تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر تفسیر قرآن

چشم به راه

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... و بدانك ذكر حق در قرآن فراوان است و معانى آن جمله بر یازده وجه گفته اند:
یكى از آن معانى اللَه است جل جلاله و ذلك فى قوله تعالى وَ لَوِ اتَبَعَ الْحَقُ أَهْواءَهُمْ و فى قوله تعالى وَ تَواصَوْا بِالْحَقِ، اى باللّه انه واحد جلّ جلاله.
نیرنگ

دوم حق بمعنى قرآن است، چنانك اللَه گفت حَتَى جاءَهُمُ الْحَقُ وَ رَسُولٌ مُبِینٌ و قال تعالى فَلَمَا جاءَهُمُ الْحَقُ مِنْ عِنْدِنا قالُوا إِنَ هذا لَسِحْرٌ مُبِینٌ، و قال تعالى بَلْ كَذَبُوا بِالْحَقِ لَمَا جاءَهُمْ، فَلَمَا جاءَهُمُ الْحَقُ مِنْ عِنْدِنا.

سوم حقّ است بمعنى اسلام چنانك گفت وَ قُلْ جاءَ الْحَقُ وَ زَهَقَ الْباطِلُ و

چهارم حق است بمعنى عدل چنانك گفت افْتَحْ بَیْنَنا وَ بَیْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِ اى بالعدل، و قال تعالى یَوْمَئِذٍ یُوَفِیهِمُ اللَهُ دِینَهُمُ الْحَقَ یعنى حسابهم العدل، وَ یَعْلَمُونَ أَنَ اللَهَ هُوَ الْحَقُ الْمُبِینُ اى العدل البیّن.

پنجم حق است بمعنى توحید چنانك گفت بَلْ جاءَ بِالْحَقِ وَ صَدَقَ الْمُرْسَلِینَ، جاى دیگر گفت أَمْ یَقُولُونَ بِهِ جِنَةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِ


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...پیر طریقت گفت  " الهى تو دوستان را بخصمان مى نمایى، درویشان را بغم و اندوهان میدهى، بیمار كنى و خود بیمارستان كنى، درمانده كنى و خود درمان كنى، از خاك آدم كنى و با وى چندان احسان كنى، سعادتش بر سر دیوان كنى و بفردوس او را مهمان كنى، مجلسش روضه رضوان كنى، ناخوردن گندم با وى پیمان كنى، و خوردن آن در علم غیب پنهان كنى، آن گه او را بزندان كنى، و سالها گریان كنى، جبّارى تو كار جباران كنى، خداوندى كار خداوندان كنى، تو عتاب و جنگ همه با دوستان كنى
افراطی گمراه

پیر طریقت را پرسیدند كه در آدم چگویى در دنیا تمامتر بود یا در بهشت؟
گفت " در دنیا تمامتر بود از بهر آنك در بهشت در تهمت خود بود و در دنیا در تهمت عشق " آن گه گفت " نگر تا ظن نبرى كه از خوارى آدم بود كه او را از بهشت بیرون كردند، نبود كه آن از علو همت آدم بود، متقاضى عشق بدر سینه آدم آمد كه یا آدم جمال معنى كشف كردند و تو به نعمت دار السلام بماندى آدم جمالى دید بى نهایت، كه جمال هشت بهشت در جنب آن ناچیز بود همت بزرگ وى دامن وى گرفت كه اگر هرگز عشق خواهى باخت بر این درگه باید باخت.

گر لا بد جان بعشق باید پرورد
بارى غم عشق چون تویى باید خورد


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...فَتَلَقَى آدَمُ مِنْ رَبِهِ كَلِماتٍ تلقّى و تلقّن یكى است، روى انّ النبى كان یتلقى الوحى من جبریل اى یأخذه و یتقبله. فَتَلَقَى آدَمُ میگوید فرا گرفت آدم از تلقین اللَه سخنانى.
.....  علما را اختلافست كه آن سخنان چه بود؟ عكرمه و سعید جبیر و حسن گفتند: رَبَنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا تا آخر آیت بود، و این موافق قرآن است و بحال آدم لایق.
دلیل شیعه

عبد اللَه مسعود گفت " ان احب الكلام الى اللَه ما قال ابونا حین اقترف الخطیئة سبحانك اللّهم و بحمدك تبارك اسمك و تعالى جدّك، لا اله الّا انت ظلمت نفسى، فاغفر لى انّه لا یغفر الذّنوب الّا أنت"
اینست كلمات كه از حق گرفت یقول ابن مسعود.

اما قول ابن عباس آنست كه كلمات آن بود كه آدم گفت"  یا ربّ الم تخلقنى بیدك؟ قال بلى، قال الم تنفخ فىّ من روحك؟ قال بلى، قال الم تسبق رحمتك لى غضبك؟ قال بلى، قال الم تسكنى جنّتك قال؟ بلى، قال فلم اخرجتنى منها؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...روى انّ اللَه عزّ و جلّ قال یا آدم لو غفرت لك فى الجنّة لغفرت لرجل واحد فكیف یتبیّن كرمى و رحمتى، اخرج الى الدنیا و ائت بالعصاة من ذریتك حتى اغفر لك معهم لیتبیّن كرمى و جودى و رحمتى.
دولت قرآن

