تبلیغات
ساری - مطالب ابر تفسیر قرآن

ساری

النوبة الثالثة
قوله تعالى :اعْلَمُوا أَنَ اللَهَ شَدِیدُ الْعِقابِ وَ أَنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ
شدید العقاب للاعداء، غفور رحیم للاولیاء .
وظیفه رسول فقط ابلاغ است
شدید العقاب دشمنان را قهر است و سیاست، غفور رحیم دوستان را نواخت است و كرامت .
در یك آیت قهر و لطف جمع كرد، تا بنده میان قهر و لطف در خوف و رجا زندگى كند، در قهر نگرد خائف شود، باز لطف بیند راجى گردد .
خوف حصار ایمان است و تریاق هوا، و سلاح مؤمن .
رجا مركب خدمت است و زاد اجتهاد و عدّت عبادت،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
قوله تعالى : وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ ﴿83﴾
و چون آنچه را به سوى این پیامبر نازل شده بشنوند مى‏ بینى بر اثر آن حقیقتى كه شناخته ‏اند اشك از چشم هایشان سرازیر مى‏شود مى‏گویند پروردگارا ما ایمان آورده ‏ایم پس ما را در زمره گواهان بنویس (83)

قرآن کریم.مائده

وَ إِذا سَمِعُوا و چون شنوند،
ما أُنْزِلَ إِلَى الرَسُولِ آنچه برسول فرو فرستادند
تَرى  أَعْیُنَهُمْ تو بینى چشمهاى ایشان
تَفِیضُ كه آب مى ریزد
مِنَ الدَمْعِ از اشك،
مِمَا عَرَفُوا مِنَ الْحَقِ از آنچه بشناختند از حق،
یَقُولُونَ همى گویند :
رَبَنا خداوند ما !
آمَنَا ما بگرویدیم، 
فَاكْتُبْنا مَعَ الشَاهِدِینَ ما را در گواهان خویش نویس.(83)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مقایسه آرای پروفسور بلادل و آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی
 علی کرم‌زاده
واژه « اسباب » پنج بار در قرآن ذکر شده است. مفسران این کلمه را به «راه‌ها»، «وسایل»، «ارتباطات» و حتی «علت‌ها» تفسیر کرده‌اند. اما در بین مستشرقین غربی؛ کوین فان بلادل (Kevin van Bladel) نظری متفاوت دارد. وی که مدیر گروه زبان و فرهنگ‌های خاور نزدیک در دانشگاه اوهایو است، با بهره‌گیری از مطالعات تاریخی سعی در ارائه معنای جدیدی دارد. بلادل قبل از ارائه معنای مورد نظر، سفر آسمانی را از ویژگی‌های افراد درستکار در بین ادیان مختلف می‌داند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تفسیر به رأی چیست؟
جواب:
تفسیر به معنای روشن ساختن چیزی كه ضروری و هویدا نیست و به معنای پرده‌برداری از چهره جمله یا لفظی كه معنای آن آشكار و واضح نیست،
تفسیر به رای
مطلبی نظری است كه چونان آرای نظری دیگر باید به بدیهی برگردد و در ظلّ مطلبی بیّن و آشكارْ مُبَیّن گردد و از این جهت فرقی بین مفرد و قضیّه هم نیست؛ زیرا مبادی تصوری همانند مبادی تصدیقی گاهی ضروری است و زمانی نظری و تفسیر در هر دو قسم جاری است.

تفسیر یك نحو تصدیق است؛ زیرا حكم به این كه معنای آیه و مقصود خداوند از آیه چنین است، نوعی قضیه و مسئله است.
از این رو علم تفسیر همانند علوم دیگر، دارای مبادی و مسائل است و در تعریف تفسیر همانند علوم دیگر باید قید "به قدر طاقت بشری" مأخوذ شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آیا تفسیر متون دینی بدون معرفت بُرُون‌دینی ممكن است یا نه و آیا حتماً تفسیر متن دینی محتاج به معرفت خارج از دین است، لیكن آیت ا... جوادی آملیمعرفت خارج حتماً باید مُدَلّل و مُنَقّح باشد یا نه؟
جواب:
بعضی از باحثانِ معرفت دینی، حقیقت جامع و كامل دین را تقطیع و " اِرْباً اِرباً " كرده، آن را " عِضیْن " ساختند؛ گاهی سیاست را از آن جدا و فتوا به " انفكاك دین از سیاست " داده‌اند یا "مدیریت علمی" را در قبال "مدیریت فقهی" قرار داده‌ اند كه مراد آنها از مدیریّت فقهی همان مدیریت دینی است.
زمانی علم را از آن دور كرده، حكم به جدایی علم از دین كرده‌ اند و گاهی سهم آن را در تشكیل هویّت انسان، كم رنگ كرده، امور دیگر نظیر فرهنگ ایرانی بودن و فرهنگ غرب یا شرق یا اقلیم دیگر را با آن سهیم دانستند و در ساختار هویّت انسان "شركت سهامی" را به ثبتِ شركت رساندند و واقعیت دین الهی را همانند فرهنگهای برخاسته از خواسته‌ های قومی، بومی، اقلیمی و مانند آن قرار دادند و سرانجام رأی به تساوی دین (فرهنگ الهی) و غیر دین (مانند فرهنگ ایرانی و فرهنگ غربی) در تأسیس و تشكیل هویّت انسانی داده‌اند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مدتی پیش با یکی از دوستان درباره‌ی آیه‌ی شریفه‌ی :
« تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ - از بستر پهلو تهی می‌کنند. (سجده/۱۶) »
که در توصیف بندگان شایسته، مخلص و عبادت‌پیشه است، صحبت می‌کردیم.

امام موسی صدر

آیه درباره‌ی کسانی است که پهلوهایشان شب هنگام با بستر خواب انس نمی‌گیرد.
در تفسیر آیه گفته‌اند منظور کسانی هستند که از بستر برمی‌خیزند تا نماز شب بخوانند.
شکی نیست که نماز شب از برترین و بافضیلت‌ترین عبادت‌هاست و « إِنَّ هَٰذِهِ تَذْكِرَةٌ ۖ فَمَن شَاءَ اتَّخَذَ إِلَىٰ رَبِّهِ سَبِیلًا- مسلما این پیامی است، پس هر كه خواهد راهى به سوى پروردگار خود در پیش گیرد. (انسان/۲۹)».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

حجیّت و نقش شأن نزول در تفسیر قرآن چگونه است؟
جواب:

علامه جوادی آملیبیاناتی كه در شأن و سبب نزول آیات قرآن كریم آمده است چند قسم است:
الف: بیاناتی كه به صورت تاریخ(١) است، نه روایتی از معصوم (علیه‌السلام)،
مانند این كه از ابن‌عباس نقل شود كه این آیه در چنین زمینه‌ای نازل شده است. این گونه شأن نزولها مانند اقوال مفسران تنها زمینه‌ساز برداشتهای تفسیری است و حجیّتی ندارد؛ البته اگر در موردی اطمینان حاصل شود، مانند آن كه از قول ابن‌عباس طمأنینه پدید آید خود آن وثوق و طمأنینه معتبر است، نه آن كه صرفِ تاریخ، اعتبار تعبّدی داشته باشد؛ بر خلاف حدیث معتبر كه حجّیت تعبدی دارد هر چند وثوق حاصل نشود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تفسیر قرآن چه ضرورتی دارد؟
جواب:

علامه جوادی آملیقرآن كریم از یك سو برای خود اوصافی یاد می‌كند كه ضرورت تفسیر آن را به همراه دارد و از سوی دیگر علومی را طرح می‌كند كه بدون تفسیر ادراك نمی‌شود؛ زیرا از طرفی خود را به عنوان سخن رصین و گفتار وزین و پر مغز می‌ستاید:
" إنّا سنلقی علیك قولا ً ثقیلا ً "(١)
و نیز سلسله جبال را در پیشگاه هَیْمَنه و سیطره خود خاضعْ و خاشع و متصدّع و متلاشی می‌داند:
" لو أنزلنا هذا القران علی جبلٍ لرأیته خاشعاً متصدّعاً من خشیة الله وتلك الأمثال نضربها للناس لعلّهم یتفكرون"(٢)
و همچنین همگان، اعم از پری و انسان را به مصاف و مبارزه فرا می‌خواند و عجز آنان را در این تحدّیِ نَفْس گیر و جامع اعلام می‌دارد:
"قل لئن اجتمعت الإنس والجن علی أن یأتوا بمثل هذا القران لا یأتون بمثله ولو كان بعضهم لبعضٍ ظهیراً "(٣).


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تفسیر به معنای روشن كردن و پرده‌ برداری از چهره كلمه یا كلامی است كه بر اساس قانونِ محاورهْ و فرهنگِ مفاهمهْ ایراد شده باشد علامه جوادی آملیو معنای آن آشكار و واضح نباشد.
قهراً لفظی كه معنای آن بدیهی است بی‌نیاز از تفسیر است؛ چنانكه كلمه یا كلامی كه با تَعْمِیه و اِلغاز ادا شده و از سنخ معمّا و اَلغاز باشد بر محورِ فرهنگ محاوره و تفاهم ایراد نشده است و حكم ویژه خود را دارد. بنابراین، لفظِ مفرد یا جمله‌ای كه با تدبّر و تأمّل خردمندانه در آن، مبادی تصوّری و تصدیقی روشنی پیدا می‌كند، نیازمند به تفسیر است و تفسیر آن عبارت است از: تحلیل مبادی مزبور و رسیدن به مقصود متكلم و مدلول بسیط و مركب لفظ و تفسیر به این معنا اختصاصی به متون دینی مانند قرآن كریم ندارد. گرچه شرح خصوص قرآن به فنّ تفسیر معروف شده است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سوره 114: الناس
Chapter 114: AN-NAS - MANKIND
   قرآن.سوره حمد
   بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
 به نام خداوند رحمتگر مهربان
In the name of Allah, Most Gracious, Most Merciful

   قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿1﴾ 
بگو پناه مى ‏برم به پروردگار مردم
say: 'i take refuge with the lord of people

   مَلِكِ النَّاسِ ﴿2﴾
پادشاه مردم
the king of people

   إِلَهِ النَّاسِ ﴿3﴾
 معبود مردم
the god of people

   مِن شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴿4﴾
 از شر وسوسه‏ گر نهانى
from the evil of the slinking whisperer

   الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ﴿5﴾
آن كس كه در سینه‏ هاى مردم وسوسه مى‏ كند

who whispers in the chests of people 

   مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ ﴿6﴾
 چه از جن و [چه از] انس
both jinn and people
 
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: این سوره دارای شش آیه و در مدینه بر رسول اکرم (ص) نازل شده است.

     آغاز این سوره شریف با < قُلْ > به معنی < بگو > می باشد؛ بنظر میرسد این کلمه یک  امر  از سوی خداوند باشد ؛ امری که تنها در لفظ نبوده بلکه مفهوم عمل را میرساند؛ یعنی مخاطب صرفا به < گفتن > اکتفا نکرده و برای رسیدن به مقصود می بایست عمل یا اعمالی را مرتکب شود.

     اگر صرف بیان یا گفتن یک کلمه  یا جمله ای در میان بوده باشد؛ گویا بایستی از واژه دیگری استفاده میشد؛ چنانچه خداوند در اولین آیه نازل شده بر پیامبرش ؛ آنجا که می فرماید:

 "  اقرا باسم ربک الذی خلق "


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ
و هر كه جز اسلام دینى (دیگر) جوید هرگز از وى پذیرفته نشود و وى در آخرت از زیانكاران است (آل عمران - 85)
دین فقط اسلام
قوله تعالى:
وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً و هر كه جز از اسلام دینى جوید،
فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ به نپذیرند از وى،
وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ ( 85 ) و وى در آن جهان از زیان كارانست.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ .....
خدایا

حج عوام دیگرست، و حج خواص دیگر،
حجّ عوام قصد كوى دوست است، و حج خواص قصد روى دوست،
آن رفتن بسراى دوست، و این رفتن براى دوست !

در دم نه ز كعبه بود كز روى تو بود
مستى نه ز باده بود كز بوى تو بود.


عوام بنفس رفتند در و دیوار دیدند، خواص بجان رفتند گفتار و دیدار یافتند،
 
روش خاصگیان درین راه چنانست كه آن جوانمرد گفته :


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَاتَّقُواْ یَوْمًا تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا كَسَبَتْ وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ ﴿281﴾
و بترسید از روزى كه در آن‏، به سوى خدا بازگردانده مى‏شوید، سپس به هر كسى (پاداش‏) آنچه به دست آورده‏، تمام داده شود؛ و آنان مورد ستم قرار نمى‏گیرند. (281)
روز رستاخیز

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِذَا تَدَایَنتُم بِدَیْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَلْیَكْتُب بَّیْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَلاَ یَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ یَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللّهُ فَلْیَكْتُبْ وَلْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ وَلْیَتَّقِ اللّهَ رَبَّهُ وَلاَ یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئًا فَإن كَانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهًا أَوْ ضَعِیفًا أَوْ لاَ یَسْتَطِیعُ أَن یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ بِالْعَدْلِ وَاسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ یَكُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاء أَن تَضِلَّ إْحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الأُخْرَى وَلاَ یَأْبَ الشُّهَدَاء إِذَا مَا دُعُواْ وَلاَ تَسْأَمُوْاْ أَن تَكْتُبُوْهُ صَغِیرًا أَو كَبِیرًا إِلَى أَجَلِهِ ذَلِكُمْ أَقْسَطُ عِندَ اللّهِ وَأَقْومُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَى أَلاَّ تَرْتَابُواْ إِلاَّ أَن تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِیرُونَهَا بَیْنَكُمْ فَلَیْسَ عَلَیْكُمْ جُنَاحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوهَا وَأَشْهِدُوْاْ إِذَا تَبَایَعْتُمْ وَلاَ یُضَآرَّ كَاتِبٌ وَلاَ شَهِیدٌ وَإِن تَفْعَلُواْ فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَیُعَلِّمُكُمُ اللّهُ وَاللّهُ بِكُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
﴿282﴾


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: لَیْسَ عَلَیْكَ هُداهُمْ جل اللَه العظیم، و تعالى الواحد الصمد القدیم، لا اله الّا هو رب العرش الكریم.

بهشت و دوزخ

بزرگ است و بزرگوار، خداوند كردگار، جبار كامگار،
رسنده بهر چیز و دانا بهر كار،
پاك از انباز و بى نیاز از یار، خود بى یار و همه عالم را یار،
دارنده هر كس سازنده هر چیز، كننده هر هست چنان كه سزاوار،
نه در پادشاهى او را وزیر، نه در كاردانى او را مشیر، نه در كردگارى او را نظیر،
خود پادشاهست و خود داور، گشاینده هر در، آغاز كننده هر سر،
دل كه گشاید خود گشاید، بچشمها حق خود آراید، راه كه نماید خود نماید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل فى البیعمال شبهه ناک
هر مسلمانى كه خرید و فروخت كند، بر وى واجب است و فریضه كه علم بیع بیاموزد، بحكم آن خبر كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " طلب العلم فریضة على كلّ مسلم "

....  و درین باب آنچه مهم است و لابد باید كه بداند كه با پنج كس معاملت نباید كرد: با كودك و با دیوانه و با نابینا و با بنده و با حرام خوار.

اما كودك نابالغ بیع وى باطل بود اگر چه بدستورى ولىّ باشد. و بیع دیوانه همچنین، هر كه ازیشان چیزى فرا ستاند در ضمان وى باشد اگر تلف آید، و هر چه بایشان دهد و هلاك شود بر ایشان تاوان نبود، كه وى خود ضایع كرد كه بایشان داد. اما بنده خرید و فروخت وى بى دستورى سید باطل بود، و چون دستورى نیافته باشد هر كه چیزى از وى فراستاند در ضمان وى بود، و اگر بوى دهد تاوان نتواند خواست، تا آن گه كه از بندگى آزاد شود. اما نابینا معاملت با وى بظاهر مذهب باطل باشد مگر وكیلى بینا فرا كند و آنچه فراستاند در ضمان وى شود كه وى مكلف است و آزاد. اما حرام خواران چون تركان و ظالمان و دزدان و كسانى كه ربوا دهند و رشوت ستانند، هر چند كه معاملت با ایشان روا نیست، اما بظاهر شرع درست باشد، پس اگر داند بحقیقت كه آنچه میفروشد ملك وى نیست بیع باطل بود، و اگر در شك بود بیع درست است، اما از شبهت خالى نبود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِ وَ الْأَذى
اى شما كه مؤمنانید و گرویدگانید مواساة كه با درویشان كنید از فرائض زكاة و تطوّع صدقات و انواع برّ و مكرمات، نگرید تا منّ و اذى فرا پى آن ندارید، و درویش را نرنجانید، بآنك روى ترش كنید، و پیشانى فراهم كشید، و سخن با وى بعنف گوئید، و وى را بدان عطا كار فرمائید، و بسبب درویشى خوار دارید، و بچشم حقارت بوى نگرید، كه اگر چنین كنید عمل شما باطل شود و ثواب آن ضایع گردد.
والله واسع علیم
.....  و گفته اند منت بر نهادن آنست كه چون صدقه داد باز گوید كه من با فلان نیكى كردم، و او را بپاى آوردم، و شكستگى وى را جبر كردم. و اذى نمودن آنست كه احسان خود با درویش فاكسى گوید كه درویش نخواهد كه آن كس از حال وى خبر دارد و نام و ننگ وى داند.

كَالَذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَاسِ الآیة... كابطال الذى ینفق ماله رئاء الناس و هو المنافق یعطى، لیوم انه مؤمن. میگوید شما كه مؤمنان اید صدقات خویش بمنّ و اذى باطل مكنید چنانك آن منافق كه ایمان بخداى و روز رستاخیز ندارد صدقات خود بریاء مردم باطل میكند، و ریاء وى آنست كه بمردم مى نماید كه وى مؤمن است بآن صدقه كه میدهد، پس رب العالمین این منافق را و آن منت بر نهنده را مثل زد گفت " فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ " اى فمثل صدقته، مثل صدقه ایشان راست مثل سنگى نرم است سخت كه بر آن خاك خشك باشد و بارانى تیز بوى رسد، چنانك از آن خاك بر سنگ هیچیز بنماند و نتوانند كه از آن چیزى با دست آرند، فردا در قیامت كردارهاى ایشان همه باطل و نیست شود، و نتوانند كه از ثواب آن نفقه ایشان چیزى با دست آرند. اینست كه اللَه گفت لا یَقْدِرُونَ عَلى شَی ءٍ مِمَا كَسَبُوا همانست كه جاى دیگر گفت مَثَلُ الَذِینَ كَفَرُوا بِرَبِهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَتْ بِهِ الرِیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ لا یَقْدِرُونَ مِمَا كَسَبُوا عَلى شَی ءٍ جاى دیگر گفت وَ الَذِینَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِیعَةٍ الآیة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مَثَلُ الَذِینَ یُنْفِقُونَ الآیة... مثل در قرآن بر دو معنى است، هر جا كه آن را جواب نیست مثل صفت است، چنان كه گفت مَثَلُ ربالْجَنَةِ الَتِی... آن را جواب نكرد بمعنى صفت است، و هر جا كه مثل گفت و آن را جواب داد، چنانك اینجا، مثل بمعنى شبه است. و در آیت اضمار است اى: ( مثل نفقة الذین ینفقون) نمون نفقه ایشان كه هزینه میكنند بر غازیان، و بر تن خویش در غزاها از بهر خدا، كَمَثَلِ حَبَةٍ برسان دانه است كه از دست كارنده هفت خوشه رویاند، در هر خوشه صد دانه، چنانك یكى به هفتصد میرساند، رب العالمین با صدقه بنده مؤمن كه در راه خدا بود همین كند، یكى به هفتاد رساند وز هفتاد به هفتصد وز هفتصد بآنچه كس نداند مگر اللَه

اینست كه رب العزة گفت: وَ اللَهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ اهل معانى گفتند اختلاف جزاء اعمال بندگان دلیل است، بر اختلاف اعمال ایشان و تفاوت نیات در آن، هر چه مخالفت نفس در آن تمامتر و اخلاص در آن بیشتر و رضاء خدا بآن نزدیكتر، جزاء آن نیكوتر و تمامتر، ازینجاست كه جزاء اعمال جایى عَشْرُ أَمْثالِها گفت، جایى جایى أَضْعافاً كَثِیرَةً.

" سبعمائة " و خلاف نیست كه نیّت و اخلاص سابقان در طاعت ، تمامتر است از نیت و اعمال مقتصدان، و نیّت مقتصدان تمامتر از نیت ظالمان، پس جزاء ایشان لا محالة تمامتر بود از جزاء اینان.

ضحاك گفت من اخرج درهما من ماله ابتغاء مرضات اللَه فله فى الدنیا بكل درهم سبعمائة درهم خلفا عاجلا و الفا الف درهما یوم القیمة وَ اللَهُ واسِعٌ عَلِیمٌ وسع كل شى ء رحمة و علما، اللَه فراخ رحمت است و همه دان.

رحمت و علم وى بهر چیز رسیده، ذره از موجودات از علم و رحمت وى خالى نه، عموم رحمت را گفت رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَ شَی ءٍ كمال علم را گفت قَدْ أَحاطَ بِكُلِ شَی ءٍ عِلْماً الَذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَهِ این نفقت درین هر دو آیة صدقه است از بهر خدا، و پیش از زكاة مفروضة فرو آمد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا
ولیّهم و مولاهم و والیهم و متولیهم از روى معنى همه یكسان اند، میگوید اللَه خداوند مؤمنان است ، كار ساز و یارى دهنده ایشانست، و راهنماى و دلگشاى دوست ایشانست.
رزاق

در بعضى اخبار مى آید از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلم كه گفت كسى كه كعبه مشرف معظم خراب كند و سنگ از سنگ جدا كند و آتش در آن زند در معصیت چنان نباشد كه بدوستى از دوستان اللَه استخفاف كند،
اعرابیى حاضر بود، گفت یا رسول اللَه این دوستان اللَه كه اند؟
گفت مؤمنان همه دوستان خدااند و اولیاء وى، نخوانده اى این آیت كه اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا
نظیرش آنست كه گفت جل جلاله ذلِكَ بِأَنَ اللَهَ مَوْلَى الَذِینَ آمَنُوا وَ أَنَ الْكافِرِینَ لا مَوْلى لَهُمْ میگوید اللَه یار و دوست مؤمنانست و كافران را نه.
و نه خود درین جهان دوست و كار ساز مؤمنانست كه در آن جهان همچنانست، چنانك گفت " نَحْنُ أَوْلِیاؤُكُمْ فِی الْحَیاةِ الدُنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا الآیة.... ... میگوید اللَه دوست و یار مؤمنان است، یعنى از سه روى:
یكى از روى هدایت،
یكى از روى نصرت،
یكى از روى جزاء طاعت،
الله لا اله الا هو

اما آنچه از روى هدایت است، میگوید اللَه خداوند مؤمنان است، ایشان را راه مى نماید و بر راه دین خود میدارد، و حجت توحید بریشان روشن میدارد، تا ایشان را ایمان و راست راهى مى افزاید، همانست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت در دعا " اللهم آت نفسى تقواها، انت خیر من زكّاها، انت ولیّها و مولیها "
ولى و مولى هر دو یكسانست، و بمعنى هادى است و كذلك قوله تعالى وَ مَنْ یُضْلِلِ اللَهُ فَما لَهُ مِنْ وَلِیٍ مِنْ بَعْدِهِ و قال تعالى وَ مَنْ یُضْلِلْ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ وَلِیًا مُرْشِداً


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: اللَهُ لا إِلهَ إِلَا هُوَ الآیة... اللَه من له الالهیة و الربوبیة، اللَه من له الاحدیة و الصمدیة، ثبوته احدى، و كونه صمدى، بقاؤه ازلى و سناؤه سرمدى.
الله

اللَه نام خداوندى كه ذات او صمدى و صفات او سرمدى
بقاء او ازلى و بهاء او ابدى
جمال او قیومى، و جلال او دیمومى
نامدارى بزرگوار، در قدر بزرگ و در كردار، در نام بزرگ و در گفتار
برتر از خرد و پیش از كى، و مه از مقدار
جلیلا خدایا كه كرد كارست و خوب نگار
عالم را آفریدگار و خلق را نگهدار
دشمن را دارنده و دوست را یار
امیدها را نقد و ضمانها را بسنده
و كار هر خصم را پذیرنده و هر جرم را آموزگار
مرید را قبله و دل عارف را یادگار


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

لا إِلهَ إِلَا هُوَ كلمه اخلاص است، كه بندگان را بدان خلاص است، سى و هفت جایگه در قرآن این كلمه بگفته، و عالمیان را بآن بخوانده و عملها بدان پذیرفته، و پیغامبران بآن فرستاده. یقول تعالى و تقدس وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَهُ لا إِلهَ إِلَا أَنَا فَاعْبُدُونِ و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت ان افضل ما اقول انا و ما قال النبیّون من قبلى لا اله الا اللَه
الله لا اله الا هو
....
بكر بن عبد اللَه المزنى روایت كند كه پادشاهى بود در روزگار گذشته ازین متمردى بد مرد، طاغیى شوخگن، جبارى بت پرست، كه تا بود آئین كفر و بت پرستى راست میداشت و آن را مى برزید و خلق را بر آن میخواند و مسلمانان را مى رنجانید.

مسلمانان بغزاء وى شدند و نصرت مسلمانان را بود، و او را بگرفتند بقهر و خواستند كه او را تعذیب كنند تا در عذاب هلاك شود، قمقمه عظیم بساختند و او را در آن نشاندند در میان آب، و آتش در زیر آن كردند، آن مرد طاغى در آن عذاب بتان را یكان یكان مى خواند، و ازیشان فریاد رسى همى جست، میگفت یا فلان و یا فلان أ لم اكن اعبدك، الم امسح وجهك و افعل و افعل؟ چون ازیشان درماند و فریاد رسى نبود، روى سوى آسمان كرد و باخلاص گفت لا اله الا اللَه همان ساعت بفرمان اللَه بر مثال ناودانى در هوا پیدا شد، آبى سرد از آن روان شد، بسر وى فرود آمد، بادى عاصف فرو گشاد، آن آتش را بكشت و قمقمه برداشت و هم چنان در هوا مى برد تا در میان قوم خویش بزمین آمد، و هم چنان میگفت لا اله الّا اللَه قوم وى او را از قمقمه بیرون آوردند و گفتند ما امرك و ما شأنك؟ وى قصه خویش بگفت، و آن قوم همه مسلمان شدند. مؤمنانرا آن حال عجب آمد، یكى ازیشان بخواب دید كه رب العزة جل جلاله ندا كرد و گفت " انه دعا آلهته فلم تجبه، و دعانى فاجبته و لم اكن كالصّم البكم الذین لا یعقلون"


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و عن الحسن بن ابى الحسن قال: جف القلم و قضى القضاء و تم القدر بتحقیق الكتاب و تصدیق الرسل، و سعادة من عمل و اتّقى، و شقاء من ظلم و اعتدى، و بالولایة من اللَه للمؤمنین و التبرئة من اللَه للمشركین، من كفر بالقدر فقد كفر بالاسلام.
الله جمیل

