است بر شما،
كَذلِكَ چنین
هن یُبَیِنُ اللَهُ لَكُمُ الْآیاتِ پیدا میكند خداى شما را سخنان خویش، و نشانهاى مهربانى خویش.
لَعَلَكُمْ تَتَفَكَرُونَ تا مگر در اندیشید در آن منتها كه وى را بر شماست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: یَسْئَلُونَكَ ما ذا یُنْفِقُونَ الآیة...
فرمان آمد در قرآن چند جایگه كه أَنْفِقُوا مِمَا رَزَقَكُمُ اللَهُ و أَنْفِقُوا مِمَا رَزَقْناكُمْ نفقت كنید، و از آنچه شما را روزى كردیم چیزى بیرون دهید، پرسیدند كه چه دهیم؟ و چند دهیم؟ و فرا كه دهیم؟ و این پرسنده گویند كه عمرو بن الجموح بوده درین آیت جواب آمد كه فرا كه دهید: گفت هر چه نفقت كنید از مال خیر اینجا بمعنى مال است، فَلِلْوالِدَیْنِ یعنى على الوالدین، ابتدا به پدر و مادر كنید، و این یكى در نفقات واجب منسوخ گشت، اكنون نفقه پدر و مادر بر فرزندان واجب است، و زكاة و صدقه و وصیّت ایشان را حرام.
دیده

دلیل قرآن بر وجوب نفقه پدر و مادر آنست كه گفت: وَ قَضى رَبُكَ أَلَا تَعْبُدُوا إِلَا إِیَاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً و من الاحسان الانفاق علیهما.

و دلیل سنت آنست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت ان اطیب ما یأكل الرجل من كسبه و انّ ولده من كسبه.
وَ الْأَقْرَبِینَ و خویشاوندان یعنى ایشان كه نه وارثان اند، و فاضلتر آنست، كه احسان با پیوستگى خویش كند، و صدقه بایشان دهد، اگر چه با ایشان بخصومت بود، كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " افضل الصدقة على ذى الرحم الكاشح "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:..... أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَةَ الآیة...
... میگوید شما كه مؤمنانید مى پندارید كه بى رنجى و بلائى كه بشما رسد در بهشت شدید؟
جاى دیگر گفت أَ یَطْمَعُ كُلُ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُدْخَلَ جَنَةَ نَعِیمٍ؟ كَلَا! هر كس پندارد و طمع دارد كه در بهشت شود رنج نابرده و بار بلانا كشیده كلا! نه چنانست كه مى پندارند و طمع دارند،
والله غفور رحیم

همانست كه در خبر مى آید " الاحمق من اتبع نفسه هواها و تمنى على اللَه وَ لَمَا یَأْتِكُمْ مَثَلُ الَذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ الآیة... مضوا من قبلكم.
اى و لم یصبكم مثل الذى اصابهم، فتصبروا كما صبروا، میگوید پندارید كه در بهشت شوید و هنوز بشما نرسید آنچه بگروه پیشینیان رسید، و در صبر بر بلاها رنجها نه كشیدید چنانك ایشان كشیدند. و انگه تفسیر كرد كه ایشان را چه رسد.

مَسَتْهُمُ الْبَأْساءُ بایشان رسید درویشى و ناكامى و سختى وَ الضَرَاءُ و بیمارى و شكستگى اندام و گرسنگى گفته اند كه بأساء رنج تن بود، و ضراء زیان مال، ...

خواص گفته كه این بلاوبى كامى و درویشى و بى نوایى در دنیا لبسه مؤمنان است، و حیلت پیغامبران، و زینت عارفان، و رأس المال صدّیقان، فرعونى كه مطرود مملكت بود او را چهار صد سال عمر بود، كه هرگز او را تبى نگرفت، و رنجى نرسید و بى كامى ندید، و در آن تمرد و طغیان خود میگفت " أَنَا رَبُكُمُ الْأَعْلى" ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرِی "  حال آن دشمن چنین بود، و حال مصطفى بر خلاف این بود! ...


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ الآیة...
الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم

آنجا كه عنایت است پیروزى را چه نهایت است،
فضل خدا نهانى نیست، و بر فعل وى چون و چرایى نیست
و معرفت وى جز عطائى نیست،
بو جهل قرشى .... در آتش قطعیت سوختند،
و ذره معرفت ازیشان دریغ داشتند، و طلیعت آن دولت باستقبال صهیب و بلال به روم و حبشه فرستادند،
و قرآن مجید جلوه گاه ایشان كردند كه وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَهِ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
فَإِذَا قَضَیْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ ﴿200﴾
و چون آداب ویژه حج‏خود را به جاى آوردید همان گونه كه پدران خود را به یاد مى ‏آورید یا با یادكردنى بیشتر خدا را به یاد آورید و از مردم كسى است كه مى‏ گوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا كن و حال آنكه براى او در آخرت نصیبى نیست (200)
الله

قوله تعالى:
فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِكَكُمْ چون فارغ شوید از مناسك حج خویش
فَاذْكُرُوا اللَهَ یاد كنید و بستائید خداى را
كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ چنانك پدران خود را مى ستائید و یاد میكنید،
أَوْ أَشَدَ ذِكْراً و در افزونى و نیكویى ذكر سخت تر از آن،
فَمِنَ النَاسِ مَنْ یَقُولُ از مردمان كس است كه میگوید
رَبَنا خداوند
ما آتِنا فِی الدُنْیا ما را از دنیا چیزى بخش در دنیا
وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ... و او را در خیر آن جهان هیچ نصیب نه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَ الْحَجَ فرض در قرآن بر چهار وجه است:
بمعنى بیان چنانك اللَه گفت: قَدْ فَرَضَ اللَهُ لَكُمْ تَحِلَةَ أَیْمانِكُمْ یعنى قد بین لكم كفارة ایمانكم، جاى دیگر گفت سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها یعنى و بینّاها.
لیس البر ان تولوا

وجه دوم فرض بمعنى احلّ و ذلك فى قوله: ما كانَ عَلَى النَبِیِ مِنْ حَرَجٍ فِیما فَرَضَ اللَهُ لَهُ اى احلّ اللَه له.
وجه سیم فرض بمعنى انزل و ذلك فى قوله: إِنَ الَذِی فَرَضَ عَلَیْكَ الْقُرْآنَ اى انزله.
وجه چهارم فرض بمعنى اوجب و ذلك فى قوله: فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ اى اوجبتم على انفسكم،

جاى دیگر گفت: قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْناعَلَیْهِم اى اوجبنا علیهم و كذلك قوله تعالى فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَ الْحَجَ اى اوجب فیهن الحج فاحرم به. میگوید: هر كه درین ماهها حج بر خود فریضه گرداند، یعنى باحرام و تلبیه، و احرام آن باشد كه چون بمیقات رسد غسل كند، آن گه از ارى سپید در بندد، و ردائى سپید بر افكند، و نعلین در پوشد، و بوى خوش بكار دارد، و دو ركعت نماز كند. آن گه در دل نیت حج كند، و حقیقت احرام این نیّت است، پس اگر راكب باشد بر نشیند، و چون اشتر برخیزد و رفتن را راست بیستد، تلبیه كند و گوید لبّیك اللهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك، ان الحمد و النعمة لك، و الملك، لا شریك لك " و ازین جمله خود احرام فریضه است آن دیگر همه سنن و هیأت است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:3  
  • 1
  • 2
  • 3
  •   

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic