تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر تفسیر قرآن

چشم به راه

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى ، وَ قالُوا اتَخَذَ اللَهُ وَلَداً... الآیة... جهودان مدینه را میخواهد كه گفتند عزیز ابن اللَه و ترسایان نجران كه گفتند المسیح ابن اللَه، و مشركان عرب كه گفتند الملائكة بنات اللَه.
یا ایهاالعزیز

جاى دیگر گفت تَكادُ السَماواتُ یَتَفَطَرْنَ مِنْهُ نزدیك بید آسمانها كه بشكافید و پاره پاره درهم افتید كه ایشان خداى را فرزند گفتند و فریشتگان را فرزند وى خواندند، آنگه ایشان را جوابها داد و گفت فَاسْتَفْتِهِمْ أَ لِرَبِكَ الْبَناتُ وَ لَهُمُ الْبَنُونَ پرس ازیشان كه فریشتگان ما را دختران مى گویید و خداوند را دختران مى پسندید و خود را پسران؟ أَ لَكُمُ الذَكَرُ وَ لَهُ الْأُنْثى شما خود را پسر نهید و او را دختر؟ تِلْكَ إِذاً قِسْمَةٌ ضِیزى اینست قسمتى كژ و ستمكارانه،

جاى دیگر گفت فَما لَكُمْ كَیْفَ تَحْكُمُونَ چه رسید شما را؟
چیست این حكم كه میكند؟ أَ فَأَصْفاكُمْ رَبُكُمْ بِالْبَنِینَ وَ اتَخَذَ مِنَ الْمَلائِكَةِ إِناثاً، وَ یَجْعَلُونَ لِلَهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما یَشْتَهُونَ، وَ جَعَلُوا الْمَلائِكَةَ الَذِینَ هُمْ عِبادُ الرَحْمنِ إِناثاً و در حكایت از جهودان و ترسایان گفت وَ قالَتِ الْیَهُودُ عُزَیْرٌ ابْنُ اللَهِ وَ قالَتِ النَصارى الْمَسِیحُ ابْنُ اللَهِ رب العالمین ایشان را جواب داد ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ آن چیزیست كه بزبان میگویند، یعنى كه در آنچه میگویند هیچ علم نیست ایشان را، و هیچ اصل ندارد كه اللَه از آن پاكست و منزه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: بَلى مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ... الآیة... كار كار مخلصانست، و دولت دولت صادقان، و سیرت سیرت پاكان، و نقد آن نقد كه در دستارچه ایشان، امروز بر بساط خدمت با نور معرفت، فردا بر بساط صحبت با سرور وصلت، إِنَا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ میگوید پاكشان گردانیم و از كوره امتحان خالص بیرون آریم، تا حضرت را بشایند. كه حضرت پاك جز پاكان را بخود راه ندهد ان اللَه تعالى طیّب. لا یقبل الا الطیّب. بحضرت پاك جز عمل پاك و گفت پاك بكار نیاید، آن گه از آن عمل پاك چنان پاك باید شد كه نه در دنیا بازجویى آن را و نه در عقبى، تا بخداوند پاك رسى. وَ إِنَ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ.
خدای مهربان

سرّ این سخن آنست كه بو بكر زقاق گفت نقصان كلّ مخلص فى اخلاصه رؤیة اخلاصه، فاذا اراد اللَه ان یخلص اخلاصه اسقط عن اخلاصه رؤیة لاخلاصه، فیكون مخلصا لا مخلصا میگوید اخلاص تو آن گه خالص باشد كه از دیدن تو پاك باشد، و بدانى كه آن اخلاص نه در دست تست و نه بقوت و داشت تست، بل كه سریست ربانى و نهادى است سبحانى، كس را بر آن اطلاع نه و غیرى را بر آن راه نه. احدیت میگوید سر من سرّى استودعته قلب من احببت من عبادى گفت بنده را بر گزینم و بدوستى خود بپسندم، آن گه در سویداء دلش آن ودیعت خود بنهم، نه شیطان بدان راه برد تا تباه كند، نه هواء نفس آن را بیند تا بگرداند، نه فریشته بدان رسد تا بنویسد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: بَلى مَنْ أَسْلَمَ الآیة... بلى اقرارى است بجواب كه در آن جحد بود، چنانك رب العالمین گفت حكایت از قول دوزخیان و بجواب خطاب خطابى عذاب سازان أَ لَمْ یَأْتِكُمْ نَذِیرٌ؟ قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِیرٌ فَكَذَبْنا و نعم جواب استفهامى است كه در آن جحد نبود چنانك آتشیان بجواب خطاب بهشتیان گفتند فَهَلْ وَجَدْتُمْ ما وَعَدَ رَبُكُمْ حَقًا قالُوا نَعَمْ
و بلى در اصل بل بوده است و یا در افزودند تا با حرف نسق مشكل نشود، چون جهودان گفتند. در بهشت نشود مگر جهودان، و ترسایان گفتند در بهشت نشود مگر ترسایان، رب العالمین جواب داد كه نه آن و نه این هیچ دو در بهشت نشوند، بلى مؤمنان درشوند آن گه صفت مؤمن در گرفت.
عفو الهی

گفت: مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَهِ هر كه روى خویش فرا داد، و كردار و دل خویش پاك داشت، و آهنگ خویش راست كرد.
مقاتل گفت اسلام بمعنى اخلاص است و وجه بمعنى عمل
اى من اخلص عمله میگوید در بهشت آن كس شود كه اخلاص در اعمال بجاى آورد و اخلاص بر سه قسم است:
اخلاص شهادت در اسلام، و
اخلاص خدمت در ایمان، و
اخلاص معرفت در حقیقت.

و قرآن بهر سه قسم اشارت میكند،
اخلاص شهادت را گفت أَلا لِلَهِ الدِینُ الْخالِصُ
و اخلاص خدمت را گفت وَ ما أُمِرُوا إِلَا لِیَعْبُدُوا اللَهَ مُخْلِصِینَ لهَُ الدِینَ
و اخلاص معرفت را گفت إِنَا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ.

