ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...و فرق میان تفسیر و تأویل آنست كه تفسیر علم نزول و شأن و قصه آیت است و این جز بتوقیف و سماع درست نیاید، و نتوان گفت الّا بنقل و اثر و تأویل حمل آیت است بر معنى كه احتمال كند، و استنباط این معنى بر علما محظور نیست بعد از آن كه موافق كتاب و سنت باشد.
قرآن

استعمال تفسیر یا در الفاظ غریب باشد چنان كه بحیره و سائبه و وصیله، یا در سخن موجز باشد كه حاجت بشرح دارد چون أَقِیمُوا الصَلاةَ وَ آتُوا الزَكاةَ یا سخنى كه قصه در آن تعبیه باشد و تا آن قصه بندانند آن سخن متصور نشوند چنان كه گفت: إِنَمَا النَسِی ءُ زِیادَةٌ فِی الْكُفْرِ.
اما استعمال تأویل گاه بر سبیل عموم بود، گاه بر سبیل خصوص. چنان كه كفر گاه در جحود مطلق كار فرمایند و گاه در جحود بارى جل ثنائه على الخصوص، و چون ایمان  كه گاه در تصدیق مطلق كار فرمایند و گاه در تصدیق دین حق على الخصوص.
و هم از تأویل است لفظى مشترك میان معنیهاى مختلف، چنان كه لفظ وجد كار فرمایند هم در جدة و هم در وجد و هم در وجود  هم از تأویل است آنچه رب العالمین گفت: لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ میان علما اختلاف است كه این بصر عین است یا بصر قلب.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.