أَبى وَ اسْتَكْبَرَ میگوید نافرمانى كرد ابلیس و بر آدم برترى جست كه او را سجود نكرد و گفت انا خیر منه ابو العالیة گفت لمّا ركب نوح السفینة اذا هو بابلیس على كوثلها و هى مؤخّر السفینة. فقال له ویحك قد غرق الناس من اجلك قال فما تأمرنى قال تب قال سل ربّك هل لى من توبة قال فقیل له انّ توبته ان یسجد لقبر آدم، فقال تركته حیّا و اسجد له میّتا؟ و قال النبی صلّى اللَه علیه و آله و سلّم اذا قرأ ابن آدم السّجدة فسجد اعتزل الشیطان یبكى یقول یا ویله أمر ابن آدم بالسجود فسجد فله الجنّة، و امرت بالسجود فعصیت فلى النّار وَ كانَ مِنَ الْكافِرِینَ


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
گناه بر بساط قرب و بعد

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذْ قالَ رَبُكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً عالمى بود آرمیده درهیچ دل آتش عشقى نه، در هیچ سینه تهمت سودایى نه، دریاى رحمت بجوش آمده خزائن طاعات پر بر آمده، غبار هیچ فترت بر ناصیه طاعت مطیعان نانشسته، و علم لاف دعوى وَ نَحْنُ نُسَبِحُ بِحَمْدِكَ بعیوق رسانیده، هر چه در عالم جوهرى بود كى آن لطافتى داشت بخود در طمعى افتاده، عرش مجید بعظمت خود مینگرست و میگفت مگر رقم این حدیث بما فرو كشند، كرسى در سعت خود مینگریست كه مگر این خطبه بنام ما كنند، هشت بهشت بجمال خود نظر میكرد كه مگر این ولایت بما دهند، طمع همگنان از خاك بریده، و هر یك در تهمتى افتاده، و هر كس در سودایى مانده.

ناگاه از حضرت عزت و جلال این خبر در عالم فریشتگان دادند كه إِنِی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً این نه مشاورت بود با فریشتگان كه این تمهید قواعد عزت و عظمت آدم بود، و نه استعانت بود كه نشر بساط توقیر آدم بود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبه الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذْ قالَ رَبُكَ لِلْمَلائِكَةِ نیوش تا گوئیم اى محمد آن گه كه گفت خداوند تو فریشتگان را، إِنِی جاعِلٌ من كردگار و آفریدگارم فِی الْأَرْضِ اندر زمین خَلِیفَةً از پس شما در رسیده قالُوا گفتند أَ تَجْعَلُ فِیها مى خواهى آفرید در زمین مَنْ یُفْسِدُ فِیها كسى را كه در آن تباهكارى كند، وَ یَسْفِكُ الدِماءَ و خونها ریزد، وَ نَحْنُ نُسَبِحُ بِحَمْدِكَ و ما بستایش تو ترا مى ستائیم وَ نُقَدِسُ لَكَ و بآفرینهاى نیكو ترا یاد میكنیم.
شرم حصار دین

قالَ خداوند گفت فریشتگان را إِنِی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ من آن دانم كه شما ندانید.

وَ عَلَمَ آدَمَ آن گه در آدم آموخت الْأَسْماءَ كُلَها نامهاى همه چیز، ثُمَ عَرَضَهُمْ آن گه نمود آن چیزها همه عَلَى الْمَلائِكَةِ فرا فریشتگان. فَقالَ گفت ایشان را أَنْبِئُونِی خبر كنید مرا بِأَسْماءِ هؤُلاءِ بنامهاى آن چیزها كه چیست إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر مى راست گوئید كه بخلافت شما سزاوارتراید از وى، قالُوا فرشتگان گفتند سُبْحانَكَ پاكى و بی عیبى ترا لا عِلْمَ لَنا ما را دانش نیست إِلَا ما عَلَمْتَنا مگر آنچه تو آموختى ما را إِنَكَ أَنْتَ الْعَلِیمُ الْحَكِیمُ تویى دانا راست دانش راست كار.

قالَ یا آدَمُ اللَه گفت أَنْبِئْهُمْ خبر گوى فرشتگان را بِأَسْمائِهِمْ از نامهاى ایشان فَلَمَا أَنْبَأَهُمْ چون آدم فریشتگان را خبر كرد بِأَسْمائِهِمْ آن نامهاى ایشان قالَ گفت اللَه فریشتگان را، أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ نگفتم شما را إِنِی أَعْلَمُ كه من دانم غَیْبَ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ نهانها و پوشیده ها در آسمان و زمین، وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ و میدانم آنچه مى نمائید و پیدا میكنید وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ و آنچه نهان میداشتید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... پس اینكلمه نه نام نه صفت اشارتست فرا هست." الّذى"  كنایتست از هست تا شنونده آشنا گردد و جوینده بینا و خواهنده دانا، و گفته اند هُوَ اشارتست به ذات، الَذِی اشارت به صفت، خَلَقَ اشارت به فعل. خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً میگوید بیافرید هر چه در زمینست از كوه و دریا و هر چه در آنست از جواهر و معادن و چشمها و جویها و نبات و حیوان صامت و ناطق و پرنده و زنده و چرنده و گرما و سرما و نور و ظلمت و سكون و حركت. این همه نعمت براى شما آفریدم و شما خود شمردن آن طاقت ندارید چنانك فرمود وَ إِنْ تَعُدُوا نِعْمَةَ اللَهِ لا تُحْصُوها، و این جمله نعمت و شما را از بهر دو چیز آفریدم یكى آنكه تا به نعمت من دنیا بسر میبرید و روزگار میرانید و منفعت میگیرید. دیگر آنكه منعم را بآن میشناسید و از مصنوعات به وحدانیت صانع دلیل میگیرید.
شرم

و گفته اند این آیت ردّ است بر قدریان كه على الاطلاق بى تقیید گفت خَلَقَ لَكُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً و كفر و فساد و معاصى در تحت آن شود لا محالة، و نه چنانست كه قدرى گفت آن در اجسام مخصوص است و افعال و اعراض از آن بیرونست كه در آیت تغییر و تخصیص نیست، و مقتضى لفظ اطلاق جز عموم و استغراق نیست بعضى متكلمان گفتند خَلَقَ لَكُمْ دلیلست كه حظر نیست و هر چه در دنیاست هر كسرا مباح است! جواب آنست كه این لام نه لام تملیك است و نه اضافت تخصیص بكله اضافت بیان و تعریفست، فكانّه یعرفنا انه خلقها لاجل منافعنا و موقع حاجاتنا، بعضها لانتفاع و بعضها لاعتبار. فكیف كه حظر و منع درین آیت نیست در نصوص اخبار و سنن هست، كه بعد ازین آیة نصوص اخبار و آثار بیان كرد و تفصیل داد بعضى حرام كرد و بعضى حلال و گشاده.

و سنت را رسد كه بر كتاب حكم كند كقوله تعالى وَ أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الذِكْرَ لِتُبَیِنَ لِلنَاسِ ما نُزِلَ إِلَیْهِمْ و لیس هذا موضع شرحه. قومى گفتند این خطاب با مؤمنانست و بحكم این آیت هر چه كافرانند در زمین و مال ایشان فى مسلمانانست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى إِنَ اللَهَ لا یَسْتَحْیِی اللَه تعالى شرم نكند أَنْ یَضْرِبَ كه زند مَثَلًا ما مثلى هر چه بود بَعُوضَةً به پشه فَما فَوْقَها یا چیزى كه فزون از آن بود فَأَمَا الَذِینَ آمَنُوا اما ایشان كه گرویدگانند فَیَعْلَمُونَ میدانند أَنَهُ الْحَقُ كه آن مثل راست است و نیكو و بر عیار حكمت مِنْ رَبِهِمْ از خداوند ایشان. وَ أَمَا الَذِینَ كَفَرُوا و اما ایشان كه كافرانند فَیَقُولُونَ ما ذا أَرادَ اللَهُ چه خواست اللَه؟ بِهذا مَثَلًا باین مثل كه زد یُضِلُ بِهِ كَثِیراً بآن مثل كه میزند فراوانى را بى راه میكند از رسیدن بمعنى حكمت آن وَ یَهْدِی بِهِ كَثِیراً و فراوانى را بآن راه مینماید.
ان الله بصیر بالعباد

وَ ما یُضِلُ بِهِ
و بى راه نكند بآن إِلَا الْفاسِقِینَ مگر ایشان را كه از فرمانبردارى بیرون شده اند.
الَذِینَ یَنْقُضُونَ ایشان كه مى شكنند عَهْدَ اللَهِ پیمان خدا كه و ریشان گرفت، مِنْ بَعْدِ مِیثاقِهِ از پس محكم بستن پیمان او وَ یَقْطَعُونَ و مى برند ما أَمَرَ اللَهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ آنچه اللَه فرمود كه آن را به پیوندند وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ و در زمین تباهى میكنند أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ایشانند كه زیان كارانند.

كَیْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَهِ چونست كه كافر میمانید بخداى. وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً و شما نطفه هاى مرده بودید فَأَحْیاكُمْ پس شما را مردمان زنده كرد، ثُمَ یُمِیتُكُمْ آن گه بمیراند شما را ثُمَ یُحْیِیكُمْ پس زنده میگرداند شما را ثُمَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ آن گه شما را فا او خواهند گردانید.

هُوَ الَذِی او آن خداوندست خَلَقَ لَكُمْ كه بیافرید شما را ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً هر چه در زمین چیز است همه، ثُمَ اسْتَوى إِلَى السَماءِ آن گه آهنگ بالا كرد فَسَوَاهُنَ راست كرد و راغ آن آسمانها را سَبْعَ سَماواتٍ هر هفت آسمان وَ هُوَ بِكُلِ شَی ءٍ عَلِیمٌ، و او خداوند بهر چیز داناست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:..قُلْ أَ نَدْعُوا مِنْ دُونِ اللَهِ. یكى بمعنى قول چنانك بهشتیان را میگوید وَ آخِرُ دَعْواهُم یكى بمعنى سؤال چنان كه گفت ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَكُمْ. یكى بمعنى ندا چنان كه گفت یَوْمَ یَدْعُوكُمْ فَتَسْتَجِیبُونَ بِحَمْدِهِ یكى بمعنى استعانت كقوله وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ و نظیر الآیة قوله تعالى قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُ. الایة.
الهی

سؤال كنند كه قرآن را مثل نیست چه معنى را گفت فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ؟
جواب آنست كه سورتى مثل قرآن بیارید بزعم شما كه مى گویید این قرآن را مثل است كه دروغ است و اساطیر الاولین.
جوابى دیگر گفته اند یعنى كه سورتى مثل قرآن بیارید در بیان و اعجاز، نه در حرف و كلمات كه از آنجا كه حروفست كلام عرب بیكدیگر ماند و او را مثل است.

و از هامسانى در حروف عربیّت هامسانى در بیان و نظم و اعجاز نیاید، و هذا قرع باب عظیم فى اثبات الصّفات للَه عزّ و جلّ و لیس هذا موضع شرحه.

و گفته اند مِنْ مِثْلِهِ اشارت ها با عبد است یعنى با محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم میگوید سورتى از مردى كه مثل محمد باشد بیارید اگر چنانست كه شما مى گویید كه محمد این سخن از بر خویش نهاده و ساخته است پس وى بشرى همچون شماست یكى را مثل او بیارید كه در صدق و امانت چون او بود، وانگه نویسنده و دبیر نباشد تا سورتى چنان بیارد. گفته اند كه در این سخن تنبیه است كه مثل محمد بیاوردن خود در طوق بشر نیست، قالوا و هذا امر تعجیز لانه علم عجز العباد عنه و لكنّه اراهم ذلك فى انفسهم. و برین قول من تبعیض راست و بر قول اول ابتدا را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: یا أَیُهَا النَاسُ اى مردمان، اعْبُدُوا رَبَكُمُ خداوند خویش را پرستید و او را بندگى كنید، الَذِی خَلَقَكُمْ آن خداوند كه شما را او آفرید وَ الَذِینَ مِنْ قَبْلِكُمْ و ایشان را كه پیش از شما بودند لَعَلَكُمْ تَتَقُونَ تا مگر از خشم و عذاب او پرهیزیده اید.
قرآن

الَذِی جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ. آن خداوند كه شما را این زمین كرد فِراشاً بساطى باز گسترده، وَالسَماءَ بِناءً، و آسمان كارى برداشته، وَ أَنْزَلَ مِنَ السَماءِ ماءً، و فرو فرستاد از آسمان آبى، فَأَخْرَجَ بِهِ تا بیرون آورد به آن آب مِنَ الثَمَراتِ از میوه هاى گوناگون رِزْقاً لَكُمْ شما را روزى ساخته انداخته بهنگام، فَلا تَجْعَلُوا لِلَهِ أَنْداداً خداى را پس همتایان مگویید وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ كه میدانید كه آسمان و زمین او آفرید و او ساخت روزى وَ إِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْبٍ و اگر شما در شور دل و گمان میباشید، مِمَا نَزَلْنا از آنچه فرو فرستادیم، عَلى عَبْدِنا بر رهى و بنده خویش از پیغام، فَأْتُوا بیارید بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ یك سورة هم چون قرآن، وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ وانگه پس این معبودان كه دارید ایشان را خدا میخوانید مِنْ دُونِ اللَهِ فرود از خدا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر این كه از شما خواستند توانید و در توان نمودن راست گوئید.

فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا ار پس نكنید كه نتوانید، وَ لَنْ تَفْعَلُوا و خود نتوانید، فَاتَقُوا النَارَ، پس از آتش بپرهیزید، الَتِی وَقُودُهَا النَاسُ وَ الْحِجارَةُ آن آتش كه هیزم آن مردم است و سنگ، أُعِدَتْ لِلْكافِرِینَ بساختند آن آتش ناگرویدگان را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... و در خبرست كه جهودان از رسول (ص) پرسیدند كه این رعد چیست؟ فقال مُلْكِ من الملائكة موكّل بالسّحاب معه مخاریق یسوق بها السحاب حیث یشاء اللَه گفت فریشته ایست بر میغ موكّل، آن را میراند بمخراق نور و هو شبه السّوط. تا آنجا راند كه فرمانست، و مخراق آن برق است كه مى درخشد.
سبح لله ما فی السموات و الارض

گفتند یا محمد (ص) آن آواز چیست كه میشنویم؟ گفت كه بانگ آن فریشته است كه بر میغ مى زند. چنانك شبان بانگ بر گوسپند زند.

آورده اند از رسول صلّى اللَه علیه و آله و سلّم كه گفت در مدینه آواز رعد آمد آوازى بلند و دراز بر كشید، گفتا جبریل را پرسیدم كه چه میگویند؟ جبریل گفت من از میغ پرسیدم كه كجات فرموده اند كه باران ریزى؟ میغ گفت زمینى در حضرموت آن را بیمیم خوانند فرموده اند مرا كه آنجا باران ریزم. شهر حوشب ...... رسول گفت هر كه كه بانك رعد شنود خداى را یاد كنند كه ذاكران را از آن گزند نرسد. و گفتى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم هر گه كه آواز رعد شنیدى: " اللّهم لا تقتلنا بغضبك، و لا تهلكنا بعذابك، و عافنا قبل ذلك."


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ إِذا قِیلَ لَهُمْ آمِنُوا پیش از آنك معنى آیت گوئیم بدانك این آیت اشارت بدو گروه است از آن قوم كه رسول را دیدند: یك گروه از ایشان اهل صدق و وفاق اند، و دیگر گروه اهل شك و نفاق، و ما وصف و سیرت هر دو گروه بگوئیم آن گه بمعنى آیت باز آئیم ان شاء اللَه.
خدا

اما گروه اول كه اهل صدق و وفاق اند صحابه رسول اند، خیار خلق و مصابیح هدى، اعلام دین و صیارفه حق، سادات دنیا و شفعاء آخرت رسول خداى را بپذیرفتند و باخلاص دل وى را گواهى دادند و بر تصدیق یقین وى را پیشوا گزیدند و بتعظیم و مهر بوى پى بردند و بر سنّت وى خداى را پرستیدند. ایشانند كه اللَه گفت ایشان را كُنْتُمْ خَیْرَ أُمَةٍ جَعَلْناكُمْ أُمَةً وَسَطاً شما اید امّت گزیده پسندیده.
.....

امّا گروه دوم اهل شك و نفاق بر سه فرقه اند:
از بهر آنكه نفاق بر سه رتبت است نفاق مهین و كهین و میانه.
مهین آنست كه در دل شك و نفاق بود و ریب چنانك گفت فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ و بغض مصطفى در دل گیرد و دشمنان وى را دوست دارد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ الَذِینَ آمَنُوا و مؤمنانرا مى فرهیبند یعنى میگویند با مؤمنان كه انّا معكم و على دینكم.
اللَه گفت وَ ما یَخْدَعُونَ إِلَا أَنْفُسَهُمْ و فرهیب نمى سازند مگر با خویشتن یعنى اذا كانوا غدا على الصّراط حیث یصیرون فى ظلمة، و یطلبون من المؤمنین النّور، فیقولون انظرونا نقتبس من نوركم فقد كنّا معكم، فتردّ علیهم الملائكة المؤمنون ارجعوا وراءكم فالتمسوا نورا بما خدعتم فى دار الدّنیا المؤمنین.
الهی

و ما یخدعون و ما یخادعون هر دو خوانده اند بالف قرائت حجازى و بو عمرو ست، و بى الف قراءة باقى. و آن كس كه بالف خواند گوید اصل این یخدعون است لكن در معرض یخادعون افتاد كه در پیش است.

وَ ما یَشْعُرُونَ و نمیدانند كه آن فرهیب است كه در آنند و جز با خویشتن نمیكنند و گفته اند منافقان از بهر آن نفاق میكردند با مسلمانان و خود را بریشان مى آراستند تا اسرار مسلمانان بدانند و با كافران یكى شوند در بد خواست مسلمانان، اللَه تعالى وبال آن بایشان در رسانید و مؤمنانرا خبر داد در ضمیر ایشان تا نعمت دنیا و صحبت مؤمنان بریشان منغّص شد، و در عقبى با عذاب جاوید بماندند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مصطفى (ع) گفت دلها چهار است یكى برهنه یعنى از علایق در ان دل مانند چراغى افروخته، این دل مؤمن است از كفر و معاصى پاك و نور حق اندر وى تابان.
دیگر دلى است پوشیده گرد وى غلافى در آورده تا ایمان و توحید در آن نشود، این دل كافر است.

از رحمت خدا نومید مشو

سدیگر دلى سرنگون اول در آن بود معرفت عاریتى پس از معرفت خالى شد و نكرت بجاى معرفت نشست، این دل منافق است.
چهارم كه درو هم ایمانست و هم نفاق، مثل ایمان در وى مثل سبزى است كه آب خوش آن را مدد میدهد تا مى بالد و افزونى میگیرد و مثل نفاق در وى مثل جراحت است كه خونابه آن را مدد میدهد و زان مى افزاید هر كدام كه مدد وى غالب تر جانب وى قوى تر و بوى پاینده تر.

معروف كرخى این دعا بسیار كردى " اللّهمّ قلوبنا بیدك لم تملّكنا منها شیئا، فاذ قد فعلت بها ذلك فكن انت ولیّها و اهدها الى سواء السّبیل."


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ و برستاخیز و احوال غیبى چنان بى گمان باشند كه حارثه آن گه كه مصطفى پرسید از وى كه:كیف اصبحت یا برگحارثه؟ قال اصبحت مؤمنا باللّه حقّا و كانّى باهل الجنّة یتزاورون و كانّى باهل النار یتعاوون كأنّى انظر الى عرش ربّى بارزا مصطفى (ص) او را گفت عرفت فالزم. هذا عامر بن عبد القیس یقول لو كشف الغطاء ما ازددت یقینا.

أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِهِمْ. اینت پیروزى بزرگوار و مدح بسزا، اینت دولت بى نهایت و كرامت بى غایت، در فراست بریشان گشاده و نظر عنایت بدل ایشان روان داشته، و چراغ هدى در دل ایشان افروخته تا آنچه دیگران را غیب است ایشان را آشكارا، و آنچه دیگران را خبر است ایشان را عیان، ....

پیرى را پرسیدند كه این فراسة چیست؟ جواب داد كه ارواح تتقلّب بالملكوت فتشرف على معانى الغیوب، فتنطق عن اسرار الحق نطق مشاهدة لا نطق ظن و حسبان. و فی معناه انشدوا.
...
و انفسهم تحت الوجود قتیل حمهما اللَه، روزى فرا جنید گفت كه مردمان را سخن گوى و ایشان را پند ده كه ترا وقت است كه سخن گویى جنید گفت خود را باین مثابت نمیدانستم و استحقاق آن در خود نمیدیدم آخر شبى مصطفى را بخواب دیدم و كان لیلة جمعة فقال لى تكلّم على النّاس مصطفى وى را گفت كه سخن گوى مردمان را جنید گفت من همان شب برخاستم پیش از صبح و بدر سراى سرى رفتم فدققت علیه الباب فقال السرى لم تصدّقنا حتّى قیل لك. روز دیگر بجامع بنشست و خبر در شهر افتاد كه جنید سخن میگوید. غلامى نصرانى بیامد متنكّروا گفت یا شیخ ما معنى قول رسول اللَه اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ینظر بنور اللَه؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثةسوره بقره
" الم " التّخاطب بالحروف المفردة سنّة الاحباب فى سنن المحارب فهو سرّ الحبیب مع الحبیب، بحیث لا یطّلع علیه الرّقیب.
بین المحبّین سر لیس یفشیه
قول و لا قلم للخلق یحكیه
زان گونه پیامها كه او پنهان داد
یك ذرّه بصد هزار جان نتوان داد


در صحیفه دوستى نقش خطّى است كه جز عاشقان ترجمه آن نخوانند، در خلوت خانه دوستى میان دوستان رازى است كه جز عارفان دندنه آن ندانند، در نگارخانه دوستى رنگى است از بى رنگى كه جز والهان از بى چشمى نه بینند:

جمال چهره جانان اگر خواهى كه بینى تو
دو چشم سرت نابینا و چشم عقل بینا كن

تا با موسى هزاران كلمه بهزاران لغت برفت با محمد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم در خلوت او ادنى بر بساط انبساط این راز برفت. كه الف قلت لها قفى فقالت قاف آن هزاران كلمه با موسى برفت و حجاب در میان، و این راز با محمّد مى برفت در وقت عیان. موسى سخن شنید گوینده ندید، محمّد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم راز شنید و در راز دار مینگرید. موسى بطلب نازید كه در طلب بود، محمد بدوست نازید كه در حضرت بود.

موسى لذّت مشاهدت نیافته بود ذوق آن ندانسته بود، از سمع و ذكر فراتر نشده بود، همه روح وى در شنیدن بود از آن با وى فراوان گفت، باز محمّد صلّى اللَه علیه و آله و سلّم از حدّ سمع بنقطه جمع رفته بود، غیرت مذكور او را با ذكر نگذاشته بود، موج نور او را از مهر بر گذاشته بود، تا ذكر در سر مذكور شد و مهر در سر نور، جان در سر عیان شد، و عیان از بیان دور، پس دل كه در قبضه نازد غرقه عیان خبر را چكند؟ جان كه در كنف آساید با ذكر فراوان چه پردازد؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

2) سورة البقره
النوبة الاولى
قوله تعالى بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ  بنام خداوند فراخ بخشایش مهربان.
الم (1) سرّ خداوندست در قرآن
ذلِكَ الْكِتابُ این آن نامه است. لا رَیْبَ فِیهِ كه در آن شك نیست. هُدىً لِلْمُتَقِینَ ( 2) راهنمونى پرهیزگاران را.

دوست

الَذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ ایشان كه بنا دیده و پوشیده میگروند. وَ یُقِیمُونَ الصَلاةَ و نماز بپاى میدارند بهنگام خویش. وَ مِمَا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ (3) و زانچه ایشان را روزى دادیم هزینه میكنند.

وَ الَذِینَ یُؤْمِنُونَ و ایشان كه میگروند بِما أُنْزِلَ إِلَیْكَ بآنچه فرو فرستاده آمد بر تو از قرآن، و جز زان هر چه بود از پیغام و فرمان وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ و هر چه فرو فرستاده آمد پیش از تو از سخن و كتب و صحف. وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ یُوقِنُونَ ( 4) و بسراى آن جهانى بى گمان میگروند.

أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِهِمْ ایشان كه بدین صفت اند بر راه نمونى و نشان راست انداز خداوند ایشان.
وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 5) و ایشانند كه بر پیروزى و نیكى بمانند جاودان.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... رحمن است كه قاصدان را توفیق مجاهدت داد، رحیم است كه واجدانرا تحقیق مشاهدت داد. آن حال مرید است و این صفت مراد. الهیمرید بچراغ توفیق رفت به مشاهده رسید، مراد بشمع تحقیق رفت بمعاینه رسید. مشاهده برخاستن عوائق است میان بنده و میان حق، و معاینه هام دیدارى است. چنانك بنده یك چشم زخم غائب نشود بچشم اجابت فرا محبت مى نگرد، بچشم حضور فرا حاضر مى نگرد، و بچشم انفراد فرا فرد مى نگرد، بدورى از خود نزدیكى وى را نزدیك شود و بگم شدن از خود آشكارایى وى را آشنا گردد، بغیبت از خود حضور وى را بكرم حاضر بود، كه او نه از قاصدان دور است نه از طالبان گم، نه از مریدان غایب.

رحمتی کن بر دل خلق  و برون آى از حجاب
تا شود كوته بینان ز هفتاد و دو ملت داورى


مالک یوم الدینِ: اشارت است بدوام ملك احدیت و بقاء جبروت الهیت.
یعنى كه هر ملكى را روزى مملكت بآخر رسد و زوال پذیرد و ملكش بسر آید و حالش بگردد، و ملك اللَه بر دوام است امروز و فردا، كه هرگز بسر نیاید و زوال نپذیرد. در هر دو عالم هیچ چیز و هیچكس از ملك و سلطان وى بیرون نیست و كس را چون ملك وى ملك نیست. امروز ربّ العالمین و فردا مالك یوم الدّین، و كس را نبود از خلقان چنین.

عجبا كار رهى چون میداند؟ كه در كونین ملك و ملك اللَه راست بى شریك و بى انباز و بى حاجت و بى نیاز، پس اختیار رهى از كجاست؟
آن را كه ملك نیست حكم نیست، و آن را كه حكم نیست اختیار نیست، و ربّك یخلق ما یشاء و یختار ما كان لهم الخیرة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ الباء بهاء اللَه، و السین سناء اللَه، و المیم ملك اللَه، از روى اشارت بر مذاق خداوندان معرفت باء بسم اللَه اشارت دارد ببهاء احدیت، سین بسناء صمدیت، میم بملك آلهیّت. بهاء او قیمومى، و سناء او دیمومى، و ملك او سرمدى. بهاء او قدیم و سناء او كریم و ملك او عظیم. بهاء او باجلال، و سناء او با جمال، و ملك او بى زوال. بهاء او دل ربا، و سناء او مهر فزا، و ملك او بى فنا.
الهی

اى پیش رو از هر چه بخوبیست جلالت
زهره بنشاط آید چون یافت سماعت
اى دور شده آفت نقصان ز كمالت
خورشید بر شك آید چون دید جمالت