و در اخلاص اعمال حكایتى بیارند از سفیان عیینه كه او را رفیقى بود و با وى برادرى گرفته بود، و آن رفیق را یسارى بود و نعمتى كه درویشان را بدان نواختى و صدقه ها دادى، و نیز متعبّد بود، از دنیا بیرون شد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا... الآیة.... هم نداست و هم گواهى، آنچه نداست نشان آشنایى، و گواهى آنست كه ایمان بنده عطائى.
صفات الهی

میگوید جلّ جلاله و تقدست اسماؤه و تعالت صفاته و توالت آلاؤه و نعماؤه و عظم كبریاؤه و علا شأنه و عزّ سلطانه، اى شما كه مؤمنانید و گرویدگانید، حق پذیرفتید و رسالت كه شنیدید بشناختید، بنشان كه دیدید باسزا آمدید و از ناسزا ببریدید، گردن نهادید و واسطه پسندیدید، دنیا گذاشتید و بعقبى باز گردیدید، و از عقبى در مولى گریختید.

آرى هر كس را میخواند تا خود كرا راه نماید، و ایشان را كه راه نماید تا خود كرا در روش آرد و بمقصد رساند، و ایشان را كه بمقصد رساند تا خود كرا قبول كند و بنوازد!

عالمى در بادیه مهر تو سر گردان شدند
تا كه یابد بر در كعبه قبولت پر و بال


آن گه فرمان داد كه: لا تَقُولُوا راعِنا الایة عین حكم است و بار تكلیف، رب العزّة چون خواست كه مؤمنانرا تكلیف كند بحكمى از احكام شرع، و رنج و كلفت آن بریشان نهد، نخست ایشان را بنداء كرامت بنواخت، و بایمان ایشان گواهى داد گفت یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا آن گه حكم و فرمان در آن پیوست، تا بنده بشاهد آن نواخت این بار تكلیف بر وى آسان شود، همین است سنت خداوند جل جلاله، هر جا كه بار تكلیف بر نهد راه تخفیف فرا پیش وى نهد، كه راه دشخوار و بار گران بهم نپسندد،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...ما ننسخ من آیة و ما ننسها هر دو خواننده اند، قراءة عامه " ما ننسخ "  بفتح نون و سین است، و قراءة شامى ما ننسخ بضم نون و كسر سین، و بر قراءة شامى انساخ را دو معنى است یكى بر ضد معنى نسخ و یكى موافق معنى نسخ.
استعین الله فی کل الامور

اما آنچه بر ضد آنست میگوید، هر چه ترا نسخت دهیم از آیتى از قرآن، و بتو فرستیم و ترا دهیم. و آنچه موافق معنى نسخ است میگوید در منسوخات آریم و آن را بگردانیم و بدل نهیم. همچنین " أَوْ نُنْسِها " او " ننسأها " هر دو خوانده اند بفتح نون و همز، قراءت مكّى وابو عمرو است و بضم نون و كسر سین قراءت باقى. و معنى هر دو بحقیقت یكسان است
ننسها معنى آنست كه فراموش كنیم، و ننساها معنى آنست كه با پس بریم، و آن باز پس بردن از حفظ است، پس هر دو یكى است در حقیقت و در آیت تقدیم و تأخیر است، تقدیره ما ننسخ من آیة نأت بخیر منها او مثلها میگوید هر چه منسوخ كنیم از آیتى و برگیریم بجاى آن دیگرى آریم از آن بهتر یعنى از آن سهلتر و آسانتر و مزد آن بیشتر،
چنانك عدّت زن شوى مرده از یك سال با چهار ماه و ده روز آورد.

یكى را از غازیان در جنگ دشمن با ده كس مصابرت فرمود پس تخفیف كرد با دو كس مصابرت فرمود، " أَوْ مِثْلِها" یا دیگرى آریم هم چنان در مصلحت و منفعت و مثوبت، چنانك تحویل قبله با كعبه و مانند آن، آن گه گفت أَوْ نُنْسِها یا خود فروگذاریم و آن را بدل ننهیم یعنى نأمرالمسلمین بتركها من غیر آیة تنزل ناسخة لها.

أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَ اللَهَ عَلى كُلِ شَی ءٍ قَدِیرٌ نمیدانى آدمى كه خداوند عز و جل بر همه چیز از آوردن و بردن و امر و نهى و محو و اثبات و تبدیل و تغییر قادر است و توانا بر كمال.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى:
سبح لله

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدید و پیغام نیوشیدید
لا تَقُولُوا راعِنا مگویید رسول مرا راعنا
وَ قُولُوا انْظُرْنا و بجاى راعنا انظرنا گوئید،
وَ اسْمَعُوا و بنیوشید،
وَلِلْكافِرِینَ و ناگرویدگانراست
عَذابٌ أَلِیمٌ عذابى دردنماى.

ما یَوَدُ خوش مى نیاید و دوست مى ندارد
الَذِینَ كَفَرُوا ایشان كه كافر شدند
مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ از اهل توریة
وَ لَا الْمُشْرِكِینَ ونه مشركان نه گبران
أَنْ یُنَزَلَ عَلَیْكُمْ كه بر شما از آسمان پیغام آید
مِنْ خَیْرٍ ازین نیكویى و پیغام گزارى
مِنْ رَبِكُمْ از خداوند شما،
وَ اللَهُ یَخْتَصُ و اللَه میگزیند و شایسته میسازد و سزا میكند.
بِرَحْمَتِهِ بمهربانى خود،
مَنْ یَشاءُ آن را كه خواهد،
وَ اللَهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ و اللَه با فضل و نواخت بزرگوارست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...بعضى علما گفته اند علم سحر شناخت شر نیست كه كردار شر است و شناخت دیگر است و كردار دیگر. همچنانك شناخت كفر دیگر است و كافر شدن دیگر و شناخت زنا دیگر است و زنا كردن دیگر، هیچكس بشناخت كفر كافر نگردد تا عمل نكنند همچنین بشناخت سحر كافر نشود تا عمل نكند. و آنچه فریشتگان گفتند فَلا تَكْفُرْ معنى آنست كه میاموز كه چون آموختى بر خود ایمن نباشى كه عمل كنى. و پس بعمل كافر شوى، و تعلیم فریشتگان بمعنى اعلام است.

یعرف مجرمون بسیماهم

فقهاء از اینجا گفتند اگر كسى اقرار دهد كه من سحر نیك دانم و شناسم اما میدانم كه حرام است و باباحت آن معتقد نیستم و كس را نیاموختم، گفتند بر وى هیچ چیز نیست. پس اگر گوید من آموخته ام و مباح است آموختن آن و اعتقاد داشتن باباحت آن رواست، اگر چنین گوید كافر شود یستتاب فان تاب و الّا قتل و همچنین اگر گوید من آموخته ام و تعلیم آن بى كفر صورت نبندد بكفر خود اقرار دارد، یستتاب فان تاب و الّا قتل.

فَیَتَعَلَمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَا بِإِذْنِ اللَهِ
چیزى مى آموزند كه بآن میان مرد و زن جدایى او كنند و این جادوان نتوانند كه كس را گزند نمایند مگر بخواست اللَه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...یَوَدُ أَحَدُهُمْ ضمیر با گبران است، میگوید یكى ازین گبران دوست داردى كه او را هزار سال عمر بودى، و ذلك لأنّه لا یرجو بعثا بعد الموت فهو یحب طول الحیاة، و كذا الیهود لانهم عرفوا ما لهم فى الآخرة من الخزى لتضییع ما عندهم من العلم
محمد رسول الله

هر چند كه حرص برد رازى عمر در نهاد و سرشت آدمیست، و زینجا گفت مصطفى (ع) " یهرم ابن آدم و یشبّ منه اثنان الحرص على المال و الحرص على العمر"

اما مؤمن كه برستاخیز ایمان دارد و بدیدار خداى و نعیم جاودانه امید دارد امل دراز در پیش نگیرد، و همیشه مرگ را مستعد بود، ........

....
مَنْ كانَ عَدُوًا لِلَهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیكالَ فَإِنَ اللَهَ عَدُوٌ لِلْكافِرِینَ. دیگر باره درین آیت نام ایشان یاد كرد تشریف و تخصیص ایشان را، كه ایشان در میان ملائكة سران و سروران اند و بهینه فرشتگان چهاراند: جبرئیل و میكائیل و اسرافیل و عزرائیل و بهینه این چهار جبریل است، ششصد پر دارد هر پرى هفتاد هزار ریشه، و علیه تهاویل الدّر و الیاقوت.

مصطفى (ع) او را دید بصورت خویش، و كان قد سدّ الافق.
در بعضى اخبار است كه مصطفى (ع) را غشى رسید آن گه كه او را بصورت خویش بدید، پس گفت : سبحان اللَه ما كنت ادرى ان شیئا من الخلق هكذا. و قال جبریل فكیف لو رأیت اسرافیل؟ انّ له لاثنى عشر جناحا جناح منها بالمشرق و جناح بالمغرب، و انّ العرش لعلى كاهله و انه لیتضاءل لعظمة اللَه عز و جل، حتى یعود مثل الرضع.
.............

جبرئیل نامى است عبرانى یا سریانى و معنى آن عبد اللَه است، جبر بنده است و ایل نام خداوند است عز و جل.
همچنین میكائیل و اسرافیل: میكا و اسراف نام بنده است، و ایل نام خدا یعنى بنده خداوند عز و جل.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَیِناتِ الآیة، چون موسى (ع) بر بساط انبساط پرورده شد، و خلعت كرامت یافت، و به نبوت و رسالت مخصوص گشت، وحى آمد بوى كه یا موسى تو آن باز سپیدى كه خلقى را بتو صید خواهیم كرد، پیغام ما به بنى اسرائیل رسان، و نعمت و منت ما در یاد ایشان ده رب العالمین آن فرستادن و رفتن وى بر جهانیان جلوه كرد و گفت وَ لَقَدْ جاءَكُمْ مُوسى بِالْبَیِناتِ موسى گفت: خداوندا ایشان را چه گویم؟
رب اشرح لی

وهب منبه گفت در بعضى كتب خوانده ام كه پیغام حق آن بود كه یا بن عمران! قل لبنى آدم من كان شفیعكم الى اذ خلقتكم فاحسنت صوركم؟ و من كان شفیعكم الىّ اذ مننت علیكم بالاسلام.
.......


النوبة الاولى
قوله تعالى:
قُلْ رسول من گوى
إِنْ كانَتْ لَكُمُ الدَارُ الْآخِرَةُ اگر سراى پسین و پیروزى در آن شما راست
عِنْدَ اللَهِ نزدیك خداوند،
خالِصَةً مِنْ دُونِ النَاسِ خاصّه شما را از غیر دیگران،
فَتَمَنَوُا الْمَوْتَ پس مرگ خواهید بآرزوى
إِنْ كُنْتُمْ صادِقِینَ اگر مى راست گوئید.

