النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ الْجِنَّ الایة سدّت بصائرهم و كلّت ضمائرهم فاكتفوا بكلّ منقوص ان یعبدوه، و رضوا بكل مخذول ان یدعوه.
توحید و تنزیه و تعظیم

راندگان حضرت ‏اند و خستگان عدل و سوختگان قهر.
بتیغ هجران خسته، و بمیخ « ردّوا » بسته.

آرى!
كاریست ساخته، و قسمتى رفته، نفزوده و نكاسته.
چتوان كرد كه اللَّه چنین خواسته.
صفت آن بیگانگان است كه خداى را نشناختند، و به بیحرمتى و ناپاكى آواز شرك برآوردند، و دیگرى را با وى در خدایى انباز كردند، تا از راه هدى بیفتادند.
امروز درماتم بیگانگى و مصیبت جدایى، و فردا على رؤس الاشهاد فضیحت و رسوایى، و در سرانجام خشم الهى و عذاب جاودانى.

بَدِیعُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ توحید است.
أَنَّى یَكُونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ تنزیه است
« وَ خَلَقَ كُلَّ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ » تعظیم است.

امّا توحید آنست كه در هفت آسمان و هفت زمین خدا است، كه یگانه و یكتا است. در ذات بى ‏شبیه، و در قدر بى ‏نظیر، و در صفات بی همتا است.
تنزیه آنست كه از عیب پاك است، و از نقصان منزّه و مقدس، و از آفات برى، نه محل حوادث، نه حال گرد، نه نونعت، نه تغیّر پذیر.
پیش از كى قایم، و پیش از كرد جاعل،
پیش از خلق خالق، پیش از صنایع قدیر.
تعظیم آنست كه بقدر از همه بر است، و بذات و صفات زبر است. علوّ و برترى صفت و حق اوست، توان بر كمال و دانش تمام نعت عزت اوست. نه در نعت مشابه، نه در صفت مشارك.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.