الباء برّه باولیائه، و السّین سرّه مع اصفیائه و المیم منّه على اهل ولائه. باء برّ او بر بندگان او، سین سرّ او با دوستان او، میم منّت او بر مشتاقان او. اگر نه برّ او بودى رهى را چه جاى تعبیه سرّ او بودى، و رنه منّت او بودى رهى را چه جاى وصل او بودى، رهى را بر درگاه جلال چه محل بودى. و رنه مهر ازل بودى رهى آشنا لم یزل چون بودى؟

آب و گل را زهره مهر تو كى بودى اگر
مهر ذات تست الهى دوستان را اعتقاد
هم بلطف خود نكردى در ازل شان اختیار
یاد وصف تست یا رب غمگنان را غمگسار


ما طابت الدنیا الّا باسمه و ما طابت العقبى الّا بعفوه و ما طابت الجنة الا برؤیته. در دنیا اگر نه پیغام و نام اللَه بودى رهى را چه جاى منزل بودى، در عقبى اگر نه عفو و كرمش بودى كار رهى مشكل بودى، در بهشت اگر نه دیدار دل افروز بودى شادى درویش بچه بودى؟ یكى از پیران طریقت گفت الهى بنشان تو بینندگانیم، بشناخت تو زندگانیم، بنام تو آبادانیم، بیاد تو شادانیم، بیافت تو نازانیم، مست مهر از جام تو مائیم،صید عشق در دام تو مائیم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مفسّران از اینجا تفسیر صراط مستقیم كردند: یكى گفت قرآن است یكى گفت اسلام است یكى فرومایگانگفت سنّة و جماعة است. وجه دیگر آنست كه راههاى بخدا بسیارند بعضى راست تر و نزدیكتر و بعضى دورتر، از اینجاست كه قومى مؤمنان پیشتر به بهشت شوند، و قومى بسالها ازیشان دیرتر شوند، چنانك در خبر است. و همچنین راه سابقان خلافى نیست كه بحق نزدیكتر است از راه مقتصدان و راه مقتصدان نزدیكتر از راه ظالمان هر چند كه هر سه قوم رستگارند بحكم خبر اما راه ایشان بر تفاوت است، مؤمنان از خدا آن را میخواهند كه راست تر است و بخداى نزدیكتر و آن راه انبیا و صدیقان و شهیدان است چنان كه بعضى مفسران تفسیر كرده اند.

و در" علیهم"  سه قراءة مشهورست بصرى و نافع و عاصم بكسرها و ضمّ میم. در درج موصول بواو و در وقف بسكون میم. و " على " در لغت عرب چند معنى دارد: در وى معنى الزام است چنانك گویند لى علیك كذا اى وجب علیك و لزمك و معنى تمكن چنان كه گویند: فلان على رأس امره، و معنى فى كقوله تعالى عَلى مُلْكِ سُلَیْمانَ و بمعنى عند كقوله " وَ لَهُمْ عَلَیَ ذَنْبٌ " و بمعین من كقوله " إِذَا اكْتالُوا عَلَى النَاسِ ".

غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ غیر تفسیر الّذین است یعنى آن نواختگان كه جز از مغضوب علیهم اند، و جز از ضالین. سهل تسترى گفت " و غیر المغضوب علیهم بالبدعة، و لا الضّالین غیر السنّة " نه راه مبتدعان كه خشم است از تو بر ایشان بآوردن بدعت و گم شدن از راه سنّت. تفسیر مصطفى بروایت عدى حاتم آنست كه المغضوب علیهم جهودان اند، و لا الضّالین ترسایان. و هر چند كه اللَه بر فراوان كس بخشم است اما بر جهودان دو خشم است و بر دیگران یكى كه گفت " فَباؤُ بِغَضَبٍ عَلى غَضَبٍ " یكى خشم وریشان از بهر تكذیب ایشان عیسى را و دیگر خشم بتكذیب ایشان محمّد را از بهر این بود كه المغضوب علیهم جهودان نهاد خاصّة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...الرَحْمنِ الرَحِیمِ دو نام اند از رحمت و تأكید را بدو لفظ مختلف بر هم داشت چنانك ندمان و ندیم و لهفان و لهیف و سلمان و سلیم. و مثله قوله تعالى یَعْلَمُ سِرَهُمْ وَ نَجْواهُمْ.
امیر المؤمنین على(ع) گفت: " الرحمن الرحیم ینفى بهما القنوط عن خلقه فله الحمد"

قرآن

اگر كسى گوید چون در ابتداء سورة در آیت تسمیت الرحمن الرحیم گفت چه فایده را و چه حكمت را اینجا باز گفت و مكرّر گردانید؟ جواب آنست كه در ابتدا بیان قصد تبرّك است، یعنى كه ابتدا بذكر اللَه كنید و بنام وى تبرّك گیرید كه وى بر شما مهربان است و بخشاینده، و در بیان مدح و ثنا است بر اللَه جلّ جلاله و اظهار رأفت و رحمت از پس ترهیب و تهویل كه در ذكر عالمین اشارت كرد. و نیز از پیش رفته است كه الحمد للَه یعنى انّما وجب الحمد للَه لانه الرحمن الرحیم.