و روى عن الحسین بن على (ع) قال " ان القدریة لم یرضوا بقول اللَه و لا بقول الملائكة و لا بقول النبیین و لا بقول اهل الجنة و لا بقول اهل النار و لا بقول اخیهم ابلیس، اما قول اللَه تعالى فانه یقول وَ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ اما قول الملائكة سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلَا ما عَلَمْتَنا و امّا قول النبیین، فقول نوح  وَ لا یَنْفَعُكُمْ نُصْحِی إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كانَ اللَهُ یُرِیدُ أَنْ یُغْوِیَكُمْ " و قول موسى: إِنْ هِیَ إِلَا فِتْنَتُكَ " و امّا قول اهل الجنة: الْحَمْدُ لِلَهِ الَذِی هَدانا لِهذا وَ ما كُنَا لِنَهْتَدِیَ، لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَهُ و اما قول اهل النار:
لَوْ هَدانَا اللَهُ لَهَدَیْناكُمْ و اما قول ابلیس: رَبِ بِما أَغْوَیْتَنِی.

و قال جعفر بن محمد الصادق (ع ) جلّ العزیز ان یأمر بالفحشاء و عزّ الجلیل ان یكون فى ملكه ما لا یشاء .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تِلْكَ آیاتُ اللَهِ الآیة... اى هذه آیات اللَه، یعنى القرآن نَتْلُوها عَلَیْكَ بِالْحَقِ اى بصدق الحدیث. میگوید این آیات و كلمات قرآن سخنان اللَه است كه براستى بر تو میخوانیم.
الله

جاى دیگر گفت نَتْلُوا عَلَیْكَ مِنْ نَبَإِ مُوسى و كلا نقص علیك من انباء الرسل، فاذا قرأناه فاتبع قرآنه این همه دلائل اند كه خداى را عز و جل خواندن است. و یشهد لذلك قول النبى صلّى اللَه علیه و آله و سلم  " كان الناس لم یسمع القرآن حین سمعوه، من فى الرحمن یتلوه علیهم
وَ إِنَكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ اى الى الخلق كافة، میگوید تو از فرستادگانى بجهانیان، و جهانیان همه امت تواند، یعنى امت دعوت.

و در جمله بدانك امت وى بر سه قسم اند:
امت دعوت ،
امت اجابت ، و
امت اتباع ،
اما امت دعوت آنست كه اللَه گفت كَذلِكَ أَرْسَلْناكَ فِی أُمَةٍ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِها أُمَمٌ الى قوله وَ هُمْ یَكْفُرُونَ بِالرَحْمنِ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طَالُوتَ مَلِكًا قَالُوَاْ أَنَّى یَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْكُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِی مُلْكَهُ مَن یَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ﴿247﴾

و پیامبرشان به آنان گفت در حقیقت ‏خداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنكه ما به پادشاهى از وى سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشى داده نشده است پیامبرشان گفت در حقیقت‏ خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نیروى] بدنى بر شما برترى بخشیده است و خداوند پادشاهى خود را به هر كس كه بخواهد مى‏دهد و خدا گشایشگر داناست (247)
الله

قوله تعالى:
وَ قالَ لَهُمْ نَبِیُهُمْ پیغامبر ایشان ایشان را گفت
إِنَ آیَةَ مُلْكِهِ نشان ملك او بر شما
أَنْ یَأْتِیَكُمُ التَابُوتُ آنست كه تابوت آید بشما،
فِیهِ سَكِینَةٌ مِنْ رَبِكُمْ در آن تابوت سكینة از خداوند شما،
وَ بَقِیَةٌ مِمَا تَرَكَ آلُ مُوسى وَ آلُ هارُونَ چیزى كه مانده از آنچه از آل موسى و از آل هارون باز ماند
تَحْمِلُهُ الْمَلائِكَةُ فریشتگان آن را بردارند و آرند،
إِنَ فِی ذلِكَ لَآیَةً لَكُمْ در آن نشانیست شما را كه ملك طالوت باذن خداست و رضا و اصطفاء او،
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ اگر گرویدگانید، دانید كه چنین است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:6  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  •   

همه پیوندها