وَ لَنْ یَتَمَنَوْهُ و بآرزو نخواهند آن را،
أَبَداً هرگز
بِما قَدَمَتْ أَیْدِیهِمْ بآنچه میدانند كه پیش فرا فرستادند از كردید،
وَ اللَهُ عَلِیمٌ بِالظَالِمِینَ و اللَه داناست بآن ستمكاران بر خویشتن.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...و قال تعالى اللَهُ أَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رِسالَتَهُ و معنى بغى حسد است تا در دلست آن را حسد گویند و چون ظاهر شود بغى گویند و این حسد آفتى عظیم است در راه مؤمنان، آن را كه حسد بیوكند هیچ عبادت و طاعت او را بر ندارند. الحسد یأكل الحسنات كما تاكل النار الحطب.
قد افلح من یزکی

ابلیس افتاده حسد بود لاجرم عبادت چندین هزار ساله او را از وهده لعنت بیرون نیاورد، و زلّت آدم كه از شهوت بود نه از حسد توبه وى لا جرم مقبول گشت، و كار وى آسان شد، انس مالك گفت مصطفى (ع) با یاران نشسته بود گفت: " یطّلع علیكم الآن رجل من اهل الجنّة " هم اكنون مردى از اهل بهشت درآید، مردى انصارى درآمد و نعلین در دست چپ داشت و آب از محاسن وى قطره قطره مى افتاد، از تجدید وضوء، آن روز گذشت، دیگر روز مصطفى (ع) هم چنان گفت و همان مرد در آمد هم بر آن صفت، سدیگر روز همین حال برین نسق برفت. عبد اللَه عمرو عاص گفت من بهانه گرفتم و بخانه آن مرد انصارى رفتم، و سه شب با وى بماندم، و در اعمال وى اندیشه میكردم، ندیدم از وى عمل بسیار، اما اندر میانه شب هر گه كه بیدار شدى ذكرى و تسبیحى بر زبان وى برفتى، و بوقت نماز بامداد برخاستى و وضویى تمام كردى. پس عبد اللَه گفت چون عبادت فراوان از وى ندیدم آنچه شنیده بودم از مصطفى (ع) با وى راندم و گفتم چه عمل دارى بیرون ازین كه موجب این ثواب است؟
قال لا اجد فى نفسى غلّا لاحد من المسلمین، و لا احسده على خیر اعطاه اللَه ایاه. قال له عبد اللَه هذا الذى بلغك و هى الّتى لا نطیق.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى:
الله نورالسموات والارض
وَ لَمَا جاءَهُمْ كِتابٌ و چون بایشان آمد نامه
مِنْ عِنْدِ اللَهِ از نزدیك خداوند
مُصَدِقٌ استوار گیر و گواه
لِما مَعَهُمْ توریة را كه با ایشانست
وَ كانُوا مِنْ قَبْلُ و ایشان جهودان از پیش ما
یَسْتَفْتِحُونَ مى نصرت خواستند برسول خدا
عَلَى الَذِینَ كَفَرُوا بر دشمنان خویش كه كافران بودند
فَلَمَا جاءَهُمْ ما عَرَفُوا چون بایشان آمد آنچه شناختند
كَفَرُوا بِهِ بوى كافر شدند
فَلَعْنَةُ اللَهِ عَلَى الْكافِرِینَ پس اكنون لعنت خدا بر كافران.

بِئْسَمَا اشْتَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ ببد چیزى خویشتن بفروختند
أَنْ یَكْفُرُوا كه كافر میشوند
بِما أَنْزَلَ اللَهُ بآنچه فرو فرستاده اللَه،
بَغْیاً حسد را
أَنْ یُنَزِلَ اللَهُ مِنْ فَضْلِهِ مى فرو فرستد از فضل خویش
عَلى مَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ بر آن كه خواهد از رهیگان خویش
فَباؤُ بِغَضَبٍ خویشتن را بخشم خداى آوردند و بخشم وى باز گشتند
عَلى غَضَبٍ خشمى بر خشمى
وَ لِلْكافِرِینَ عَذابٌ مُهِینٌ و كافرانراست عذابى خوار كننده.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...وَ آتَیْنا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِناتِ و از پس ایشان عیسى فرستادیم، و او را دادیم نشانهاى روشن و معجزهاى آشكارا، چون مرغ از گل برآوردن، و باد در آن دمیدن، تا مرغى مى گشت بفرمان خدای عزّ و جل و هو الخفاش، و نابیناى مادر زاد روشن گردانیدن و علت پیسى بمسح دست ببردن، و زنده گردانیدن مرده.
محمد رسول الله

گفته اند چهار كس را از فرزندان آدم زنده كرد پس از مردگى ایشان:
سام بن نوح و عازر و ابن العجوز و ابنة العاشر.
..............

ابن كثیر هر جا كه قدس آید در قرآن بتخفیف خواند، گفته اند كه روح جبرئیل است و سمى به لأنه ینزل بما یحیى به و یستروح بعمله، قدس خداوند عز و جل است، اضافه الى نفسه لانه كان بتكوین اللَه عز و جل له روحا من غیر ولادة والد و والدة، و عیسى را هم باین معنى روح اللَه خوانند.

شعبى گفت عیسى بر جبرئیل رسید گفت السلام علیك یا روح القدس
جبرئیل گفت و علیك یا روح اللَه
مفسران گفتند این هر دو نام بیك معنى اند، و این اضافه بر سبیل تخصیص و تكریم است، و گفته اند تأیید عیسى به جبرئیل آن بود كه عیسى نیرو گرفت بجان پاك از دهن جبرئیل كه در مریم دمید، تا بآن نیرو گرفت و بى پدر از مادر در وجود آمد، و گفته اند كه جبرئیل در همه حال قرین وى بودى در سفر و در حضر و در آسمان.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: أَ وَ لا یَعْلَمُونَ أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ وَ ما یُعْلِنُونَ كلام خداوندیست معبود موحدان، پاسخ كننده خوانندگان، عالم بحال بندگان، داننده آشكار و نهان، باز خواننده بر گشتگان.

هو السمیع العلیم

یكى را بعبارت صریح باز خواند و پروردگارى خود بروى عرضه كند گوید وَ أَنِیبُوا إِلى رَبِكُمْ، یكى را باشارت عزیز خود بخواند و روى دل وى از اغیار بخود گرداند، و خداوندى و پادشاهى خود بروى عرضه كند و گوید: أَ وَ لا یَعْلَمُونَ أَنَ اللَهَ یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ وَ ما یُعْلِنُونَ عارفان را اشارتى كفایت باشد، چون رب العالمین گفت من سرها دانم و بر نهانیها مطّلعم ایشان سرّ خویش از غبار اغیار بیفشاندند هیچ پراكندگى در دل خود راه ندادند، و چون گفت من آشكارا دانم، ایشان در معاملت ظاهر با خلق خداى صدق بجاى آوردند، از اینجاست كه اهل اشارت گفته اند: یَعْلَمُ ما یُسِرُونَ امر بالمراقبة بین العبد و بین الحق وَ ما یُعْلِنُونَ امر بالصّدق فى المعاملة و المحاسبة مع الخلق.

و در بعضى كتب خدا است ان لم تعلموا این اراكم فالخلل فى ایمانكم، و ان علمتم انى أراكم فلم جعلتمونى اهون الناظرین الیكم؟ و نظیر این آیت آنست كه رب العزة گفت: یَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْیُنِ وَ ما تُخْفِی الصُدُورُ اللَه نگریستن چشمها بخیانت میداند، و آنچه در دلها پنهان دارند میداند، و خیانت چشم نگرندگان بتفاوت است از آنك روندگان بتفاوت اند. خیانت چشم متعبدان آنست كه در شب تاریك چون وقت مناجات حق باشد در خواب شوند تا انس خلوت بریشان فوت شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... وَ قالُوا لَنْ تَمَسَنَا النَارُ إِلَا أَیَاماً مَعْدُودَةً. چونك جهودان را بیم دادند از آتش دوزخ، ایشان گفتند آتش بما نرسد مگر چند روز شمرده.
یعنى آن چهل روز كه گوساله پرستیدند كه خداى عز و جل سوگند یاد كرده است كه ایشان را عذاب كند، چون آن چهل روز عذاب كرد سوگند وى راست شد، از آن پس از دوزخ بیرون آئیم و قومى دیگر بجاى ما، و اشارت بمصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلّم و یاران كردند یعنى شما بجاى ما نشینید مصطفى گفت: " بل انتم خالدون فیها مخلّدون لا نخلفكم فیها ان شاء اللَه ابدا "

یدالله فوق ایدیهم

پس رب العالمین ایشان را دروغزن كرد، گفت: قُلْ أَتَخَذْتُمْ عِنْدَ اللَهِ عَهْداً یا محمد گوى ایشان را كه بآنچه مى گویید پیمانى دارید از حق جل جلاله؟

اگر دارید اللَه پیمان خود نشكند، پس ایشان را دیگر باره دروغ زن كرد گفت: أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللَهِ ما لا تَعْلَمُونَ این ام در موضع بل است، یعنى شما بر خداى عز و جل چیزى مى گویید كه ندانید.

ابن عباس گفت روز قیامت كه ایشان را در دوزخ چهل سال عذاب كرده باشند هر روزى را از آن چهل روز سالى، خازنان دوزخ گویند " یا معشر الیهود أما انقضت الایام التی قلتم فى دارالدنیا؟ قالوا ما ندرى. قالت الخزّان فقد عذّبناكم مقدار اربعین سنة، یا معشر الاشقیاء، فبم تخرجون منها، قالوا كیف نخرج و انت خازن جهنم، فیقول لهم أ كنتم اتخذتم عند اللَه عهدا بل كذبتم و انتم فیها خالدون " آن گه ایشان را جواب داد " بَلى مَنْ كَسَبَ سَیِئَةً" این بلى بمعنى آرى است میگوید آرى آنچه ایشان میگویند كه نیست هست " مَنْ كَسَبَ سَیِئَةً ... "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى: وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً قتل نفس از دو گونه است یكى از روى صورت و یكى از روى معنى، او كه از روى صورت خود را كشد بعذابى رسد كه عذاب از آن صعبتر نیست
مهلت خداوندی
....
و آن كس كه خود را بشمشیر مجاهدت از روى معنى كشد بناز و نعیم باقى و بهشت جاویدى رسید. چنانك رب العزة گفت وَ أَمَا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِهِ وَ نَهَى النَفْسَ عَنِ الْهَوى فَإِنَ الْجَنَةَ هِیَ الْمَأْوى .

قوم موسى را گفتند زنده را بكشید تا كشته زنده شود، اشارت باهل طریق است كه نفس زنده را بشمشیر مجاهدت بكشند بر وفق شریعت تا دل مرده بنور مشاهدت زنده شود، و او كه بنور مشاهدت و روح انس زنده شد بحیاة طیبه رسید آن حیاتى كه هرگز مرگى در آن نشود و فنا بآن راه نبرد، و زبان حال بنده اندرین حال میگوید:

گر من بمرم مرا مگویید كه مرد
گو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد


.....


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى:

باطن خوب

وَ إِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً و شما آنید كه یكى را بكشتید،
فَادَارَأْتُمْ فِیها و در آن كشته پیكار در گرفتید،
وَ اللَهُ مُخْرِجٌ و اللَه بیرون آرنده است و آشكارا كننده
ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ آنچه شما پنهان میدارید كه كشنده وى كیست.
فَقُلْنا اضْرِبُوه گفتیم بزنید این كشته را
بِبَعْضِها بچیزى از گوشت آن گاو،
كَذلِك چنین كه دیدید
یُحْیِ اللَهُ الْمَوْتى مردگان را زنده كند،
وَ یُرِیكُمْ آیاتِه و مى نماید شما را نشانهاى توانایى و نیك خدایى خویش
لَعَلَكُمْ تَعْقِلُون تا در یابید شما.
ثُمَ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ پس سخت گشت دلهاى شما،
مِنْ بَعْدِ ذلِكَ پس آن نشانهاى مهربانى و نیك خدایى كه از من دیدید،
فَهِیَ كَالْحِجارَةِ تا گویى كه آن دلها از سختى چون سنگ است
أَوْ أَشَدُ قَسْوَةً بل كه سخت تر از سنگ
وَ إِنَ مِنَ الْحِجارَةِ و از سنگها سنگ است
لَما یَتَفَجَرُ مِنْهُ الْأَنْهارُ كه از آن جویها میرود،
وَ إِنَ مِنْها لَما یَشَقَقُ از آن سنگ است كه مى شكافد،
فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ و آب از آن بیرون میآید،
وَ إِنَ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَهِ و از آن هست كه از بالا بهامون مى افتد از ترس خداوند،
وَ مَا اللَهُ بِغافِلٍ عَمَا تَعْمَلُونَ و خدا از كرد شما ناآگاه نیست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى. وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً
مفسران گفتند مردى در بنى اسرائیل درویش بود و عمّه زاده توانگر داشت بمیراث عمه زاده خود شتافت، بشب رفت و وى را بكشت، و بسبطى دیگر بود و در خانه ایشان بیوكند، بامداد آن سبط كشته بیگانه دیدند بر در خویش، و سبط این كشته مرد خویش را نیافتند، جستند و بر در بیگانگان یافتند كشته، خصومت در گرفتند اینان گفتند كه مرد خویش بر در شما كشته مى یابیم، و ایشان گفتند كه كشته خویش بدر سراى ما آوردید و بر ما آلودید، دست بسلاح زدند، و روى بجنگ آوردند، آخر گفتند كه وحى پیوسته است و پیغامبر بجاى، بروى رویم، بر موسى آمدند و قصه بر وى عرضه كردند.

شادم بتو ارچه سوگوارم داری

موسى گفت: إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُوا بَقَرَةً اللَه میفرماید شما را كه گاوى ماده بكشید.
جواب دادند ایشان أَ تَتَخِذُنا هُزُواً از جواب این خصومت در گاو چیست؟ ما را مى افسوس گیرى از جفا كارى كه بودند و غلیظ طبعى. چون حكمت در آن فرمان ندانستند اضافت سخریت با پیغامبر كردند، تا پیغامبر گفت.
أَعُوذُ بِاللَهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِینَ این سخریت كار جاهلانست و من فریاد خواهم بخداى كه كار جاهلان كنم.
مفسران گفتند این آن گه بود كه هنوز در مصر بودند دریا ناگذاشته، و غرق فرعون و كسان او نادیده، پس ازین قصه ها رفت كه شرح آن بجاى خویش كردیم.

قالُوا ادْعُ لَنا رَبَكَ وهب منبه گفت: در بنى اسرائیل جوانى بود مادر داشت و آن مادر را نوازنده بود بر دل و گوش، و بر وى بارّ و مهربان و كسب وى آن بود كه هر روز پشته هیزم بیاوردى و ببازار بفروختى، ثلثى از بهاى آن هیزم بصدقه میدادى، و ثلثى خود بكار مى بردى، و ثلثى بمادر میدادى چون شب در آمدى آن جوان شب را بسه قسم نهادى یك قسم نماز را و یك قسم خواب را و یك قسم بر بالین مادر بنشستى و تسبیح و تكبیر و تهلیل وى را تلقین میكردى، كه مادر از قیام شب عاجز بود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...و در قرآن ذكر رحمت فراوان است و جمله آن بده (10) معنى باز گردد:
یكى بمعنى اسلام است چنانك رب العالمین گفت وَ رَحْمَتُ رَبِكَ خَیْرٌ مِمَا یَجْمَعُونَ و قُلْ بِفَضْلِ اللَهِ وَ بِرَحْمَتِهِ درین دو آیت اسلام را رحمت خواند از بهر آنك بنده باسلام برحمت خداى میرسد هم در دنیا هم در عقبى.

دل

دیگر
رحمت است بمعنى رزق چنانك گفت ما یَفْتَحِ اللَهُ لِلنَاسِ مِنْ رَحْمَةٍ، و نام رحمن جل جلاله ازینجاست یعنى كه روزى دهنده جهانیانست، برّهم و فاجرهم. لا یمنع كافرا لكفره و لا عاصیا لعصیانه.
سوم رحمت است بمعنى شفقت كقوله تعالى وَ جَعَلَ بَیْنَكُمْ مَوَدَةً وَ رَحْمَةً
چهارم بمعنى لطف كقوله تعالى فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَهِ لِنْتَ لَهُمْ
پنجم رحمت بمعنى عفو و مغفرت كقوله تعالى كَتَبَ رَبُكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَحْمَةَ
ششم رحمت است بمعنى بهشت و ذلك فى قوله وَ أَمَا الَذِینَ ابْیَضَتْ وُجُوهُهُمْ فَفِی رَحْمَتِ اللَهِ.
هفتم رحمت گفت و مراد بآن رسول خدا است و ذلك فى قوله وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَا رَحْمَةً لِلْعالَمِینَ
هشتم رحمت است بمعنى باران و هو فى قوله هُوَ الَذِی یُرْسِلُ الرِیاحَ بُشْراً بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ.
نهم رحمت است بمعنى قرآن و هو قوله شِفاءٌ لِما فِی الصُدُورِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ.
دهم رحمت است بمعنى نعمت چنانك درین آیت گفت فَلَوْ لا فَضْلُ اللَهِ عَلَیْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لَكُنْتُمْ مِنَ الْخاسِرِینَ اى فلو لا نعمة ربكم لصرتم من المغبونین الذین خسروا الرحمة و استوجبوا العذاب.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قوله تعالى وَ ظَلَلْنا عَلَیْكُمُ الْغَمامَ الآیة اشارت بلطف و كرم خداوندیست، و مهربانى او بر بندگان چنانستى كه رب العالمین میفرماید كه
اى بیچاره فرزند آدم چرا نه وا من دوستى كنى كه سزاوار دوستى منم؟
چرا نه وا من بازار كنى كه جواد و مفضل منم؟
چرا وا من معاملت درنگیرى كه بخشنده فراخ بخش منم؟

خدا از دلها آگاهست

نه رحمت ما تنگ است نه نعمت از كس دریغ، یكى درنگر تا وا بنى اسرائیل چه كردم و چند نعمت بر ایشان ریختم، و چون نواخت خود بریشان نهادم در آن بیابان تیه پس از آن كه پیچیدند و نافرمانى كردند، ایشان را ضایع فرو نگذاشتم، میغ را فرمان دادم تا بر سر ایشان سایه افكند، باد را فرمودم تا مرغ بریان در دست ایشان نهاد، ابر را فرمودم تا ترنجبین و انگبین بایشان فرو بارید، عمود نور را فرمودم تا در شبى كه مهتاب نبود ایشان را روشنایى میداد، كودك كه از مادر در وجود آمدى در آن بیابان تیه با دستى جامه كه وى را در بایست بود در وجود آمدى، چنانك كودك مى بالیدى جامه با وى میبالیدى، نه كهن شدى آن جامه بر وى نه شوخ گرفتى، در حال زندگى زینت وى بودى و در حال مردگى كفن وى بودى، چه نعمت است كه من بریشان نریختم! چه نواخت است كه من بریشان ننهادم! ایشان خود قدر ما ندانستند و شكر نعمت ما نگزاردند.

اى بیچاره ترا هیچكس نخواند چنانك ما خوانیم، چون كه بیایى هیچكس ترا چنان نخرد چنان كه ما خریم، چون كه خود را بفروشى دیگران بى عیب خرند و ما با عیب خریم، دیگران با وفا خوانند و ما با جفا خوانیم، اگر به پیرانه سر باز آیى همه مملكت را بحرمت بیارائیم، و اگر بعنفوان شباب حدیث ما گویى فردا برستاخیز ترا در پناه خود گیریم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...قول تعالى: وَ ظَلَلْنا عَلَیْكُمُ الْغَمامَ و سایه كردیم بر شما میغ وَ أَنْزَلْنا عَلَیْكُمُ فرو فرستادیم بر شما از میغ الْمَنَ وَ السَلْوى ترنجبین و مرغ سلوى: كُلُوا مِنْ طَیِباتِ ما رَزَقْناكُمْ میخورید از پاكیها و خوشیها از آنچه شما را روزى كردیم بى رنج بردن و بى جستن وَ ما ظَلَمُونا و ستم نه بر ما كردند وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ لكن ستم بر خویشتن كردند.

مومنین ایمان بیاورید

وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا و گفتیم ایشان را كه در روید هذِهِ الْقَرْیَةَ درین شهر بیت المقدس فَكُلُوا مِنْها میخورید از آن حَیْثُ شِئْتُمْ هر جا كه خواهید رَغَداً آسان و فراخ، وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَداً و چون در روید پشت خم داده در روید، وَ قُولُوا حِطَةٌ و مى گویید حطّه حطّه فرو نه از ما گناهان نَغْفِرْ لَكُمْ خَطایاكُمْ تا بیامرزیم شما را گناهان شما وَ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ و ما نیكو كاران را به نیكویى بیفزائیم.

فَبَدَلَ الَذِینَ ظَلَمُوا بدل كردند آن ستمكاران آن سخن كه ایشان را فرمودیم قَوْلًا غَیْرَ الَذِی قِیلَ لَهُمْ بسخنى جز زانك ایشان را گفتند فَأَنْزَلْنا عَلَى الَذِینَ ظَلَمُوا فرو فرستادیم بر ایشان كه بر خود ستم كردند رِجْزاً مِنَ السَماءِ عذابى از آسمان بِما كانُوا یَفْسُقُونَ بآنچه از فرمان بیرون شدند.

وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ موسى آب خواست قوم خویش را در تیه فَقُلْنَا گفتیم او را اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ عصاى خود بر سنك زن فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ پس از آن بیرون گشاد اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً دوازده چشمه، قَدْ عَلِمَ كُلُ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ مردمان همه میدانستند هر سبطى آبشخور ایشان كُلُوا وَ اشْرَبُوا ایشان را گفتند میخورید و مى آشامید مِنْ رِزْقِ اللَهِ از آنچه روزى داد اللَه شما را بى رنج و بى جستن، وَ لا تَعْثَوْا فِی الْأَرْضِ مُفْسِدِینَ و بگزاف و تباهكارى و خود كامى در زمین مروید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قوله تعالى: وَ إِذْ نَجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ ؛ كریم است و مهربان، لطیف است و نگاهبان، خداوند جهان و جهانیان، فریاد رس نومیدان، ذخیره منقطعان، چاره بیچارگان، نوازنده رنجوران، رهاننده بندوران، در نگر بحال پیغمبران و رسولان كه هر یكى را ازیشان رنجى دیگر بود و اندوهى دیگر، منت نهاد بریشان و جهانیان را گفت باز برنده اندوهان و رهاننده ایشان منم.
دل خوش

آنك نوح پیغمبر در دست قوم خویش گرفتار شده و درمانده، و شخص عزیز وى نشانه زخم ایشان شده. رب العالمین گفت وَ نَجَیْناهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِیمِ آخر او را از دست ایشان رهانیدیم، و اندوهان وى را پایان پدید كردیم.

و در حق لوط پیغامبر گفت وَ نَجَیْناهُ مِنَ الْقَرْیَةِ الَتِی كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ.
و در حق ایوب پیغامبر گفت فَكَشَفْنا ما بِهِ مِنْ ضُرٍ
و در حق یونس گفت وَ نَجَیْناهُ مِنَ الْغَمِ او را از غم برهانیدیم و از ظلمتها بیرون آوردیم و درد وى را مرهم پدید كردیم.

در حق موسى و بنى اسرائیل همین میگوید، و منت مى نهد وَ إِذْ نَجَیْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ در عذاب و رنج فرعون بودند كارهاى دشوار و بار گران بریشان مى نهاد و فرزندان ایشان را میكشت، آخر آن محنت ایشان را پایان پدید كردیم، و آن رنج ازیشان برداشتیم، و آن غمّ و آن همّ از دل ایشان برگرفتیم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...مفسران گفتند كه پرستندگان گوساله پس از آن پشیمان شدند و بدانستند كه از راه حق دور افتاده اند، و الیه الاشارة بقوله وَ لَمَا سُقِطَ فِی أَیْدِیهِمْ وَ رَأَوْا أَنَهُمْ قَدْ ضَلُوا آن گه كه پشیمان شدند و بدانستند كه حق گم كردند قالُوا لَئِنْ لَمْ یَرْحَمْنا رَبُنا گفتند اگر خداوند ما بر شما نبخشاید و ما را نیامرزد ناچاره از زیان كارانیم.
لاف

و موسى ایشان را میگفت إِنَكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ شما بر خویشتن ستم كردید كه عبادت گوساله كردید.
گفتند یا موسى اكنون حیلت چیست؟
موسى گفت: فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ البارئ الخالق و البریّة المخلوقون یقال برأ اللَه الخلق و یبرأ منهم برأ میگوید كه راه شما آنست كه توبه كنید از معصیت، بطاعت بازگردید و از كرده پشیمان شوید، و از آفریدگار عذرى بازخواهید.

گفتند یا موسى بمجرد عذر كار ما راست شود یا نه؟
موسى گفت نه كه شما مرتدّ گشتید بدانك گوساله را معبود گرفتید و حكم مرتد قتل است: فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ معنى نه آنست كه خود را بدست خویش بكشید بل كه میگوید یكدیگر بكشید هذا كقوله تعالى وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ اى لا یقتل بعضكم بعضا، و كقوله ثُمَ أَنْتُمْ هؤُلاءِ تَقْتُلُونَ أَنْفُسَكُمْ اى نظراءكم فى الدین.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... موسى بفرمان خداوند عز و علا از مصر بیرون شد و با وى ششصد هزار مرد جنگى و بیست هزار بود كه سنّ ایشان كم از شصت و بیش از بیست بود، چون بیرون آمدند راه نبردند متحیر فرو ماندند، تا ایشان را بقبر یوسف نشان دادند در جوف نیل، و صندوق مرمر كه یوسف در آن نهاده بود بیرون بیاوردند تا با خود بشام برند، چنانك یوسف از برادران در خواسته بود، و آن نشان پیر زنى داد چنانك در خبر است، تا این نكردند راه بریشان گشاده نشد پس فرعون بدانست كه ایشان از مصر بیرون شدند ندا فرمود تا چون خروه بانك كند جمله قبطیان ساخته باشند تا از پى ایشان بروند.
فقط خدا

و رب العزة تقدیر چنان كرد كه آن شب هیچ خروه ببانك نیامد، تا بوقت اسفار. پس فرعون و قبطیان بیرون آمدند لشكرى انبوه و جمعى عظیم. گفته اند كه هزار هزار و هفتصد هزار بودند و از جمله هفتاد هزار اسب هام گون هام رنگ هم بالا بودند، و هامان در مقدمه ایشان، تا به موسى و بنى اسرائیل نزدیك شدند. پس لشكر موسى چون بكناره دریا رسیدند، در پیش دریا دیدند و از پس دشمنان، فریاد برآوردند كه یا موسى أوذینا من قبل ان تأتینا و من بعد ما جئتنا، هذا البحر اما منا، و العدو خلفنا فما الحیلة؟

یا موسى پیش از آمدن تو ما بدست ایشان رنجه و شكسته و كوفته بودیم و پس از آمدن تو هم چنان، خود این رنج و عذاب ما روزى بسر نیاید و از ما باز نشود اینك دریا در پیش و دشمن از پس؟ موسى گفت " عَسى رَبُكُمْ أَنْ یُهْلِكَ عَدُوَكُمْ وَ یَسْتَخْلِفَكُمْ فِی الْأَرْضِ " چه دانید، باشد كه خداوند شما آن دارنده و پروراننده شما دشمن شما را هلاك گرداند، و شما را بجاى ایشان بنشاند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:........وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَ بِالْباطِلِ نگر تا حق و باطل در هم نیامیزى، راست و دروغ پسندیده و ناپسندیده در هم نكنى، نگویم باطل را مشناس بباید شناخت تا از آن بپرهیزى و حق بباید شناخت تا بر پى آن باشى مصطفى گفت " اللّهم ارنا الحق حقا و ارزقنا اجتبائه و ارنا الباطل باطلا و ارزقنا اجتنابه"
الله

ارباب حقائق گفته اند در معنى وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَ بِالْباطِلِ حظ نفس و غذاء دل در هم میامیزید كه با یكدیگر در نسازند، خداوند دل بحق حق مبسوط است و بنده نفس بحظ نفس مربوط است، پس بیكدیگر كى رسند؟ دنیا خسیس است و عقبى نفیس با یكدیگر چون بسازند؟

دوستى خالق سعادت ازلى و ابدى است و دوستى مخلوق وبال نقدى در یك دل چون بهم آیند ؟!
" ما جَعَلَ اللَهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَیْنِ فِی جَوْفِهِ " خویشتن پرستى و خداپرستى یكدیگر را ضداند در یك نهاد چگونه مجتمع شوند؟

مهر خود و یار مهربانت نرسد
این خواه گر آن كه این و آنت نرسد


وَ اسْتَعِینُوا بِالصَبْرِ وَ الصَلاةِ
فرمان آمد یا سیّد امت خویش را بگوى كه در كارها صبر كنید تا بمراد رسید كه" الصبر مفتاح الفرج" هر كه صبر مردان ندارد تا گرد میدان مردان نگردد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:6  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  •   

همه پیوندها