مالِكِ یَوْمِ الدِینِ رسول خدا صلوات اللَه علیه مالك بالف خوانده است بروایت انس بن مالك و ملك بى الف خوانده بروایت بو هریره مالك بالف قراءة عاصم و كسایى و یعقوب است و بى الف قراءة باقى. مالك از ملك است و ملك از ملك. " یقال هذا ملك عظیم الملك و هذا مالك صحیح الملك " و معنى این آیت بر قراءة مالك بر سه وجه است:

یكى آنست كه یملك فى یوم الدین الاحكام و الجزاء وحده میگوید بروز رستخیز پادشاه اوست، داورى دار، و كار برگزار، و پاداش دهنده، وجه دیگر آنست كه یملك یوم الدین بما فیه من القضاء و الحساب. مالك روز رستخیز و هر چه در آن از قضا و حساب اوست همه در تحت ملك و ملك او، همه در توان و فرمان او.
وجه سوم آنست كه مالك احداث یوم الدین و القادر على تكوینه دون غیره. اللَه است كه بآفرینش روز رستخیز توانا است و پدید كردن آن و قدرت نمودن در آن.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... و اللَه خود را در قرآن به پنج نام از رحمت باز خواند رحمن، و رحیم، و خیر الراحمین، و ارحم قرآنالراحمین، و ذو الرحمة رحمن فراخ بخشایش است، و رحیم فراخ بخشاینده و ذوالرحمة با بخشودن، خیر الراحمین بهترین بخشایندگان، ارحم الراحمین بخشاینده تر بخشایندگان، هر پنج نام خداوند ماست و بآن صفت اوست نه صفت برو تنگ، نه رحمت از كس دریغ. میگوید جلّ جلاله " رَبُكُمْ ذُو رَحْمَةٍ واسِعَةٍ " و در ثناى فریشتگان است: " رَبَنا وَسِعْتَ كُلَ شَی ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً " و چون صفت عذاب كرد گفت " عَذابِی أُصِیبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ " عذاب خود باو رسانم كه خود خواهم " وَ رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَ شَی ءٍ " و رحمت من خود بهر چیز رسیده است.

و تفسیر این آیت در حدیث سلمان فارسى و ابو هریره دوسى است در صحیح مسلم قال رسول اللَه صلّى اللَه علیه و آله و سلّم " ان للَه عزّ وجل مائة رحمة و أنّه انزل منها واحدة الى الأرض فقسّمها بین خلقه فبها یتعاطفون و بها یتراحمون، و أخر تسعا و تسعین لنفسه. و ان اللَه قابض هذه الى تلك فیكملها مائة یرحم بها عباده یوم القیامة ."

گفت اللَه را صد رحمت است كه از آن صد یكى فرو فرستاد در هفت آسمان و در هفت زمین، بآن یك رحمت بر خلق مى بخشاید و خلق بآن بر یكدیگر مى بخشایند، و نود و نه رحمت بنزدیك خود میدارد، تا روز رستاخیز آن یك رحمت را و از نگرد، و آن را نافرسوده یابد و ناكاسته، آن را به نود و نه باز آرد تا صد تمام كند، و انبازان از مؤمن و از كند و آن بریشان ریزد، پس درنگر تا مؤمن درین گیتى وا چندین انبازان از صد یكى در دل و دین و دنیا چه یافت، اعتبار گیر و قیاس كن كه فردا بى انبازان از صد چه یابد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

كشف الأسرار و عُدة الأبرار
مشهور به تفسیر خواجه عبدالله انصاری . ابوالفضل رشید الدین میبدی

قرآن سوره حمد

1) سورة الفاتحة
النوبة الاولى
قوله تعالى
بِسْمِ اللَهِ بنام خداوند الرَحْمنِ جهان دار دشمن پرور ببخشایندگى الرَحِیمِ . دوست بخشاى بمهربانى الْحَمْدُ لِلَهِ ستایش نیكو و ثناء بسزا خداى را رَبِ الْعالَمِینَ . خداوند جهانیان و دارنده ایشان الرَحْمنِ الرَحِیمِ .فراخ بخشایش مهربان مالِكِ یَوْمِ الدِینِ خداوند روز رستخیز و پادشاه روز شمار و پاداش . إِیَاكَ نَعْبُدُ ترا پرستیم وَ إِیَاكَ نَسْتَعِینُ .و از تو یارى خواهیم اهْدِنَا راه نمون باش ما را الصِراطَ الْمُسْتَقِیمَ براه راست و درست صِراطَ الَذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ راه ایشان كه نواخت خود نهادى و نیكویى كردى برایشان غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ نه راه جهودان كه خشم است بر ایشان از تو وَ لَا الضَالِینَ . و نه ترسایان كه گم اند از راه تو آمین خدایا چنین باد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:اکثر قریب باتفاق سالهای مختلف در ماه مبارک رمضان ما بهمراه تعداد دیگری از علاقمندان جلسات خصوصی شرح و بررسی آیات قرآن را از طریق پدر داریم که ایشان علیرغم کارهای زیادی که دارند اما در این خصوص اصلا اهمال و سستی بخرج نداده که هیچ بلکه از دیگر کارهای خویش کسر کرده و برای این منظور اختصاص میدهند که قبل از طرح مطالب ملاحظه میفرمایید که با حوصله برداشتهای خویش را نوشته و بهمراه شرح و توضیحات اضافی در این جلسات مطرح مینمایند . نیت ایشان هم این بوده که این مطالب را برای پدر مرحومشان ( بابابزرگ ما ) و برای اهدای صواب بروح ایشان آماده و اقدام مینمایند ... برای استفاده از متن و وضوح متن روی تصاویر کلیک کرده تا در صفحه جدیدی در سایز اصلی نمایش داده شوند ! ( فاطمه زارع )
دست نوشته های قرآنی محمود زارع برای درس تفسیر در ماه رمضان 01
.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها