تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر تفسیر قرآن

چشم به راه

النوبة الثالثة
قوله تعالى: اللَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ الآیة... اللَه من له الالهیة و الربوبیة، اللَه من له الاحدیة و الصمدیة، ثبوته احدى، و كونه صمدى، بقاؤه ازلى و سناؤه سرمدى.
الله

اللَه نام خداوندى كه ذات او صمدى و صفات او سرمدى
بقاء او ازلى و بهاء او ابدى
جمال او قیومى، و جلال او دیمومى
نامدارى بزرگوار، در قدر بزرگ و در كردار، در نام بزرگ و در گفتار
برتر از خرد و پیش از كى، و مه از مقدار
جلیلا خدایا كه كرد كارست و خوب نگار
عالم را آفریدگار و خلق را نگهدار
دشمن را دارنده و دوست را یار
امیدها را نقد و ضمانها را بسنده
و كار هر خصم را پذیرنده و هر جرم را آموزگار
مرید را قبله و دل عارف را یادگار


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

لا إِلهَ إِلَا هُوَ كلمه اخلاص است، كه بندگان را بدان خلاص است، سى و هفت جایگه در قرآن این كلمه بگفته، و عالمیان را بآن بخوانده و عملها بدان پذیرفته، و پیغامبران بآن فرستاده. یقول تعالى و تقدس وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا أَنَا فَاعْبُدُونِ و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت ان افضل ما اقول انا و ما قال النبیّون من قبلى لا اله الا اللَه
الله لا اله الا هو
....
بكر بن عبد اللَه المزنى روایت كند كه پادشاهى بود در روزگار گذشته ازین متمردى بد مرد، طاغیى شوخگن، جبارى بت پرست، كه تا بود آئین كفر و بت پرستى راست میداشت و آن را مى برزید و خلق را بر آن میخواند و مسلمانان را مى رنجانید.

مسلمانان بغزاء وى شدند و نصرت مسلمانان را بود، و او را بگرفتند بقهر و خواستند كه او را تعذیب كنند تا در عذاب هلاك شود، قمقمه عظیم بساختند و او را در آن نشاندند در میان آب، و آتش در زیر آن كردند، آن مرد طاغى در آن عذاب بتان را یكان یكان مى خواند، و ازیشان فریاد رسى همى جست، میگفت یا فلان و یا فلان أ لم اكن اعبدك، الم امسح وجهك و افعل و افعل؟ چون ازیشان درماند و فریاد رسى نبود، روى سوى آسمان كرد و باخلاص گفت لا اله الا اللَه همان ساعت بفرمان اللَه بر مثال ناودانى در هوا پیدا شد، آبى سرد از آن روان شد، بسر وى فرود آمد، بادى عاصف فرو گشاد، آن آتش را بكشت و قمقمه برداشت و هم چنان در هوا مى برد تا در میان قوم خویش بزمین آمد، و هم چنان میگفت لا اله الّا اللَه قوم وى او را از قمقمه بیرون آوردند و گفتند ما امرك و ما شأنك؟ وى قصه خویش بگفت، و آن قوم همه مسلمان شدند. مؤمنانرا آن حال عجب آمد، یكى ازیشان بخواب دید كه رب العزة جل جلاله ندا كرد و گفت " انه دعا آلهته فلم تجبه، و دعانى فاجبته و لم اكن كالصّم البكم الذین لا یعقلون"


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و عن الحسن بن ابى الحسن قال: جف القلم و قضى القضاء و تم القدر بتحقیق الكتاب و تصدیق الرسل، و سعادة من عمل و اتّقى، و شقاء من ظلم و اعتدى، و بالولایة من اللَه للمؤمنین و التبرئة من اللَه للمشركین، من كفر بالقدر فقد كفر بالاسلام.
الله جمیل

و روى عن الحسین بن على (ع) قال " ان القدریة لم یرضوا بقول اللَه و لا بقول الملائكة و لا بقول النبیین و لا بقول اهل الجنة و لا بقول اهل النار و لا بقول اخیهم ابلیس، اما قول اللَه تعالى فانه یقول وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ اما قول الملائكة سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَا ما عَلَمْتَنا و امّا قول النبیین، فقول نوح  وَ لا یَنْفَعُكُمْ نُصْحِی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كانَ اللَهُ یُرِیدُ أَنْ یُغْوِیَكُمْ " و قول موسى: إِنْ هِیَ إِلَا فِتْنَتُكَ " و امّا قول اهل الجنة: الْحَمْدُ لِلَهِ الَذِی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَا لِنَهْتَدِیَ، لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَهُ و اما قول اهل النار:
لَوْ هَدانَا اللَهُ لَهَدَیْناكُمْ و اما قول ابلیس: رَبِ بِما أَغْوَیْتَنِی.

و قال جعفر بن محمد الصادق (ع ) جلّ العزیز ان یأمر بالفحشاء و عزّ الجلیل ان یكون فى ملكه ما لا یشاء .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تِلْكَ آیاتُ اللَهِ الآیة... اى هذه آیات اللَه، یعنى القرآن نَتْلُوها عَلَیْكَ بِالْحَقِ اى بصدق الحدیث. میگوید این آیات و كلمات قرآن سخنان اللَه است كه براستى بر تو میخوانیم.
الله

جاى دیگر گفت نَتْلُوا عَلَیْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى و كلا نقص علیك من انباء الرسل، فاذا قرأناه فاتبع قرآنه این همه دلائل اند كه خداى را عز و جل خواندن است. و یشهد لذلك قول النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم  " كان الناس لم یسمع القرآن حین سمعوه، من فى الرحمن یتلوه علیهم
وَ إِنَكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ اى الى الخلق كافة، میگوید تو از فرستادگانى بجهانیان، و جهانیان همه امت تواند، یعنى امت دعوت.

و در جمله بدانك امت وى بر سه قسم اند:
امت دعوت ،
امت اجابت ، و
امت اتباع ،
اما امت دعوت آنست كه اللَه گفت كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِی أُمَةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ الى قوله وَ هُمْ یَكْفُرُونَ بِالرَحْمنِ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِی مُلْكَهُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿247﴾

و پیامبرشان به آنان گفت در حقیقت ‏خداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشى داده نشده است پیامبرشان گفت در حقیقت‏ خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نیروى] بدنى بر شما برترى بخشیده است و خداوند پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى‏دهد و خدا گشایشگر داناست (247)
الله

قوله تعالى:
وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُهُمْ پیغامبر ایشان ایشان را گفت
إِنَ آیَةَ مُلْكِهِ نشان ملك او بر شما
أَنْ یَأْتِیَكُمُ التَابُوتُ آنست كه تابوت آید بشما،
فِیهِ سَكِینَةٌ مِنْ رَبِكُمْ در آن تابوت سكینة از خداوند شما،
وَ بَقِیَةٌ مِمَا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ چیزى كه مانده از آنچه از آل موسى و از آل هارون باز ماند
تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ فریشتگان آن را بردارند و آرند،
إِنَ فِی ذلِكَ لَآیَةً لَكُمْ در آن نشانیست شما را كه ملك طالوت باذن خداست و رضا و اصطفاء او،
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ اگر گرویدگانید، دانید كه چنین است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿245﴾
كیست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نیكویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست كه [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مى‏ آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید (245)
کونوا مع الصادقین
قوله تعالى:
مَنْ ذَا الَذِی یُقْرِضُ اللَهَ كیست آنك خداى را وامى دهد؟
قَرْضاً حَسَناً وامى نیكو
فَیُضاعِفَهُ لَهُ تا وى را آن وام توى بر توى كند
أَضْعافاً كَثِیرَةً تویهاى فراوان
وَ اللَهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ و اللَه میگیرد روزى، بر كس كس تنگ مى كند، و میگشاید روزى، بر كس كس فراخ میكند،
وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ و با وى خواهند گردانید شما را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ الآیة...
بزبان اشارت محافظت اندر نماز آنست كه چون بنده بحضرت نماز در آید، بهیبت درآید، و چون بیرون شود بتعظیم بیرون شود، و تا در نماز باشد به نعت ادب بود، تن بر ظاهر خدمت داشته و دل در حقائق وصلت بسته، و سر با روح مناجات آرام گرفته، المصلى یناجى ربه.
ان الله بصیر بالعباد

بو بكر شبلى رحمة اللَه گفت اگر مرا مخیر كنند میان آنك در نماز شوم یا در بهشت شوم، آن بهشت براین نماز اختیار نكنم، كه آن بهشت اگر چند ناز و نعمت است، این نماز راز ولى نعمت است، آن نزهت گاه آب و گل است و این تماشاگاه جان و دل است، آن مرغ بریان است در روضه رضوان، و ابن روح و ریحان در بستان جانان.

تماشا را یكى بخرام در بستان آن جانان ببین در زیر پاى خویش جان افشان آن جانان مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم از هیچ مقام آن نشان نداد كه از نماز داد بآنچه گفت: " جعلت قرّة عینى فى الصلاة " روشنایى چشم من از میان نواختها و نیكوئیها مشغولى بوى است و راز دارى با وى.

اینك دل من تو در میانش بنگر
تا هست بجز تو هیچ مقصود دگر؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ اى واظبوا على الصّلوات المكتوبة بمواقیتها، و حدودها و جمیع ما یجب فیها من حقوقها
میگوید: بپاى دارید نمازهاى فریضه، و حقوق و حدود آن بشناسید، و بوقت خویش بجاى ارید. و آن پنج نماز است به پنج وقت، .....
و اوقات این نماز پنچ گانه مختلف است و بیان آن هم در قرآن است و هم در سنت قال اللَه تعالى: فَسُبْحانَ اللَهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِیًا وَ حِینَ تُظْهِرُونَ حین تمسون وقت نماز شام و خفتن است و حین تصبحون وقت نماز بامداد، و عَشِیًا نماز دیگر و حِینَ تُظْهِرُونَ نماز پیشین.
نیرنگ در قرآن
جاى دیگر گفت فسبّح بحمد ربك قبل طلوع الشمس. وقت نماز بامداد است، و قبل غروبها، نماز دیگر، و من آناء اللیل نماز شام و خفتن و اطراف النهار نماز پیشین. این بیان اوقات نمازست از كتاب خداى عز و جل
اما از جهت سنت آنست كه ابن عباس روایت كرد از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم قال " امّنى جبرئیل عند باب البیت، فصلّى بى الظهر حین زالت الشمس و الفى ء مثل الشراك، و صلى بى العصر، حین كان كل شى ء بقدر ظلّه، و صلى المغرب حین افطر الصائم، و صلّى العشاء حین غاب الشفق، و صلى الصبح، حین حرم الطعام والشراب على الصائم، و صلى الظهر فى الیوم الثانى، حین كان كل شی ء بقدر ظلّه، وقت العصر بالامس، و صلى العصر حین صار ظل كل شی ء مثله، و صلى المغرب للوقت الاول، لم یؤخرها عنه، و صلى العشاء حین ذهب ثلث اللیل، و صلى الصبح حین اسفر، ثم التفت الى فقال یا محمد: هذا وقت الانبیاء قبلك و الوقت ما بین هذا الوقتین

معنى محافظت بپاى داشتن این نمازهاست باین وقتهاى معین و حقوق آن بتمامى بجاى آوردن. مصطفى گفت: كسى كه در نماز تأخیر افكند و حقوق آن بجاى نیارد او را منافق نام كرد،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ الآیة...
اصل جناح از جنوح است، معنى جنوح میل است. جنح اى مال و جنح نام پاره ایست از شب، و هر جا كه لا جُناحَ گفت معنى آنست كه بر آن كس از نام كژى چیزى نیست و بر وى بزه مندى نیست.
قرآن

مفسران گفتند این آیت بدان آمد كه چون مصطفى تهدید داد و بترسانید ایشان را كه طلاق بسیار گویند و زن بسیار خواهند، بآنچه گفت : " ان اللَه یبغض كل مطلاق ذواق " و گفت " ابغض الحلال الى اللَه الطلاق " و گفت " ما بال قوم یلعبون بحدود اللَه یقولون طلقتك راجعتك " مسلمانان چون این تهدید شنیدند، گمان بردند كه هر آن كس كه زن خود را طلاق دهد بزه كار شود و تنگیى عظیم بر دل ایشان آمد.

بدین معنى رب العالمین گفت: لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ نه چنانست كه شما گمان مى برید كه بهر حال كه طلاق دهید، بزه كار شوید، نیست بر شما تنگیى و بزه كاره اى، چون ایشان را طلاق دهید بوقت حاجت و بر وجه مندوب. و باشد كه خود فراق به بود از امساك، چون سازگارى و مهربانى نبود، و ذلك فى قوله فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ پس گفت: ما لَمْ تَمَسُوهُنَ معنى آنست كه تا آن گه كه زن را نپاسیده باشید ما لم تماسوهن " تا آن وقت كه با آن زن هام پوست نبوده باشید "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ كَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿233﴾
شیر مادر

و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند [این حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را تكمیل كند و خوراك و پوشاك آنان [=مادران] به طور شایسته بر عهده پدر است هیچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى‏شود هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند و هیچ پدرى [نیز] نباید به خاطر فرزندش [ضرر ببیند] و مانند همین [احكام] بر عهده وارث [نیز] هست پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضایت و صوابدید یكدیگر كودك را [زودتر] از شیر بازگیرند گناهى بر آن دو نیست و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید بر شما گناهى نیست به شرط آنكه چیزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفته ‏اید به طور شایسته بپردازید و از خدا پروا كنید و بدانید كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست
(233)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: الطَلاقُ مَرَتانِ الآیة...
حكم طلاق در روزگار جاهلیت و در ابتداء اسلام پیش از نزول این آیت آن بود كه هر آن كس كه زن خویش را طلاق دادى اگر یكى و بیشتر، طلاق را حصرى و حدى نبود، و مرد را حق رجعت بود در روزگار عدّة، .... و در آن حال این آیت آمد و حدّ طلاق پیدا شد و به باز آمد.
آه

گفتند یا رسول اللَه الطَلاقُ مَرَتانِ و این الثالثة؟ این دو طلاق است كه گفت ذكر سیم كجاست؟ گفت: فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ این تسریح نام سدیگر طلاق است. و نامهاى طلاق در قرآن سه است: طلاق و فراق و سراح " طلقوهن و فارقوهن و سرحوهن "
 
معنى آیت آنست كه طلاق كه بوى رجعت توان كرد دو است، بعد از آن دو طلاق امساك است با خود گرفتن بلفظ مراجعت، أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ یا گسیل كردن بآنك فرو گذارد تا عدت بسر آید و بینونت حاصل شود، پس چون عدت بسر آمد و بینونت حاصل شد و خواهد كه وى را با خود گیرد بلفظ مراجعت كار بر نیاید. كه نكاح تازه باید كرد. اما اگر این دو طلاق گفت و پیش از آنك عدّت بسر آید یا نه كه بعد از آنك عدت بسر آید و نكاح تازه كند وى را طلاق سوّم دهد بینونت كبرى حاصل شود. و تا آن زن بنكاح بشوهرى دیگر نرسد بهیچ وجه وى را با خود نتواند گرفت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
لِّلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَآؤُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿226﴾
براى كسانى كه به ترك همخوابگى با زنان خود سوگند مى‏خورند [=ایلاء] چهار ماه انتظار [و مهلت] است پس اگر [به آشتى] بازآمدند خداوند آمرزنده مهربان است (226)
حضرت داوود
قوله تعالى:
لِلَذِینَ یُؤْلُونَ ایشانراست كه سوگند خورند
مِنْ نِسائِهِمْ از زنان خویش دور بودن را و باز ایستادن را از رسیدن بایشان،
تَرَبصُُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ درنگ چهار ماه
فَإِنْ فاؤُ اگر باز آیند
فَإِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ اللَه آمرزگارست و بخشاینده.

وَ إِنْ عَزَمُوا الطَلاقَ و اگر عزم كنند طلاق دادن را
فَإِنَ اللَهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ خداى شنوا است سوگند را و داناست عزیمت را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن الدحداح گفت یا رسول اللَه! زنان را در حال حیض نزدیكى كنیم و پاسیم یا نه؟ كه بگذاریم ایشان را در وقت حیض و نپاسیم؟ آیت آمد وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً، فَاعْتَزِلُوا النِساءَ فِی الْمَحِیضِ
هوای نفس

حیض و محیض یكى است، همچون كیل و مكیل و عیش و معیش. و معنى حیض رفتن خون است، یعنى آن دم معروف سیاه رنگ، بحرانى كه از قعر رحم برآمد، كمینه آن یك شبانروزست و مهینه پانزده شبانروز، و غالب آن شش یا هفت روز است، و هر چه نه از قعر رحم بیامد و نه سیاه رنگ بود آن را دم استحاضه گویند. و احكام حیض در آن نرود.
....
فاطمة بنت ابى حبیش گفت یا رسول اللَه من زنى مستحاضه ام نماز بگذارم در حال استحاضه یا نه؟ رسول خدا گفت دم حیض دم سیاه است معروف كه در آن نماز نگذارند، چون آن باشد نماز مگذار، و اما چون دم استحاضه باشد وضو كن و نماز كن، كه آن رگى است كه روان میشود، و نماز منافى آن نیست ابن عباس گفت آن رگ در ادنى الرحم است نه در قعر رحم، و حكم مستحاضه آنست كه خویشتن را بشوید و استوار به بندد، و هر نماز فریضه را بعد از دخول وقت وضو كند، و بعد از وضو البته در نماز تأخیر نكند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ الآیة...
شراب اهل غفلت را و سر انجام وصفت اینست كه گفتیم، بار خداى را عز و جل بر روى زمین بندگانى اند كه آشامنده شراب معرفت اند، و مست از جام محبت. هر چند كه از حقیقت آن شراب در دنیا جز بویى نه، و از حقیقت آن مستى جز نمایشى نه، زانك دنیا زندان است، زندان چند بر تابد؟
هجرت

امروز چندانست، باش تا فردا كه مجمع روح و ریحان بود، و معركه وصال جانان، و رهى در حق نگران.

امید وصال تو مرا عمر بیفزود
خود وصل چه چیزست چو امید چنین است


شوریده بكلبه خمار شد، در مى داشت بوى داد. گفت: باین یك درم مرا شراب ده! خمار گفت: مرا شراب نماند. آن شوریده گفت: من خود مردى شوریده ام، طاقت حقیقت شراب ندارم! قطره بنماى تا از آن بویى بمن رسد، بینى كه از آن چند مستى كنم! و چه شور انگیزم! سبحان اللَه! این چه برقیست كه از ازل تابید، دو گیتى بسوخت. و هیچ نپائید؟
یكى را شراب حیرت از كاس هیبت داد، مست حیرت شد گفت :


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:النوبة الاولى
یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَیَسْأَلُونَكَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ یُبیِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآیَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿219﴾
درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرك و سودهایى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى‏پرسند چه چیزى انفاق كنند بگو مازاد [بر نیازمندى خود] را این گونه خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند باشد كه بیندیشید (219)
امید وصال
قوله تعالى:
یَسْئَلُونَكَ ترا مى پرسند
عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ از مى و قمار
قُلْ بگوى
فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ در مى و قمار بزه بزرگ است
وَ مَنافِعُ لِلنَاسِ و مردمان را در آن منفعتهاست،
وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما اما بزه مندى آن مهتر است از منفعت آن،
وَ یَسْئَلُونَكَ و ترا مى پرسند
ما ذا یُنْفِقُونَ كه چند نفقه كنیم
قُلِ الْعَفْوَ بگوى آنچه بسر آید از شما و ازیشان كه داشت ایشان واجب است بر شما،
كَذلِكَ چنین
هن یُبَیِنُ اللَهُ لَكُمُ الْآیاتِ پیدا میكند خداى شما را سخنان خویش، و نشانهاى مهربانى خویش.
لَعَلَكُمْ تَتَفَكَرُونَ تا مگر در اندیشید در آن منتها كه وى را بر شماست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: یَسْئَلُونَكَ ما ذا یُنْفِقُونَ الآیة...
فرمان آمد در قرآن چند جایگه كه أَنْفِقُوا مِمَا رَزَقَكُمُ اللَهُ و أَنْفِقُوا مِمَا رَزَقْناكُمْ نفقت كنید، و از آنچه شما را روزى كردیم چیزى بیرون دهید، پرسیدند كه چه دهیم؟ و چند دهیم؟ و فرا كه دهیم؟ و این پرسنده گویند كه عمرو بن الجموح بوده درین آیت جواب آمد كه فرا كه دهید: گفت هر چه نفقت كنید از مال خیر اینجا بمعنى مال است، فَلِلْوالِدَیْنِ یعنى على الوالدین، ابتدا به پدر و مادر كنید، و این یكى در نفقات واجب منسوخ گشت، اكنون نفقه پدر و مادر بر فرزندان واجب است، و زكاة و صدقه و وصیّت ایشان را حرام.
دیده

دلیل قرآن بر وجوب نفقه پدر و مادر آنست كه گفت: وَ قَضى رَبُكَ أَلَا تَعْبُدُوا إِلَا إِیَاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً و من الاحسان الانفاق علیهما.

و دلیل سنت آنست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت ان اطیب ما یأكل الرجل من كسبه و انّ ولده من كسبه.
وَ الْأَقْرَبِینَ و خویشاوندان یعنى ایشان كه نه وارثان اند، و فاضلتر آنست، كه احسان با پیوستگى خویش كند، و صدقه بایشان دهد، اگر چه با ایشان بخصومت بود، كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " افضل الصدقة على ذى الرحم الكاشح "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:..... أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَةَ الآیة...
... میگوید شما كه مؤمنانید مى پندارید كه بى رنجى و بلائى كه بشما رسد در بهشت شدید؟
جاى دیگر گفت أَ یَطْمَعُ كُلُ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُدْخَلَ جَنَةَ نَعِیمٍ؟ كَلَا! هر كس پندارد و طمع دارد كه در بهشت شود رنج نابرده و بار بلانا كشیده كلا! نه چنانست كه مى پندارند و طمع دارند،
والله غفور رحیم

همانست كه در خبر مى آید " الاحمق من اتبع نفسه هواها و تمنى على اللَه وَ لَمَا یَأْتِكُمْ مَثَلُ الَذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ الآیة... مضوا من قبلكم.
اى و لم یصبكم مثل الذى اصابهم، فتصبروا كما صبروا، میگوید پندارید كه در بهشت شوید و هنوز بشما نرسید آنچه بگروه پیشینیان رسید، و در صبر بر بلاها رنجها نه كشیدید چنانك ایشان كشیدند. و انگه تفسیر كرد كه ایشان را چه رسد.

مَسَتْهُمُ الْبَأْساءُ بایشان رسید درویشى و ناكامى و سختى وَ الضَرَاءُ و بیمارى و شكستگى اندام و گرسنگى گفته اند كه بأساء رنج تن بود، و ضراء زیان مال، ...

خواص گفته كه این بلاوبى كامى و درویشى و بى نوایى در دنیا لبسه مؤمنان است، و حیلت پیغامبران، و زینت عارفان، و رأس المال صدّیقان، فرعونى كه مطرود مملكت بود او را چهار صد سال عمر بود، كه هرگز او را تبى نگرفت، و رنجى نرسید و بى كامى ندید، و در آن تمرد و طغیان خود میگفت " أَنَا رَبُكُمُ الْأَعْلى" ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرِی "  حال آن دشمن چنین بود، و حال مصطفى بر خلاف این بود! ...


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ الآیة...
الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم

آنجا كه عنایت است پیروزى را چه نهایت است،
فضل خدا نهانى نیست، و بر فعل وى چون و چرایى نیست
و معرفت وى جز عطائى نیست،
بو جهل قرشى .... در آتش قطعیت سوختند،
و ذره معرفت ازیشان دریغ داشتند، و طلیعت آن دولت باستقبال صهیب و بلال به روم و حبشه فرستادند،
و قرآن مجید جلوه گاه ایشان كردند كه وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَهِ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿207﴾
و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است (207)
یا رب
قوله تعالى:
وَ مِنَ النَاسِ و از مردمان كسست
مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ كه خویشتن را مى خرد و دنیا مى فروشد
ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَهِ اسلام را و جستن خشنودى خداى را
وَ اللَهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ و اللَه سخت مهربان بخشاینده است بر رهیكان.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند و پیغام رسان را استوار گرفتند
ادْخُلُوا فِی السِلْمِ در صلح شید كَافَةً همگان بیكبار
وَ لا تَتَبِعُوا خُطُواتِ الشَیْطانِ و بر پى گامهاى دیو مروید و خلاف مجوئید
إِنَهُ لَكُمْ عَدُوٌ مُبِینٌ كه شیطان شما را دشمنى است آشكارا.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَوْلُهُ الآیة...
این در شأن مردى آمد از قریش، ازین منافقى، نیكوسخنى، بد فعلى، كه منظرى شیرین داشت و سخنى نرم و زبانى خوش اما كافر دل بود، و سوگند خوار و سخت خصومت و بد سیرت. آمد بر مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم و سوگند یاد كرد كه من ترا دوست دارم و بر دین توام. و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم او را بدین بنواخت و نزدیك خود كرد، و سخنش خوش آمد. گویند كه اخنس بن شریق بود و گویند كه ثعلبه بود.
الله

وَ یُشْهِدُ اللَهَ عَلى ما فِی قَلْبِهِ و آن گه خداى را مر گواه گرفتى كه آنچه میگویم راست است و دروغ بود و یُشْهِدُ اللَهَ خوانده اند بفتح یا و رفع هاء اللَه و معنى آنست كه خداى گواه است پنهان بد او در دل او.
وَ هُوَ أَلَدُ الْخِصامِ قال شدید القسوة فى معصیة اللَه، جدل بالباطل، عالم اللسان، جاهل للعلم، یتكلم بالحكمة و یعمل بالخطیئة. قال النبى : " انّ ابغض الرجال الى اللَه الالدّ الخصم "

وَ إِذا تَوَلَى سَعى فِی الْأَرْضِ الآیة...
دو معنى گفته اند این را، یكى آنست كه چون بر گردد از تو این منافق در زمین تباه كارى كند، كه جایى بگذشت و كشت زارى را دید، و آتش در آن زد، و چهار پاى را بكشت.
معنى دیگر آنست كه این منافق چون والى شود و او را ولایتى و عملى بود بیداد كند و فساد جوید تا اللَه تعالى بشومى وى باران باز گیرد، تا چهار پایان نیست شوند و كشت زار خشك گردد و تباه شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة...
...معنى حدیث آنست كه خداوند بزرگوار كردگار نامبردار بآدم صفى وحى فرستاد، كه اى آدم منم خداوند جهان و جهانیان، آفریدگار همگان، پادشاه كامران، منم خداوند بكة، نشینندگان در آن همسایگان منند، و زوّار آن وفد من اند، و مهمانان من اند، و در پناه من اند، باهل آسمان و زمین آبادان دارم و بزرگ گردانم این بقعه، تا از هر سویى و هر قطرى جوك جوك مى آیند مویهاشان از هم بر كرده، و رویها گرد گرفته از رنج راه، تكبیر گویان و لبیك زنان، روى بدان صحراى مبارك نهاده، و بخون قربان زمین آن رنگین كرده،
مناجات موسی

اى آدم! هر كه این خانه را زیارت كند، و در آن مخلص بود، وى مهمان منست، و از كسان منست، و از نزدیكان بمن است. سزاى جلال من آنست كه وى را گرامى كنم، و با تحفه رحمت و عطاء مغفرت باز گردانم،

اى آدم! در فرزندان تو پیغامبریست نام وى ابراهیم، خلیل من و گزیده من، بدست وى بنیاد این خانه بر آرم، و عمارت فرمایم، و شرف آن پیدا كنم، و سقایه آن پدید آرم، و حرم آن را نشان كنم، و پرستش خود در آن وى را بیاموزم. پس از وى جهانیان را فرا عمارت آن دارم، و توقیر و تعظیم آن در دلشان نهم، تا نوبت به محمد عربى رسد، خاتم پیغامبران، و چراغ زمین و آسمان، مولد و منشأ وى گردانم، مهبط وحى منزل كرامت وى كنم، سقایة و نقابة و ولایت آن بدست وى مقرر كنم، وانگه مؤمنانرا از اطراف عالم عشق آن در دل نهم، تا سر و پاى برهنه، ضیاع و اسباب بگذاشته، جان بر كف دست نهاده، مویها از هم بر كرده، رویها گرد گرفته، همى روند و گرد آن خانه طواف میكنند، و از ما آمرزش میخواهند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ وَلاَ تَحْلِقُواْ رُؤُوسَكُمْ حَتَّى یَبْلُغَ الْهَدْیُ مَحِلَّهُ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِیضًا أَوْ بِهِ أَذًى مِّن رَّأْسِهِ فَفِدْیَةٌ مِّن صِیَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذَا أَمِنتُمْ فَمَن تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَیْسَرَ مِنَ الْهَدْیِ فَمَن لَّمْ یَجِدْ فَصِیَامُ ثَلاثَةِ أَیَّامٍ فِی الْحَجِّ وَسَبْعَةٍ إِذَا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كَامِلَةٌ ذَلِكَ لِمَن لَّمْ یَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِی الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ ﴿196﴾

و براى خدا حج و عمره را به پایان رسانید و اگر [به علت موانعى] بازداشته شدید آنچه از قربانى میسر است [قربانى كنید] و تا قربانى به قربانگاه نرسیده سر خود را متراشید و هر كس از شما بیمار باشد یا در سر ناراحتیى داشته باشد [و ناچار شود در احرام سر بتراشد] به كفاره [آن باید] روزه‏اى بدارد یا صدقه‏ اى دهد یا قربانیى بكند و چون ایمنى یافتید پس هر كس از [اعمال] عمره به حج پرداخت [باید] آنچه از قربانى میسر است [قربانى كند] و آن كس كه [قربانى] نیافت [باید] در هنگام حج‏ سه روز روزه [بدارد] و چون برگشتید هفت [روز دیگر روزه بدارید] این ده [روز] تمام است این [حج تمتع] براى كسى است كه اهل مسجد الحرام [= مكه] نباشد و از خدا بترسید و بدانید كه خدا سخت ‏كیفر است (196)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَةِ... الآیة معاذ جبل و ثعلبة بن غنم هر دو از رسول خدا پرسیدند كه این ماه نو چونست كه مى افزاید و مى كاهد؟ و بر یك صفت نمى پاید؟
رب العالمین بجواب ایشان این آیت فرستاد قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنَاسِ... گفت ایشان را جواب ده كه حكمت در زیادت و نقصان ماه نو آنست كه تا هنگامها و وقتها بر مردم روشن شود، و راه برند بمزد مزدوران، و عدت زنان، و مدت باروران، و محل دینها، و تحقیق شرطها، و نیز ماه رمضان، و فطر، و روزگار حج، و ترتیب آن باین روشن میشود و بر خلق آسان.

الله
.....

گفته اند كه هلال اول ماه است تا دو شب بگذرد و بقول بعضى سه شب و بقول بعضى هفت شب، پس قمر گویند تا آخر ماه.
وَ لَیْسَ الْبِرُ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها حمزه و كسایى و بو بكر و قالون البیوت بكسر با خوانند باقى قرا بضمّ با، فالكسر لمكان الیاء و الضم على الاصل
مفسران گفتند كه در جاهلیت عادت داشتند كه از حج باز آمد ندید از بام سراى خویش در سراى آمد ندید، نه از در سراى، و بآن تعظیم حج میخواستند و كراهیت داشتندى پشت بر گردانیدن، از آن رب العالمین ایشان را فرمود تا این سنت و عادت جاهلیت دست باز دارند، و ایشان را خبر كرد كه این نه نیكى و پارسایى است، اگر نیكى و پارسایى میخواهید بآن پس بیان كرد كه پارسایى و نیكى چیست، گفت وَ لكِنَ الْبِرَ مَنِ اتَقى ... پارسایى و نیكى آنست كه آزرم اللَه نگه دارید و از خشم او بپرهیزید، و قیل معناء و لكنّ البر برّ من اتّقى لكن پارسایى پارسایى آن كس است كه از خشم و عذاب خداى بپرهیزید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ ... میگوید چون بندگان من مرا از تو پرسند، آن بندگانى كه بحلقه حرمت ما در آویختند. و در كوى ما گریختند، هر چه دون ماست گذاشتند، و خدمت ما برداشتند، با ما گرویدند و از اسباب ببریدند، عمامه بلا بر سر پیچیدند و مهر ما بجان و دل خریدند، عاشق در وجود آمدند و با عشق بیرون شدند.

و انا رب العالمین

با عشق روان شد از عدم مركب ما
روشن ز شراب وصل دائم شب ما
زان مى كه حرام نیست در مذهب ما
تا باز عدم خشك نیابى لب ما


این چنین بندگان، و این چنین دوستان چون مرا از تو پرسند، و نشان ما از تو طلبند، بدانك من بایشان نزدیكم ناخوانده و ناجسته، نزدیكم تا پیوسیده و نادریافته نزدیكم، باولیت خود، در صفت خود قیوم و قریبم، نه سزاى بنده را كه من بنعت خود نزدیكم !

این همانست كه كلیم خود را گفت موسى (ع)، آن شب دیجور در آن پایان طور نودى من شاطئ الوادى الایمن موسى را آواز دادند از كران وادى مبارك از سوى راست. بزرگوارا موسى ! كه از پس آمد كس بگوش سر خویش سخن حق نشنیده بود مگر موسى، خدا ندا داد او را كه یا موسى موسى بیقرار شد طاقتش برسید و صبرش برمید صبر با مهر كى برآید، جاوید دست مهر صبر رباید، موسى از سر سوز و وله و بى طاقتى گفت :
خواننده را شنوانیدى أین اطلبك؟ كجات جویم؟
ندا آمد كه اى موسى چنانك خواهى مى جوى، كه من با توام، نزدیك ترم بتو از جان تو در كالبد تو، و از رگ جان تو بتو، و ز سخن تو بدهن تو، الكلام كلامى، و النور نورى، و انا رب العالمین.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:6  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  •   

همه پیوندها